سفر وزیر کار به پیرانشهر برای بررسی وضعیت بیمه کولبرها

موکریان ــ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از تخصیص یارانه ۹ هزار میلیارد ریالی از سوی دولت برای افزایش رفاه اجتماعی مرزنشینان خبر داد. وی هدف از سفر خود به پیرانشهر را بررسی سه محور راه اندازی اورژانس اجتماعی، اشتغال و رسیدگی به وضعیت کوله بران اعلام کرد و گفت “اورژانس اجتماعی در هفته جاری در آذربایجان غربی و از جمله پیرانشهر راه اندازی می شود”.

به گزارش خبرگزاری موکریان، علی ربیعی در شهرستان مرزی پیرانشهر در جنوب آذربایجان غربی با اشاره به بهبود وضعیت کوله بران در دولت یازدهم اظهارداشت: “دولت بخشی از بار کوله بران را به دوش می کشد و برای حل مشکلات آنان تلاش می کند”.

وی با بیان اینکه کولبری، واقعیت معیشت مرزی را نشان می دهد و سالم ترین معیشت در بین مرزنشینان به شمار می رود افزود: “کوله بری باید با حفظ سلامت جسمانی مرزنشینان همراه باشد و استفاده از ایده چرخ دستی برای حمل بار توسط کوله بران نیاز به مطالعه دارد”.

ربیعی در ارتباط با بیمه کوله بران نیز گفت: “پذیرش بیمه کوله بران در ابتدا کمی سخت به نظر می رسید اما با بررسی ها کامل این طرح عملی شد و علاوه بر پیرانشهر، کوله بران سایر شهرهای مرزی نیز از این مزیت بهره مند شدند”.

وی با اشاره به اینکه با استفاده از این طرح کوله بران بازنشسته می شوند و از بیمه سلامت نیز استفاده می‌کنند عنوان کرد: “صندوق تعاونی بازارچه و صندوق تعاونی کوله بران تشکیل شده که این صندوق ها در صورت تشکیل از طریق اعطای تسهیلات کم بهره مورد حمایت قرار می گیرد”.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی هدف از سفر خود به پیرانشهر را بررسی سه محور راه اندازی اورژانس اجتماعی، اشتغال و رسیدگی به وضعیت کوله بران اعلام کرد و گفت: “اورژانس اجتماعی در هفته جاری در آذربایجان غربی و از جمله پیرانشهر راه اندازی می شود”.

وی در خصوص درخواست نماینده مردم پیرانشهر و سردشت مبنی بر احداث درمانگاه تامین اجتماعی پیرانشهر اعلام کرد: “دستور لازم جهت احداث این طرح صادر شد و به زودی احداث درمانگاه تامین اجتماعی سردشت نیز آغاز می شود”.

وی در خصوص اشتغالزایی در استان مرزی آذربایجان غربی و شهرستان پیرانشهر نیز اعلام کرد جزئیات طرح اشتغالزایی آذربایجان غربی مشخص شده و بخش فنی و حرفه ای جهت آموزش متقاضیان در این مسیر مورد تاکید قرار گرفته است.

وی همچنین با اشاره به مشکلات آموزش و پرورش اعلام کرد که در پیرانشهر با بحث بازماندگی از تحصیل مواجه هستیم و باید سعی شود تا این دانش آموزان به مدرسه بازگردند.

به گفته وی بخش فرهنگی یکی از اصلی ترین دلایل بازماندگی از تحصیل دانش آموزان در شهرهای کوچک همچون پیرانشهر است که باید مورد توجه و آسیب شناسی قرار گیرد.

ربیعی در خصوص ظرفیت های پیرانشهر در بخش اشتغالزایی نیز گفت: “این شهرستان در صنایع تبدیلی، خدمات، کشاورزی و صنعت ظرفیت بالایی دارد”.

