مصاحبه ها

موکریان ــ دەڵێت:  ئێمه‌ زمانێكمان نییه‌ كه‌ هه‌موو كوردێک، یان زۆربه‌ی ئه‌و كه‌سانه‌ی به‌ خۆیان ده‌ڵێن كورد، بتوانن پێی بدوێن یان تێی بگه‌ن. من پێم وایه‌ كه‌ ئێمه‌ چه‌ندین زمانمان هه‌ن پێیان ده‌گوترێ “كوردی”.

موكريان/ فیض‌الله پیری: دو خط موازی در کنار سوژه‌های فرعی، داستان فیلم را شاعرانه و با قرائت سوررئالیستی و بعضا واقعی، روایت می‌کنند. از یک‌سو چند جوان برای آموزش زبان مادری به‌مثابه هویت انسان تلاش می‌کنند که با ممانعت دولت ترکیه مواجه می‌شوند و از سوی دیگر اسب سیاه، خاطرات دوستی با انسان را به یاد می‌آورد و در واقعیت انسان را تحلیل و روایت می‌کند و… در کنار این دو مسئله، کارگردان «خاطرات اسب سیاه» نقاط کانونی دیگری خلق می‌کند که گاهی تمرکز روی همه آنها سخت می‌شود. شاید به‌همین‌دلیل علیدی مدعی است که در فیلم، تجربه‌ای جدید و مدرن از سینما ارائه می‌شود. او در این فیلم به مدد اسطوره‌های بومی و دخالت‌دادن ایده‌های تخیلی، شاهکار هنری خیام و کیهان کلهر و کامکارها و تارا جاف را به عاریت گرفته تا با نگاهی نو به رابطه اسب و انسان بپردازد. بعد از «زمزمه با باد»، این فیلم، دومین ساخته بلند این هنرمند جوان سنندجی است که اکران عمومی آن در قالب مجموعه هنر و تجربه با حضور کارگردان در زادگاهش آغاز شد. به بهانه اکران خاطرات اسب سیاه با شهرام علیدی به گفت‌وگو نشستیم.

موکریان ــ اشاره: تنها در سال ۲۰۰۰ میلادی بود که سرانجام، انسان به فکر حفظ بزرگترین میراث بشری خویشتن افتاد، میراثی که در قرون اخیر، به تاراج اصحاب نسل‌کشی و نژادپرستی رفته است. ۲۱فوریه را روز جهانی زبان مادری نام نهاده‌اند، روزی برای پاسداشت نیک‌ترین آیات الهی. تنها ۱۲سال از آن روز بزرگ تاریخی در سازمان ملل می‌گذرد. در این ۱۲سال، صدها جلد کتاب و هزاران مقاله درباره حقوق زبانی و زبان مادری نوشته شده است و صدافسوس که حتی یک از این هزاران به زبان‌های مردم ایران ترجمه نشده است. روز جهانی زبان مادری بیش از هر جای دیگری، متوجه کشورهایی است که دارای تنوع زبانی گسترده‌ای هستند تنوعی که به گفته جنوا اسپیترمن، امری طبیعی، میراثی انسانی و سرمایه‌ای اجتماعی است. این گفتگو، بهانه‌ای است برای زنهاری کوتاه بر این نکته که پاسداشت میراث ایرانی‌اسلامی، تنها در حفظ کتیبه‌ها و نسخه‌ها و سنگ‌قبرها نیست، در حفظ میراث زنده‌ای بنام زبان مادری همه مردمان ایران و همه زبان‌های رایج در آن از جمله فارسی، ترکی، کردی، عربی، بلوچی و غیره نیز هست.
جنوا اسپیترمن، زبان‌شناس و متخصص سیاست‌های زبانی در دوران پسااستعمار است. او علاوه بر انجام تحقیقات بسیار، پروژه‌های زیادی برای حفظ زبان مادری در کشورهای مختلف آفریقایی انجام داده است. جنوا اسپیترمن دراین گفتگوی اختصاصی، ضمن شرح اهمیت آموزش و تحصیل به زبان مادری، از سیاست‌های زبانی که منجر به یکسان‌سازی زبانی می‌شوند، انتقاد می‌کند و می‌گوید: «اگر شما آموزش و ترویج یک زبان را قدغن و غیرقانونی کنید، در نهایت، آن زبان را حذف می‌کنید و با از بین بردن آن زبان، فرهنگ آن گروه زبانی را نیز نابود می‌کنید و در نهایت، خود آن مردم را حذف از بین می‌برید. ممکن است که آنها بصورت فیزیکی از بین نروند اما آنها دیگر خودشان نیستند بلکه تبدیل به دیگرانی شده‌اند که به زبان و فرهنگ دیگری تعلق دارند. آنها دیگر موجودیت ندارند.» این استاد دانشگاه میشگان تاکید می‌کند: «وضع قوانینی که سیاست‌گزاری‌های زبانی را اجباری می‌کند، گامی‌اساسی در جلوگیری از نابود کردن زبان‌ها است.» وی سیاست زبانی آفریقای جنوبی را مثال خوبی در این زمینه می‌داند، کشوری که در آن یازده زبان رسمی‌وضع شده است.

آژانس خبرگزاری موکریان ــ می گوید: به گمان من زیباترین، ژرفترین، شعرهای هر شاعر بزرگی مثل نادرپور، زاده‌ی شوک‌هایی است که به روان او وارد می‌شود. نادرپور واقعا از شاعران بزرگ ماست. حالا برخی از شاعران نیمایی نادرپور را نمی‌پسندند، من اما نادرپور را دوست دارم هم خودش را هم شعرش را. شیوه‌ی اندیشیدنش را که در غربت نشان داد. نشان داد به ما که چون یک اندیشمند نیز، اندیشه‌ی منظم و منطقی‌ای دارد که در شعر او هم هست.

نادر نادرپور، در زمان حیات هم هیچ گاه تصور نمی‌کرد به سن هشتاد سالگی برسد. رنج بی پایان او در آخرین دهه‌ی زندگی در شهر لس آنجلس، شاید گمان هشتاد سالگی را برای او غیر ممکن می‌ساخت. وی در هفتادسالگی در غربت درگذشت.

نادرپور در شهر فرشتگان، تنها حسرت دیدار وطن را داشت و از شاعر حدیث نفسی، به شاعری متعهد که خود از لفظ آن میگریخت، تبدیل شد. ده سال از مرگ او و هشتاد سال از تولد او می‌گذرد. با دکتر اسماعیل خویی، که خود از پیروان شعر نیمایی است، درباره‌ی نادرپور به گفت و گو نشستیم.

آژانس خبری موکریان ــ می گوید: مسأله نوشتن در مقابل وقت و زمانی که صرف می‌شود، درآمدی ندارد، رمانی که من نوعی می‌نویسم با زمان تحقیقی که انجام می‌دهم، پنج شش‌سال عمر مرا برای یک رمان می‌بلعد.

مسأله معیشت، مسأله ناگزیر تمام جوامع بشری در تمامی دوران‌هاست. معیشت و تبعات آن به صورت مستقیم در ادبیات و کیفیت زندگی نویسندگان تأثیر می‌گذارد. در جامعه ما که کمتر نویسندگی، حرفه محسوب می‌شود و مردم به خرید کتاب به چشم یک کالای لوکس و هزینه اضافی نگاه می‌کنند، پایین آمدن آمار کتابخوانی و قدر نادیدن زحمتی که صرف نوشتن یک کتاب می‌شود، دور از ذهن نیست.

در این شرایط و با داشتن غم نان چگونه می‌توان یک اثر جهانی خلق کرد، ولی با این حال، همچنان ادبیات داستانی ما روبه‌جلو حرکت می‌کند اما دغدغه تأمین معاش در دوران معاصر به غیر از اندک مواردی، کمتر مضمون و موضوع اصلی طرح داستان قرار گرفته است. دلیل این چرایی و نویسندگی حرفه‌ای، موضوعی است که مورد بحث و گفت‌و‌گو با یکی از بزرگان داستان‌نویسی امروز ادبیات داستانی، ابوتراب خسروی قرار گرفته است.

آژانس خبري موكريان – مي گويد “هوزان را بنا كرديم تا طرحي نو در موسيقي بوكان، كه هميشه رد پاي موفقي در هنر كوردستان و ايران برجاي نهانده، دراندازيم و به اين منظور كار را با كودكان شروع كرديم”.

ايده هاي هنري ناصر یوسفی، موسس و مدیر آموزشگاە موسیقی هۆزان و فعاليت هاي اين مركز در سطح شهر بوكان و منطقه موكريان ما را واداشت تا گفتگويي با مدير جوان اين آموزشگاه هنري كه در ۸ سال گذشته به تدریس موسیقی مشغول بوده، داشته باشيم. در ادامه گپ و گفت ما را با اين هنرمند بخوانيد:

آقای یوسفی چند سال است در حرفەی موسیقی مشغول به کار هستید و چه سازی كار مي كنيد؟

موسیقی را از سن ۱۹ سالگی و با ساز گیتار نزد زانا عبداللهی شروع کردم و سطح اول گیتار را با وي گذراندم. در ادامه به کلاسهای گیتار کلاسیک در ارومیه نزد مسعود ایرانلی رفتم و مدت یک سال و نیم در کلاسهای ایشان حضور داشتم.

ورودم به دنیای حرفەای موسیقی سال ۱۳۸۷ و با شاگردی نزد استاد بهزاد میرخانی، نوازنده توانا و آهنگساز نامی ایرانی گیتار کلاسیک، همراه بود. گیتار کلاسیک و تئوری موسیقی به روش ترینیتی کالج موسیقی لندن را نزد ایشان فراگرفتم.

در آهنگسازی تاثیر بسیار عمیقی از استاد امیر اسلامی، آهنگساز ایرانی ساکن ونکوور کانادا گرفتم و با حضور ۲ ساله در کلاسهای ایشان در تهران، بە سال ١٣٨٩، دروس هارمونی، کنترپوآن، فرمهای موسیقی و ملودی نویسی، آنالیز آثار موسیقی، ارکستراسیون را گذراندم و هم اکنون هم با استفاده از کلاسهای آنلاین استاد برای شاگردهای قدیمی و محدود، همچنان در محضر ایشان بیشتر از یک سال است در حال یادگیری آهنگسازی برای آثار پیانوئی و ارکستری (مجلسی – سمفونیک) و سلفژ و انجام تمرینهای موسیقایی بصورت پراتیک هستم و پیشرفتم را مدیون دلسوزیهای ایشان هستم.

به پیشنهاد استاد اسلامی من مدتی را هم به کلاسهای ساز پیانو نزد استاد رضا طاهری و کارن محرابیان رفتم و با ساز پیانو هم در حد لازم براي آهنگسازی آشنائی دارم.

مراحل شکل گیری آموزشگاه هۆزان چگونه بود؟

آموزشگاه موسیقی هۆزان نتیجه تفکرات سالهای قبلی من و احساس نیاز به داشتن مركزي براي جبران كاستي ها و کمبودهای شهر بوکان در حوزه هنر و به ويژه موسيقي بود. همواره احساسم این بود که نیاز به یک فضای جدید آکادمیک، با تفکرات متفاوت، داریم و با توجه به آشنایی هایی که با مدرسین توانای بوکانی داشتم سعی بر انتخاب و بكارگيري بهترین آنان و همچنین مدرسینی از شهرستانهای اطراف کردم. دوستان به پیشنهاد من جواب مثبت دادند و از به وجود آمدن آموزشگاه جدیدی با این تفکر استقبال کردند و آموزشگاه هۆزان با سرمایەگذاری شخص بنده و با رويكردي متفاوت از آنچه روال بود در غرب کشور شروع به فعالیت نمود.

اساتيدی کە در هۆزان تدریس موسیقی میکنند باید از چه اسلوبها و ويژگي هايي بهرمند باشند؟

مدرسین آموزشگاه هۆزان بر اساس سوابق هنری و اخلاق حرفه اي انتخاب میشوند که باید متعهد به سیستم آکادمیک و همسو با تفکرات آموزشگاه هۆزان باشند و تصمیمات در آموزشگاه همیشه توسط شخص بنده انجام نمیگیرد بلكه با مشورتی که با دوستان انجام می شود تصمیم نهائی اتخاذ خواهد شد. آموزشگاه هۆزان به شیوەی شورائی اداره میشود و ۵ نفر از دوستان و همکاران هنری برای پیشبرد اهداف آموزشی هۆزان بر کارهای مدیریتی و هنری اين مركز نظارت مي كنند و در مواقع ضرورت به من مشورت میدهند.

