کولبران بیمه تأمین اجتماعی می‌شوند

موکریان ــ نماینده پیرانشهر گفت که با موافقت وزیر کار، کول‌بران از نیمه دوم فروردین بیمه تأمین اجتماعی می‌شوند. وی همچنین در مورد مشکلات کولبران و مرزنشینان مشروحا سخن گفت.

 

به گزارش خبرگزاری موکریان، رسول خضری در نشست خبری در حاشیه جلسه علنی امروز (یکشنبه) مجلس گفت:‌ “بنا بر مأموریت رئیس مجلس کمیته حقیقت‌یاب چهار نفره‌ای متشکل از آقایان برزگر و کواکبیان از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، محمودزاده نماینده مهاباد و بنده نماینده پیرانشهر و سردشت تشکیل شد تا وضعیت معیشت و صدمات جانی وارد شده به کول‌بران مورد بررسی قرار گرفته و این کمیته بازدید میدانی از وضعیت آنها داشته باشد”.

وی افزود: “بر این اساس کمیته حقیقت‌یاب ۱۸ اسفند در شهرستان پیرانشهر و شهرهای مرزی این شهرستان در میان کول‌بران حاضر شد و آنها مطالباتی را مطرح کردند که مهمترین آنها بیمه تأمین اجتماعی بود”.

این عضو کمیته حقیقت‌یاب بررسی وضعیت کول‌بران گفت: “با توجه به این مطالبه جلسه‌ای با وزیر کار تشکیل و تفاهم‌نامه‌ای امضا شد که به موجب آن کول‌بران از نیمه دوم فروردین ۹۶ بیمه تأمین اجتماعی شوند. استارت این بیمه از شهرستان پیرانشهر زده می‌شود و قرار است در سطح آذربایجان غربی گسترش یابد”.به گفته خضری بیمه تأمین اجتماعی شامل پرداخت دیه و انواع شمولیت‌های این بیمه خواهد شد که امیدواریم با عملیاتی شدن قول دولت، کول‌بران در سطح مرزها از نیمه دوم فروردین بیمه شوند.این عضو کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی وضعیت کول‌بران، مطالبه دیگر کول‌بران را حذف دلالان عنوان و اظهار کرد: “در حال حاضر بیشتر پول کول‌بری به جیب دلالان می‌رود و بیشتر از ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان به جیب کول‌بران نمی‌رود لذا درخواست آنها این است که دست دلالان کوتاه شود”.وی مناسب‌سازی مسیر برای کول‌بری را از دیگر موارد مورد تأکید کول‌بران دانست و گفت: “تأکید بر این است که در معابری که باید بارها تنها از طریق کول‌بری حمل شود وسایل حمل و نقل موتوری و یا چهارچرخه تعبیه شود تا کول‌بران ناچار به حمل بار بالغ بر ۲۰۰ کیلو نشوند که این مطالبه به‌حقی برای مناسب‌سازی مسیر است”.خضری اجرایی شدن درست قانون مربوط به معابر مرزی مورد تأکید رهبری را به عنوان مطالبه دیگر کول‌بران مطرح کرد و افزود: “حرف ما این است که طبق قانون انسداد مرزها، باید برای معیشت مرزنشینان فکری شود. قرار بود طبق این قانون استانداری‌ با همکاری سپاه معابر را برای معیشت مرزنشینان مساعد کند تا مرزنشینان با گرفتن مجوز بتوانند معیشت‌شان را از طریق واردات کالا به صورت جزیی تأمین کنند. اما اکنون مشاهده می‌شود افراد سودجو مجوزهای ورود کالاهای چندهزارتنی را دریافت می‌کنند که نه تنها به وضعیت بازار لطمه وارد می‌کند که هیچ عایدی نیز برای مرزنشینان ندارد. آن هم در شرایطی که باید مرزنشینان از منافع مرزی برخوردار باشند. موضوعی که نتیجه آن تأمین امنیت پایدار مرزها است”.به گفته وی در همین راستا تفحصی از استانداری‌ها و نامه‌نگاری با سازمان بازرسی، وزارت کشور و بازرسان ویژه ریاست جمهوری انجام شده تا این مطالبه به‌حق تأمین گردد.

نماینده پیرانشهر همچنین گفت: “وضعیت خروج کالا از مرزها نیز مناسب نیست به طوری که شاهد خروج کالا به صورت تجمیعی آن هم از طریق تریلی به کشور هستیم. روندی که صدمه‌هایی به بازار کالای کشور وارد می‌کند. تأکید بر این است که این امکان آن هم به صورت خرده فروشی به شهرهای مرزی داده شود تا شهرنشینان در استان‌های مرکزی کشور برای سفر به شهرهای مرزی ترغیب شده و گردشگری نیز رونق پیدا کند. کول‌بران از عواید مرزی سهمی ندارند و بیشتر منافع در دست دلالان است”.وی موضوع تیر خوردن کول‌بران را از دیگر موارد مطرح شده عنوان و اظهار کرد: “کول‌بران تحت عناوین مختلف در مرزها به دلیل اصابت گلوله جانشان را از دست می‌دهند و خانواده‌هایشان بی‌سرپرست می‌شوند. باید هنگ مرزی و نیروی انتظامی در صورت مشکوک شدن به فردی او را بازداشت کرده تا به وضعیت‌اش در دادگاه صالحه پرداخته شود و حکم صادر گردد نه اینکه هنگ مرزی به دلیل مشکوک شدن به فردی به او تیراندازی کند که متأسفانه در برخی از موارد باعث داغدار شدن خانواده‌ها و در نهایت نارضایتی افکار عمومی ‌می‌شود. بر همین اساس قرار است فردا بعدازظهر جلسه‌ای با فرماندهی کل مرزبانان داشته باشیم”.

