جنگ به نام داعش و بر ضد پ ک ک/ گاردین

آژانس خبری موکریان – چکیده: قطعاً جنگی که ترکیه اکنون شروع کرده و قصد دارد همزمان دو جبهه را سرکوب کند، بسیار پرمخاطره است، همان‌طور که سیاست ریاکارانه‌ای که در قبال پ ک ک در پیش گرفت و از یک سو با آنها مذاکره کرد و از سویی دیگر داعش را به جانشان ‌انداخت، سیاست پرمخاطره‌ای بود. در واقع علت اصلی موضع دوپهلو و مبهم ترکیه علیه داعش از همان ابتدا هم ترس از پیروزی کردهای عراق و سوریه و تحریک شدن کردهای ترکیه برای درخواست خودمختاری بیشتر و تضعیف شدن دولت مرکزی بود.

حمله هواپیماهای جنگی ترکیه علیه مواضع داعش در خاک سوریه، موافقت دولت آنکارا با استفاده امریکا از پایگاه‌های نظامی‌اش علیه داعش و دستگیری گسترده افرادی که مظنون به همکاری با داعش و شبه نظامیان کُرد بودند، از تحولات جدید خاورمیانه به شمار می‌رود و اگر ترکیه به این مسیر جدید ادامه دهد، ای بسا برخورد ائتلاف بین‌المللی علیه داعش قدرتمندتر از گذشته خواهد بود و تردد تروریست‌ها و انتقال پول و تسلیحات از مرزهای ترکیه به سوریه نیز متوقف شود. با وجود این، شیوه‌ای که ترکیه اکنون در پیش گرفته و همزمان داعش و حزب کارگران کردستان (پ ک ک) را هدف حملات خود قرار داده است به نظر می‌رسد نتیجه‌ای جز پیچیده و خطرناک شدن تحولات برای خود ترکیه ندارد.
مشکل اینجاست که آنکارا از ابتدا تلاش می‌کرد داعش و پ ک ک را رو‌در‌روی هم قرار دهد و در حالی که مذاکرات صلح را با پ ک ک، جنبش جدایی طلب کردی دیرپا و رهبر زندانی‌اش عبدالله اوجالان از سال 2012 آغاز کرده بود اما در جریان مذاکرات همواره به دنبال راه دیگری برای ضربه زدن به پ ک ک بود و حمایت از داعش برای جنگ با حزب اتحاد دموکراتیک سوریه (پ ی د) که خواهرخوانده پ ک ک در سوریه محسوب می‌شود. اتخاذ چنین سیاست متناقض و ریاکارانه‌ای در قبال پ.ک.ک باعث گیجی و سردرگمی سیاسی می‌شود و در برخی مواقع همه چیز خراب می‌شود. اکنون هم دلیل حملات کنونی دولت ترکیه به پ ک ک ممکن است از بیم آن باشد که دشمنی داعش و پ ک ک به خاک ترکیه کشیده شود، اتفاقی که در حادثه انتحاری سوروچ رخ داد و 32 شهروند کرد ترکیه در خاک این کشور نزدیک مرز سوریه کشته شدند و پس از آن هم پ ک ک دو پلیس ترکیه را به خاطر ضعف پلیس در حفظ جان کردها کشت. در این روزها رسانه‌های اپوزیسیون پر بود از اتهامات سراسر خشم علیه دولت که موضع جدی ضد داعش اتخاذ نکرده است. قطعاً جنگی که ترکیه اکنون شروع کرده و قصد دارد همزمان دو جبهه را سرکوب کند، بسیار پرمخاطره است، همان‌طور که سیاست ریاکارانه‌ای که در قبال پ ک ک در پیش گرفت و از یک سو با آنها مذاکره کرد و از سویی دیگر داعش را به جانشان ‌انداخت، سیاست پرمخاطره‌ای بود.
ترکیه از ابتدای شکل‌گیری ائتلاف بین‌المللی ضد داعش نیز یکی از اعضای مضطرب ائتلاف بود زیرا از یک سو جاه‌طلبی‌هایش برای هدایت، رهبری و شکل دادن به منطقه ناکام مانده بود و از سوی دیگر نگرانی‌هایی درباره تأثیر تحولات منطقه بر قدرت گرفتن جدایی طلبان کرد ترکیه داشت. در واقع علت اصلی موضع دوپهلو و مبهم ترکیه علیه داعش از همان ابتدا هم ترس از پیروزی کردهای عراق و سوریه و تحریک شدن کردهای ترکیه برای درخواست خودمختاری بیشتر و تضعیف شدن دولت مرکزی بود.
جهان ایده آل برای آنکارا جهانی است که در آن هم سوریه و هم عراق بار دیگر به عنوان دو کشور بتوانند اقلیت‌های کرد خود را کنترل کنند تا ترکیه هم مجبور نشود مقابل کردهای خود کرنش کرده و خودمختاری‌های بیش از حد به آنها بدهد.
ترکیه پیش‌تر برای مصالحه و معامله با دولت دمشق درباره کردهای سوری تلاش‌هایی کرده و شکست خورده بود و پس از آن بود که دولت آنکارا به یکی از مخالفان جدی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه تبدیل شد و از گروه‌های معارض ضد اسد حمایت کرد و همزمان تعهداتی را که ممکن بود در راستای آن به کردهای سوریه کمک شود، نادیده می‌گرفت.
تحولات اخیر در سیاست خارجی و امنیتی ترکیه ممکن است ترکیه را در ائتلاف ضد داعش فعال‌تر کند اما این کشور باید به جای جنگیدن با پ ک ک و همسنگ قرار دادن این گروه با داعش، مذاکرات صلح خود را با پ‌ک‌ک احیا کند.
منبع: گاردین/ ترجمه: کبری آکیش- شرق

توسعه کردستان برای جبران عقب‌ماندگی‌ها، احسان هوشمند

آژانس خبری موکریان – چکیده: از نظر سایر شاخص‌های برخورداری فرهنگی، گردشگری، کشاورزی، دامداری و صنعتی و حتی توسعه انسانی نیز وضعیت استان کردستان چندان مطلوب‌تر از وضعیت راه‌ها و زیرساخت‌هایش نیست. به همین دلیل امروز استان با بیکاری گسترده جوانان دست‌به‌گریبان است. این درحالی است که استان کردستان از نظر پتانسیل‌ها و توانمندی‌های بالقوه وضعیت مطلوبی  برای گسترش سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای دارد.