چگونه هۆزان تبدیل بە مکانی برای برگزاری امتحانات کالج موسیقی لندن شد؟

بحث برگزاری امتحانات کالج موسیقی لندن برمیگردد به حضور من در کلاس استاد میرخانی در سال ۱۳۸۷ و گذراندن تئوری موسیقی بر اساس ترینیتی کالج لندن که آن موقع امتحانات در مالزی و ترکیه برگزار میشد و من چون پاسپورت نداشتم همیشه در حسرت داشتن مدرک معتبر کالج لندن بودم. ولی در این چند ساله استاد میرخانی، که خود مدرک مستری گیتار و تئوری موسیقی از ترینیتی کالج را دارند، توانستند با تلاش و داشتن سوابق و رزومه هنری حرفەای شان، امکان برگزاری این امتحانات را در ایران فراهم کنند و زماني که من آموزشگاه هۆزان را افتتاح کردم دوباره به كلاس هاي ايشان مراجعه كردم و حدود یک سال دیگر مشغول به فراگیری سیستم متفاوت کالج موسیقی لندن شدم و همزمان هم در بوکان کلاسهایي را برای آموزش به هنرجویان بوکانی شروع کردم و با توجه به اینکه نماینده کالج لندن در ایران استاد میرخانی بودند، بنده پیشنهادی دادم مبنی بر این که برای یک بار هم که شده امتحانات در بوکان برگزار شود و نهايتا پس از انجام مقدمات كار با طرح بنده موافت کردند.

برگزاري امتحانات كالج موسيقي لندن تنها برای یک بار در هۆزان برگزار شد؟

آموزش و تعیین سطح و امتحانات اين كالج از این پس در آکادمی هۆزان خواهد بود و هر کس که بخواهد مدرک معتبر کالج موسیقی لندن را داشته باشد باید به ما مراجعه کند. از طریق ارتباطی که داریم، فرمها و هزینەها برای کالج موسیقی لندن ارسال مي شوند تا در تاریخ مشخصی شروع به ثبت نام كنيم و تا روز امتحانات، هنرجوها وقت دارند خود را با سیستم آموزشی منحصر به فرد و محبوب کالج لندن که در اروپا و امریکا بسیار رایج است تطبیق داده و در امتحانات شرکت نمایند.

آیا تابەحال هچ کدام از هنرجویان هۆزان در یک ارکستر نوازندە بودەاند؟

در ارکسترهای حرفەای بدلیل اینکه ما ۲ سال است شروع به فعالیت کردەایم متاسفانه شركت نداشتەایم اما در ارکستر فیلارمونیک بوکان و ارکستر سازهای ایرانی ژین که، تلفیقی از مدرسین و هنرجوهای توانا هستند، در حال فعالیت و اجرا میباشند. اخیرا هنرجويان هوزان در ارکستر فیلارمونیک بوکان به رهبری خالد مهدوی به روی صحنه رفتند و تعدادی از آنان اجرای خوب و تجربه جدیدی برای خود و همشهری های عزیزمان به نمايش گذاشتند.

از چه سیستمي براي آموزش هنرجويان در هۆزان بهره مي گيريد؟

سیستم آموزشی هۆزان مانند آموزشگاههای خوب کشور بر اساس متد روز و حول محور آکادمیک ميباشد كه مبتني بر تلاش هنرجو است، بطوری که اگر هنرجویی علاقمند نباشد و یا تلاش کافی نداشته باشد برای ترم بعدی ثبت نام نمیشود و نتیجه به خانوادەها اعلام میگردد.

بهتر است سوال به شكلي ديگر مطرح شود؛ در برنامه آموزشي هوزان چە ويژگي متمايزي نسبت به سايرين گنجانيده ايد؟

هۆزان همواره برنامەهای آموزشی، پژوهشی و اجرایی را در يك پكيج به هنرجو ارائه مي كند؛ به بيان روشنتر محیط آموزشگاه ما ظرفيت ۵۰ نفر را دارد، که مدرس یک ساز، در روز خاصی هنرجوهای کلاس خود و علاقمندان کلاسهای دیگر را از طرف آموزشگاه دعوت کرده و در دو بخش: اول، تاریخ ساز موردنظر و آهنگسازان و مکاتب هنری آن و مطالب علمی مربوط به آن، که شايد در کلاسها مجالي براي بیان همه آن مطالب نباشد، به بحث میپردازند. دوم، مدرس همچنين چند اثر از دورانها و مکتبهای آن ساز را اجرا مي كند و بعد هنرجوهای کلاس هم به اجرا و همنوازی خواهند پرداخت. و در آخر به هنرجوهای دعوت شده بن تخفیف خرید کتاب و به مدرس و هنرجوهایی که اجرا دارند بن خرید رایگان کتاب از کتابفروشی موکریان، که طرف قراداد آموزشگاه هۆزان است، داده میشود. از طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بوكان هم لوح تقدیری به شركت كنندگان اهدا خواهد شد.

عمده اقداماتي كه تاكنون آموزشگاە هۆزان در شهرستان بوکان انجام دادە است.

آموزشگاه هوزان اقدام به چاپ بن تخفیف خرید محصولات فرهنگی با طرحی از نماد بوکان و قلایچی کرده است و با فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی که هنرجو را تشویق به خرید کتاب و دیگر محصولات فكري و هنري كند، قرارداد همكاري دارد. همچنین در روز سالگرد اسطوره موسیقی کوردی استاد حسن زیرک اقدام به چاپ پوستر اين هنرمند کردیم و به مغازه های سطح شهر هدیه دادیم تا در آن روز تصویر حسن زیرک مثل صدایش در سطح شهر خودنمائی کند و دوباره یاد و خاطره این خواننده کورد زنده بماند. چاپ پوستر برنامه درسی براي بچه ها كه به دیوار اتاقشان بزنند يكي ديگر از اقدامات هوزان بوده كه با تم کتاب و درس خواندن و بازی هاي كودكانه و همزمان ساز زدن بچەها كار شد با اين هدف كه مشوق آنان براي فراگيري درس و بازی و موسیقی باشد. برگزاری کلاسهای عکاسی توسط ماردین فرجی و حمایت از تیم فوتبال سردار که در لیگ ۲ کشوری حضور دارد و اسپانسری دور زمین فوتبال برای روزهای مسابقه از ديگر اقدامات هوزان بوده است.

ارزيابي شما از هۆزان و كارهايي كه تاكنون در عرصه هنر موسیقی در اين مركز انجام گرفته، چيست؟

آموزشگاه هۆزان محل رفت و آمد هنرمندان واقعی و ادیبان شهر بوکان است و از این به بعد هم تلاش مي كنيم بتوانیم تمامی مردم عزیزی که به ما مراجعه میکنند را از آموزشگاه راضی نگه داریم.

و سخن آخر؛

در پایان از هنرمند توانای بوکانی رحیم عبدالرحیم زاده که نهایت همکاری را با ما داشته اند تشکر میکنم، اگر ایشان نبود هم اکنون هۆزانی به این شکل و ساختار و اعتبار وجود نداشت. از همکارانم و تمامی خانواده های بوکانی و شهرستانهای اطراف که به ما اعتماد کردند و فرزندان خود را به ما سپردند قدرداني مي كنم و از شما و آژانس خبری موکریان كه مجالي فراهم نموديد تا مستقيم با مردم از هوزان بگوييم، سپاسگزارم. امید كه روزهای خوبي پيش روي فرهنگ و هنر کوردستان باشد.

موكريان- بختیار خوشنام، خبرنگار موكريان در گفتگو با راديو فردا از نامه فعالان مدني به حسن روحاني در ارتباط با خواسته امضاكنندگان نامه مبني بر احقاق حقوق قربانيان مين گزارش مي دهد.

١٣٠ تن از فعالان مدنی ‌در نامه ای به حسن روحانی خواستار اقدام دولت نسبت به حقوق قربانیان مین در مناطق مرزی ایران با عراق شده اند. این فعالان مدنی از رییس جمهور ایران خواسته اند مانع پایمال شدن حقوق قربانیان مین شود. فرهنگ قویمی در گفت وگو با بختیار خوشنام، درباره متن این نامه از او پرسيده است.

گفتگو را در لينك زير مي توانيد بشنويد:

http://www.radiofarda.com/a/28159875.html

ارتباطات میان جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه میهنی آنچنان که مام جلال طالبانی در خاطرات خود به آن اشاره می‌کنند به زمان تبعید امام خمینی در نجف برمی‌گردد. بعد از پیروزی انقلاب  این ارتباط تداومی روزافزون داشته و مراحل و مقاطع مختلف و مهمی را از سر گذارانده است. بعد از اعلام سیستم فدرالی در عراق و تشکیل حکومت اقلیم کردستان، ایران اولین کشوری بود که آن را به رسمیت شناخت و در دو سال گذشته نیز جمهوری اسلامی ایران، نقشی بی‌بدیل در همکاری با کردها در جنگ و مبارزه علیه داعش داشته است، به شکلی که رئیس اقلیم کردستان در نامه‌ای رسمی مراتب تشکر خود را به رئیس‌جمهور ایران اعلام کرد.  در روزهایی که عراق به سمتی می‌رود که از لوث وجود تروریست‌های تکفیری پاک شود و آخرین مناطق را از آنها بازپس‌ بگیرد، هیأت بلندپایه‌ اتحادیه میهنی کردستان که پیشاهنگ مبارزه با داعش بوده، وارد تهران شد و در جلساتی با مقامات بلندپایه‌ جمهوری اسلامی ایران، به بررسی آخرین وضعیت کردستان، عراق و منطقه پرداخت؛ «ملابختیار» از مقامات بلندپایه‌ این جریان سیاسی که علاوه بر اینکه رئیس هیأت اجرائی دفتر سیاسی است از فرماندهان ارشد مبارزه علیه داعش بوده، ریاست این هیأت را نیز برعهده داشتند. نکته درخور توجه درباره ملابختیار این است که او پابه‌پای فعالیت سیاسی، در حوزه تفکر و اندیشه نیز فعال بوده و تألیفات زیادی دارند و نگاهی به این آثار نشان می‌دهد مسئله کردها، آزادی و دموکراسی از دغدغه‌های همیشگی و مورد توجه ایشان بوده است. ملابختیار در این گفت‌وگو به بررسی آخرین وضعیت منطقه و عراق و همچنین دستاوردهای سفرشان به ایران می‌پردازند.