خضری همچنین با اشاره به تهیه طرح ساماندهی مرزنشینان و کول‌بران با ۱۵۳ امضا گفت: “طی دو هفته گذشته با حضور مسئولان ۱۵ دستگاه، ارگان و سازمان همچون وزارتخانه‌های اقتصاد،‌ صنعت، کشاورزی، خارجه، کشور و ستاد مبارزه با قاچاق کالا جلساتی در مرکز پژوهش‌ها برگزار شد تا این طرح با یک ماده واحده و ۶ تبصره به بهترین نحو تدوین شود. طرحی که انتظار می‌رود خروجی آن بهبود وضعیت معیشت و اشتغال کول‌بران باشد”.نماینده پیرانشهر همچنین با تأکید بر لزوم در اختیار قرار گرفتن عواید مرزی به مرزنشینان گفت: “در حال حاضر ۴۰ درصد عواید مرزی به استان و ۶۰ درصد آن به تهران داده می‌شود و هیچ چیزی به شهرهای مرزی نمی‌رسد. حال اینکه باید این پول برای توسعه شهرهای مرزی، جاده و اشتغال هزینه شود تا بتوانیم وضعیت مشاغل را ساماندهی کنیم. چون باور ما این است که کول‌بری شغل نیست و باید شغل مناسب برای این افراد در نظر گرفته شود”.

*ایسنا

پیگیری ۵ مطالبه اصلی کولبران توسط کمیته حقیقت‌یاب مجلس

موکریان ــ یک عضو کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی وضعیت کولبران با اشاره به بازدید میدانی اعضای این کمیته از مرز تمرچین و پیرانشهر گفت که مطالبات کولبران به کمیته منعکس شده و قطعا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

جان به دوشـان

موكريان – حکایت غم‌باری است قصه پرغصه کولبرانی که زیر سنگیني بارها له می‌شوند. پر درد است، سرنوشت کسانی که به شرط حیات خود را برای تکه‌نانی و ذره‌پولی له می‌کنند و شاید ایشان نه‌فقط زیر فشار آن بارها که در تنگنای سیاست‌های مدیران بی‌فکر کمر خم می‌کنند. حیات آن‌ها اگر برای تمام آقایان دل‌مشغولی روز و شب نباشد، بی‌تردید باید در صلاحیت‌شان یا در انتخاب خود تردید کنیم. هرچند نمی‌توان پذیرفت که کولبرانِ رنجور، معضل اجتماعی باشند، بلکه شرایط حاکم بر آن‌ها معضلی بزرگ محسوب می‌شود. شرایطی که گویای فقر مطلق در مناطق مرزی است. به‌ یاد داریم و دارند که پیش از آنکه رهبر انقلاب سخن از شرایط سخت کولبران بگويند، مانند همیشه آن‌ها که وظیفه رسیدگی به وضع مردم را دارند، از کولبران با عناوینی چون قاچاقچیان مرزی یاد می‌کردند. در صورتی که در تمام این سال‌ها مانند اکنون ایشان نه مجرم بودند و نه عامل برهم‌زننده وضعیت اقتصادی. آن‌ها تنها مردمانی از جنس تمام ملت بودند که برای زیستن دست به چنین کارهای سختی می‌زدند و خوشا به دل مسئولان وقت که راحت‌ترین راه، یعنی سلب مسئولیت از گردن خویش و اتهام‌زنی به مردم را انتخاب کردند. اما اکنون که قرار است کمیته‌ای حقیقت‌یاب از مجلس شورای اسلامی برای رسیدگی به وضع کولبران به مناطق مرزی اعزام شود، توقع آن است که نمایندگان مردم با در نظر داشتن کشته شدن کولبر ١٨ساله سردشتی بر اثر سرمای شدید، اولا، به رسالت خود یعنی نمایندگی ملت عمل کنند و ثانیا، در جست‌وجوی «حقیقت» باشند، نه آنکه مانند موارد مشابه ماجرا با یک گزارش نیم‌بند به سرآید. پرونده پیش رو، باشد برای کولبرانی که رنج بودن، جان‌شان را ستاند.

ادامه خواندن جان به دوشـان

بوران مرگ در سردشت

موکریان ــ درست در آستانه روزهایی که کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی وضعیت کولبرها عازم نقاط مرزی کشور است خبر می‌رسد که «کاروان رشکه»، کولبر ١٨ساله سردشتی، در سرمای مرز جانش را از دست داده است.