وزیر کار با اشاره به اینکه آب فراوانی در پیرانشهر وجود دارد، اظهار کرد: “برنامه تجهیز زمین های کشاورزی به سامانه آبیاری مدرن به خوبی پیش رفته و اعتبارهای خوبی نیز جذب شده است که آثار اشتغالزایی آن به زودی مشخص می شود”.

به گفته وزیر کار در بخش خدمات نیز امکان ایجاد اشتغال در این شهرستان وجود دارد و بازارچه های مرزی نیز می تواند در این مسیر مفید باشد.

وی به ظرفیت های این شهرستان در حوزه ICT نیز اشاره کرد و ادامه داد: “تحصیل کرده های زیادی در این زمینه در پیرانشهر و مناطق کردنشین وجود دارد و اکنون نرم افزار (شوفر) طراحی شده توسط جوانان تحصیل کرده سنندج به اروپا صادر می شود”.

وی گفت: “زبان کردی زبان تعداد زیادی از مردم جهان است و در بخش تولید نرم افزار ظرفیت بالایی وجود دارد و بنده آماده حمایت از تولیدکنندگان در این بخش هستم”.

وی با تاکید بر اینکه ارتباطات مرزی از سال های دور در پیرانشهر وجود داشته است، افزود: “فروش کالا در پیرانشهر ایده درستی است ولی این مساله نباید از توسعه گردشگری در این شهرستان جلوگیری کند”.

وی افزود: “اسکان شبانه گردشگرانی که برای خرید به پیرانشهر می آیند، می تواند برای مردم این شهرستان اهمیت زیادی داشته باشد زیرا حضور یک خانواده و استفاده از جاذبه های گردشگری به اقتصاد منطقه کمک می کند”.

وی با تاکید بر اینکه پیرانشهر نیاز به احداث هتل های لوکس ندارد، افزود: “امروزه گردشگران اقامت شبانه در یک خانه سنتی روستایی و غذاهای محلی را ترجیح می دهند”.

به گفته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ایجاد تورهای خانوادگی، گردشگری و بوم گردی می تواند اقتصاد شهرستان را شکوفا کند و این زیرساخت ها باید در شهرستان ایجاد شود.

ادامه خواندن سفر وزیر کار به پیرانشهر برای بررسی وضعیت بیمه کولبرها

بازرس ويژه رئيس‌جمهوري براي ساماندهي كولبرها

موکریان ــ ماجراي کولبرها در مرزهاي غربي کشور هرازچندگاهي به رسانه‌ها بازمي‌گردد. کولبرها همان کساني هستند که از آن سوي مرزهاي غربي، کالاهايي را بر دوش خود مي‌گيرند و از مسيرهاي کوهستاني وارد کشور مي‌کنند. برخي از اينها در جريان واردکردن کالا با مشکلاتي مواجه مي‌شوند. گرفتارشدن زير آوار بهمن در فصول سرما يکي از مشکلات کولبرهاست. اما به غير از اين، آنها با مشکلات ديگري هم دست‌و‌پنجه نرم مي‌کنند که «رسول خضري» نماينده پيرانشهر و سردشت در آخرين جلسه علني مجلس درباره يکي از آنها به وزير کشور تذکر کتبي داد: «تذکر به وزير کشور درخصوص تسريع در رفع فوري مشکلات پيش‌آمده براي کولبران زحمتکش معبر مرزي پيرانشهر در ٢٧ تيرماه ٩٦». مشکلي که به گفته خضري همچنان ادامه دارد.

ادامه خواندن بازرس ويژه رئيس‌جمهوري براي ساماندهي كولبرها

بسیاری از جوانانی با مدرک دکتری کولبری میکنند

موکریان ــ نماینده مردم مریوان در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: بسیاری از جوانان مریوانی با مدرک دانشگاهی کارشناسی ارشد و دکتری کولبری می‌کنند و حتی کارت کولبری نیز به آنها داده نمی‌شود. 