فردا استان کردستان میزبان ریاست محترم جمهوری و تعدادی از اعضای هیأت وزیران است. این سفر در حالی در دستور کار قرار می‌گیرد که تاکنون بیش از ٢٠ استان دیگر میزبان سفرهای دکتر روحانی بوده‌اند. به شکلی مرسوم رؤسای جمهور با سفر به استان‌های کشور ضمن آشنایی دقیق‌تر با مسائل و مشکلات استان‌ها، بودجه‌ای را نیز برای اتمام پروژه‌های نیمه‌تمام پیشین اختصاص داده و البته تعدادی پروژه جدید نیز برای استان تعریف می‌کنند.  در دولت گذشته از کل پروژه‌های تعریف‌شده در استان کردستان همچون دیگر استان‌های کشور، تنها ٢٣ درصد اجرائی شده و ٧٧ درصد پروژه‌ها حتی شکل اجرائی به خود نگرفت.
از میان پروژه‌های اجرا‌‌شده یعنی همان ٢٣ درصد بخش عمده‌ای با پیشرفت بسیار کمی همراه شده‌اند. شوربختانه بخش عمده و اساسی وعده‌های د‌اده‌شده در دولت‌های نهم و دهم، کارشناسی‌شده نبوده بنابراین قابلیت اجرائی نیز نیافته‌اند. درهرحال در وضعیت حاضر و در مقایسه با سایر استان‌های کشور، استان کردستان از نظر شاخص‌های توسعه مقام و موقعیت رضایت‌بخشی را به خود اختصاص نداده و در ردیف یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور قرار دارد؛ برای نمونه استان کردستان از معدود استان‌های کشور است که فاقد آزادراه بوده و هیچ سهمی از دوهزارو ١٦٥ کیلومتر مجموع کل آزادراه‌های کشور ندارد و از این لحاظ در رتبه آخر کشور قرار دارد.  طول بزرگراه‌های استان کردستان ١٢٦ کیلومتر بوده که فقط یک درصد سهم طول بزرگراه‌های کشور را که ١٢هزارو ٩٦٨ کیلومتر است، شامل می‌شود. با این آمار این استان در مقایسه با دیگر استان‌های کشور در رده بيست‌وپنجم قرار دارد.
از کل راه‌های استان تنها هفت درصد آن بزرگراه بوده که فاصله زیادی با میانگین کشوری که ٩/١٥درصد است، دارد و از این حیث نیز در جایگاه بیست‌وچهارم کشور قرار گرفته است. همچنین از نظر راه‌آهن و خطوط ریلی جای تأسف است که هنوز استان کردستان به خطوط ریلی کشور نپیوسته است و با وجود برنامه‌های پیش‌بینی‌شده هنوز تکمیل خط آهن سنندج – همدان با پیشرفت مطلوبی روبه‌رو نیست. برای اتصال خط آهن زنجان به شهرستان بیجار نیز برنامه ویژه‌ای تدارک دیده نشده است. راه‌های روستایی، تأسیس فرودگاه سقز یا بازسازی فرودگاه بیجار و مواردی از این دست نشان می‌دهد برای توسعه زیرساخت‌های کردستان هنوز تا وضعیت ایده‌آل فاصله قابل توجهی وجود دارد.
این در حالی است که کردستان در میانه کریدور شمال- جنوب کشور قرار دارد و  بخش شمالی مرزهای غربی کشور را به بخش جنوبی مرزهای غربی کشور متصل می‌کند.
از نظر سایر شاخص‌های برخورداری فرهنگی، گردشگری، کشاورزی، دامداری و صنعتی و حتی توسعه انسانی نیز وضعیت استان کردستان چندان مطلوب‌تر از وضعیت راه‌ها و زیرساخت‌هایش نیست. به همین دلیل امروز استان با بیکاری گسترده جوانان دست‌به‌گریبان است. این درحالی است که استان کردستان از نظر پتانسیل‌ها و توانمندی‌های بالقوه وضعیت مطلوبی  برای گسترش سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای دارد. به عنوان نمونه مساحت اراضی قابل‌کشت استان ١/١ میلیون هکتار است که معادل ٤/٩ درصد از اراضی قابل‌کشت کشور است. درحالی‌که معادن استان با ١٤١ معدن حدود ٢/٦ درصد معادن کشور را شامل می‌شود، اما از نظر میزان بهره‌وری از این معادن و نیز تأسیس صنایع فراوری، وضعیت استان رضایت‌بخش نیست و در نتیجه نسبت شاغلان بخش معدن در استان نیز نامطلوب است.با اینکه استان کردستان از نظر میزان نزولات آسمانی وضعیت به‌مراتب مناسب‌تری از معدل کشوری را به خود اختصاص داده و حتی از نظر آب‌های جاری و رودخانه‌های موجود نیز وضعیت مناسب‌تری از مابقی استان‌ها دارد، اما از نظر استفاده از این منابع آبی برای افزایش بهره‌وری کشاورزی وضعیت استان بسیارنامطلوب است و فقط ١٥ درصد کشاورزی استان آبی است.در استان کردستان تاکنون هزار و٨٠٠ مورد اماکن گردشگری شناسایی شده است که این استعدادها ظرفیت توسعه گردشگری آن را دوچندان می‌کند. در سال گذشته بیش از ١٠ میلیون گردشگر از استان و شهرستان‌های مرزی بانه و مریوان بازدید کرده‌اند که این حجم گردشگر فرصتی است تا به توسعه زیرساخت‌های گردشگری بیش از گذشته اهتمام شود. استان نیازمند زیرساخت‌های تازه از جمله احداث هتل‌ها و مراکز اقامتی است.حدود دویست و اندی کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق و اقلیم کردستان عراق و به‌ویژه کوتاه‌ترین مسیر ارتباطی و فاصله کم استان با شمال عراق به‌خصوص شهر سلیمانیه نسبت به مرز سایر استان‌های هم‌جوار با عراق و نیز وجود سه گمرک رسمی و سه بازارچه فعال مرزی در شهرستان‌های سقز، بانه و مریوان نیز فرصتی است تا توان و ظرفیت‌های استان برای توسعه موردبازبینی قرار گیرد. جالب آنکه برخلاف بسیاری از مبادی ورودی کشور و مرزها و گمرک‌های کشور، در مرزهای رسمی استان کردستان با اقلیم کردستان عراق میزان صادرات بسیاربالاتر از واردات است به شکلی که ميزان صادرات از بازارچه‌ها و گمرک‌های رسمی استان از لحاظ ارزش برابر٨٧٠ ميليون دلار بوده که معادل ١٤/٧درصد کل صادرات ایران به عراق و ٢/١ درصد از کل صادرات کشور را شامل می‌شود. همچنين ميزان واردات استان از لحاظ وزني برابر ١٤هزارو ٨٥٩ تن و از لحاظ ارزش برابر ٣٢/٧ ميليون دلار بوده است. توجه کارشناسی‌شده به گسترش و توسعه زیرساخت‌های منطقه موجب تقویت این روند می‌شود.از آنجایی که در نظام برنامه‌ریزی کشور، چانه‌زنی مسئولان و نخبگان و شخصیت‌های سیاسی اثرگذار مناطق سهمی درخور در اختصاص بودجه یا حتی تعریف برنامه یا احداث پروژه‌ای صنعتی یا گاه جابه‌جایی این پروژه‌ها از مکانی به مکانی دیگر دارد، به دلیل محدودیت استفاده از نخبگان و سرآمدان این استان در ساختار دولت و کابینه به ریاست محترم جمهوری پیشنهاد می‌شود با تعریف نهادی واسط با هدف راهبردسازی و برنامه‌ریزی برای توسعه استان کردستان در تهران با حضور مقامات استانی و تعدادی از اعضای کابینه و تنی چند از نخبگان استان کردستان و کشوری، این خلأ به شکلی دیگر پر شود. در صورت تأسیس چنین نهادی ضمن شناسایی مسائل و مشکلات توسعه‌ای استان، راه برای استفاده از ظرفیت‌های استان در راستای توسعه، بیش از گذشته هموار می‌شود.