ادامه خواندن بوران مرگ در سردشت

بختك زمستان جان کولبران را مي گيرد

موکریان ــ بر اثر کولاک در ارتفاعات مرزی سردشت يك كولبر جان باخت.

 

به گزارش موكريان، روز يكشنبه ١٥ اسفند، پنج کولبر در ارتفاعات «دوپزه» نزدیک مرز «کێلێ» سردشت براثر کولاک دچار سرمازدگی شدند.

منابع محلي گفتند: “كامران رشكه” كه ١٧ سال بيشتر نداشت تاب سرما و كولاك شديد ارتفاعات دوپزه را نياورد و جان باخت.

از چهار کولبر دیگر، كه به بيمارستان سردشت اعزام شدند، سه تن از آنها به صورت سرپایی مداوا شدند و یک نفر دیگر نیز بستری شد.

اعزام کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی وضعیت کولبرها

موکریان ــ کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی وضعیت کول‌برها چهارشنبه (18 اسفند) به مناطق مرزی آذربایجان غربی اعزام می‌شوند.

 

به گزارش موكريان، عبدالکریم حسین‌زاده با اعلام این خبر، گفت: موضوع کول‌برها سالیان متمادی مطرح است اما ابعاد این موضوع خیلی شفاف و دقیق بررسی نشده لذا ما اعتقاد داشتیم برای شناسایی ابعاد دقیق این موضوع باید پیمایش میدانی صورت بگیرد و تعدادی از همکاران نماینده ما بازدید میدانی از وضعیت کول‌برها داشته باشند و با مسئولین این استان‌ها صحبت کنند تا راهکارهای واقعی و دقیقی برای حل این موضوع بیابند.

ادامه خواندن اعزام کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی وضعیت کولبرها

تشكيل كميته حقيقت‌ياب مجلس براي كولبرها

موکریان ــ با دستور لاريجاني كميته حقيقت‌ياب مجلس براي كولبرها به مرزها اعزام مي‌شود.


موكريان/ آمنه شيرافکن: کميته‌اي از نمايندگان مجلس به زودي به نقاط مرزي سفر خواهند کرد تا از نزديک جوياي حال کولبران باشند و گزارشي مستند از زندگي روزمره آنها تدوين کنند. رئيس مجلس در نامه‌اي به چهار نماينده مأموريت داده تا به نقاط مرزي سفر کنند و گزارش‌شان را به مجلس بياورند.
ادامه خواندن تشكيل كميته حقيقت‌ياب مجلس براي كولبرها

علت تيراندازي به كولبرها؛ تذكر نمايندگان كورد به وزير كشور

موکریان ــ نمايندگان كورد از وزير كشور علت تيراندازي به كولبران از سوي نيروي انتظامي و هنگ مرزي را پرسيدند.

به گزارش موكريان، رسول خضري، قسيم عثماني، ‌جلال محمود‌زاده و عبدالکريم ‌حسين‌زاده، نمايندگان پيرانشهر، بوکان و نقده به وزير کشور تذکر دادند.
آنها در تذکر مشترک‌شان که روز گذشته در صحن علني مجلس خوانده شد، از وزير کشور علت تيراندازي به کولبران از سوی نيروي انتظامي و هنگ مرزي با وجود تأکيد مسئولان کشوري در زمينه عدم تعرض به کولبران را پرسيده‌اند.
رسول خضري، نماينده پيرانشهر نيز چندي پيش در صحن علني مجلس درباره رويه شليک به کولبران تذکر داده بود و از مسئولان خواسته بود در اين زمينه کاري عملي انجام دهند.
ادامه خواندن علت تيراندازي به كولبرها؛ تذكر نمايندگان كورد به وزير كشور

پزشکیان: چرا کولبرها را نمی‌بینند؟!

موکریان ــ گروه سیاسی: روز گذشته پانزدهمین مراسم کنگره حزب مردم‌سالاری با سخنرانی علی مطهری، نایب‌رئیس مجلس، مسعود پزشکیان و مصطفی کواکبیان نمایندگان مجلس و فائزه هاشمی دختر مرحوم آیت‌الله هاشمی برگزار شد. علی مطهری در این مراسم گفت: احزاب در کشور ما مزایا و معایبی دارند؛ از مزایای یک حزب اتاق فکربودن آن، تربیت کادر برای حکومت، جلوگیری از ورود افراد فرصت‌طلب به صحنه قدرت و آگاهی‌بخشی به مردم است.
ادامه خواندن پزشکیان: چرا کولبرها را نمی‌بینند؟!

ضرورت ورود رئیس جمهور به قتل عام کولبران

به گزارش خبرگزاری موکریان، نماینده مردم سردشت در مجلس خواستار رسیدگی هرچه سریع تر به وضعیت معیشت مرزنشینان و شلیک به کولبران از سوی نیروی انتظامی شد.