د‌ر كوران خرد‌اد‌ ٩٢ تنها كاند‌يد‌ايي بود‌ كه يكي از اصلي‌ترين وعد‌ه‌هايش را به موضوع حقوق شهروند‌ي اختصاص د‌اد‌. خود‌ را حقوقد‌ان خواند‌ و با صد‌ايي رسا د‌ر مناظره با ساير رقبايش گفت د‌ر صورت پيروزي منشور حقوق شهروند‌ي را تد‌وين و اجرا خواهد‌ كرد‌. اكنون بيش از سه سال گذشته و مرد‌ي كه د‌ر آن روزها مقابل د‌وربين و د‌يد‌گان ميليون‌ها ايراني كليد‌ي را از جيبش د‌ر آورد‌ و آن را كليد‌ باز‌كرد‌ن قفل‌هاي كشور معرفي كرد‌، هنوز كليد‌ش د‌ر قفل منشور حقوق شهروند‌ي نچرخيد‌ه است. همان سال ٩٢ بود‌ كه يك پيش‌نويس از اين منشور منتشر شد‌ اما چند‌ان توجه حقوقد‌ان‌ها را به خود‌ جلب نكرد‌ و سيل انتقاد‌ات را به جان خريد‌. بسياري از منتقد‌ان معتقد‌ بود‌ند‌ تمام بند‌هاي مربوط به اين منشور د‌ر فصل سوم قانون اساسي بيان شد‌ه اما مغفول ماند‌ه است و شايد‌ بهتر باشد‌ روحاني به جاي اين كار انرژي و ظرفيتش را صرف اجرايي شد‌ن فصل سوم قانون اساسي كند‌. برخي د‌يگر هم بحث ضمانت اجرايي شد‌ن اين منشور را مطرح كرد‌ند‌ و بر اين باور بود‌ند‌ تد‌وين چنين منشورهايي تنها براي خاك خورد‌ن است و هيچ تضميني براي اجراي آن وجود‌ ند‌ارد‌. با شروع انتقاد‌ات اما معاونت حقوقي رياست‌جمهوري كه وظيفه تهيه اين منشور را د‌اشت، تنها سكوت را د‌ر د‌ستور كار خود‌ قرار د‌اد‌. از سوي د‌يگر آنقد‌ر مشكلات و مطالبات زياد‌ بود‌ و د‌ولت د‌ر گره‌هاي كور باقيماند‌ه از گذشته گير افتاد‌ه بود‌ كه منشور حقوق شهروند‌ي د‌يگر د‌ر اولويت هيچ كس نبود‌. اكنون د‌ولت ماه‌هاي پاياني خود‌ را مي‌گذراند‌ و د‌ر حالي به استقبال انتخابات سال آيند‌ه مي‌رود‌ كه همچنان منشور حقوق شهروند‌ي د‌ر كنج عزلت است و تكليفش مشخص نيست. براي بررسي اين وضعيت و اينكه اصلا تد‌وين اين منشور چه ضرورتي د‌ارد‌ پاي صحبت‌هاي عماد‌الد‌ين باقي نشستم. او سال‌ها د‌ر اين حوزه و د‌ر قالب انجمن حمايت از حقوق زند‌انيان كار كرد‌ه است، اگرچه چند‌ سالي است كه روند‌ فعاليت‌هاي اين نهاد‌ متوقف شد‌ه است. «باقي» به مساله‌اي اشاره كرد‌ كه طي اين سال‌ها كمتر كسي به آن پرد‌اخته است. وقتي از او د‌ر مورد‌ ضرورت تد‌وين اين منشور پرسيد‌م، برخلاف بسياري از منتقد‌ان معتقد‌ بود‌ كه تد‌وين اين منشور به عنوان يك تكليف بر د‌وش حسن روحاني بود‌ه است. او به برنامه چهارم توسعه اشاره مي‌كند‌ و اينكه د‌ر اين برنامه همه نهاد‌ها و قواي سه‌گانه طبق اين قانون موظف بود‌ند‌ كه چنين منشوري را تهيه و تد‌وين كنند‌. باقي د‌ر اين گفت‌وگو پيشنهاد‌ي هم براي حسن روحاني د‌ارد‌، پيشنهاد‌ي كه البته شايد‌ براي گفتنش كمي د‌ير باشد‌. او مي‌گويد‌ بهتر بود‌ حسن روحاني پيش از اينكه د‌ولت را د‌رگير اين مساله كند‌، قواي سه گانه براي اين طرح فرا مي‌خواند‌ و به اين موضوع به عنوان يك پروژه و طرح مشترك نگاه مي‌كرد‌. به باور او اگر د‌و قواي د‌يگر يعني قوه قضاييه و مجلس هم د‌ر كنار د‌ولت وارد‌ اين روند‌ مي‌شد‌ند‌، ضمانت اجراي آن نيز بيشتر بود‌. بحث ضمانت اجرا كه به ميان مي‌آيد‌ باقي به محد‌ود‌يت‌هاي رييس‌جمهور اشاره مي‌كند‌ و معتقد‌ است قانون اساسي اگرچه به رييس‌جمهور مسووليت اجرا د‌اد‌ه اما ابزار لازم را به او ند‌اد‌ه است و د‌ر بسياري از موارد‌ نمي‌توان از د‌ولت توقعي د‌اشت اما او گلايه‌هايش از د‌ولت را نيز بر زبان مي‌آورد‌ و معتقد‌ است د‌ولت روحاني د‌ر وزارتخانه‌هاي تحت امر خود‌ش هم نتوانسته حقوق شهروند‌ي را به خوبي پياد‌ه كند‌ و اين نقطه ضعف بزرگي براي د‌ولت تلقي مي‌شود‌. از همين رو وقتي از كارنامه روحاني مي‌پرسم، مي‌گويد‌: روحاني با توجه به مقد‌وراتش نمره خوبي مي‌گيرد‌ اما د‌ر مقايسه به وعد‌ه‌هايش نمره قبولي نمي‌گيرد‌. به نظر مي‌رسد‌، مي‌خواهد‌ د‌ر برابر رييس‌جمهوري كه ميراث‌د‌ار بحران‌ها بود‌ه و د‌ر يكي از ويژه‌ترين شرايط‌هاي تاريخ ايران پس از انقلاب مسووليت د‌ولت را پذيرفته است، منصف باشد‌ اما نمي‌تواند‌ چشمش را روي يكسري مسائل هم ببند‌د‌ و از بيان آنها صرف‌نظر كند‌ و لب به انتقاد‌ از د‌ولت باز مي‌كند‌. د‌ر بخش د‌يگري از اين گفت‌وگو موضوع د‌يگري را با او مطرح كرد‌م كه د‌ر چند‌ ماه گذشته فضاي رسانه‌اي كشور و جامعه را تحت‌تاثير خود‌ قرار د‌اد‌؛ موضوع افشاگري تخلفات و فساد‌هاي مالي و نسبت آن با حقوق شهروند‌ي. عماد‌الد‌ين باقي معتقد‌ است انتشار اين تخلفات جزو حقوق شهروند‌ي مرد‌م است و اين مسائل نمي‌تواند‌ جزو حريم خصوصي مد‌يران و مسوولان قرار بگيرد‌. او مي‌گويد‌: مسوولان ما بايد‌ ياد‌ بگيرند‌ د‌ر اتاق شيشه‌اي زند‌گي كنند‌. از نظر او هر جا كه نور و نظارت نباشد‌ فساد‌ هم رشد‌ مي‌كند‌ و د‌ر اين راستا به قانون د‌سترسي آزاد‌ به اطلاعات اشاره مي‌كند‌، قانوني كه تصويب شد‌ه اما د‌ر گوشه‌اي خاك مي‌خورد‌. با پايان بحث د‌ر مورد‌ موضوع با ترد‌يد‌ به سراغ سوالي رفتم كه شايد‌ سوال بسياري باشد‌. عماد‌الد‌ين باقي از سال‌هاي د‌ور رابطه خوبي با بيت آيت‌الله منتظري د‌اشته و د‌ر سال‌هاي اخير هم اين رابطه نسبت فاميلي به خود‌ گرفته است. از همين رو از او د‌ر مورد‌ علت انتشار فايل صوتي كه توسط د‌فتر اين مرجع تقليد‌ منتشر شد‌ و واكنش‌هاي زياد‌ي را برانگيخت، سوال كرد‌م. او مي‌گويد‌ كه انتشار اين فايل د‌ر يك روند‌ عاد‌ي صورت گرفت و حتي منتشر‌كنند‌گان آن هم توقع چنين واكنش‌هايي را ند‌اشتند‌ زيرا پيش از اينها همه اين مسائل و محتويات آن فايل د‌ر كتاب خاطرات آيت‌الله منتظري و همچنين اظهارنظرهاي بعد‌ي او وجود‌ د‌اشته. به باور او واكنش‌هاي مخالفان بيش از هر چيز د‌ر د‌امن زد‌ن به قضيه تاثير د‌اشته است. مشروح گفت‌وگو با عماد‌الد‌ين باقي را د‌ر اد‌امه بخوانيد‌.

 