*احسان هوشمند، پژوهشگر

شمشیر دو دم داعش بر گردن کردها و اردوغان، بنفشه غلامی

آژانس خبری موکریان – چکیده: مهم‌ترین پیامد واقعه خونین سوروچ که اردوغان باید در کنار گوش خود بجوید، این است که این اتفاق آتش زیر خاکستر اعتراض احزاب مخالف به سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه را شعله‌ور کرده است. این موج اعتراض به درون خانواده عدالت و توسعه کشیده شده تا آنجا که یار دیرین اردوغان (عبدالله گل) را رودرروی او قرار داده است.

آن کس که باد می‌کارد، طوفان درو می‌کند. ترکیه پیش از ظهر روز دوشنبه در انفجار سوروچ تاوان بستن چشم‌هایش به روی فعالیت‌های داعش در عراق و سوریه و داد و ستد با این گروه خطرناک در کشورش را پرداخت. همان تاوانی که عربستان نیز در حمله اخیر داعش به مساجد شیعیان و ایست بازرسی ریاض پرداخت.
یک سال پیش در جولای 2014 داعش 49 شهروند ترکیه را از کنسولگری این کشور در موصل ربود. اما سه ماه پس از واکنش رجب طیب اردوغان مبنی بر اینکه: «مسلمان به برادر مسلمان خود ظلم نمی‌کند»، تمامی آنان را صحیح و سالم به ترکیه باز‌گرداند. این در حالی بود که ائتلاف امریکایی ضد داعش سرگرم چانه زنی و کشمکش با ترکیه برای پیوستن به این ائتلاف بود. اما نتیجه همه آن چانه‌زنی‌ها چیزی نبود جز خودداری اردوغان از درگیری با داعش. دولت اردوغان به همه درخواست‌ها و طرح‌ها برای گشودن «جبهه ضد داعش» در ترکیه به این بهانه که پیش شرط او برکناری بشار اسد توسط غرب است، «نه» گفت.
در سپتامبر 2013 دنیا به کام ترکیه می‌چرخید. مدیترانه پارکینگ ناوهای غربی برای حمله به سوریه و سرنگونی اسد شده بود. این منتهای آرزوی قلبی آنکارا بود. اما وقتی مقاومت سوری‌ها مانع از به ثمر رسیدن این آرزو شد، ترکیه برای پیشبرد نقشه خود در سوریه و عراق، امیدهایش را به گروه مخوف داعش که با دولت‌های بغداد و دمشق می‌جنگید، گره زد. داعش نیز با فروش ارزان نفت سوریه و عراق، خواسته‌های اقتصادی ترکیه را برآورده می‌ساخت. سیاست اردوغان در پیوند با داعش در عوض موجب اتحاد کردهای عراق، سوریه و ترکیه شد و هر چه زمان گذشت بر نارضایتی و نفرت کردها از دولت اردوغان افزوده شد که نقطه اوج آن جنگ کوبانی بود.
حمله روز دوشنبه داعش علیه کردهای ترکیه پرده جدیدی از نزاع و نفرت میان آنکارا و کردها را به نمایش گذاشت. به ظاهر این حمله هشدار داعش به کردها برای پا پس کشیدن از یاری کردهای کوبانی تلقی می‌شود اما در عین حال هدف پنهان اردوغان برای از هم پاشیدن اتحاد کردی را نیز برآورده می‌سازد. با این حال انتظار می‌رود، این حمله تبعات ناخوشایندی برای آنکارا به همراه داشته باشد، همان‌طور که عملیات داعش در خاک عربستان، دیگر حامی داعش، برای ریاض پیامدهایی منفی دارد و در واقع خیزش این گروه تروریستی علیه تغذیه کنندگان و یاریگران خود شمرده می‌شود.
برخی از تحلیلگران سیاسی ترکیه دیروز به اردوغان هشدار دادند که او به طور ناخواسته درگیری‌ها را به داخل کشور خود کشانده است. دوم آنکه اردوغان از این پس باید منتظر تبعات چنین حمله‌ای از سوی کردهایی باشد که احساس می‌کنند، آنکارا به مذاکرات صلح با آنها که از دو سال پیش شروع شد، خیانت کرده است. مهم‌ترین پیامد واقعه خونین سوروچ که اردوغان باید در کنار گوش خود بجوید، این است که این اتفاق آتش زیر خاکستر اعتراض احزاب مخالف به سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه را شعله‌ور کرده است. این موج اعتراض به درون خانواده عدالت و توسعه کشیده شده تا آنجا که یار دیرین اردوغان (عبدالله گل) را رودرروی او قرار داده است. گل، پس از فتح‌الله گولن دومین یار قدیمی اردوغان است که رودرروی او می‌ایستد. این شکاف می‌تواند در آینده پیامدهای حزبی سختی برای او در بر‌داشته‌باشد.
منبع: ایران

وقتی نزاع خانوادگی جنگل را به آتش می‌کشد، مژگان جمشیدی

آژانس خبری موکریان – چکیده: آخرین رخداد حریق جنگل‌های ایلام که چهار روز قبل به‌وقوع پیوست و در نتیجه بیش از ٢٠٠ هکتار جنگل خاکستر شد، بازهم منشأ انسانی داشت ولی متفاوت! چراکه نزاع بین دو خانواده در روستای شاه‌قلندر موجب شد یکی از خانواده‌ها در اقدامی غیرانسانی، خرمن گندم خانواده دیگر را در مزرعه‌اش به آتش بکشد و آتش جهل این خانواده در زمان کوتاهی گسترش یافت و بخش عمده‌ای .از جنگل‌های بلوط منطقه حفاظت‌شده مانشت و قلارنگ ایلام را فراگرفت