ادامه خواندن ضرورت ورود رئیس جمهور به قتل عام کولبران

از چهار هزار کولبر رسمی تنها ۱۰ نفر بیمه هستند

خبرگزاری موکریان ــ مدیر بازارچه مرز تمرچین گفت که بازارچه مرزی یک محوطه مصور در نقطه صفر مرزی است که به موجب موافقت ریاست جمهور به منظور ارتقاء سطح درآمد سرانه معیشت مرزنشینان و جلوگیری از «قاچاق کالا» ایجاد شده است. به گفته وی، چهارهزار کولبر رسمی وجود دارد اما از این تعداد تنها ۱۰ نفر «بدون نام» بیمه هستند. آقای اسدی همچنین در مورد شرایط کارت ویژه تردد و اقلام مجاز نیز توضیحاتی ارائه داد.

ادامه خواندن از چهار هزار کولبر رسمی تنها ۱۰ نفر بیمه هستند

تذکر ٢ نماينده درباره کولبرها

روز گذشته موضوع کولبران، محور تذکرهاي دو نماينده مجلس در صحن علني بود؛ «عبدالکريم حسين‌زاده»، نماينده مردم نقده و اشنويه و «محمد‌قسيم عثماني»، نماينده مردم بوکان. «حسين‌زاده» با اشاره به تدوين طرح دو‌فوريتي براي ساماندهي وضعيت کولبران گفت: «از هيئت‌رئيسه مي‌خواهم کارگروهي را براي بررسي وضعيت کولبرها به منطقه اعزام کند».

ادامه خواندن تذکر ٢ نماينده درباره کولبرها

نگرانی زنانی که مردان شان برای کولبری جان می دهند ـ زنان انتظار در‌کوه آمانج / فروغ فکری

موکریان ــ اشارە: نرمین با پیراهن بلند چند رنگش، با صورت گندمگون و چشمان مشکی، کم‌ سن‌ و‌ سال است اما این ١١ ‌سال و ترس از شغل اسماعیل گوشه چشمش را چروک انداخته. نگاهش به دیاکو است. پسر ٩ساله‌اش که دوست دارد با اسماعیل به کوهستان برود. « دلم نمی‌خواد کولبر باشه. فقط امیدوارم بزرگ که شد، یک شغل کم‌خطر داشته باشه. همین…

آن‌‌طرف عراق است و سیم خاردار و مین. مردها، چهارشانه، بلند، با انگشتانی درشت و چشمانی منتظر از میان برف خودشان را از روستاهای‌شان به هنگ مرزی پیرانشهر رسانده‌اند تا نام‌شان را روی در آهنی بزرگ پیدا کنند. کارت کولبری‌شان را بگیرند و در انتظار بار، راهی مرز تمرچین شوند. روی در آهنی پر است از برگه و اسم. دانه‌دانه می‌آیند تا اسم‌شان را ببینند. مثل انتظار برای شرکت در آزمون است. با همان دلهره. اسم‌شان که پیدا شود باید پشت‌شان را برای کیلوکیلو بار محکم کنند ، ١٠٠کیلو، ٢٠٠کیلو، ٢٥٠کیلو جنس را می‌گذارند روی گوشت و استخوان‌شان و در میان برفی که این‌جا تمامی ندارد، به دست کسانی می‌رسانند که نمی‌شناسند. «بار اولمه. کارگر ساختمون بودم. الان مدتیه بیکارم. مجبور شدم بیام برای گرفتن کارت کولبری ثبت‌نام کنم.» بار اولی‌ها کم نیستند. چند مرد دیگر هم می‌گویند بار اول است که قرار است کمرشان خم شود زیر جنس‌های به مرز رسیده. خیلی‌ها هم برای تمدید کارت‌شان آمده‌اند. هروقت برگه‌های درون کارت تمام شود، می‌آیند و کارت جدید می‌گیرند. چروک صورت و زمختی پوست‌شان، سن و سال‌شان را مخفی کرده. دو مرد با موهای سفید و شال‌گردنی که تمام صورت‌شان را گرفته،  می‌گویند هشت سالی می‌شود که کارت کولبری می‌دهند و مرز تمرچین هم محل رفت‌وآمد رسمی‌شان شده اما کوهستان‌های مرزی خاطره شب‌روی‌های مردان بسیاری را در ذهن دارد. خاطره جوانی کسانی را که در کوه‌ها و زیر بار جنس‌ها دفن شده است. خاطره جوان‌هایی که از زیوه و کاسورده آمده‌اند. از کهنه لاهیجان و دالاوان. از دامنه کوهستان کانی خدا، آن‌جا که چشمه‌اش همیشه روان است و کوه‌هایش مرزاند.

ادامه خواندن نگرانی زنانی که مردان شان برای کولبری جان می دهند ـ زنان انتظار در‌کوه آمانج / فروغ فکری

مردم اینجا زود پیر ‌می‌شوند

موکریان ــ اشاره: خورشید که کارش به پایان ‌می‌رسد، «دیاکو» کار خود را آغاز ‌می‌کند، کتاب را ‌می‌بندد و کاپشن سبزرنگی را که به چوب‌لباسی آویخته شده است، به تن ‌می‌کند. پاچه‌های شلوار کردی‌اش را درون چکمه‌های پلاستیکی مشکی فرو ‌می‌کند. کلاه را سرش ‌می‌گذارد و برای کولبری به راه ‌می‌افتد. در که باز ‌می‌شود، دانه‌های برف همراه باد سردی درون خانه ‌می‌وزد و شعله بخاری به رقص درمی‌آید.