ادامه خواندن بسیاری از جوانانی با مدرک دکتری کولبری میکنند

انتقاد شدید نماینده اشنویه از بیمه کولبری

موکریان ـ عبدالکریم‌ حسین زاده عنوان کرد:بیمه کولبری دردی از مردم دوا نمی کند و پادزهر موقتی است و تنها باعث بدتر شدن‌ وضعیت کولبری در مناطق مرزی می شود.

 

ادامه خواندن انتقاد شدید نماینده اشنویه از بیمه کولبری

کولبری با کوله‌باری از تحصیل و امید

موکریان – او چه باید می‌کرد تا چرخ زندگی به کامش بچرخد؟ چه شرایطی را باید فراهم می‌کرد تا دنیا به کامش شیرین می‌شد؟ «لیسانس ریاضی محض» گرفت و به دنبالش «فوق لیسانس برنامه‌ریزی شهری» را دریافت کرد و حتی توانست در آزمون دکترای سال  ۹۵ رتبه 12 کشوری را کسب کند. از همه این‌ها گذشته ورزشکار است و عضو تیم کشتی شهر مریوان  هم است. یک جوان پایتخت نشین با داشتن هر کدام از این‌ها -و گیریم با کمی چاشنی شانس یا رابطه- طبعاً می‌توانست جایگاهی برای خود دست و پا کند؛ اما کیلومترها دورتر از پایتخت و در شهرستانی مرزی، او با همه این‌ها کاری از پیش نبرده و نتوانسته چرخ روزگار را بر وفق مراد خود بچرخاند. دلمان می‌گیرد وقتی می‌بینیم همه این افتخارات برای جوان 27ساله مریوانی هیچ گشایشی به همراه نداشته و او همچنان مجبور است برای گذران زندگی در کوه های صعب العبور کولبری کند.  ورود اجناس قاچاق از مرز حکایت تلخی است که هرچند وقت یک بار نیز با سقوط مرگبار از کوه های سخت و مرگ چند نفر از این کولبران تلخ‌تر هم می‌شود.  تصویر جوان کولبر 27 ساله که با وجود تحصیلات عالی و کسب رتبه 12 آزمون دکتری برای تأمین هزینه‌های زندگی‌اش کولبری می‌کند، بسرعت برق در فضای مجازی منتشر شد. «باقر احمدی» همراه با ده ها کولبر(که در میان آنها از نوجوان 14، 15 ساله تا پیرمرد 70 ساله دیده می‌شوند) اجناس قاچاق را به گرده می‌گیرد و صخره‌های سخت و بلند را پشت سر می‌گذارد تا نانی به کف آورد.  هر چند  وقتی فهمید قرار نیست تحصیلات و تخصص گره گشای گره کور معیشت و زندگی‌اش باشد، برای تأمین هزینه‌های زندگی به جمع کولبران پیوست.