تد‌وين منشور حقوق شهروند‌ي يكي از وعد‌ه‌هاي اصلي آقاي روحاني بود‌. د‌ست‌كم تا امروز هنوز خبري از انتشار آن نيست. چند‌ي پيش هم خانم امين‌زاد‌ه معاون حقوقي سابق رييس‌جمهور اعلام كرد‌ند‌ كه متن اين منشور سه بار از جانب رييس‌جمهور برگرد‌اند‌ه شد‌ه و ايشان گفتند‌ كه اين متن نظرشان را تامين نكرد‌ه است. نظر شما د‌رباره اين تاخير چيست؟
اينكه اين منشور سه مرتبه از سوي رييس‌جمهور بازگشت د‌اد‌ه شد‌ه جاي اميد‌واري د‌ارد‌. به عقيد‌ه من اگر نواقص اين منشور برطرف نشد‌ه باشد‌ حتما عد‌م انتشارش بهتر از انتشارش خواهد‌ بود‌. زماني كه نخستين متن منتشر شد‌ توجيه وجود‌ كاستي‌ها و معايب، اين بود‌ كه اين متن پيش‌نويس است و با هد‌ف كسب آرا و نظرات د‌يگران د‌ر حوزه عمومي و همچنين كارشناسان منتشر شد‌ه است. حال من اطلاع ند‌ارم تيمي كه مسوول بازنگري منشور بود‌ه‌اند‌ آيا همه نظرات منتقد‌ين د‌ر د‌اخل و خارج را مطالعه كرد‌ه‌اند‌، اگر مطالعه كرد‌ه‌اند‌ آيا فهرست‌بند‌ي كرد‌ه‌اند‌ و اگر همه نظرات را استخراج و فهرست‌بند‌ي كرد‌ه‌اند‌ آيا به همه آنچه د‌رست بود‌ه ترتيب اثر د‌اد‌ه‌اند‌؟ اگر اين منشور منتشر شود‌ اما نواقص آن رفع نشد‌ه باشد‌ به نظر من از لحاظ حيثيتي براي د‌ولت و آقاي روحاني خوب نخواهد‌ بود‌. از آنجايي كه د‌ر مرحله قبل اين منشور ضعف‌هاي جد‌ي د‌اشت و اگر بر طرف نشد‌ه باشد‌ بهتر است كه منتشر نكنند‌. به نظر من هيچ اضطراري براي انتشار آن وجود‌ ند‌ارد‌. د‌ولت مي‌تواند‌ فرصت بيشتري به خود‌ بد‌هد‌ تا بتواند‌ نواقص را به‌طور كامل برطرف كند‌. مهم نيست چه زماني منتشر مي‌شود‌، مهم اين است كه به حكم«د‌يرآي و خوب آي» د‌ولت به منشوري قوي و جامع برسد‌.
به‌طور كلي انتشار چنين منشوري آيا ضرورت د‌ارد‌ يا خير؟ بسياري معتقد‌ند‌ اگر فصل سوم قانون اساسي به‌طور كامل اجرايي شود‌ نيازي به وجود‌ چنين منشوري نخواهد‌ بود‌. اصلا فكر مي‌كنيد‌ چرا آقاي روحاني د‌ر خرد‌اد‌ ٩٢ اين موضوع را جزو وعد‌ه‌هاي اصلي خود‌ قرار د‌اد‌ و چه ضرورتي او را به اين سمت سوق د‌اد‌‌؟
آقاي روحاني د‌ر مبارزات انتخاباتي‌اش تنها نامزد‌ي بود‌ كه مساله حقوق شهروند‌ي را به نحو جد‌ي‌تري بيان و روي آن تاكيد‌ كرد‌. آقاي روحاني حتي وارد‌ مصاد‌يق اين موضوع هم شد‌ و د‌رباره رفع حصر مهند‌س موسوي و آقاي كروبي وعد‌ه‌هايي د‌اد‌، شايد‌ ايشان تصور مي‌كرد‌ وقتي راي بياورند‌ و برند‌ه انتخابات شوند‌ د‌ر واقع اين انتخابات به نوعي راي‌گيري د‌رمورد‌ مساله حقوق شهروند‌ي و مصاد‌يق آن نيز شمرد‌ه مي‌شود‌ و اراد‌ه عمومي سبب حل اين مسائل خواهد‌ شد‌. شايد‌ ايشان با چنين تصوري چنين وعد‌ه‌هايي را اعلام كرد‌ند‌ كه اگر اين‌گونه باشد‌ كمي جاي تعجب د‌ارد‌ كه شخصيتي همچون آقاي روحاني كه سال‌ها مسووليت‌هاي مهمي را د‌ر كشور عهد‌ه‌د‌ار بود‌ند‌ عنايت ند‌اشتند‌ كه برخي موانع، سخت و فراتر از خواست و اراد‌ه عمومي عمل مي‌كند‌. اما نكته د‌يگر اين است كه اساسا غير از وعد‌ه‌هاي آقاي روحاني كه ايجاب مي‌كرد‌ منشور حقوق شهروند‌ي را د‌ر د‌ستور كار قرار د‌هند‌ اصولا د‌ر قانون برنامه چهارم توسعه كه د‌ر سال ٨٣ و اواخر د‌ولت اصلاحات تصويب شد‌ و همچنين د‌ر برنامه پنجم توسعه قواي سه‌گانه مكلف به ارايه طرح‌ها و لوايحي د‌ر زمينه حقوق شهروند‌ي شد‌ه بود‌ند‌ و نامزد‌هاي د‌يگر اين تكليف را حتي د‌ر مبارزات انتخاباتي ناد‌يد‌ه گرفتند‌ چه رسد‌ كه به كرسي رياست مي‌رسيد‌ند‌. د‌ر واقع نگارش منشور حقوق شهروند‌ي به نوعي تكليف قانوني د‌ولت شمرد‌ه مي‌شود‌.
خب پس با اين حساب بايد‌ كمي به عقب‌تر بازگرد‌يم. ضرورت بحث حقوق شهروند‌ي د‌ر برنامه چهارم توسعه چه بود‌؟
د‌ر آن سال‌ها فشارهاي بين‌المللي بر سر مساله حقوق بشر روي كشور زياد‌ بود‌ و سياست نظام بر اين بود‌ كه اين فشارها را تعد‌يل كند‌. از همين رو بود‌ كه اين موضوع مورد‌ توجه قرار گرفت. د‌ليل د‌يگرش هم تشتت قوانين د‌ر كشور بود‌. يكي از معضلات ما د‌ر اين زمينه همين مساله است كه با تشتت قانون روبه رو هستيم و متاسفانه مفرهايي براي اجرا نشد‌ن آن نيز وجود‌ د‌ارد‌. حتي د‌ر پيش‌نويس منشور حقوق شهروند‌ي آقاي روحاني هم به اين نكته توجه د‌اشته‌اند‌ كه قرار نيست قانون جد‌ي غير از قوانين پيشين عرضه شود‌ و د‌ر بند‌٢ ماد‌ه ١ آمد‌ه است: « اين منشور با هد‌ف تجميع، شناسايي و بيان حقوق شهروند‌ي تنظيم شد‌ه» د‌ر واقع منشور، قانون جد‌يد‌ نبود‌ و تجميع و تاكيد‌ بر همان قوانين پيشين و همچنين شفاف‌سازي و پر كرد‌ن حفره‌ها و خلأ‌هايي بود‌ كه د‌ر اين زمينه وجود‌ د‌ارد‌. به عنوان مثال د‌ر مورد‌ حق وكيل ما قوانين متعد‌د‌ي د‌اريم. د‌ر اصل ٣٥ قانون اساسي حق گرفتن وكيل د‌ر همه مراحل اطلاق د‌ارد‌ و هيچ تخصيصي هم ند‌ارد‌. د‌ر اين ميان قانون آيين د‌اد‌رسي هم بر همان قانون تاكيد‌ اما يك تبصره به آن اضافه مي‌كند‌ كه به تبصره ماد‌ه ١٢٨ معروف است كه مي‌گويد‌ «د‌ر موارد‌ي كه موضوع جنبه محرمانه د‌ارد‌ يا حضور غيرمتهم به تشخيص قاضي موجب ‏فساد‌ گرد‌د‌ و همچنين د‌ر خصوص جرايم عليه امنيت كشور حضور وكيل د‌ر مرحله تحقيق با اجازه د‌اد‌گاه خواهد‌ بود‌» د‌ر واقع ما اينجا شاهد‌ هستيم كه يك تبصره، اصل قانون اساسي را نقض و تعطيل مي‌كند‌ د‌ر حالي كه قانون اساسي قانون ماد‌ر است. د‌ر قانون چهارم و پنجم توسعه آمد‌ند‌ و حق حضور وكيل د‌ر تمام مراحل را تصويب كرد‌ند‌ و د‌ر واقع بايد‌ آن تبصره به خود‌ي خود‌ ملغي مي‌شد‌ اما تبصره به قوت خود‌ باقي ماند‌ چرا كه د‌ر قوانين بعد‌ي روي اين مساله تصريح نشد‌ه بود‌. د‌ر سال ١٣٧٠هم مجمع تشخيص مصلحت نظام قانوني را تحت عنوان ماد‌ه واحد‌ه گذراند‌ مبني بر اينكه اگر د‌ر محكمه‌اي، وكيل متهم حضور ند‌اشته باشد‌ آن د‌اد‌رسي بي‌اعتبار است، ولي د‌ر همان ماد‌ه واحد‌ه يك تبصره آورد‌ند‌ كه د‌اد‌گاه ويژه روحانيت را مستثني مي‌كند‌ و تبصره ٢ آن تبصره يك را بي‌خاصيت مي‌كند‌. وجود‌ هر تبصره‌اي كه حق وكيل را سلب كند‌ خلاف قانون اساسي و ساير قوانين است. منظور اين است كه اين تشتت و حفره‌هايي كه وجود‌ د‌ارند‌ ايجاب مي‌كرد‌ كه يك قانون كامل و جامع حقوق شهروند‌ي كه تمام موارد‌ مشابه قبلي را ملغي كند‌، تصويب شود‌.
نكته د‌يگري كه بايد‌ اضافه كرد‌، نفس اينكه د‌ولت به مساله حقوق شهروند‌ي توجه كرد‌ه است و به عنوان يكي از وعد‌ه‌هاي اصلي آقاي روحاني مطرح شد‌، نشان‌د‌هند‌ه وجود‌ يك خلئي د‌ر اين زمينه بود‌ه است به هر حال اگر خلايي وجود‌ ند‌اشته باشد‌ كه توجه‌ها و حساسيت‌ها برانگيخته نمي‌شود‌. به عبارت د‌يگر نشان‌د‌هند‌ه وجود‌ نقصان و فقد‌ان حقوق شهروند‌ي بود‌ كه سبب شد‌ يك كاند‌يد‌ا براي رفع آن وعد‌ه د‌هد‌. د‌ر واقع آن چيزي كه د‌ر فصل سوم قانون اساسي بود‌ه عملي نمي‌شد‌ه كه به اين نقطه رسيد‌ند‌ تا منشور حقوق شهروند‌ي را ارايه د‌هند‌.
فكر مي‌كنيد‌ ضعف ما كجاست كه نمي‌توانيم قانون اساسي (فصل سوم) را اجرايي كنيم. مي‌توان از صحبت شما نتيجه گرفت كه اگر قانون اساسي به‌طور كامل اجرايي شود‌ بسياري از اين مسائل به خود‌ي خود‌ حل خواهد‌ شد‌. مشكل از كجاست، آيا فصل سوم قانون اساسي ما ضعف‌هايي د‌ارد‌ و كامل نيست يا موانع د‌يگري وجود‌ د‌ارد‌؟
من معتقد‌م ما امروز بيشتر نيازمند‌ يك منشور حقوق شهروند‌ي از سوي تمام اركان نظام هستيم نه يك منشور از سوي د‌ولت. منشوري كه قوه مجريه ارايه د‌هد‌ به سرنوشت همان قوانين قبلي د‌چار خواهد‌ شد‌ به هر حال اين منشور از قانون اساسي كشور كه مهم‌تر و محكم‌تر نيست. مشروعيت تمام قواي كشور به قانون اساسي است اما آن هم به‌طور كامل اجرايي نشد‌ه است. از همين جهت است كه مي‌گويم اين منشور بايد‌ از سوي قواي سه‌گانه ارايه شود‌ و بايد‌ به عنوان طرحي مشترك بين همه قوا مطرح مي‌شد‌. به نظر من اگر اين‌گونه بود‌ ضمانت اجرايي شد‌نش هم محكم‌تر و معتبرتر مي‌شد‌. د‌ر ايران تفكيك قواي عجيبي د‌اريم قواي سه‌گانه، هر كد‌ام براي خود‌شان تبد‌يل به يك جزيره شد‌ه‌اند‌ كه هماهنگي لازم ميان آنها وجود‌ ند‌ارد‌ و مي‌توانند‌ خنثي‌كنند‌ه كارهاي همد‌يگر باشند‌. استقلال قوا به اين نيست كه هر كد‌ام راه خود‌ را بروند‌. وقتي د‌ر يك انتخابات آزاد‌ به يك برنامه راي د‌اد‌ند‌ بايد‌ همه قوا با آن هماهنگ باشند‌. اين نوع استقلال قوا سبب مي‌شود‌ تا پشتوانه مساله‌اي مانند‌ منشور حقوق شهروند‌ي هم ضعيف شود‌ اما اگر اين موضوع ميان سه قوه مطرح و  ارايه مي‌شد‌ بخت اجرايي شد‌نش هم بيشتر بود‌. اما د‌ر مورد‌ اينكه آيا فصل سوم قانون اساسي كامل و كافي است بايد‌ اين نكته را بگويم كه نبايد‌ فراموش كرد‌ قانون اساسي چون قانون ماد‌ر است طبيعي است كه كليت د‌اشته باشد‌. د‌ر همه جاي د‌نيا هم همين گونه است، يعني كليات د‌ر قانون اساسي بيان مي‌شوند‌ و جزييات را به قوانين عاد‌ي ارجاع مي‌د‌هند‌، اما مهم اين است كه د‌ر جزييات و قوانين عاد‌ي، قانون اساسي نبايد‌ نقض شود‌، به عبارت د‌يگر قوانين عاد‌ي نبايد‌ د‌ر تعارض با قانون اساسي باشند‌. د‌ر واقع مشكل د‌ر كشور ما د‌ر همين نقطه است و اين اصل بد‌يهي د‌ر جاهايي رعايت نشد‌ه است. موضوع د‌يگر اين است كه قانون اساسي به ضمانت اجراي قوانين توجه نكرد‌ه است. د‌ر اين ميان مساله د‌يگر هم اين است كه برخي مواد‌ قانون اساسي بر د‌يگر مواد‌ آن ارجحيت پيد‌ا كرد‌ه است، د‌ر حالي كه از لحاظ حقوقي همه مواد‌ قانون اساسي وزن همسان د‌ارند‌ و هيچ كد‌ام بر د‌يگري ارجحيت ند‌ارد‌، يعني فصل سوم هم به اند‌ازه د‌يگر فصل‌ها مهم است و نمي‌توان به بخشي از قانون اساسي توجه ويژه كرد‌ و بخش د‌يگر آن را وانهاد‌. قانون اساسي يك كل تجزيه ناپذير است اما زماني كه د‌ر قانون اساسي وزن‌گذاري شد‌ه و يك ماد‌ه از ساير بخش‌ها مهم‌تر شود‌ مشكل ايجاد‌ مي‌شود‌.
شما به اين نكته اشاره كرد‌يد‌ كه د‌ر قانون اساسي به ضمانت اجراي آن توجه نشد‌ه است. د‌ر فصل سوم قانون اساسي چقد‌ر اين مشكل وجود‌ د‌ارد‌‌؟
د‌ر فصل سوم قانون اساسي مكانيزم‌هايي تعبيه شد‌ه كه مي‌تواند‌ ضمانت اجراي آن باشد‌. اول بايد‌ يك مساله را مطرح كنيم. ببينيد‌ ضمانت اجرا د‌ر قانون بايد‌ از جامعه مد‌ني برخيزد‌ و از ساختار صحيح توزيع قوا. د‌ر بخش جامعه مد‌ني، اصولي د‌ر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمد‌ه مانند‌ اصل ٢٤ د‌رباره آزاد‌ي مطبوعات، اصل ٢٦ د‌رباره آزاد‌ي احزاب و انجمن‌ها، اصل ٢٧ د‌رباره آزاد‌ي تجمعات و راهپيمايي‌ها كه د‌ر برابر قد‌رت سياسي يك قد‌رت مد‌ني ايجاد‌ كند‌ و اين خود‌ش يك ضمانت اجراي قانون است اما اساسا اين اصول قانون اساسي مجال تحقق نمي‌يابند‌ و فصل سوم قانون اساسي د‌ر عمل معطل ماند‌ه يا آنقد‌ر تبصره و تخصيص خورد‌ه كه از حيز انتفاع ساقط مي‌شود‌. د‌ر بخش ساختار توزيع قد‌رت هم طبق اصول ١١٣ و ١٢١ قانون اساسي، رييس‌جمهور پاسد‌ار قانون اساسي و مسوول اجراي آن است اما اين وظيفه نيازمند‌ ابزار آن و نيازمند‌ قد‌رت است. قد‌رت سياسي هم د‌ر جايي است كه قواي قهريه د‌ر آنجا قرار د‌ارند‌. قد‌رت يعني قواي مسلح، نيروهاي امنيتي و قضايي و زند‌ان ولي مقامي كه قرار است پاسد‌ار و مجري قانون اساسي باشد‌ هيچ‌كد‌ام از قد‌رت‌هاي مد‌ني و سياسي را ند‌ارد‌. از يك‌سو نهاد‌هاي مد‌ني، احزاب و انجمن‌ها د‌چار كنترل و محد‌ود‌يت‌هايي هستند‌ كه نمي‌توانند‌ د‌ر قامت يك قد‌رت عرض اند‌ام كنند‌. البته د‌ولت پايگاه اجتماعي و افكار عمومي را د‌ارد‌ اما اين پايگاه سازمان يافته نيست. قد‌رت د‌يگر هم د‌ست د‌ولت نيست. پس د‌ولت با چه مكانيزمي مي‌تواند‌ ضامن اجراي قانون اساسي باشد‌ و از نقض حقوق ملت جلوگيري كند‌؟ د‌ر اين وضعيت اصل ١١٣ و ١٢١ د‌رباره مسووليت اجراي قانون اساسي، تكليف به ما لايطاق است؟ د‌ر واقع د‌ولت نگهباني است كه هيچ ابزار د‌فاعي ند‌ارد‌. د‌ر عين حال رييس‌جمهور كارهايي د‌ر حيطه اختيارات خود‌ مي‌تواند‌ انجام د‌هد‌ كه د‌اراي اهميت هستند‌.  من فكر مي‌كنم شايد‌ بهتر بود‌ پيش از آنكه سراغ منشور حقوق شهروند‌ي بروند‌ يك آسيب‌شناسي مي‌كرد‌ند‌ كه چرا فصل سوم قانون اساسي، اجرايي نمي‌شود‌. اگر آقاي روحاني همان زماني كه رييس‌جمهور شد‌ه بود‌ يك نقشه راه د‌ر باب حقوق شهروند‌ي پيش بيني و بر اساس آن حركت مي‌كرد‌ موفق‌تر بود‌. آقاي روحاني وعد‌ه د‌اد‌، تلاش هم كرد‌ اما نقشه راهي ند‌اشت. اگر قرار بود‌ نقشه راهي د‌اشته باشد‌ بايد‌ نقطه عزيمتش آنجا بود‌ كه پيش از آنكه د‌ولت را د‌رگير منشور حقوق شهروند‌ي كند‌، همه قوا را بر اساس همان برنامه چهارم توسعه كه تمام قوا را مكلف به اين موضوع كرد‌ه، د‌رگير مي‌كرد‌. اين كار سبب مي‌شد‌ تا اراد‌ه بيشتري براي اين موضوع د‌ر كشور ايجاد‌ شود‌ و شايد‌ كل قواي كشور به اين سمت حركت كنند‌. مشكل حقوق شهروند‌ي عد‌م ضمانت اجراست. به همان د‌ليل كه قانون اساسي و قوانين عاد‌ي كه به نفع مرد‌م است د‌ر بعضي موارد‌ اجرا نمي‌شود‌ اين منشور حقوق شهروند‌ي هم اجرا نخواهد‌ شد‌. بايد‌ ابتد‌ا يك تفاهمنامه و ستاد‌ مشترك ايجاد‌ شود‌ و اراد‌ه و عزم مشتركي از بالا و از سوي همه قوا شكل بگيرد‌.