«سه نفر از دوستانم با مدرک فوق‌لیسانس برای کولبری ‌می‌آیند. دو نفرشان درس‌شان را در مقطع ارشد به پایان رسانده‌اند و یکی دیگر دانشجوی ترم آخر است. اینجا خیلی‌ها کولبر متولد ‌می‌شود و فرقی هم نمی‌کند بی‌سواد باشی یا فوق‌لیسانس.»

به گزارش موکریان، سمیرا حسینی در هفته‌نامه جامعه پویا نوشت: «به پشتی قرمز کنار بخاری لم داده و در حال خواندن رمان است. غرق خواندن است و فقط صدای زنگ موبایل است که موفق ‌می‌شود او را از کتاب بیرون بکشد. صدای سیروان از پشت تلفن همراه به گوش ‌می‌رسد که از بار آن طرف مرز خبر ‌می‌دهد: پس کجایی؟ چرا راه نیفتادی؟

خورشید که کارش به پایان ‌می‌رسد، «دیاکو» کار خود را آغاز ‌می‌کند، کتاب را ‌می‌بندد و کاپشن سبزرنگی را که به چوب‌لباسی آویخته شده است، به تن ‌می‌کند. پاچه‌های شلوار کردی‌اش را درون چکمه‌های پلاستیکی مشکی فرو ‌می‌کند. کلاه را سرش ‌می‌گذارد و برای کولبری به راه ‌می‌افتد. در که باز ‌می‌شود، دانه‌های برف همراه باد سردی درون خانه ‌می‌وزد و شعله بخاری به رقص درمی‌آید.

دیاکو همه تلاشش این است که فرزندش به سرنوشت او دچار نشود: «خیلی تلاش کردم به جایی برسم اما نشد. با کولبری مقطع لیسانس را به پایان رساندم. خانواده‌ام نمی‌توانستند هزینه تحصیل من را پرداخت کنند. پول نداشتم برای همین مجبور ‌می‌شدم تعطیلات بین دو ترم و روزهایی که کلاس نداشتم یا تشکیل نمی‌شد، برای کولبری به خانه برگردم. بعضی روزها مجبور ‌می‌شدم با تمام خستگی بعد از کولبری برای امتحان درس بخوانم. بعد از لیسانس هر چه تلاش کردم نتوانستم شغلی پیدا کنم؛ به همین‌ خاطر باز به کولبری رو آوردم و هم‌زمان برای کنکور ارشد درس ‌می‌خواندم. همان سال در رشته جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری قبول شدم. در دانشگاه ثبت‌نام کردم اما یک ترم بیشتر نتوانستم درس بخوانم. کم نیستند کولبرانی که با مدرک لیسانس برای کولبری ‌می‌آیند. در سردشت و پیرانشهر بیکاری بیداد ‌می‌کند. حتی سه نفر از دوستانم با مدرک فوق‌لیسانس برای کولبری ‌می‌آیند. دو نفرشان درس‌شان را در مقطع ارشد به پایان رسانده‌اند و یکی دیگر دانشجوی ترم آخر است. اینجا خیلی‌ها کولبر متولد ‌می‌شود و فرقی هم نمی‌کند بی‌سواد باشی یا فوق‌لیسانس.»

به ‌میدان «سەر چاوه» شهر سردشت که نزدیک ‌می‌شوی، خیل جمعیت کولبران را ‌می‌بینی که برای کار آمده‌اند. بادی که در حال وزیدن است، از لای تاروپود لباس‌هایت عبور ‌می‌کند و لرزه به تن ‌می‌اندازد. گونه‌ها و نوک بینی به سرخی ‌می‌زند. با هر بازدم بخاری از دهان بیرون ‌می‌زند و در کسری از ثانیه محو ‌می‌شود. هر کس در هر جایی که توانسته، آتشی به پا کرده تا خودش را گرم کند. دور هر آتشی که به پا شده، تعداد زیادی از کولبران جمع شده‌اند. مامه شاهو ۷۰ ساله که کارش کولبری است، به جمع کولبرانی ‌می‌پیوندد که در ضلع غربی ‌میدان دور آتش درون پیت حلبی ایستاده‌اند. همه او را مامه «عمو» صدا ‌می‌زنند. هیژای ۱۴ ساله با دیدن مامه شاهو جایش را به او ‌می‌دهد تا خود را کمی ‌گرم کند. اینجا همه یکدیگر را ‌می‌شناسند؛ به هم نزدیک که ‌می‌شوند، احوالپرسی مختصری ‌می‌کنند و ‌می‌گذرند.