 
آرزویی که برآورده نشد

 
باقر احمدی فرزند دوم و تنها پسر خانواده است. در یکی از روستاهای اطراف مریوان به دنیا آمده اما چند سالی است همراه خانواده در محله فرمانداری مریوان زندگی می‌کند. باهوش بود و از کودکی استعداد بسیاری در تحصیل داشت. بسرعت می‌آموخت و در کنار کمک به پدر در کشاورزی، درس را نیز با جدیت و نمره‌های خوب ادامه می‌داد. او از کودکی و موفقیت‌های تحصیلی‌اش این‌ گونه می‌گوید: تنها پسرخانواده بودم و به پدرم در کشاورزی کمک می‌کردم. از دوران ابتدایی علاقه زیادی به ریاضی داشتم و همیشه بهترین نمره‌های کارنامه‌ام نمره ریاضی‌ام بود. با علاقه زیادی که به درس داشتم و توصیه پدرم که می‌گفت باید درس بخوانی تا بتوانی آینده روشنی داشته باشی، تحصیلاتم را تا دیپلم در مریوان ادامه دادم و با توصیه معلم‌ها برای ادامه تحصیل در دانشگاه سنندج رشته ریاضی محض را انتخاب کردم. علاقه زیادی به دنیای بیکران ریاضی داشتم و هرچه از تحصیلم می‌گذشت بیشتر می‌فهمیدم که رشته مورد علاقه‌ام را پیدا کرده‌ام. در ادامه رشته برنامه‌‌ریزی شهری همان چیزی بود که می‌خواستم. همیشه دوست داشتم برای شهرم کاری بتوانم انجام بدهم و مهم ترین نکته برای ساماندهی شهر برنامه‌ ریزی مناسب است. دغدغه همیشگی من ساماندهی شهرم بود. اینکه می‌توانستیم با ایجاد فضای سبز مبلمان شهری را تغییر بدهیم و روح تازه‌ای به کالبد شهر بدهیم. همین علاقه باعث شد تا پس از فارغ‌‌التحصیلی در مقطع کارشناسی برای ادامه تحصیل رشته برنامه‌ ریزی شهری را انتخاب کنم و در دانشگاه باهنر کرمان پذیرفته شدم. با شوق زیاد درس می‌خواندم و تنها آرزویم این بود در جایی مشغول به کار شوم که بتوانم به شهرم خدمت کنم. در این مدت تأمین هزینه‌های تحصیل برای من سخت بود و این هزینه‌ها را گاهی با کمک‌های پدر یا گاهی با کارگری تأمین می‌کردم. در کنار تحصیل چندین مقاله در زمینه مبلمان شهری و فضای سبز نوشتم و آنها را به شهرداری و شورای شهر دادم. سال 95 فارغ‌‌التحصیل شدم و بازهم تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم. در کنکور دکتری شرکت کردم و با کسب رتبه 12 در رشته برنامه‌ ریزی شهری قبول شدم. اما این ابتدای راه بود و باید مرحله مصاحبه را پشت سر می‌گذاشتم. متأسفانه وقتی برای مصاحبه به چند دانشگاه از جمله دو دانشگاه در تهران آمدم اعلام کردند نمی‌توانند مرا بپذیرند. اولویت اول آنها دانشجویان خودشان بود و با اعمال سلیقه اجازه ندادند تا تحصیلاتم را ادامه بدهم.
وی از روزهای سخت پس از فارغ‌‌التحصیلی گفت و ادامه داد: مرحله سخت زندگی من آغاز شد. دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم، اما با وجود کسب رتبه خوب هیچ دانشگاهی مرا نپذیرفت. از طرف دیگر برای تأمین هزینه‌های زندگی دنبال کار بودم اما هرجا که رفتم با در بسته مواجه شدم. به شهرداری و فرمانداری مراجعه کردم اما با وجود تحصیلات مرتبط آنها اعلام کردند نیروی کار نیاز ندارند. به استانداری مراجعه کردم ولی آنها گفتند نمی‌توانند نیرو جذب کنند. این وضعیت تنها برای من نبود و بسیاری از جوانان کردستان به همین دلیل بیکار هستند. متأسفانه درحالی که برخی در دستگاه‌های دولتی چند شغله هستند بسیاری از جوانان از بیکاری رنج می‌برند. بیکاری با روحیه یک جوان کرد سازگاری ندارد و به همین دلیل برخی از آنها به ناچار مسافرکشی یا کارهای متفرقه می‌کنند و برخی دیگر نیز با کولبری هزینه‌های زندگی‌شان را تأمین می‌کنند. من هم مدتی بیکار بودم اما دیگر نمی‌توانستم به این وضعیت ادامه بدهم، همین بود که از 9 ماه قبل به جمع کولبرها اضافه شدم. آن روزها به دلیل علاقه‌ای که به کشتی داشتم وارد این ورزش شدم و کشتی می‌گرفتم و به دلیل فیزیک بدنی خوبی که داشتم مربی‌ام آینده خوبی را به من وعده می‌داد اما مجبور شدم ورزش را هم رها کنم.