جنگل‌های بلوط زاگرس در استان ایلام این‌روزها در حالی پیوسته در آتش می‌سوزد که به گواه سازمان جنگل‌ها و مراتع، وضعیت این خطه از زاگرس در شش‌سال گذشته بسیار بحرانی توصیف شده به‌نحوی که ایلام هم‌اکنون در میان هفت استان بحرانی کشور به لحاظ جنگل، همچنان صدرنشین استان‌های زاگرسی در پدیده خشکیدگی بلوط است. چراکه از مجموع ٦٤٢ هزار هکتار وسعت جنگل‌های بلوط این استان، تقریبا صددرصد پوشش جنگلی آن آلوده به سوسک چوبخوار و درگیر پدیده زوال اکوسیستمی شده است. از این میزان ٦٤ هزار هکتار (معادل ١٠ درصد) از کل جنگل‌های ایلام کاملا خشک و ٩٠ درصد دیگر نیز با خشکیدگی دست‌وپنجه نرم می‌کند به نحوی که شاید در کمتر از ١٠ سال آینده دیگر چیزی به نام جنگل در استان مرزی ایلام باقی نماند. در چنین شرایط بحرانی‌ای که جنگل‌های ١٢هزارساله بلوط زاگرس می‌رود تا تنها در کمتر از یک دهه به نابودی کامل کشیده شود و می‌طلبد که دولت و مردم نگاه ویژه‌ای به حفظ همین اندک ذخایر ارزشمند ژنی داشته باشند، هرروز خبر می‌رسد که گوشه‌ای از این اکوسیستم‌ رو به زوال؛ از کردستان و کرمانشاه گرفته تا لرستان و ایلام و فارس طعمه حریق شده است؛ حریق‌هایی که عمدتا منشأ آنها گردشگران ناآگاهی هستند که از گردشگری در طبیعت، فقط منقل و آتش و کباب‌خوری را فهمیده‌اند تا بعد از به‌پاکردن هر بساط کبابی، داغی به وسعت صدها هکتار جنگل سوخته بر دل زاگرس بگذارند.
اما آخرین رخداد حریق جنگل‌های ایلام که چهار روز قبل به‌وقوع پیوست و در نتیجه بیش از ٢٠٠ هکتار جنگل خاکستر شد، بازهم منشأ انسانی داشت ولی متفاوت! چراکه نزاع بین دو خانواده در روستای شاه‌قلندر موجب شد یکی از خانواده‌ها در اقدامی غیرانسانی، خرمن گندم خانواده دیگر را در مزرعه‌اش به آتش بکشد و آتش جهل این خانواده در زمان کوتاهی گسترش یافت و بخش عمده‌ای از جنگل‌های بلوط منطقه حفاظت‌شده مانشت و قلارنگ ایلام را فراگرفت. مسئولان استانداری از پنجشنبه گذشته با اعلام اطلاعیه‌ای از مردم خواستند تا هر نفر با ١٠ لیتر آب و بیل و گونی خود را به ارتفاعات رسانده و به کمک جنگل بشتابد. مردم نیز همچون دفعات قبل الحق والانصاف که کم نگذاشتند و بالاخره برای یک‌بار هم که شده، بعد از گذشت ٢٠ ساعت یک فروند آب‌پیمای آب‌پاش و بالگرد به‌مثابه نوشدارو بعد از مرگ سهراب بر آسمان ایلام ظاهر شدند تا آب مرگ بر کنده‌های سوخته بریزند. اینکه ده‌ها هزار هکتار از جنگل‌های ایران در یک‌دهه اخیر در نتیجه سهل‌انگاری مردم و فقدان تجهیزات اطفای‌حریق هوایی ناشی از تحریم‌ها سوخته و همچنان می‌سوزد خود یک مثنوی هفتادمن کاغذ است که در این مجال جای پرداختن به آن نیست. اما پرسش این است که اگر دستگاه‌های مربوطه با آتش‌افروزان عمدی جنگل‌ها در تمام این سال‌ها برخورد قانونی کرده و مجازات سه ماه تا ١٠ سال حبسی را که قانون برایش در نظر گرفته اعمال کرده بودند آیا باز هم شاهد این‌همه آتش‌افروزی در جنگل‌های کشورمان بودیم؟ در کشوری که به‌شدت با افت منابع آبی مواجه است و بحران تغییر اقلیم نیز در تمامی کشور سایه افکنده و دریاچه‌ها و رودخانه‌ها خشک و جنگل‌ها و مراتع بیابان می‌شوند، به‌واقع چگونه می‌توان امید رویش درخت و ظهور اکوسیستم‌های جنگلی را داشت که قدمتشان به دوره هولوسن و حتی ماقبل آن – مقارن با دوره یخچالی اروپا- بازمی‌گردد؟ کاش حالا که دیگر بهانه تحریم نیست، حداقل بودجه‌ای به اندازه یک درصد پروژه‌های ویرانگر طبیعت، به حفظ و احیای طبیعت کشور و هواپیماهای اطفای‌حریق اختصاص یابد.
منبع: شرق

تا سه نشه بازي نشه، عثمان مزین

آژانس خبری موکریان – چكيده: ‏ﻣﻘﺼﺮ ﻭ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺭﻭﺯﺍﻓﺰﻭﻥ خودکشی و ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ.

ﻋﺮﻕ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﺭﻣﺎﻧﺎﻭﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﻮﻥ ﻫﻢ ﺯﺍﺩﮔﺎﻫﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻨﻄﻘﻪﺍﯼ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺑﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺶ ﻭ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ . ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ . ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﮑﺮ ﺑﺎﮊﺍﺭ ﻫﻢ ﭘﺎ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺷﻌﻔﯽ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ .

ﺍﻣﺎ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﻟﻢ ﺯﺧﻤﯽ ﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﭘﻨﺠﻢ ﺗﯿﺮﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺳﻨﮓ ﻓﺮﺵ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﺤﻘﺮ ‏( ﻗﻪﻻﺭﻩ ﺵ ‏) ﻭﺍﺭﺩ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺷﺪﻡ ﺳﮑﻮﺗﯽ ﻋﺠﯿﺐ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .

ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﯾﮏ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﻣﺮﯼ ﺳﺖ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺽ ﻧﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭ ﮐﺸﻒ ﻋﻠﺖ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ، ﺳﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻗﻄﻌﺎ ﺧﻄﺮﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﮓ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺪﯼﮔﺮﻓﺖ .

ﺭﻭﯼ ﺧﻄﺎﺏ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻮﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺻﺪﻣﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﻧﺪ ﻓﺰﺍﯾﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺟﻮﺍﻧﺎﻧﺸﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺳﻮﻭﺍﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ، ﭼﻨﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺑﻪ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﺑﺮﺳﻨﺪ ﻭ ﺟﺴﻢ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮔﺮﺩﻭﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺬﻑ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺎ ﻧﯿﻢ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ؟

ﻣﺎ ﮐﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺁﻓﺮﯾﻨﯽ ﯾﮏ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺳﻨﺪ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺒﺎﻟﯿﻢ ﻗﻄﻌﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺳﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﻫﻢ ﻣﺴﻮﻭﻟﯿﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﺪﺍﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﺮﻡ ﮐﻨﯿﻢ.

ﺳﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﭼﻬﺎﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﻣﯿﺪ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻭﺍﺩﺍﺷﺘﻪ .

ﻣﻘﺼﺮ ﻭ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺭﻭﺯﺍﻓﺰﻭﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﻣﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﺳﺮﺧﻮﺭﺩﮔﻲ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﺳﺖ.

بايد ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﯿﻢ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﯽ ﻭ ﺳﯿﺼﺪ ﻧﺸود.

 

*عثمان ﻣﺰﯾﻦ، وكيل دادگستري

اعدام و راهکاری برای کاهش اجرای آن، کمال حسینی

آژانس خبری موکریان – چکیده: برطبق آمارهای رسمی اجرای مجازات اعدام نه تنها موجبات کاهش جرایم مربوطه را فراهم نیاورده است بلکه به دلایلی باعث تشدید عمل مجرمانه گشته است. چرا که خانواده‌های زیادی را دچار بحران‌های ناشی از خشونت اعدام می‌کند و در نتیجه طعمه جرایم سنگین تری می‌شوند. چه بسا آنان خود نیز در آینده به اعدام محکوم شوند چرا؟ چون وارد چرخه جرم و یا به عبارتی چرخه خشونت شده‌اند.

خبرگزاری موکریان – اینکه پرسیده می‌شود که چرا در ایران آمار اعدام رو به افزایش است یا اینکه چرا پس از روی کار آمدن دولت جدید اعتدال گرا تغییری در روند کاهش اعدام‌ها ایجاد نشده است، به زعم بنده ریشه در مسائل زیر ساختی و بنیادی تری دارد که مسائلی چون تغییر مدیران و روسای دستگاه‌ها نمی‌تواند به تنهایی راه حلی برای کاهش اعدام در ایران باشد. رویکرد مثبت افراد و مسئولین در دستگاه‌های مربوطه در نیل به مقصود یعنی کاهش اعدام و همصدایی نخبگان و روشنفکران جامعه با این داستان می‌تواند نقش تسهیل دهی و سرعت بخشی داشته باشد اما نمی‌تواند به تنهایی آنرا به سرانجامی که هدف پرسشگر است برساند که همانا کندشدن تدریجی روند اجرای اعدام و در ‌‌نهایت عدم صدور احکام اعدام در محاکم قضایی است. روشن است که جامعه در برخی جرایم مانند قصاص که منجر به صدور حکم اعدام و اجرای آن می‌شود، می‌تواند تصمیم گیرنده باشد که این البته سهم کوچکی است و سهم بیشتر از آنرا در این روند افراد مسئول در دستگاه‌های ذیربط به عهده دارند مانند حکم اعدام برای محکومان مواد مخدر و محکومان عقیدتی سیاسی و…. اما از آن دو مهم‌تر و بیشتر سهم قانون است و شرایطی که قانون برای این دو تعیین کرده است. یعنی هرگاه در قانون، مجازاتی به نام مجازات حکم اعدام نبود نه جامعه و نه دستگاه‌ها و افراد زیرمجموعه آن نمی‌توانستند حکم به چیزی دهند که وجود ندارد. اینکه گفته می‌شود فلان قاضی حکم اعدام را ناعادلانه صادر کرده و یا روند دادگاه را ناعادلانه پیش برده که منجر به صدور حکم اعدام شده بخشی است که در چارچوب اعتراض شکلی و البته موردی به برخی از پرونده‌ها وارد است شاید تا حدی در کاهش حکم اعدام موثر باشد ولی تاثیری در لغو یا توقف حکم اعدام ندارد چونکه در قانون، به صراحت مجازات اعدام برای برخی جرایم پیش بینی شده است. پس چه باید کرد؟ اگر چه لغو مجازات اعدام در قوانین ما امری زمان بر است اما محال نیست. باید به همه سلایق و اندیشه‌ها اجازه داده شود که استدلال کنند و رای خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. در حال می‌شود امیدوار بود که در برخی از موارد می‌توان مجازات اعدام را متوقف کرد مانند محکومان مواد مخدر، همین عده بیشترین اعدام‌ها را در ایران به خود اختصاص داده‌اند. در آینده هم باید حقوقدانان، روحانیون و بقیه افراد صاحب نظر با هم اندیشی و انتشار افکار و نظریاتشان بتوانند مسئولان را قانع کنند که نه تنها توقف و لغو مجازات اعدام تضادی با احکام و شریعت اسلام ندارد بلکه خشونت مضاعفی را که با اجرای چنین احکامی شعله ور می‌شود، مهار می‌کند. و برای جامعه هم با استفاده از ابزارهای ارتباط جمعی و بهره گیری از شیوه‌های گوناگون آن نشان دهند که اجرای مجازات اعدام نه تنها از وقوع جرم جلوگیری نمی‌کند بلکه جرایمی نو و مجرمانی دیگر بازتولید می‌کند. به گونه‌ای که یکی از علل وجودی مجازات، کاهش عمل مجرمانه است که مجازات اعدام هم از این قاعده مستثنی نیست.
اما برطبق آمارهای رسمی اجرای مجازات اعدام نه تنها موجبات کاهش جرایم مربوطه را فراهم نیاورده است بلکه به دلایلی باعث تشدید عمل مجرمانه گشته است. چرا که خانواده‌های زیادی را دچار بحران‌های ناشی از خشونت اعدام می‌کند و در نتیجه طعمه جرایم سنگین تری می‌شوند. چه بسا آنان خود نیز در آینده به اعدام محکوم شوند چرا؟ چون وارد چرخه جرم و یا به عبارتی چرخه خشونت شده‌اند. این درحالیست که با پیشگیری می‌توان از وقوع جرایم در آینده جلوگیری کرد. علاوه بر دلایلی که ذکر شد می‌توان موازین و مفاهیم حقوق بشری را نیز به آن افزود؛ اینکه حق حیات از حقوق اولیه و طبیعی هر انسانی است که از بدو تولد تا مرگ به وی تعلق می‌گیرد و مورد پذیرش همه ادیان الهی و قوانین بشری است. بر همین اساس است که شعار «گذشت، شیرین‌ترین انتقام است» در بین مردم ما رایج شده است. بار‌ها از موافقان مجازات اعدام در ایران شنیده‌ایم که می‌گویند مخالفان اعدام با احکام اسلام مخالفند. چندی پیش هم رئیس دستگاه قضا همین سخن را تکرار کرد. حال من می‌پرسم آیا پیشگیری از وقوع جرم در جامعه با اسلام مخالفت دارد؟ آیا در مورد برخی از جرایم که مجازات اعدام دارند مانند مجرمان مواد مخدر و مجرمان امنیتی، سیاسی و عقیدتی و جدیدا هم اقتصادی که شاکی خصوصی ندارند و در احکام شرعی اسلام هم مستقیما به نوع مجازات این جرایم اشاره‌ای نشده است، اگر حکم اعدام متوقف شود و این توقف به کمتر شدن جرم در جامعه کمک کند، باز با اسلام مخالف است؟ اسلامی که رسالتش هدایت و سعادت و نجات بشر است. دربسیاری از موارد به استثنای یکی دو مورد (مانند قصاص و تجاوز و…) صدور حکم اعدام و اجرای آن بنا به مصلحت اندیشی حاکمان شرع، برای بقای قدرت و نظم اجتماعی بوده است نه پیروی از احکام دین اسلام. از آن جمله‌اند صدور و اجرای حکم اعدام برای اکثر محکومین عقیدتی، سیاسی و مواد مخدر. لذا بنا به‌‌ همان مصلحت اندیشی‌ها و از آن مهم‌تر به قصد پیشگیری از وقوع جرم در جامعه، امروز می‌توان حداقل در جرایم مواد مخدر و در مورد اکثر مجرمان عقیدتی و سیاسی حکم اعدام را متوقف کرد. اگر چنین شود کم کم می‌توانیم امیدوار باشیم که در آینده‌ای نه چندان دور بستری فراهم شود تا به طور کلی حکم اعدام حتی در مورد قصاص متوقف گردد. و تا آنروز این وظیفه انسانی بر همه ما حکم می‌کند تا با ترویج فرهنگ گذشت و مهرورزی از اجرای مجازات سنگین اعدام برای دیگری و از ثمره منفی آن یعنی خشونت جلوگیری کنیم.