«آوات» فوق‌لیسانس حقوق دارد اما چون نتوانست بعد از پایان دوره ارشد کاری پیدا کند، کل تابستان را کولبری کرده است: «تقریبا حدود دو سال ‌می‌شود که دوره ارشد را به پایان رسانده‌ام و هر چه دنبال کار گشتم، نتوانستم شغلی پیدا کنم. وضعیت اقتصادی خوبی نداشتم. کم‌کم از پیداکردن کار ناامید شدم. به همین خاطر مجبور شدم برای مایحتاج زندگی به کولبری رو بیاورم. با یکی از دوستان کولبرم که لیسانس کامپیوتر داشت، حرف زدم تا من را همراه خود به کولبری ببرد. کل تابستان امسال را کولبری کردم.»

او ادامه ‌می‌دهد: «شغل کولبری با آن چه برای آینده‌ام تجسم کرده بودم، خیلی متفاوت بود. هر بار که به کولبری ‌می‌رفتم، به فوق‌لیسانس‌هایی که در شهر دیگری متولد شده‌اند، فکر ‌می‌کردم. آیا آنها هم مانند من بار حمل ‌می‌کنند یا پشت ‌میزهای‌شان مشغول کار هستند؟ چند سال درس خواندم و آخرش باز مجبور شدم کولبری کنم. برای۵۰ تا۸۰ هزار تومان باید همه‌ چیز را به جان بخری؛ عبور از ‌ میدان ‌مین، حمله حیوانات وحشی، ریزش بهمن و … . برای ‌همین هر وقت که از خانه بیرون ‌می‌رویم، نمی‌دانیم به سلامت به خانه خواهیم رسید یا نه. این تنها بخشی از مشکلات این کار است. خیلی وقت‌ها من هم‌وزن خودم بار حمل کرده‌ام. مردم اینجا زود پیر ‌می‌شوند. همه کولبرها از ناحیه ستون فقرات دچار مشکل شده‌اند و خیلی از آنها بعد از مدتی از کار افتاده ‌می‌شوند.»

آوات با بیان این که هیچ‌کس از روی دلخوشی کولبری نمی‌کند، ‌می‌گوید: «روز اولی که برای کولبری رفته بودم، جمعیت زیادی برای کار آمده بودند. زمانی که ماشین بارها را آورد، جمعیت خودشان را روی ماشین انداختند تا بتوانند برای کولبری بار بگیرند. همه مجبور بودند برای این که دست خالی به خانه برنگردند حتما کولبری کنند. آن روز موفق نشدم کار کنم اما روز بعد با کمک دوستانم توانستم کار کنم.»

ماشین شاسی‌بلند قدیمی‌ کنار کولبرها متوقف ‌می‌شود. دیاکو همراه تعدادی از کولبران سوار ماشین ‌می‌شود و به سمت دره «قه ره دان» راه ‌می‌افتند. جاده ناهموار است. با هر تکان همه مردها یکنواخت به سمت چپ و راست تکان ‌می‌خورند. بعد از گذشت نیم‌ساعت ماشین توقف ‌می‌کند و کولبران از آن پیاده ‌می‌شوند. هوا سردتر شده. این بار باد از پوست و گوشت هم عبور ‌می‌کند و به مغز استخوان ‌می‌رسد. کولبران در صفی نسبتا منظم به سمت دره حرکت ‌می‌کنند. هوا کاملا تاریک است. تنها صدایی که به گوش ‌می‌رسد، صدای فرورفتن پای آنها درون برف است. پاهای‌شان تا زانو درون برف است. گاهی گرگی زوزه ‌می‌کشد و سگی پارس ‌می‌کند. بعد از این که از دره «قه ره دان» و «زده لاله» عبور ‌می‌کنند، کوه «دوپزه» نمایان ‌می‌شود. هر چه از کوه بالاتر ‌می‌روی، برف شدت بیشتری پیدا ‌می‌کند. دانه‌های برف روی ریش و سبیل سیاه کولبران جوان نشسته است؛ گویی یک شبه همه آنها پیر شده‌اند. کولبران تا بالای زانو درون برف فرو رفته‌اند. باد شدیدی در حال وزیدن است. کولبران خود را مچاله کرده‌اند و گام‌های‌شان کند شده است اما باد هم نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد. باد هیژای۱۴ ساله را به عقب هل ‌می‌دهد. یکی از کولبران دست او را ‌می‌کشد و زیر صخره‌ای پناه ‌می‌دهد. بعد از ۱۵ دقیقه باد کمی ‌آرام ‌می‌گیرد و کولبران به راه خود ادامه ‌می‌دهند.

دیاکو ‌می‌گوید: «اولین‌بار در ۱۷ سالگی ‌به کولبری رفتم. آن روزها در مقطع پیش‌دانشگاهی درس ‌می‌خواندم. پدرم کولبر بود. وضعیت اقتصادی‌مان چندان تعریفی نداشت. فقر و فلاکت بیداد ‌می‌کرد. از بی‌پولی به کولبری رفتم. هم درس ‌می‌خواندم و هم کار ‌می‌کردم. تا این که دانشگاه قبول شدم. بیشتر بارهایی که با خود حمل کرده‌ام پارچه، لوازم آرایشی، لاستیک، کفش، سیگار و لوازم آشپزخانه بود. مدت کوتاهی هم در کوره‌های آجرپزی ارومیه و تهران کار کردم اما بیکار شدم. در فصل بهار و پاییز کشاورزی در سردشت و پیرانشهر رونق ‌می‌گیرد اما آن هم مشکلات خود را دارد. برادر کوچکم سه ماه نخست سال را در یکی از زمین‌های کشاورزی مشغول به کار شد اما تا امروز که به آخر سال نزدیک شده‌ایم، پولی به او نداده‌اند.»