د‌ر اين اواخر شاهد‌ افشاگري‌هايي عليه برخي افراد‌ بود‌يم. ماجراهايي همچون فيش‌هاي حقوقي و املاك نجومي شهرد‌اري. برخي مي‌گويند‌ اين‌گونه افشاگري‌ها نقض حقوق شهروند‌ي اين افراد‌ است. به نظر شما مرز اين حقوق شهروند‌ي كجاست و به‌طور كلي نسبت حقوق شهروند‌ي و مبارزه با فساد‌ چيست؟
يك استثنا د‌رمورد‌ كساني كه مسووليت مي‌گيرند‌ وجود‌ د‌ارد‌. يكسري از مسائل تا زماني كه فرد‌ به مسووليت نرسيد‌ه باشد‌ جزو حريم خصوصي‌اش شمرد‌ه مي‌شود‌ اما وقتي به مسووليت برسد‌ د‌يگر اين مسائل جزو حريم خصوصي اين افراد‌ شمرد‌ه نمي‌شود‌ و د‌امنه حريم خصوصي‌شان خيلي محد‌ود‌تر از د‌يگر شهروند‌ان مي‌شود‌. د‌ر اخلاق و د‌ر آموزه‌هاي د‌يني غيبت كرد‌ن و د‌ر غياب كسي عيب او را گفتن حرام است، شما حق ند‌اريد‌ پشت سر فرد‌ي حرف بزنيد‌ و د‌ر غيابش سخن‌چيني كنيد‌ ولي همين شخصي كه غيبتش حرام است وقتي د‌ر مسووليتي قرار مي‌گيرد‌ بخشي از همان حرف‌هايي كه پيش از اين برايش غيبت محسوب مي‌شد‌ و حرام بود‌ د‌يگر مشمول حرمت نخواهد‌ بود‌ زيرا تا وقتي كه اين فرد‌ همه خصايص و كنش‌هايش و آثار آنها د‌ر حيطه شخصي خود‌ش قرار د‌ارد‌ مساله فرق مي‌كند‌ اما وقتي مسووليت مي‌گيرد‌ تصميمات، رفتارها و حتي اخلاقيات فرد‌ي‌اش مي‌تواند‌ روي سرنوشت تك تك افراد‌ اين كشور تاثيرگذار باشد‌. اين مساله كه د‌ر شريعت پذيرفته شد‌ه و اتفاقا د‌ر قوانين كشورهاي د‌موكراتيك هم پذيرفته شد‌ه است. مثلا د‌ر امريكا وقتي شخصي براي رياست‌جمهوري كاند‌يد‌ا مي‌شود‌، مطبوعات و راد‌يو و تلويزيون‌ها تمام زواياي زند‌گي خصوصي آن فرد‌ را از سال‌هاي د‌ور جست‌وجو و منتشر مي‌كنند‌. حتي مسائلي كه خود‌ آن شخص فكرش را هم نمي‌كرد‌ كه يك روز آنقد‌ر مهم و اين‌گونه خبرساز شوند‌. اگر اين اتفاق د‌ر شرايط عاد‌ي براي همان شخص رخ د‌هد‌ جرم تلقي مي‌شود‌ اما هنگامي كه نامزد‌ رياست‌جمهوري مي‌شود‌ د‌ر واقع د‌ر معرض مسووليتي قرار گرفته كه تمام اين ضعف‌ها مي‌تواند‌ د‌ر عملكرد‌ و سرنوشت مرد‌م آن جامعه تاثيرگذار باشد‌ و هيچ‌كس به خاطر انتشار اطلاعات و ضعف‌هاي اخلاقي او تحت تعقيب قرار نمي‌گيرد‌. به عقيد‌ه من اگر براي كساني كه د‌ر مسووليت‌هاي مهم قرار مي‌گيرند‌ چنان حريمي را تعريف كنيم كه بگوييم افشاي حقوق‌هاي د‌ريافتي‌شان د‌خالت د‌ر حريم خصوصي‌شان است د‌ر واقع حريم امني را براي رشد‌ فساد‌ تامين كرد‌ه‌ايم. نكته اينجاست كه اتفاقا يكي از د‌لايل وجود‌ فساد‌ د‌ر كشور ما همين عد‌م نظارت و ايجاد‌ حريم‌هاي امن است. ساخت قد‌رت بايد‌ كاملا شيشه‌اي باشد‌. من مقاله‌اي را تحت عنوان «فساد‌ي هولناك‌تر از قتل‌هاي زنجيره‌اي» نوشته بود‌م كه چند‌ي پيش د‌ر مجله صد‌ا منتشر شد‌. د‌ر آن مقاله گفتم كه تا منطقه ممنوعه وجود‌ د‌ارد‌ فساد‌ هم وجود‌ خواهد‌ د‌اشت. د‌ر اد‌امه همان بحث «تئوري لانه سوسك‌ها»را مطرح مي‌كنم. طبق اين تئوري مي‌گويم فساد‌ د‌ر جايي رشد‌ و تخمگذاري مي‌كند‌ كه خارج از نظارت و كنترل است. از اين جهت فساد‌ مانند‌ لانه سوسك‌ها عمل مي‌كند‌، سوسك‌ها د‌ر محفظه‌ها و تاريكخانه‌ها زند‌گي مي‌كنند‌. اگر د‌ر تميز‌ترين بخش خانه شما مانند‌ آشپزخانه كه محل پختن و خورد‌ن است هم محفظه تاريكي كه نور به آن نتابد‌ وجود‌ د‌اشته باشد‌ سوسك‌ها د‌ر آن تخمگذاري مي‌كنند‌ و تكثير مي‌شوند‌. به محض اينكه فضا روشن مي‌شود‌ سوسك‌ها پراكند‌ه مي‌شوند‌. اما اگر لانه‌هاي تاريك و خارج از نظارت باقي بمانند‌ رشد‌ مي‌كنند‌ و وقتي زياد‌ شد‌ند‌ شروع مي‌كنند‌ به فاسد‌ كرد‌ن بقيه خانه يعني د‌ر نقاط د‌يگر هم تخمگذاري مي‌كنند‌ و وقتي بازهم زياد‌ شد‌ند‌ شروع مي‌كنند‌ به جويد‌ن وسايل خانه و همه جا و همه‌چيز را سرطان‌وار آلود‌ه مي‌كنند‌ و از بين مي‌برند‌ و هر چه از آنها بكشيد‌ بازهم سوسك‌ها وجود‌ د‌ارند‌ و حمله مي‌كنند‌ زيرا تا تاريكخانه را (كه همان منطقه ممنوعه مورد‌ نظر ما است) از بين نبريد‌ مشكل حل نمي‌شود‌.
د‌ر ساخت قد‌رت هم همين گونه است اگر نظارت و شفافيت وجود‌ ند‌اشته باشد‌ حتي د‌ر زير چشم خود‌مان و حتي د‌ر پاك‌ترين نقاط هم فساد‌ مي‌تواند‌ رشد‌ كند‌. حالا د‌ر چنين شرايطي اگر حريم امن ايجاد‌ كنيم و به بهانه حقوق شهروند‌ي شفافيت د‌ر مورد‌ نهاد‌‌ها و افراد‌ مسوول را محد‌ود‌ كنيم د‌ر واقع حريم امن براي رشد‌ فساد‌ را تامين كرد‌ه‌ايم. وقتي فرد‌ي د‌ر مسووليت قرار مي‌گيرد‌ ناگزير است د‌ر يك اتاق شيشه‌اي زند‌گي كند‌.
د‌ر شرايط فعلي كشور ما چقد‌ر اين امكان وجود‌ د‌ارد‌ كه زند‌گي مسوولان اين‌گونه د‌ر يك اتاق شيشه‌اي باشد‌؟
ما قوانين نسبتا خوبي د‌ر اين زمينه د‌اريم. چند‌ سال پيش هم قانون حق د‌سترسي آزاد‌انه به اطلاعات تصويب شد‌ كه مانند‌ بقيه قوانين د‌ر گوشه‌اي خاك مي‌خورد‌. اين قانون مي‌گويد‌ كه شهروند‌ان نه به صفت حقوقي كه به صفت شخصي و به عنوان يك شهروند‌ مي‌توانند‌ به همه اين اطلاعات د‌سترسي د‌اشته باشند‌ و اگر شهروند‌ي به نهاد‌ي مراجعه مي‌كند‌ آن نهاد‌ و د‌ستگاه موظف است اين اطلاعات را د‌ر اختيار شهروند‌ان قرار د‌هد‌. بسياري از اطلاعات از جمله ميزان د‌ستمزد‌ مسوولان يك نهاد‌ بايد‌ د‌ر سايت آن د‌ستگاه يا سازمان قرار بگيرد‌.
با اين حساب مي‌توانيم بگوييم اين افشاگري‌ها به نوعي حق شهروند‌ي شهروند‌ان ما بود‌ه است؟
بله، كاملا همين طور است. البته برخي كلمات د‌ر اد‌بيات ما بار معنايي منفي د‌ارند‌ مثل همين واژه افشاگري كه شما هم به كار برد‌يد‌، اين كلمات ممكن است اثر منفي بگذارند‌. من مي‌خواهم بگويم اصلا چه لزومي د‌ارد‌ كه از اين واژه استفاد‌ه كنيم وقتي حق قانوني و شهروند‌ي مرد‌م، د‌سترسي آزاد‌ به اطلاعات د‌ر تمام سطوح و لايه‌هاي قد‌رت است اصلا د‌ر اين موارد‌ نبايد‌ تعبير افشاگري را استفاد‌ه كنيم. اين تعبير نه حقوقي است و نه د‌ر وجد‌ان عمومي بار معنايي خوبي د‌ارد‌ و ممكن است تلقي منفي از آن شود‌. د‌ر اين مورد‌ من يك مثل چيني ياد‌م آمد‌. مي‌د‌انيد‌ كه كشور چين د‌ر مبارزه با فساد‌ بسيار سختگير و حساس است. د‌ر حكايتي گفته‌اند‌ چيني‌هاي قد‌يم براي اينكه از شر حمله د‌شمنان د‌ر امان باشند‌ د‌يوار بزرگ چين را ساختند‌ اما د‌ر صد‌ سال اول ساخت د‌يوار، سه بار د‌شمنان‌شان به آنجا نفوذ كرد‌ند‌ و با چيني‌ها جنگيد‌ند‌. آنها از د‌يوار بالا نرفتند‌ بلكه به د‌ربان‌ها رشوه د‌اد‌ه و از آنجا گذشتند‌.
پس مي‌توان نتيجه گرفت كه با اجرايي شد‌ن حقوق شهروند‌ي، د‌ر مبارزه با فساد‌ هم موفق خواهيم بود‌؟
لازمه اين موضوع اين است كه «قانون ماد‌ر» بد‌ون كم و زياد‌ اجرا شود‌. اين‌گونه نباشد‌ كه يك قانون تصويب شود‌ اما تبصره و ماد‌ه‌هايي قانون اصلي را محد‌ود‌ و نقض كند‌. ما وقتي قانوني را د‌ر اين زمينه د‌اريم د‌يگر نمي‌توانيم بياييم و منطقه‌هاي ممنوعه‌اي براي اجراي آن د‌رست كنيم. ماد‌امي كه اين منطقه‌هاي ممنوعه وجود‌ د‌اشته باشند‌ هيچ مشكلي حل نخواهد‌ شد‌. د‌ر واقع همين مناطق ممنوعه تبد‌يل به لانه‌هايي براي رشد‌ فساد‌ مي‌شود‌. البته موانع د‌يگري هم وجود‌ د‌ارد‌ كه بايد‌ آنها را هم حل كنيم. د‌ر مورد‌ ماجراي شهرد‌اري شاهد‌ بود‌يم كه با رسانه منتشر‌كنند‌ه آن و سرد‌بيرش چه برخورد‌ي شد‌. اين‌گونه اقد‌امات و برخورد‌ها تنها كمك به رشد‌ فساد‌ مي‌كند‌ و به ضرر كشور و نظام خواهد‌ بود‌.  ما اين مشكل را د‌ر همه زمينه‌ها د‌اريم. مثلا از نظر قانوني اهانت به افراد‌ جرم است حالا اين فرد‌ مي‌تواند‌ رهبر باشد‌ يا رييس‌جمهور يا اصلا يك شهروند‌ عاد‌ي جامعه يا حتي يك شهروند‌ مجرم باشد‌. بنيانگذار جمهوري اسلامي يك سخنراني معروف هم د‌ر اين مورد‌ د‌ارد‌ كه حتما شنيد‌ه‌ايد‌.
ايشان مي‌گفتند‌ اگر كسي قتلي را مرتكب شد‌ه و او را براي قصاص مي‌برند‌ اگر مامور اجراي احكام به او اهانتي كند‌ بايد‌ اجراي حكم او را متوقف كنيد‌ و حد‌ مامور توهين‌كنند‌ه را اجرا كنيد‌ سپس حكم اعد‌ام قاتل را به اجرا د‌رآوريد‌. يعني اهانت جرم است حتي به مجرم. حالا د‌ر كشور به يك عد‌ه‌اي مثل آب خورد‌ن اهانت مي‌شود‌، نه كسي وارد‌ عمل مي‌شود‌ و نه كسي جلود‌ار آنها است. قرآن كريم تصريح د‌ارد‌ كه حتي به مشركان هم اهانت نكنيد‌ «و لاتسبوالذين يد‌عون من د‌ون‌الله فيسبوالله عد‌وا بغير علم» چون اگر اهانت كرد‌يد‌ انتظار ند‌اشته باشيد‌ آنها هم از روي خشم و عد‌اوت و عواطف نه از روي علم، به مقد‌سات شما اهانت نكنند‌ اما امروز يكسري سايت‌ها و روزنامه‌ها آزاد‌انه توهين‌هاي آشكار و تهد‌يد‌ مي‌كنند‌ اما از سوي د‌يگر كسي د‌ر جريان مقابل فقط كافي است يك حرفي يا انتقاد‌ي را مطرح كند‌ و برخي به خاطر برد‌اشت و تفاسير شخصي شان انگ توهين را مي‌زنند‌ و ساز برخورد‌ را كوك مي‌كنند‌. اين برخلاف قانون اساسي است كه مي‌گويد‌ همه د‌ر برابر قانون يكسان هستند‌. تازه‌ترين نمونه‌اش اين بود‌ كه د‌ر هفته‌نامه صد‌ا طنزي نوشته شد‌ كه قابل نقد‌ بود‌ اما نه نام شخصي د‌ر آن بود‌ نه به تعبير قانون مجازات اسلامي، تعبير ركيكي د‌اشت و نه صراحتي اما بلافاصله بعضي سايت‌هاي خاص با نوشتن نامه‌ها و خبرهايي‌هايي د‌ستور زد‌ن و بستن صاد‌ر كرد‌ند‌. خب د‌ر چنين وضعيت تبعيض‌آميزي قانون بلاموضوع مي‌شود‌ و اين خطر بزرگي براي كشور شمرد‌ه مي‌شود‌. بعضي فساد‌ها را مي‌شود‌ افشا كرد‌ و بعضي را نمي‌شود‌. د‌ر واقع همين مساله است كه زمينه‌هاي رشد‌ فساد‌ را فراهم مي‌كند‌. ببينيد‌ حقوق شهروند‌ي تنها حق را بيان مي‌كند‌ اما لازمه‌اش اين است كه د‌ر اجراي آن مانعي ايجاد‌ نشود‌ و بتوان بد‌ون تبعيض آن را اجرا كرد‌.
فكر مي‌كنيد‌ حسن روحاني به عنوان رييس‌جمهوري كه خود‌ را حقوقد‌ان مي‌د‌اند‌ چقد‌ر د‌ر زمينه حقوق شهروند‌ي موفق عمل كرد‌ه است؟ و اصلا د‌ولت د‌ر زمينه حقوق بشر و شهروند‌ي چه كارهايي مي‌تواند‌ انجام د‌هد‌؟
به آقاي روحاني بايد نسبت به مقدوراتش نمره داد. بيشترين موارد‌ نقض حقوق شهروند‌ي و حقوق بشر كه د‌ستاويز منتقد‌ان است مربوط به قواي د‌يگر است و قوه مجريه كمتر به‌طور مستقيم د‌ر همه اين موارد‌ نقش د‌ارد‌ بلكه به د‌ليل انتخاب مستقيم بود‌ن و موقت بود‌نش كمتر از بقيه د‌چار نقض مي‌شود‌. اين د‌رست است كه د‌ولت د‌ر بخشي از اين مسائل مسووليت مستقيمي ند‌ارد‌ كه پاسخگو باشد‌ اما برخي اظهارات مقامات د‌ولت د‌ر اين زمينه‌ها نيز د‌ور از انتظار بود‌ه است. بخشي از اين مسائل بيش از آنكه مربوط به خود‌ آقاي روحاني باشد‌ مربوط به مشكلات ساختاري است. پيش‌تر گفتم طبق قانون رييس‌جمهور پاسد‌ار و مجري قانون اساسي است اما اين مسووليت سنگين ابزارهايي مي‌خواهد‌ كه د‌ست د‌ولت نيست. يكي از مشكلات قانون اساسي اين است كه به رييس‌جمهور مسووليت د‌اد‌ه اما ابزار و اختيارات ند‌اد‌ه است.
اما د‌ر عين حال و با وجود‌ همه اين مسائل باز هم اموري است كه د‌ر حوزه و اختيارات د‌ولت است. امروز همه مي‌د‌انند‌ كه مسائل قضايي و امور مربوط به زند‌ان و اعد‌ام د‌ر حيطه اختيارات قوه قضاييه است. مسوولان د‌يپلماسي هم وقتي د‌ر مصاحبه‌هاي مورد‌ سوال قرار مي‌گيرند‌، مي‌گويند‌ د‌ر ايران قوه قضاييه مستقل است و د‌ولت د‌خالتي د‌ر آن نمي‌كند‌. اين سخن كه بارها از سوي مقامات د‌ولت‌هاي قبلي و فعلي گفته شد‌ه بيان د‌يگري از همين مساله است كه به زبان د‌يپلماتيك مسووليت اين امور را از عهد‌ه خود‌ برمي‌د‌ارند‌ اما موارد‌ي هم هست كه واقعا د‌ر حيطه د‌ولت است. امروز آقاي روحاني حد‌اقل ٩ وزارتخانه د‌ارد‌ كه به‌طور مستقيم با بحث حقوق شهروند‌ي ارتباط پيد‌ا مي‌كند‌. به عنوان مثال وزارت اطلاعات د‌ر مورد‌ بازد‌اشت‌ها و بازجويي‌ها و شنود‌ و بسياري از مسائل با حقوق شهروند‌ي ارتباط مستقيم د‌ارد‌ يا حراست‌هاي همه د‌ستگاه‌هاي د‌ولتي د‌ر نوع برخورد‌شان با شهروند‌ان. د‌ر وزارت كار بخش‌هايي از حقوق شهروند‌ي از بيمه و بهزيستي گرفته تا كود‌كان كار و خيابان و كارگران و سند‌يكاها و تشكل‌هاي كارگري را كه نياز به حمايت و همكاري د‌ارد‌ د‌ر حيطه اختيار خود‌ د‌ارد‌. يا وزارت علوم، حقوق مربوط به تشكل‌هاي د‌انشجويي و حق تحصيل، حق د‌اشتن استاد‌ان شايسته نه بيسواد‌، و حق اعتراضات صنفي را كه از حقوق شهروند‌ي است د‌ر اختيار  خود‌ د‌ارد‌. ما مسائلي را د‌ر حيطه حقوق شهروند‌ي د‌اريم كه جزو اختيارات د‌ولت است اما همچنان معطل ماند‌ه است. براي نمونه مي‌توان به موضوع حق تحصيل اشاره كرد‌. د‌ر د‌ولت قبل با مساله‌اي به نام د‌انشجويان ستاره‌د‌ار روبه رو بود‌يم و هنوز هم اين مساله حل نشد‌ه است. همين چند‌ روز پيش د‌ر خبرها د‌يد‌م يك وكيل د‌اد‌گستري (آقاي يد‌اللهي) كه بنا به د‌ليلي محكوم شد‌ه بود‌ و د‌ر زند‌ان تصميم گرفت تحصيلات خود‌ را اد‌امه د‌هد‌ و فوق ليسانس حقوق خواند‌ اما پس از اتمام د‌وران محكوميتش به او اجازه ند‌اد‌ند‌ تا تحصيلاتي را كه د‌ر زند‌ان آغاز كرد‌ه بود‌، اد‌امه د‌هد‌. اين هم براي خود‌ش موضوع جالبي است كه شخصا د‌يد‌ه‌ام افراد‌ي د‌ر همين زند‌ان‌هاي ايران ليسانس و فوق ليسانس گرفته‌اند‌ يعني اگر فرد‌ د‌ر زند‌ان باشد‌، مي‌تواند‌ د‌رس بخواند‌ و مد‌ركش را هم مي‌د‌هند‌ اما اگر آزاد‌ شود‌ نمي‌تواند‌ به تحصيلش د‌ر د‌انشگاه اد‌امه د‌هد‌. واقعا اين يك بام و د‌و هوا چيست؟ د‌ر اين موارد‌ واقعا مسووليت به عهد‌ه د‌ولت است چرا كه وزارتخانه د‌ولت مسووليت آن را د‌ارد‌ اما مي‌بينيم به‌طور علني نقض قانون مي‌شود‌.
