گزارش ویژه

موكريان – اشاره: قالیباف تعداد احتمالی مردم عادی گیرکرده در آوار را حداکثر دو یا سه نفر اعلام کرد. شهردار تهران از شهروندان خواست به شایعات توجه نکنند، اما این نکته که تعداد افراد عادی مدفون در زیر آوار به دو تا سه نفر محدود است، چندان با مشاهدات عینی سازگار نبود. عکاس خبرگزاری فارس که دقایقی پیش از فروریزش ساختمان در آن محل حضور داشته است، گفته بود حدود صد تا صد و پنجاه نفر از مردم عادی در لحظه‌ای که او ساختمان را ترک کرده است، در طبقه اول حضور داشته‌اند و مشاهدات عکاس خبرگزاری ایلنا که تا ده دقیقه پیش از فروریزش در ساختمان حضور داشته است هم چیزی شبیه همین بود.



هفت و پنجاه و نه دقیقه  

پلاسکو آتش گرفت. آتش‌سوزی در طبقه نهم. علت؟ تا هنگام تنظیم این گزارش هنوز علت آتش‌سوزی به طور رسمی اعلام نشده است اما به گفته «محسن همدانی» معاونت امنیتی استانداری تهران این حادثه یا به دلیل انفجار پیک‌نیک رخ داده است یا به دلیل اتصال برق. صحبت‌های همدانی، تکرار سخنان شاهدان عینی است.کسبه پاساژ پلاسکو‌ روایت‌های مختلفی از علت شروع ماجرا ارائه می‌دهند. عده‌ای از کسبه می‌گویند همکارانشان که صبح‌های پنج‌شنبه در طبقه نهم مراسم «زیارت عاشورا» برگزار می‌کرده‌اند مشاهده کرده‌اند که علت آتش‌سوزی انفجار پیک‌نیک بوده است. آتش‌سوزی ناشی از اختلال در شبکه برق‌رسانی هم احتمالی است که اولین‌بار از سوی همین کسبه ارائه شده است. کسبه‌ای که در ساعت 8 صبح، هیچ تصوری از فاجعه‌ای که در انتظارشان بود نداشتند. آتش‌سوزی در پاساژهای قدیمی پایتخت اتفاق کم‌سابقه‌ای نیست. مهرماه سال پیش بود که طبقه چهارم پاساژ سیزده طبقه آلومینیوم گرفتار حریق شد و این آتش پیش از آن‌که به طبقات دیگر سرایت کند مهار شد. تصور کسبه و رهگذران و حتی آتش‌نشان‌ها از آتش‌سوزی پلاسکو هم چنین چیزی بود. شاید تا حدودی شدیدتر از آتش‌سوزی آلومینیوم ولی نه آن‌چنان که به نابودی کامل ساختمانی بینجامد که روزگاری نماد آغاز دورانی تازه برای شهر تهران بود. شاید به خاطر همین آسان پنداشتن ماجرا بود که تا یک‌ساعت بعد از شعله‌ور شدن طبقه نهم و پس از آن طبقه‌های بالاتر ساختمان هفده طبقه پلاسکو، نیازی به اعلام وضعیت ویژه ترافیکی در آن محدوده احساس نشد و در نتیجه کنترلی بر حضور جمعیت کنجکاو و مشتاق در محل حادثه صورت نگرفت. شاید به خاطر همین آسان پنداشتن بود که مسئول اصلی مدیریت این بحران، یعنی شهردار تهران، تا پیش از فروریختن کامل ساختمان دلیلی برای حضور در صحنه نیافت. هر چه باشد به گفته «سید جلال ملکی» سخنگوی آتش‌نشانی تهران، در ساعت یازده و بیست دقیقه که ساختمان فروریخت، آتش در آستانه مهار بود.

یازده و بیست‌دقیقه

دو انفجار پیاپی و فروریختن پلاسکو. بهت. وحشت. ناله و فغان. به‌گفته سخنگوی سازمان آتش‌نشانی، در لحظه انفجار، تیم کنترل سازمان آتش‌نشانی در طبقات پراکنده بودند تا از عدم‌حضور افراد در ساختمان اطمینان حاصل کنند. این‌که جز این افراد چند نفر دیگر در ساختمان حضور داشته‌اند مشخص نیست، اما شایعات ناگهان موج گرفتند. پیش از فروریختن ساختمان، خبرنگار یکی از شبکه‌های تلویزیونی در ارتباطی مستقیم، اعلام کرده بود که حدود سیصد نفر هنوز در ساختمان پلاسکو حضور دارند. همین اعلام باعث شد که پس از فروریختن ساختمان احتمال مدفون شدن سیصدنفر همراه با آوارهای پلاسکو رسانه‌های رسمی و غیررسمی را فرا بگیرد. سکوت رسانه‌های رسمی و حتی عدم اعلام رسمی مدفون شدن تعدادی از آتش‌‎نشان‌ها تا دو ساعت بعد از ماجرا، به شایعات دامن زد و جو را به سمت بدبینی نسبت به راه‌های رسمی ارائه خبر برد. یک‌ساعت و پانزده دقیقه بعد از فروریختن، خبر رسید که سگ‌های زنده‌یاب به میدان حادثه اعزام شده‌اند و در همان لحظه تنها خبری که در زمینه میزان خسارات جانی از سوی صداوسیما ارائه می‌شد این بود که هنوز خبری به صورت رسمی از میزان خسارات جانی اعلام نشده است.