*کمال حسینی، گزارشگر حقوق بشر

قدرت مقاومت اقلیت، خالد توکلی

آژانس خبری موکریان – چکیده: ترکیه به هیچ وجه موافق شکل­ گیری و موفقیت تجربه­ ی کانتون­ها در میان کردهای سوریه که عمدتاً تحت تأثیر حزب کارگران کردستان ترکیه هستند، نیست. از این گذشته، کوبانی برای داعش نیز موقعیت استراتژیک داشت و تسلط بر این شهر، امکان مناسبی را برای .جابجایی نیرو، فروش نفت و وارد کردن تجهیزات نظامی فراهم می­ساخت و در نتیجه قدرت مضاعفی می­ یافت

  1. اگر حوادث سرشار از خشونت عراق، یمن سوریه و … و ظهور و بروز هراسناک داعش نبود، شاید انتخابات ترکیه یکی از تغییرات مهم و بنیادی سیاست­ و سیاست­ورزی در خاورمیانه به حساب می­آمد و در نتیجه بیشتر مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرار می­گرفت.

اما حضور داعش از یک سو و جنگ­ و آوارگی وسیع مردم کشورهایی نظیر سوریه، عراق و یمن چنان سنگین و پرمخاطره است که بسیاری از نگاهها را به خود جلب و کرده و اتفاقاتی نظیر انتخابات ترکیه را در مراتب بعدی اهمیت قرار داد. به هر حال، جای دارد این انتخابات، بیشتر مورد بحث قرار گیرد و جوانب مختلف آن مورد کندوکاو قرار گیرد. این یادداشت در پی آن است از منظر «قدرت مقاومت اقلیت­ها» نتیجه­ی انتخابات را مورد بررسی قرار دهد. در طول سیزده سال گذشته و در انتخابات­های مختلف، همواره حزب عدالت و توسعه توانسته است رأی اکثریت خود را حفظ کند و به تنهایی دولت تشکیل دهد، حال پرسش اینجاست که در انتخابات اخیر چه عاملی در کار آمد که کار «آکپارتی» را با دشواری مواجه ساخت به گونه­ای که پس از سالها یکه­تازی در میدان سیاست ترکیه ناچار از تشکیل دولت ائتلافی باشد؟

برای این که درک درستی از اوضاع و انتخابات ترکیه داشته باشیم به چند مورد از حوادث داخلی و منطقه­ای که ممکن است بر این انتخابات مؤثر باشند و ما را در رسیدن به تحلیلی درست یاری رسانند، اشاره­ای اجمالی خواهد شد:

       بهار عربی: این اصطلاح که به مجموعه اعتراضات مردم کشورهای عربی شمال آفریقا که از تونس آغاز شد، در مصر و لیبی به اوج خود رسید و برخی از کشورهای عربی غرب آسیا را در برگرفت و در واقع می­توان گفت در آنجا به گل نشست؛ اطلاق می­شود. از نظر حزب عدالت و توسعه، بهار عربی، فرصت مناسبی بود که قرائت معتدل و دموکراتیک از اسلام را که مبنای حکومت خود قرار داده بود، در سراسر کشورهای اسلامی حاکم نماید، در نتیجه در از طریق دستگاه سیاست خارجی دولت به طور عام و توسط شخص اردوغان به طور خاص، تحرک وسیعی آغاز شد تا ترکیه به عنوان یک قدرت منطقه­ای که مدل و تجربه­ی جدیدی از اسلام سیاسی ارائه کرده است، ابتکار عمل را در دست داشته باشد و بدین گونه متحدان قابل اطمینانی برای خود دست و پا کند.

بهار عربی اگر چه در روزها و ماههای ابتدایی به گونه­ای بسیار سریع مرزهای جغرافیایی را درنوردید و اکثر کشورهای عربی را فراگرفت اما نتیجه­ی آن به جز در تونس که زادگاه و خاستگاه این بهار بود چندان مطلوب نبود. در مصر نه تنها دولت منتخب مردم با کودتا سرنگون شد بلکه اکنون رئیس جمهور قانونی و انتخابی نیز در زندان، به اعدام محکوم شده است و در بقیه­ی کشورها طرفداران بهار عربی و تغییر یا سرکوب شدند و یا در کشورهایی چون سوریه، لیبی و یمن به جنگ داخلی خونین و ظهور جریان­های اسلامی بنیادگرا منجر گردید.

       جنبش اسلامی فتح­الله گولن: محمد فتح­الله گولن واعظ، نویسنده و مدرس معارف و علوم دینی و اخلاقی که در آمریکا سکونت دارد، بنیانگذار جنبشی است که تساهل و تسامح را در میان مسلمانان ترویج و تبلیغ می­کند و مدارس فراوانی را در کشورهای مختلف اسلامی به ویژه در ترکیه تأسیس کرده است که با هدف ایجاد همبستگی میان ملت­های مسلمان برای همکاری اقتصادی یا ترکیب بشردوستی و اقتصاد و تلاش برای گفت­وگو با مذاهب و ادیان دیگر، اصولی چون نوع­دوستی، اخلاق و مدارا را تدریس می­کنند.