 
لقمه نانی به قیمت جان

 
نیمه‌های شب سکوت کوهستان با صدای نفس‌های کولبرانی که مسیر سنگلاخی را بالا می‌آیند شکسته می‌شود. فریاد افتادن یکی از آنها از بالای صخره‌ای بلند صدایی است که گوش‌ها به آن عادت کرده است. ترس از کمین نیروهای مرزبانی و نرسیدن محموله به مقصد همراه همیشگی آنها است. باقر از این ترس‌ها و لحظات تلخی که هر بار با افتادن یکی از کولبرها تجربه می‌کند این‌گونه می‌گوید: در منطقه اورامانات بسیاری از جوانان که مثل من بیکار هستند کولبری می‌کنند. در میان آنها نوجوان 14، 15ساله تا پیرمرد 90ساله به چشم می‌خورند و هر یک به توانایی جسم‌شان بار را بر دوش گرفته و مسیر کوهستان را طی می‌کنند. بیشتر اجناسی که حمل می‌کنیم کفش، کنترل تلویزیون و پوشاک و منسوجات است و بعد از گذشتن از مرز کوهستانی آنها را به صاحبان بار تحویل می‌دهیم.
برای هر کیلو بار 5 هزار تومان می‌گیریم با عبور از مرز وارد خاک عراق شده و بار را به پشت می‌بندیم و مسیر کوهستانی و صخره‌های بلند را در پیش می‌گیریم تا وارد خاک ایران شویم. در این میان گاهی اوقات در کمین نیروهای مرزبانی گرفتار می‌شویم و باید محموله را تا پاسگاه که در ارتفاع قرار دارد حمل کنیم و به مأموران تحویل بدهیم. هیچ ضمانتی برای محموله‌های قاچاق وجود ندارد و اگر در کمین مأموران گرفتار شویم باید بار قاچاق را به آنها تحویل بدهیم تا آنها ما را رها کنند. معمولاً محموله‌هایی که تا 30 کیلوگرم وزن دارند را حمل می‌کنم تا بتوانم از مسیر باریک کوهستانی عبور کنم. کار ما از نیمه‌های شب آغاز می‌شود و پس از عبور از کوهستان ظهر محموله‌ها را به صاحبان آنها در خاک ایران تحویل می‌دهیم. بارها شاهد سقوط کولبران و مرگ دلخراش آنها بودم. امسال 5نفر از کولبرها از کوه پرت شدند و کشته شدند و یک نفر از آنها نیز با تیری که خورد، مجروح شد.
وی ادامه داد: دراینجا کولبرها به قیمت جان خودشان نان بر سر سفره می‌برند و این واقعیت تلخی است که وجود دارد. خانواده‌ام بارها با کار من مخالفت کرده‌اند اما چاره‌ای ندارم. یکی از روزها وقتی همه کولبرها از کوه بالا می رفتیم از خودم و آنها عکسی به یادگار گرفتم و آن را برای پسردایی‌ام فرستادم. چند روز بعد در کنال تلگرام مریوان عکس خودم را دیدم و متوجه شدم پسردایی‌ام این عکس را در این کانال قرار داده است.
پس از انتشار این عکس بود که بسیاری متوجه شدند من فارغ‌‌التحصیل کارشناسی ارشد هستم و در کنکور دکتری نیز پذیرفته شده بودم. برخی می‌گفتند ممکن است انتشار این عکس برای من دردسرساز شود اما این موضوع برای من اهمیتی ندارد زیرا کولبری واقعیت تلخی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. نمی‌خواهم به این فکر کنم که با وجود تحصیلات عالی نمی‌توانم برای شهرم و مردمم مفید باشم.

 

 

٭ایران

داستان ناتمام کولبری

موکریان ــ اشاره: کولبری این‌روزها شبه‌شغل در دسترس مردمان مرزنشین غرب کشور است. با این حال روایت و سخنان نماینده اسلام‌آباد غرب پرده از ماجرای عجیبی برمی‌دارد. اینکه قاچاقچیان دفترچه مرزی کولبران را ٢٠‌ هزار تومان می‌خرند و با مجوز آن کامیون کامیون کالا وارد می‌کنند. جمع دفترچه کولبران یک روستا شاید برای آنها رقم ناچیزی شود اما دلالی پس ماجرا رقمی انبوه را برای قاچاقچیان رقم می‌زند. 