دیاکو صخره‌ای را نشان ‌می‌دهد: «همین جا بود که یکی از دوستانم که دوشادوش من حرکت ‌می‌کرد، تیر خورد. یکی دیگر از دوستانم در تابستان پایش را روی ‌مین از دست داد. گاهی هم کولبران از صخره پرت ‌می‌شوند یا زیر برف یخ ‌می‌زنند.»

پس از گذشت بیش از ۳ ساعت کولبران وارد خاک عراق ‌می‌شوند. در «کانی پور ئامان» کار اصلی کولبران شروع ‌می‌شود. همه‌جا پر کولبر است. همه مشغول جابه‌جایی بار هستند. کولبران در ازای ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان ۴۰ تا ۶۰ کیلو بار لباس، پارچه، لوازم آرایشی بهداشتی یا سیگار روی دوش‌شان ‌می‌گذارند و به طرف ایران روانه ‌می‌شوند. صدای راه‌ رفتن مردها روی برف سکوت شب را ‌می‌شکند. یکی از کولبران کمی ‌جلوتر از بقیه حرکت ‌می‌کند تا مبادا مأموران مرزی آنها را غافلگیر کنند. کولبران ‌می‌گویند سال گذشته یکی از آنها که جلوتر از بقیه حرکت ‌می‌کرد، زیر بهمن جان خود را از دست داد. کولبران سخت‌تر قدم‌های‌شان را برمی‌دارند. این بار مسیر را با کوله‌ای از بار روی دوش‌شان طی ‌می‌کنند. دیاکو ‌میان راه پایش سست ‌می‌شود و روی برف‌ها ‌می‌افتد. یکی از کولبران خود را به او ‌می‌رساند و دیاکو را از جایش بلند ‌می‌کند. از سرما دست‌های‌شان بی‌حس شده است. دیگر پاهای‌شان حس ندارد. بعد از ۴ ساعت کولبران وارد ایران ‌می‌شوند و بار خود را تحویل ‌می‌دهند.

دلشاد، یکی جوانانی است که برای رسیدن به هدفش مجبور به کولبری شده است: «تقریبا یک سال است که کولبری نمی‌کنم اما اگر مجبور باشم باز هم به کولبری ‌می‌روم. ۳ سال از زمان فارغ‌التحصیل‌شدنم از دانشگاه سراسری گذشت اما نتوانستم شغلی پیدا کنم. پروژه‌ای در ذهن داشتم که ‌می‌خواستم هزینه آن را به دست بیاورم. هیچ‌کس حاضر نشد اسپانسر این پروژه شود. هر چه دنبال کار گشتم، نتوانستم شغلی پیدا کنم. تنها گزینه‌ای که باقی ماند، کولبری بود. پروژه درباره ثبت روز جهانی زن باردار در سازمان ملل بود و برایم بسیار اهمیت داشت. برای نوشتن پروپوزال و برگزاری چند همایش نیاز به پول داشتم. زمانی‌ که کولبری ‌می‌کردم، ارتباط معنایی جالبی بین کاری که انجام ‌می‌دادم و پروژه‌ای که در ذهن داشتم، برقرار شد. سعی ‌می‌کردم هنگامی‌که باری را حمل ‌می‌کنم، خودم را جای زنان بارداری بگذارم که فرزندان‌شان را با خود حمل ‌می‌کنند. گاهی کولبری ‌می‌کردم و گاهی هنگام کولبری پیش‌رو هم بودم. کسانی که پیش‌روی ‌می‌کنند، پول بیشتری ‌می‌گیرند. زمان‌هایی که پیشرو بودم، معمولا با باری که روی دوشم داشتم، بین ۵۰۰ تا یک کیلومتر جلوتر از بقیه کولبران حرکت ‌می‌کردیم و یک گروه ۳۰ تا ۴۰ نفری را هدایت ‌می‌کردم. ریسک کسی که پیش‌روی ‌می‌کند، از بقیه کولبران بیشتر است. ما حق نداشتیم گوشی موبایل داشته باشیم، یا در تاریکی چراغ قوه روشن کنیم چون هر لحظه ممکن بود ما را شناسایی و به سمت ما تیراندازی کنند.»