 این جنبش که در ترکیه و در برخی از کشورهای اسلامی دیگر بسیار قدرتمند است، پست­های کلیدی زیادی را از یک سو در نهادهای قدرت، به ویژه در سازمان پلیس مخفی و قوه­ی قضائیه و از سوی دیگر در میان انجمن­ها و سازمان­های رسانه­ای و مذهبی در اختیار گرفته است و به سرعت در سراسر جهان (نزدیک به 52 کشور) در حال گسترش است، در ابتدا حامی حزب عدالت و توسعه بود و در پیروزی­های انتخاباتی و به قدرت رسیدن آن در طول سالیان گذشته نقش عمده­ای ایفا کرد، اما اکنون چند سالیست که به یکی از مخالفان آن تبدیل شده است، به گونه­ای که برخی از هواداران این جنبش در ترکیه دستگیر و محاکمه شدند و دولت اردوغان به شدت تلاش دارد که آمریکا را وادار به استرداد گولن نماید و بدین گونه زنجیره­ی سرکوب و حذف این جنبش را کامل نماید و به سرانجام برساند.

       داعش: ظهور نیروی بنیادگرای دولت اسلامی عراق و شام یکی دیگر از حوادثی است که در چند سال گذشته در منطقه به وقوع پیوسته است. این شکل از بنیادگرایی که خشونتی عریان، لجام­گسیخته و ترسناک را هم بر جامعه و هم بر دیگری تحمیل می­کند معمولاً در مناطق و جوامعی، مجال رشد و فعالیت می­یابند که خلاء قدرت و امنیت وجود داشته باشد.

 داعش که از اقصی­نقاط جهان نیرو جذب می­کند، سیاست خارجی ترکیه را با چالش جدی و وضعیتی پارادوکسیکال مواجه ساخت. از یک سو، در مدت زمان کوتاهی – داعش – به قوی­ترین دشمن بشار اسد در سوریه تبدیل شد، در عراق نیز مورد حمایت بخش مهمی از ایلات و عشایر عرب سنی قرار گرفت و دیری نپایید که بخش مهمی از شهرهای عراق از جمله موصل را به تصرف خود درآورد. از این جهت و علاوه بر آن، ترکیه عملکرد این گروه را– به ویژه آنگاه که به مواضع کردها در سوریه که بخشی از حزب کارگران کردستان ترکیه به شمار می­آیند، هجوم آوردند – به نوعی در جهت تحقق اهداف خویش می­دید و بسیاری بر این باورند که به همین دلایل، از مرزهای ترکیه، مهمات و نیروی تازه­نفس به داعش می­پیوندند و نیروهای امنیتی و نظامی ترکیه ممانعت جدی برای بستن مرزها بر روی داعش اعمال نکرده­اند. از سوی دیگر این وضعیت در حالی رقم خورد که ترکیه خود را نماینده و مروج اصلی قرائتی معتدل از اسلام می­داند که بیشتر با آنچه در کشورهای عربی جریان اخوان­المسلمین آن را نمایندگی می­کند نزدیک است و داعش از این لحاظ کاملاً در تضاد با آنچه که ترکیه خود را مروج و شاید بنیانگذار آن می­داند، است. در نتیجه ترکیه در وضعیتی دوگانه و پیچیده قرار گرفته بود که در هر صورت دچار مشکل می­شد.

       کوبانی: چالش اصلی در وهله­ی اول برای سیاست خارجی و امنیتی ترکیه و در وهله­ی دوم برای داعش در کوبانی رقم خورد. ترکیه به هیچ وجه موافق شکل­گیری و موفقیت تجربه­ی کانتون­ها در میان کردهای سوریه که عمدتاً تحت تأثیر حزب کارگران کردستان ترکیه هستند، نیست. از این گذشته، کوبانی برای داعش نیز موقعیت استراتژیک داشت و تسلط بر این شهر، امکان مناسبی را برای جابجایی نیرو، فروش نفت و وارد کردن تجهیزات نظامی فراهم می­ساخت و در نتیجه قدرت مضاعفی می­یافت.

زمانی که داعش در اوج قدرت بود و با ایجاد رعب و وحشت در سوریه و عراق به هر کجا که حمله­ور می­شد همه فرار را بر قرار ترجیح می­دادند، اما در کوبانی اوضاع به گونه­ای دیگر رقم خورد. زنان کرد در کوبانی نشان دادند که شکست­ناپذیری نیروی نظامی داعش، افسانه­ای بیش نیست و چنان مقاومت کردند که جهانیان را به تحسین واداشتند و بسیاری از نیروهای ناسیونالیست کرد و چپ از کشورهای مختلف برای دفاع از کوبانی به آنجا رفتند. ترکیه اما همچنان مرزهای کوبانی را برای حامیان مدافعین شهر، بسته نگه داشت و تا مدت زیادی به اعتراضات کردها در داخل شهرهای ترکیه وقعی ننهاد.

       ادعای تبدیل نظام سیاسی پارلمانی به ریاستی، نهادینه­شدن برخی از ارزش­ها و نهادهای دموکراتیک و به طور کلی تلاش برای تغییر قانون اساسی عامل دیگری است که در پرتو آن می­توان درک درستتری از انتخابات پارلمان ترکیه داشت. یکی از آرمان­های حزب عدالت و توسعه و بالاخص یکی از آرزوهای اردوغان که در روزهای انتخابات بر آن تأکید فراوان می­رفت این بود که در نظر دارند قانون اساسی را به گونه­ای تغییر دهند که اختیارات رئیس جمهور افزایش یابد. این در حالیست که به باور بسیاری از تحلیل­گران، اوضاع ترکیه در دوران قدرت اردوغان چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ سیاسی، بهبودی قابل توجهی را به خود دیده است. با کردها به مذاکره پرداخت و زمینه­ی فعالیت سیاسی و شرکت در انتخابات را برای ایشان آماده کرد. باز شدن فضای سیاسی و بهبود وضعیت اقتصادی ممکن است در کوتاه­مدت منجر به انتظارات فزاینده شود.

نزد مخالفان و اوپوزیسیون، این برنامه به تلاش برای احیای خلافت کلان عثمانی و در راستای جاه­طلبی­های اردوغان روایت و تعبیر شد که به تدریج می­خواهند تمامی مخالفان خود را از صحنه­ی سیاست ترکیه به در کنند. اردوغان برای دستیابی به این هدف به دو سوم آرای مردم ترکیه نیاز داشت، این بدان معنی است که ظاهراً همچون سیزده سال گذشته کسب اکثریت را حتمی می­دانستند که به هدفی بزرگتر می­اندیشیدند.