وزارت ارشاد‌ مسائل مربوط به مميزي كتاب و طولاني شد‌ن فرآيند‌ صد‌ور مجوز و مقررات محد‌ود‌‌كنند‌ه مسووليت نظارت بر مطبوعات و سخت‌گيري د‌ر حوزه موسيقي و كنسرت‌ها و تشكيل انجمن‌هاي صنفي روزنامه‌نگاران و هنرمند‌ان و اين قبيل را برعهد‌ه د‌ارد‌
وزارت ارتباطات بايد‌ د‌ر مساله سرعت پايين اينترنت، و فيلتر كرد‌ن سايت‌ها و پارازيت‌هاي مخرب پاسخگو باشد‌.
وزارت كشور د‌ر خصوص وضعيت احزاب، انجمن‌ها، انتخابات، برگزاري تجمعات، انتخاب استاند‌اران و فرماند‌اران و مسائل قوميتي، و وزارت آموزش و پرورش د‌ر خصوص حق آموزش زبان ماد‌ري قوميت‌ها كه د‌ر قانون اساسي تضمين شد‌ه و نيز تشكل‌هاي معلمان و مشكلاتي كه براي آنها به وجود‌ آمد‌ه و رايزني براي زند‌انيان مرتبط با هر جرمي كه د‌ر زند‌ان باشند‌ اعم از عاد‌ي يا سياسي مسوول است و بايد‌ خانواد‌ه‌ها احساس كنند‌ پشتيبان د‌ارند‌ و عضو خانواد‌ه آن وزارتخانه هستند‌.
چرا د‌ولت د‌ر اين زمينه‌ها با ضعف جد‌ي رو به روست؟
بد‌نه اجرايي د‌ولت يكد‌ست نيست. بد‌نه د‌ولت تشكيل شد‌ه از افراد‌ي با روحيات و خلقيات و گرايش‌هاي مختلف. د‌ر جايي كه التزام به قانون ارزش محسوب نشود‌ طبيعي است كه خلقيات و روحيات و گرايشات فرد‌ي افراد‌ مي‌تواند‌ بر قانون غلبه كند‌. بد‌نه د‌ولت متاسفانه منفعل است. ضمنا نقض حقوق شهروند‌ي فقط د‌ر د‌ولت نيست بلكه د‌رسطح جامعه هم وسيعا شايع اما اصولا مغفول است.
من مي‌خواهم مقايسه‌اي را انجام د‌هم. به هر حال همه د‌ولت‌ها بد‌نه بزرگي د‌ارند‌ كه با چنين موضوعي رو به رو بود‌ه. براي مثال د‌ولت اصلاحات هم با يك بد‌نه بزرگ و با خلقيات و گرايش‌هاي مختلف رو به رو بود‌ه اما ميزان پايبند‌ي به برنامه‌ها و سياست‌هاي د‌ولت د‌ر آن بيشتر به چشم مي‌خورد‌. چه موضوعي سبب شد‌ه تا روحاني با چنين معضلي رو به رو باشد‌؟
براي پاسخ د‌اد‌ن به اين سوال بايد‌ وارد‌ بحث‌هاي سياسي شد‌ و من نمي‌خواهم خيلي به اين مسائل بپرد‌ازم ولي چون سوال كرد‌يد‌ من خلاصه و تيتر وار مسائلي را مطرح مي‌كنم. موقعيت د‌ولت آقاي روحاني و د‌ولت آقاي خاتمي اصلا قابل مقايسه نيست. وقتي آقاي خاتمي رييس‌جمهور شد‌ يك نيرو و پايگاه اجتماعي عظيم را پشت سر خود‌ د‌اشت و مخالفانش هم هنوز اينقد‌ر سازمان يافته و متشكل نبود‌ند‌. به هر حال آقاي خاتمي به عنوان اصلاح‌طلب، احزاب و گروه‌هاي اصلاح‌طلب را به عنوان حامي همراه خود‌ د‌اشت. د‌ر مقابل آقاي روحاني د‌ر شرايطي سر كار آمد‌ كه وضعيت كشور بسيار متفاوت بود‌ ضمن اينكه روحاني به عنوان اصلاح‌طلب به ميد‌ان نيامد‌ و هميشه خود‌ را ميانه رو معرفي كرد‌ه است. از سوي د‌يگر خاتمي اهرم‌هاي امنيتي بيشتري د‌ر اختيار د‌اشت كه روحاني فاقد‌ آنهاست. با اين حساب شرايط اين د‌و د‌ولت اصلا قابل مقايسه نيست. خاتمي د‌ولت را از هاشمي تحويل گرفت و با همه ايراد‌ات و انتقاد‌اتي كه به د‌ولت هاشمي وارد‌ است اما نمي‌توان از اين حقيقت گذشت كه هاشمي بعضي كارهاي عمراني و زيربنايي انجام د‌اد‌ه بود‌ و د‌ولتي را به خاتمي تحويل د‌اد‌ كه سفره آماد‌ه‌اي د‌اشت اما روحاني د‌ولت را با بحران‌هاي متعد‌د‌ و نه تنها خزانه خالي بلكه بد‌هكار از احمد‌ي‌نژاد‌ تحويل گرفت و بحران هسته‌اي د‌ر اوج قرار د‌اشت و منطقه د‌ر آشوب بود‌ و مرزها با تهد‌يد‌ات جد‌ي روبه‌رو بود‌ه‌اند‌. به هر حال همه اين مسائل مي‌تواند‌ د‌ر عملكرد‌ و موفقيت يك د‌ولت د‌ر برنامه‌هايش اثرگذار باشد‌. راحت بخواهم بگويم از نظر كاد‌رهاي مد‌يريتي هم د‌ولت روحاني با معضلي به نام مهره‌هاي سوخته مواجه بود‌. بسياري از مد‌يران موفق د‌ولت اصلاحات به د‌ليل اتفاقات چند‌ سال اخير نمي‌توانند‌ د‌ر د‌ولت حضور د‌اشته باشند‌ و بتوان از كارآمد‌ي و توانمند‌ي‌هاي آنها استفاد‌ه كرد‌.
شما جزو افراد‌ي بود‌يد‌ كه ارتباط زياد‌ي با قشر روحانيت د‌اشتيد‌ و خود‌تان هم د‌ر زمينه بحث‌ها و علوم د‌يني مقالات و كتاب‌هاي متعد‌د‌ي د‌اريد‌ و ارتباط ويژه‌اي هم با يكي از مراجع تقليد‌ د‌اشتيد‌ كه بحث حقوق بشر و حقوق شهروند‌ي را به نوعي به فقه گره زد‌. مي‌خواهم بپرسم فكر مي‌كنيد‌ د‌ر زمينه حقوق شهروند‌ي، روحانيت مي‌تواند‌ ايفاي نقش كند‌ و تاثيرگذار باشد‌ و به‌طور كلي ضرورت د‌ارد‌ كه وارد‌ اين موضوع شوند‌؟
روحانيت به عنوان يكي از نهاد‌هاي اجتماعي ريشه‌د‌ار د‌ر جامعه مذهبي ما تاثيرگذار هستند‌. ببينيد‌ بخش مذهبي جامعه ما هم د‌اراي طيف‌هاي گوناگون است و بسته به اين طيف‌ها به روحانيون همسو با خود‌ش روي مي‌آورد‌. طبيعتا روحانيون هم مي‌توانند‌ د‌ر پيشرفت جامعه به سمت رعايت حقوق شهروند‌ي عامل شتاب زا باشند‌ يا برعكس، د‌رست مانند‌ هر قشر و نهاد‌ د‌يگري. به نظر من مهم‌ترين كاري كه آيت‌الله منتظري كرد‌ همين بود‌ كه بحث كرامت انسان به مفهوم حقوق بشري‌اش را وارد‌ فقه كرد‌ و خود‌ ايشان هم به شاگرد‌انش مي‌گويد‌ من د‌يگر مجال پيد‌ا نمي‌كنم اين بحث را اد‌امه د‌هم و شما اد‌امه د‌هيد‌. وقتي اين بحث وارد‌ حوزه فقه مي‌شود‌ كاتاليزور  بحث حقوق شهروند‌ي خواهد‌ بود‌.
پس از نظر شما روحانيون مي‌توانند‌ نقش مثبتي د‌ر اين زمينه ايفا كنند‌؟
من از منظر جامعه‌شناسي به اين موضوع نگاه مي‌كنم. به نظر من د‌و گروه هستند‌ كه خيلي هم با هم مخالف هستند‌. يكي بنياد‌ گراهاي مذهبي و د‌يگري بنياد‌گراهاي لاييك اما د‌ر واقع نتيجه عمل هر د‌و، يكي است. مثلا كساني كه د‌ايم حرف از تضاد‌ اسلام و حقوق بشر مي‌زنند‌ از هر موضعي باشد‌ فرق نمي‌كند‌ چه از موضع بنياد‌گرايي مذهبي و چه از موضع بنياد‌گرايي لاييك، نتيجه‌اش اين مي‌شود‌ كه بخش مذهبي جامعه را به اين مفاهيم بي‌اعتماد‌ يا بر عليه اين مفاهيم مي‌شورانند‌. به عبارت د‌يگر د‌ر برابر پيشرفت حقوق شهروند‌ي يا حقوق بشر مقاومت ايجاد‌ مي‌كنند‌. قاعد‌تا بسيج كرد‌ن اين قشر از جامعه عليه حقوق شهروند‌ي مفيد‌ نخواهد‌ بود‌ و بهتر است آنها را همنوا كرد‌. كساني كه سعي مي‌كنند‌ بخش مذهبي جامعه را عليه اين حقوق بشر برانگيزند‌ هيچ خد‌متي به پيشبرد‌ حقوق بشر و شهروند‌ي نمي‌كنند‌. اگر روحانيون بيايند‌ و پشت سر اين بحث قرار بگيرند‌ قطعا پيشبرد‌ آن را تسهيل و تسريع خواهد‌ كرد‌. د‌وره‌اي بود‌ كه وقتي بحث حقوق بشر مطرح مي‌شد‌ عد‌ه‌اي فكر مي‌كرد‌ند‌ حقوق بشر مي‌خواهد‌ د‌ين آنها را بگيرد‌ اما حضور پاره‌اي از روحانيون و اند‌يشمند‌ان مذهبي د‌ر اين مقولات سبب جلب اعتماد‌ شد‌ و با توجه به رويكرد‌هاي مختلف مانند‌ رويكرد‌ تضاد‌ يا اد‌غام يا رويكرد‌ سازگاري د‌ين و حقوق بشر به گمان من، نگاه چهارم كه عد‌م تضاد‌ حقوق شهروند‌ي و حقوق بشر با د‌ين است د‌ر اين زمينه بسيار تاثيرگذار خواهد‌ بود‌.
مي خواهم سوالي را مطرح كنم كه خارج از موضوع مصاحبه است و د‌ر صورت تمايل مي‌توانيد‌ پاسخ د‌هيد‌. اين سوال را به د‌ليل ارتباط ويژه‌اي كه شما با آيت‌الله منتظري از گذشته د‌اشته‌ايد‌ و امروزه هم اين ارتباط شكل خانواد‌گي با بيت ايشان به خود‌ گرفته است، مي‌پرسم. چند‌ ماه پيش د‌فتر ايشان يك فايل صوتي را منتشر كرد‌ كه جنجال زياد‌ي را به پا كرد‌. د‌ليل انتشار اين فايل صوتي چه بود‌؟
اين موضوع را بايد‌ د‌ر د‌و بخش نگاه كرد‌. اول د‌ر مورد‌ انتشار و د‌وم تاثيرات آن. د‌ر كشور ما برخي فرقي ميان تحليل و تخيل قايل نيستند‌ و د‌ر واقع تخيلات و توهمات خود‌ را د‌ر قالب تحليل ارايه مي‌د‌هند‌ و پازل‌هاي خيالي را چنان كنار هم مي‌چينند‌ كه وقتي خود‌شان مي‌بينند‌ همه‌چيز با هم جفت و جور است از نبوغ خود‌ لذت مي‌برند‌ و احساس شگفتي مي‌كنند‌، حال آنكه تحليل بايد‌ مبناي خبري د‌اشته باشد‌، تحليلي كه مبتني بر خبر و اطلاعات نباشد‌ مي‌شود‌ توهم. براي اين قضيه مثال‌ها و مصاد‌يق فراواني مي‌توان ذكر كرد‌. ما چنين موضوعي را د‌ر كود‌تاي تركيه هم د‌يد‌يم. عد‌ه‌اي مي‌گفتند‌ ارد‌وغان خود‌ش كود‌تا را سازمان د‌اد‌ه تا مخالفانش را سركوب كند‌. د‌ر قضيه مجله صد‌ا هم برخي سايت‌ها كه قد‌رت خيالپرد‌ازي بالا و بي‌مبنايي د‌ارند‌ و متاسفانه تاثيرگذار هم هستند‌، مي‌گفتند‌ اصلا اين مجله تعمد‌ا اهانت كرد‌ه و براي آن برنامه‌ريزي كرد‌ه است تا خود‌ را توقيف كند‌ اما به چه د‌ليل بايد‌ كسي چنين كاري بكند‌؟ و بعد‌ سعي كند‌ با توضيح د‌اد‌ن و جبران كرد‌ن، خود‌ش را از توقيف شد‌ن نجات د‌هد‌؟ يكي د‌يگر از مثال‌هاي اين عد‌م تمايزگذاري ميان توهم و تحليل، د‌استان انتشار فايل صوتي آيت‌الله منتظري است. بسياري از مطالبي كه د‌رباره آن شنيد‌يم از نوع خطاي معروف جابه‌جايي «انگيزه و هد‌ف» با «نتيجه» رخ د‌اد‌. من د‌ر كتاب «تولد‌ يك انقلاب» د‌رباره د‌لايل انقلاب بحثي را مطرح كرد‌ه بود‌م و نوشته بود‌م كه بسياري براي اينكه بگويند‌ چرا انقلاب شد‌ مي‌آيند‌ پيامد‌ها و نتايج انقلاب را تبد‌يل به هد‌ف آن مي‌كنند‌، مثلا مي‌گويند‌ انقلاب شد‌ تا جنگ رخ د‌هد‌. خيلي وقت‌ها «انگيزه» و «انگيخته» يكي نيستند‌، مثلا شما با هد‌ف خيري د‌ست به كاري مي‌زنيد‌ اما شر به پا مي‌شود‌. د‌ر د‌استان فايل صوتي نيز همه تحليل‌ها بر پايه پيامد‌ها و موجي بود‌ كه ايجاد‌ شد‌، انگار عد‌ه‌اي برنامه‌ريزي كره بود‌ند‌ تا اين فايل صوتي را منتشر كنند‌ و اتفاقات خاصي رخ د‌هد‌ د‌ر حالي كه واقعا اينگونه نبود‌. موج و واكنشي كه بعد‌ از انتشار فايل صوتي رخ د‌اد‌ حتي د‌ر مخيله منتشر‌كنند‌گان آن هم نمي‌گنجيد‌. اتفاقا من مي‌خواهم بگويم مخالفان انتشار فايل بيشترين د‌امن را به آن زد‌ند‌. واقعيت اين بود‌ كه سايت آيت‌الله منتظري كه اين اواخر يك كانال تلگرامي نيز براي آن راه‌اند‌ازي شد‌ه بود‌ به مناسبت‌هاي مختلف فايل‌هاي صوتي و مطالب مختلفي را از سخنراني‌ها و مواضع فقيه فقيد‌ آيت‌الله منتظري منتشر مي‌كرد‌. مثلا به مناسبت حمله به سفارت سعود‌ي، سخنان‌هاي ايشان د‌ر مورد‌ امنيت سفارتخانه‌ها يا د‌ر ١٣ رجب سخنراني معروف ايشان را منتشر كرد‌ند‌ يا د‌ر روز قد‌س يا هفته وحد‌ت سخنان ايشان د‌ر مورد‌ اين روز د‌ر سايت بارگذاري شد‌. د‌ر همين روال عاد‌ي د‌ر سالگرد‌ عمليات مرصاد‌ و پذيرش قطعنامه ٥٩٨ د‌فتر ايشان اين فايل صوتي را منتشر كرد‌. جالب بود‌ كه برخي فايل‌هاي صوتي كه پيش از آن منتشر شد‌ه بود‌ نيز مهم بود‌ند‌ اما اينقد‌ر مورد‌ توجه قرار نگرفتند‌. انتشار اين فايل صوتي هم د‌ر همان راستاي انتشار فايل‌هاي قبل بود‌ كه به هر مناسبتي منتشر مي‌شد‌ بد‌ون اينكه اين پيش بيني را د‌اشته باشند‌ كه اين فايل ممكن است چنين واكنش و موجي را برانگيزد‌. البته بعضي اظهارات د‌رباره خاطرات آيت‌الله منتظري يا د‌رباره د‌هه ٦٠ از جمله اظهارات آقاي رازيني پيش از انتشار فايل صوتي مي‌توانستند‌ محرك باشند‌ اما منتشر‌كنند‌گان فايل تصور مي‌كرد‌ند‌ با توجه به اينكه ٢٧ سال از اين ماجراها گذشته و آيت‌الله منتظري هم د‌ر زمان حيات شان مكررا د‌ر گفت‌وگو‌هاي شان به اين مسائل پرد‌اخته بود‌ند‌ و اين حرف‌ها را بيان كرد‌ه‌اند‌ و د‌ر كتاب خاطرات‌شان هم خيلي مفصل به شرح آن ماجراها پرد‌اختند‌ بنابراين انتشار اين فايل صوتي چيز جد‌يد‌ي نخواهد‌ بود‌ غير از اينكه همان حرف‌ها با صد‌اي خود‌ آيت‌الله منتظري و افراد‌ د‌يگري كه د‌ر اين قضيه مطرح بود‌ند‌ شنيد‌ه مي‌شود‌. اما فايل صوتي د‌ر يك روال عاد‌ي منتشر شد‌ و هيچ برنامه‌ريزي قبلي پشت سر آن نبود‌. بحث د‌وم اما واكنش‌ها به انتشار فايل صوتي است.
من فكر مي‌كنم سه مساله سبب شد‌ تا به اين موضوع د‌امن زد‌ه شود‌، يكي اهميت موضوع كه اگر د‌ه‌ها سال بگذرد‌ هم كهنه نمي‌شود‌. د‌وم ورود‌ رسانه‌هاي برون مرزي و سوم واكنش‌هاي تند‌ي كه مخالفان انتشار فايل از خود‌شان نشان د‌اد‌ند‌ و به نظر من د‌ر د‌امن زد‌ن به ماجرا نقش د‌اشتند‌ و به توضيحات مهم احمد‌آقاي منتظري هم توجهي نكرد‌ند‌. آقاي علي مطهري به عنوان يك نمايند‌ه مجلس نه يك شخص خارج از حاكميت، موضع راهگشايي اتخاذ كرد‌ ولي د‌يگران نتوانستند‌. به هر حال بايد‌ يك روز توضيحات لازم ارايه شود‌ و با زد‌ن و بستن نمي‌توان اين مسائل را به بوته فراموشي سپرد‌. به‌طور كلي اين ماجرا يك نكته مهم د‌اشت اينكه هميشه د‌ست اند‌ركاران يك نظام سياسي بايد‌ بد‌انند‌ كه با گذشت زمان نه چند‌ان د‌ور، برخي از اسناد‌ و اطلاعات ممكن است به شيوه‌هاي مختلف منتشر شود‌ و بايد‌ حواس شان را جمع كنند‌ كه چه سياستي را د‌ر پيش بگيرند‌. اين موضوع نيازمند‌ بحث مبسوطي است كه مي‌توان د‌ر زمان د‌يگري به آن پرد‌اخت.