دلشاد آهی ‌می‌کشد: « هرگز فراموش نمی‌کنم روزی که یکی از دوستانم که متأهل هم بود با باری که بر دوشش داشت، روی برف‌ها افتاد. معمولا ما همیشه همراه خودمان چاقو داریم که اگر دنبال‌مان افتادند یا جایی گیر کردیم، با چاقو طنابی که بار را با آن دور خودمان بسته‌ایم، پاره کنیم. جلو رفتم تا کمکش کنم. چاقو را از جیبش درآورد. آن لحظه فکر کردم از من ‌می‌خواهد طناب را برایش پاره کنم. با التماس گریه ‌می‌کرد. در حالی‌ که بدنش ‌می‌لرزید، رو به من گفت: دیگر طاقت زندگی‌ کردن ندارم. چاقو را بگیر و من را بکش! از شرایطی که در آن زندگی ‌می‌کرد، خسته شده بود. اگر چاقو را از دستش نمی‌گرفتم، خودش را ‌می‌کشت. قند خونش پایین آمده بود. هوا خیلی سرد و وسایل خیلی سنگین بود. آن را از دوشش پایین آوردم و در جایی مخفی کردم تا فردای آن روز آن را به صاحب بار برسانیم.»

کولبری پر از خاطرات تلخ و شیرین است: «یک شال کردی به نام پشتون دارم که خونم روی آن ریخته شده است. آن شال خیلی برایم باارزش است چون به خاطر هدفی که داشتم، خونم روی آن ریخته شده است. حتی بی‌پولی و بیکاری مانع رسیدن به هدفم نشد. آن روز بیش از حد معمول بار زده بودم. واقعا پول لازم داشتم هر چقدر بار سنگین‌تر بود، پول بیشتری به ما ‌می‌دادند. باری که حمل ‌می‌کردم، تقریبا ۶۵ کیلو بود. از مسیری عبور ‌می‌کردیم که تابستان همان سال از آنجا گذشته بودم. در آنجا خاطرات شیرینی داشتم و تمام مسیر خاطراتم را مرور ‌می‌کردم. ناگهان پایم سر خورد. تقریبا روی برف‌ها ۲۰ بار معلق زدم. خواستم از جایم بلند شوم که خون گرم را روی بدنم حس کردم. تمام شانه راستم غرق در خون شده و شالی که دور کمر بسته بودم، خونی شده بود. یک زخم عمیق روی بدنم ایجاد شده بود. زخمم را با کوله‌ای که با کیسه برنج ساخته بودم و شال دور کمرم بستم. چند نفر از دوستانم کمی ‌از بارهایم را بین خودشان تقسیم کردند و  روی بار خود گذاشتند. تا چند روز ‌می‌ترسیدم به پزشک مراجعه کنم. احتمال داشت متوجه شوند به کولبری رفته‌ام. بعضی وقت‌ها اگر متوجه ‌می‌شدند، ما را بازخواست ‌می‌کردند.»

دلشاد ادامه ‌می‌دهد: «کولبری همیشه همراه با ترس است. ترس از شلیک گلوله هنگ مرزی، ترس از یخ‌ زدن در سرما، ترس از دست‌ دادن دوستان‌مان و ترس از این که بارمان را بگیرند. اگر باری از کولبران گرفته شود، جریمه‌شان ‌می‌کنند؛ جریمه‌ای که شاید با ۱۰ سال کار کردن هم نتوانند آن را پرداخت کنند.»

هوا رو به روشنایی ‌می‌رود. دیاکو کارش تمام شده است و به خانه بازمی‌گردد. کاپشن سبزرنگش را به چوب لباسی دیواری ‌می‌آویزد، رمان را از بالای طاقچه برمی‌دارد، به پشتی قرمز کنار بخاری لم ‌می‌دهد و کتاب نیمه‌خوانده‌اش را ‌ادامه می‌دهد.»

روایتی نزدیک از «کولبر»ها در چند سکانس

دوهفته‌ای است که از کشته‌شدن چند کولبر در پیرانشهر در اثر ریزش بهمن می‌گذرد؛ اما داغ آنها برای اهالی همچنان تازه است. مردم پیرانشهر مثل بسیاری از مرزنشینان غربی با پدیده‌ای به نام کولبری مواجهند؛ کاری که شاید با بسیاری از استانداردهای شغلی فاصله دارد اما تنها ممر درآمد حداقلی برای مرزنشینانی است که بیش از سایر هم‌وطنانشان با مشکل بیکاری مواجهند.

کولبرها یا کوله‌برها اگرچه همه یک کار را انجام می‌دهند؛ باری بر دوش می‌گذارند و پس از طی مسیری مشخص آن را به صاحبش در آن‌سوی مرز تحویل می‌دهند، اما به دو دسته قانونی و غیرقانونی (بخوانید رسمی و غیررسمی) تقسیم می‌شوند. کولبران رسمی «بار مجوزدار» حمل می‌کنند، کارت تردد قانونی دارند و از مرز رسمی مسافتی مشخص (به روایت خودشان کمتر از یک کیلومتر) را طی می‌کنند. غیررسمی‌ها اما مسیر طولانی و پرخطرتری را طی می‌کنند. آنها عموما بار بدون مجوز دارند و ناچارند مسیر غیرقانونی را برای در امان ماندن از تیر مرزبانان در شب طی کنند. شب‌رو بودن برای آنها مخاطرات دیگری هم دارد از پرت‌شدن در کوه تا گرفتار شدن در دام حیوانات وحشی!

ادامه خواندن روایتی نزدیک از «کولبر»ها در چند سکانس