  1. حال می­توان در پرتو آنچه آمد به تحلیل انتخابات ترکیه همت گماشت. همچنانکه گفته شد بهار عربی در بسیاری از کشورهای منطقه پایان خوبی نداشت و ناامنی، خشونت و بحران عمیق و دامنه­داری را به مردم منطقه تحمیل کرد که مهار و حذف آن نه تنها تا حد زیادی غیر ممکن است بلکه چنانچه تا به امروز دیده شده است روزبه­روز کشورهای دیگری در این آتش گرفتار خواهند آمد و هزینه­های بیشتری بر مردم تحمیل می­شود.

رهبران و نظریه­پردازان حزب عدالت و توسعه در ترکیه بر این باور بودند که منبع اصلی الهام بهار عربی، تجربه­ی موفق اسلام سیاسی در ترکیه است و این تجربه می­تواند در دیگر کشورهای اسلامی به ویژه مصر نیز به اجرا در آید. به همین دلیل دستگاه دیپلماسی دولت ترکیه، تحرک بی­سابقه­ای را در سطح منطقه و جهان آغاز کرد. موفقیت بهار عربی در کشورهای قدرتمند اسلامی، بدون تردید امکانات تبلیغی وسیعی در اختیار حزب عدالت و توسعه قرار می­داد اما این وضعیت نامناسب که برای بهار عربی پیش آمد و با کودتای نظامیان در مصر علیه مرسی به اوج خود رسید ظاهراً تأثیر منفی چندانی بر پایگاه رأی حزب در میان مردم ترکیه نداشت و در انتخابات­هایی که پس از آن برگزار شد حزب عدالت و توسعه همچنان اکثریت آرا را کسب می­کرد. اتفاقاً جنبش اجتماعی گولن نیز تأثیر منفی چندانی بر رفتار انتخاباتی مردم ترکیه نداشت. علیرغم نفوذ جنبش «هیزمت» در میان متدینن و افراد مذهبی ترکیه، پس از دستگیری و ایجاد محدودیت برای طرفداران این جنبش، آرای حزب عدالت و توسعه نه تنها کاهش نیافت بلکه همچنان در صدر ماند تا به تنهایی بتواند دولت تشکیل دهد. این دو حادثه شاید رهبران حزب عدالت و توسعه را به این نتیجه رسانده باشد که در هر شرایطی رأی اکثریت مردم در صندوق­ها به نفع این حزب خواهد بود و نگرانی چندانی از این بابت حس نمی­کردند.

در حقیقت آغاز پایان صدرنشینی اردوغان و حزب عدالت و توسعه از زمانی پدیدار گشت که ادعا و روایت کلان خود از حکومت را مطرح کردند و بسیاری از اقلیت­ها و جنبش­های اجتماعی جدید را که این شکل از حکومت را برنمی­تابیدند، نگران و هویت­های­شان را برجسته و فعال ساخت تا در مقابل حزب عدالت و توسعه قد علم کنند و مانع از آن شوند که در ترکیه این روایت کلان از حکومت­داری، ممکن و متحقق شود. ادعای احیای خلافت به مثابه یک روایت کلان که مخالفان حزب عدالت و توسعه به عنوان یک خطر در مورد آن هشدار می­دادند آنگاه در میان مردم بیشتر مورد پذیرش واقع گردید که سیاست­های اردوغان در کوبانی به گونه­ای تعبیر شد که عامدانه و در نهایت به نفع دولت اسلامی عراق و شام (داعش) تمام می­شود. این امر موجب شد – علیرغم مذاکراتی که با کردها در جریان بود و علیرغم حمایت حزب دمکرات کردستان عراق از دولت اردوغان – در فرایند بازی­های هویتی، عنصر هویت کردی مردم مناطق کردنشین بر عنصر هویت مذهبی­شان اولویت یابد و این امر نیز به نوبه­ی خود تغییر در رفتار انتخاباتی بخش گسترده­ای از مردم کرد را به همراه داشت. البته کوبانی به صورت ایجابی نیز در برجسته­شدن هویت کردی نقش مؤثری ایفا کرد. کوبانی افسانه­ی شکست­ناپذیری داعش را به پایان رساند و پیروزی کردها بر نیروهای داعش در رسانه­های جهان جایگاه و بازتاب ویژه­ای یافت. به عبارت دیگر رفتار سیاسی دولت ترکیه و محاصره­ی نیروهای کرد مدافع کوبانی که دختران در این میان نقش اصلی را برعهده داشتند به صورت سلبی و مقاومت شجاعانه­ و حماسی در برابر داعشی که تا آن لحظه مزه­ی تلخ شکستی سنگین را تجربه نکرده بودند، به صورت ایجابی موجب شدند هویت کردی در میان مردم مناطق کردنشین برجسته و فعال گردد و رفتار انتخاباتی دیگری از خود به نمایش بگذارند.

در حقیقت، دختران کوبانی نیز به نوبه­ی خود در تغییر رفتار انتخاباتی بخشی از زنان تأثیرگذار بودند. مقاومت دختران کوبانی و لبخندی که بر لب داشتند و ابداع جنگ شادمانه، هویت زنان را در میان دیگر عناصر هویتی به صدر آورد و مبنای حضور در انتخابات شد. البته ساختار سیاسی حزب دمکراتیک خلق­ها که به زنان امکان حضور فعال در مراتب و مدارج مختلف حزب را می­دهد نباید در برجسته­شدن هویت زنانه و دادن رأی به این حزب را نادیده گرفت. علاوه بر این، هویت بخشی از طرفداران جنبش گولن که اسلام سیاسی به ویژه در شکل و قرائت داعشی آن را مطلوب نمی­پنداشتند نیز به تدریج فعال گردید و در روز انتخابات به گونه­ای دیگر و متفاوت از قبل ظاهر شدند.

به طور خلاصه آنچه در این انتخابات به چشم می­خورد و در برابر قدرت سیزده ساله­ی حزب عدالت و توسعه مقاومت کرد و شگفتی آفرید نوعی «ائتلاف نانوشته­ی اقلیت­ها» بود که هویت­شان به علت اشتباه استراتژیک سیاست خارجی و امنیتی دولت ترکیه در نحوه برخورد با داعش و چگونگی عملکردشان در کوبانی، مقاومت حماسی دختران کوبانی و تلاش برای تغییر قانون اساسی که به آرزوی احیای خلافت از سوی اردوغان تعبیر شد؛ برجسته و فعال گردید و رفتار انتخاباتی خود را بر مبنای این هویت که فعال شده بود تنظیم کردند و مانع از آن شدند تا روایت کلان اردوغان از حکومت و حکومت­داری به منصه­ی ظهور برسد و در نهایت این نتیجه به دست بیاید که شاید اقلیت­ها نتوانند به قدرت برسند اما می­توانند چنان مقاومتی از خود نشان دهند که از تحقق خواسته­ها و آرزوهای کلان جلوگیری نمایند.

خالد توکلی، پژوهشگرعلوم اجتماعی*