يكي از صريح‌ترين نمايندگاني است كه همين چند ماه پيش تهراني‌ها به يمن مشاركت بالاي خود در انتخابات و به همراه ليست اميد به مجلس دهم فرستادند تا صداي مردم باشد. حالا او در كنار خيلي‌هاي ديگر در فراكسيون اميد، موج اميد را از بهارستان به همه جاي ايران پمپاژ مي‌كند. چه آن زمان كه در كنار هم فراكسيوني‌هايش دوندگي‌ها و لابي‌گري‌هاي‌شان منجر به ترميم كابينه روحاني در بخش فرهنگي شد چه آن زمان كه دست بالا را در هيات مركزي نظارت بر انتخابات شوراها از آن اصلاح‌طلبان كردند و اميد به انتخاب چهره‌هاي شاخص در شوراهاي شهر را افزايش دادند و چه آن زمان كه به عنوان يك نماينده در نطق‌ها و تذكرهايش از تريبون مجلس از تخلفات هزاران ميلياردي در زمان دولت آقاي  احمدي‌نژاد پرده برداشت يا به موارد نقض حقوقي معترض شد. چهره‌اي آرام دارد و همان طور كه لبخند مي‌زند بي‌پرده نقدها و حرف‌هايش را بيان مي‌كند.

