آتش بازی در جنگلهای شاهو / آرمان غفوری

موکریان ــ بیشتر از یک دهه زندگیمان را با درختان بلوط کنار سلسله جبال کوه های شاهو و کوسالان در آتش نفرت سپری می کنیم. کوه هایی که در روز روشن با لباس مشکی به کام مرگ فرستاده می شود.

روزگاران درازیست که نه تنها جنگلهای زاگروس در کمین خطر پر جنب و جوش دشمنان محیط زیست قرار گرفته است بلکه سراسر ایران یک دوره ی بسیار فاجعه بار تخریبات محیط زیستی، از آتش سوزی گرفته تا مجوز شکار تجربه کرده است. این یک سیر کاملا نزولی توسعه ی یک کشور را رقم زده و نمودار آن، خط سرازیر شدن را بشدت پیمایش کرده و اگر جلو این فاجعه گرفته نشود بحرانهایی را در آینده ی نه چندان دور روی تابلوی مناطق حفاظت شده با جمله ی “ما سرمایه های ملی را آتش زدیم و آنها را در منافع خود قرار دادیم”نصب می کنیم. آنوقت دیگر دمکراسی با تدبیر مسئولان عجین نگشته، بلکه کور و کر و لال را تجربه کرده است.
جنگلهای شاهو بخش شهرستان کامیاران در روز 16 مرداد سال جاری ساعت 11 صبح شروع شده بود و با فاصله های زمانی کوتاه، جنگلها را با توپباران نظامی(مانور) به آتش کشیدند و آنوقت بود که شعله های سوزان فواره می کشیدند و فرزندان شاهو هم گریه کنان با در دست داشتن شاخه های برگ بلوط خود را به کوهستان پر از دود رسانیدند. در اینجا با موانعی از جنس مردم روبه رو گشتند، موانعی که آتش را به جان شاهو انداخته بودند. آری شاهو همان قداست مردم در جلو چشمانشان با توپ و ترکش های بارانی آتش زا می سوخت. این فاجعه ی آتش زدن سه روز متوالی ادامه داشت و هر روز از ساعت 8 صبح تا 14 بعداظهر مانور بود و در همین ساعتها هزاران چشم خیره گر منتطر بودند تا سریال مانورها پایان یابد و به کمک شاهو بروند. خبر آتش زدن جنگلهای شاهو به تمامی شهرستانهای همجوار رسیده بود. چون محیط زیست بدون مرز است مردم و انجمنهای مردم نهاد با تکیه بر روی باور خود از شهرستانهای مریوان، پاوه، سنندج، دهگلان، کامیاران و … در اصرع وقت با جانفدا بودن خود را به مناطق مذکور رسانیدند تا که قربانی بیشتر نصیب شاهو نگردد. ساعت پانزده بعداظهر تا پنج بامداد که فرصت مقابله با آتش زدن را داشتند با زبانه های آتش مقاومت می کردند. بالاخره روز 18 مرداد ساعت شش بعداظهر موفق به کنترل آن گردیدند. حجم وسیعی از جنگلهای شاهو در دام آتش افتاد و زیستگاه جانوران نابود گردید و درختان به ذغال تبدیل شدند. این درحالی بود که زیستگاه شاهو بر اساس مصوبات دولت در سال 1387 به مناطق تحت مدیرت اداره کل حفاظت محیط زیست استان کوردستان درآمده و به ثبت رسیده است.
همیشه مردم و انجنمنهای مردم نهاد و فعالان عرصه ی زیست محیطی در برابر هرگونه تخریب و نامدیرتهای محیط زیستی پیشقدم بوده اند و با تکیه بر باور خود در برابر زنچیره تخریبات بخصوص در مناطق زاگروس مراحل موفقیت آمیزی زا تجربه کرده اند. اما ادارات متولی در فاجعه ی آتش زدن های شاهو و امثال آن در ساعت های پایانی برای توجیه خود در حضور یافته اند. و همین ندانم کاری ها و بی مسئولیت بودن ها تا ابد زخمهایی را بر پیکر محیط زیست وارد کرده است و درمان آن زندگی مردم را به نابودی کشانده و می کشاند.

کدام خدمتی را برای مردم انجام داده اید که برای جنگلها مزاحمت ایجاد نکرده باشید؟ می ترسم منظورم را به طور واضح نفهمانیده باشم، چون من با زبان محیط زیست حرف می زنم. حق با شماست به راستی خاموشی جنگلها گوش و چشم را کرکرده و از هیاهوی درندگان برپا مانده است. ولی خوب به یاد داریم روزهای 16_17 و 18 مرداد 1396 روز ماتم تمامی زاگروس نشیتان بود، روز پرتاب توپ تیغهایی به قلب زیستگتاه و قداست شاهو نشینها بود و روز اصابت گلوله های آتش به فعالین عرصه های زیست محیطی بود. و این حماسه ی مقاومت تمامی زاگروس نشیان با سه روز متوالی طاقت فرسا، زیر باروت و آتش در کوه های شاهو به درختان بلوط ثابت کرد که آتش نفرت، با تمام توانایی خود دیگر توان آتش زدنشان را ندارند. با سر دادن باورهای درونی “یقین است دستهای ما آتش را سرد خواهد کرد” و “شاهو رشته کوهی از جنس مردم” نغمه ی خود را برای وجب به وجب زمین خواهند سرود. با نشان دادن این حماسه و حماسه های سیزده ساله ایی که ایستادگی مردم ثابت شده در مقابل آتش زدن جنگلها خیلی تفاوت را در کنار نامدیران و نامسئولان ادارات متولی این فاجعه و خیانت ها می توان دید.
در واقع نه می بخشیم و نه از یاد خواهیم

منبع: هفتە نامە ئآوات