ادامه خواندن داستان ناتمام کولبری

گزارشی از پدیده کولبران تحصیل‌کرده؛ «کول بُردن» فرصتی که پر از کابوس است

موکریان ــ کولبری، متداول ترین شغل غیررسمی در غرب کشور است و این روزها تصاویری در فضای مجازی می‌بینیم که عمق فاجعه را بیش از پیش آشکار می‌کند؛ این تصاویر یک پدیده اجتماعی تلخ را به نمایش می‌گذارند، پدیده‌ای به نام کولبران تحصیل‌کرده.

ادامه خواندن گزارشی از پدیده کولبران تحصیل‌کرده؛ «کول بُردن» فرصتی که پر از کابوس است

لزوم نگاهی ديگر به پديده كولبری / عثمان عباسی

موكريان – اشاره: کولبری نه تنها نوعی کجروی اقتصادی و دهن‌کجی به قانون نیست، بلکه با تمام عواقب و پیامدهای ناگوارش، شغلی هر چند کاذب ولی شرافتمندانه است و بر دست‌اندرکاران و مسوولان لازم است که در راستای حمایت و رفع موانع و مشکلات‌ این بخش از مردم گام‌های اساسی و قانون‌مدارانه بردارند.

 

ادامه خواندن لزوم نگاهی ديگر به پديده كولبری / عثمان عباسی

خیر و شری که از مرز به کوله‌بران می‌رسد

موکریان ــ اشارە: کوله‌بری قانونا به سکنه شعاع ۱۵ کیلومتری نقطه صفر مرزی تعلق دارد. سرپرست خانوار مردم این مناطق دفترچه‌های کولبری می‌گیرند. با ارایه مدرک سربازی، تاهل و پرداخت ۱۸۰ هزار تومان حق بیمه از شورای محل به بخش‌داری معرفی می‌شوند و استعلام‌هایی هم از اداره آگاهی، سپاه و اداره های امنیتی گرفته می‌شود که اگر صلاحیت داشتند قانونا کوله‌بر شوند. با این حال برای همین کار هم محدودیت‌های فراوانی دارند، از زمان گرفته تا حق رقابت!

نه زمین کشاورزی دارند نه مرتع، نه نفت و منابع طبیعی. مایه حیات مردم این منطقه مرز است، رزق و روزی و خیر و حتی شر هم. مرزی که اغلب روزی به شهر هدیه می‌دهد و گاهی هم دست و پای شکسته و دیسک کمر؛ اگر جانی در بدن مانده باشد.

به گزارش موکریان، محل رزق و روزی شهر و روستاهای اطراف مرز سیرانبند بانه که اغلب کردنشین هستند همان مرز است. اینکه محصولاتی باشد که از مرز ببرند یا از مرز بیاورند و بفروشند. بردن جنس و فروش آن اغلب پیشه طبقه مرفه این منطقه است. یعنی کسانی که می‌توانند کالاهای داخلی را که خود تولید می‌کنند یا از تولید کننده می‌خرند صادر کنند. کسانی هم هستند که جنس وارد می‌کنند. بعضی تاجرند و تملک مالی نسبتا قابل قبولی دارند. برخی دیگر که مغازه دارند می‌روند تا برای امرار معاش، مغازه‌های چند متری خود را پر کنند. برخی دیگر هم هستند که کوله‌برند. کارشان فقط بردن و آوردن بار است؛ بی حق مالکیت. کسانی که دولت آن‌ها را به رسمیت شناخته. دفترچه‌های قانونی دارند و مرزها را در می‌نوردند که بار دیگران را ببرند و بیاورند.

ادامه خواندن خیر و شری که از مرز به کوله‌بران می‌رسد