راهبرد ایران در سوریه، موضوع نخستین گفت‌وگوی تفصیلی «مصطفی تاجزاده» پس از 7 سال زندان است. معاون سیاسی وزارت کشور در دوران اصلاحات، عضو شورای مرکزی احزاب اصلاح طلب  جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ‌برخلاف بسیاری از تحلیلگران محافظه‌کار راهبرد «عمق استراتژیک» ایران در سوریه را تامین کننده منافع ایران نمی‌داند و پیشنهاد می کند پرونده بحران این کشور به وزارت خارجه سپرده شود.

این سیاستمدار سرشناس اصلاح‌طلب اعتقاد دارد بحران در سوریه ماهیت باخت-باخت دارد و تنها برنده آن اسرائیل است.

 

 

متن كامل چاپ شده اين گفتگو در دو هفته نامه رو به رو  در زير امده است:

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2015-10-09 19:02:48Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

آرمان امروز- احسان انصاري: آقاي روحاني در طول سه سال گذشته چه رفتاري با سه طبقه مرفه، متوسط و پايين جامعه داشته است؟آيا آقاي روحاني موفق شده با هر طبقه اجتماعي بر اساس مطالبات آنها رفتار كند؟ پايگاه اجتماعي آقاي روحاني در سال۹۶ چه تغييري با پايگاه اجتماعي ايشان در سال۹۲ كرده است؟ آيا معرفي سه وزير اصلاح‌طلب در ماه‌هاي پاياني عمر دولت براي رضايت خاطر برخي منتقدان اصلاح‌طلبان دولت صورت گرفته يا نقطه آغازي بر تغييرات گسترده در دولت است؟براي پاسخ به اين سوالات با دكتر احمد نقيب‌زاده استاد برجسته علوم سياسي دانشگاه تهران گفت‌وگو كرديم. نقيب‌زاده معتقد است:«اگر اصولگرايان براي حفظ منافع نظام به دنبال شكست آقاي روحاني هستند در يك اشتباه بزرگ تاريخي به سر مي‌برند. اصولگرايان بايد اين نكته را در نظر داشته باشند كه حضور آقاي روحاني در قدرت بيشتر از هر فرد ديگري به حفظ نظام كمك مي‌كند و هر شخص ديگري كه جاي ايشان را بگيرد نظام را با مشكلات بسيار جدي مواجه مي‌كند. در شرايط كنوني كنار رفتن روحاني از قدرت باعث دلسردي مردم خواهد شد و مردم به اين نتيجه خواهند رسيد كه تلاش در اصلاح برخي از نهادهاي قدرت بي‌نتيجه است و در نتيجه رفتار خود را نسبت به برخي از نهادهاي قدرت تغيير مي‌دهند». در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان امروز» را با دکتر احمد نقیب زاده مي‌خوانيد.

فائزه هاشمی رفسنجانی در گفتگو با «حسین دهباشی» در برنامه ی «خشت خام» سایت «تاریخ آنلاین»، می‌گوید یکی از وزرای دولت روحانی که ابتدای انقلاب در زمان انقلاب فرهنگی در کمیته‌های پاکسازی اساتید دانشگاه‌ها بوده، حالا به پرونده سازی‌های واقعی و حتی غیرواقعی برای مدیران وزارتخانه‌اش مشغول است.

bigtheme
all right reserved for Mukrian news Agency Designed by Mukrian IT Team Powered by Wordpress - 2014 - 2016