ساعت سیزده

اولین جلسه کمیته بحران در یکی از اتوبوس‌های اورژانس، در محل حادثه تشکیل شد. این خبر را پیرحسین کولیوند رئیس اورژانس کشور در گفتگو با خبرگزاری تسنیم ارائه داد و اعضای حاضر در جلسه را این‌گونه معرفی کرد: استاندار تهران، مسئولان اورژانس، فرماندار تهران، فرمانده نیروی انتظامی کل کشور و رئیس پلیس راهور ناجا. به‌عبارت دیگر، بنا به گفته رئیس اورژانس در اولین جلسه کمیته بحران، شهردار تهران حضور نداشت. به گفته کولیوند تا آن ساعت 65 نفر حادثه دیده به اورژانس منتقل شده بوده‌اند که 45 نفر از آن‌ها به صورت سرپایی مداوا شده بودند و 20 نفر به بستری‌شدن نیاز داشته‌اند. این تنها خبر رسمی بود که تا آن ساعت از میزان خسارات جانی حادثه اعلام می‌شد و شاید نامتناسب بودن این خبر با واقعیت‌های صحنه در پررنگ شدن شایعات بی‌تاثیر نبود. شاید به همین خاطر بود که دقایقی بعد، سخنگوی آتش‌نشانی در گفتگویی با شبکه تلویزیونی خبر، در حالی که چندان تلاشی در مهار احساساتش نداشت، به اطلاع‌رسانی دقیق‌تر رو آورد. ملکی چنین گفت: «مطمئنا کسانی زیر آوار هستند. قطعا تعدادی از آتش‌نشانان در این ساختمان هستند، اما آماری از افراد محبوس در ساختمان نداریم.» ملکی اما درباره تعداد افراد مدفون در زیر آوار سخنی نگفت: «معلوم نیست چند نفر زیر آوار گرفتار شده‌اند، هیچ اطلاعاتی نداریم و آمار 30 نفر کشته تائید نمی‌شود.»

به گفته ملکی آتش‌نشانی تا زمان رخ‌دادن حادثه بارها و بارها در زمینه نقص ایمنی در ساختمان پلاسکو، اخطاریه صادر کرده بوده است. او گفت: «نمی‌دانم تا کی باید جان همکاران من قربانی بی‌توجهی به اصول ایمنی شود.»سخنان توام با احساس و منطبق با واقعیت ملکی آبی بر روی آتش شایعات بود. اگر بنا باشد ستادهای مدیریت بحران، از این حادثه درسی بگیرند، شاید یکی از عمده‌ترین درس‌ها همین باشد، به هر میزان که اطلاع‌رسانی دقیق‌تر و سریع‌تر باشد در مهار شایعات موثرتر است. در این زمینه البته این سؤال را هم می‌توان مطرح کرد: چرا اولین جلسه ستاد بحران حادثه‌ای که در ساعت هشت صبح آغاز شده بود، پس از ساعت دوازده ظهر برگزار می‌شود و چرا شهردار تهران که باید فرمانده اصلی میدان باشد، بنا به گفته رئیس اورژانس کشور، در این جلسه غایب بوده است؟

ساعت پانزده

بیم‌وامید نسبت به سرنوشت مدفونان در زیر آوارهای پلاسکو ادامه دارد. به گفته سخنگوی اورژانس تعداد مصدومان حادثه به هفتاد تن رسیده و از تعداد کشته‌شدگان خبری در دست نیست. سخنگوی آتش‌نشانی که از این پس باید او را سخنگوی کمیته مدیریت بحران پلاسکو نامید هم گفته است که تلاش برای آواربرداری از سه جهت ادامه ادامه دارد. رئیس‌جمهور در ساعت چهارده طی دستوری ویژه، وزیر کشور را مسئول بررسی علل حادثه کرده است و حضور مسئولان در صحنه پررنگ شده است. وزیر ارتباطات دستور تقویت امواج موبایل در محدوده اطراف پلاسکو را صادر کرده است و در حدود ساعت سیزده خبر می‌رسد که تعدادی از آتش‌نشانان محبوس در موتورخانه، با همکارانشان تماس گرفته‌اند و خبر سلامتشان را اعلام کرده‌اند. خبر می‌رسد که تعداد سگ‌های زنده‌یاب افزایش یافته و اندکی بعد خبر می‌رسد که به دلیل بوی دود ناشی از آتش و گاز و گازوئیل، شامه سگ‌های زنده‌یاب کار نمی‌کند.

پانزده و چهل و پنج دقیقه

اولین خبر رسمی از تعداد مفقودین را شهردار تهران اعلام می‌کند. قالیباف گفت: بیست‌وسه تا بیست‌وپنج نفر از آتش‌نشان‌ها مفقود هستند. به گفته قالیباف، در میان افراد مدفون در زیر آوارهای پلاسکو، مدیران ارشد آتش‌نشانی هم حضور دارند. این اظهارنظر از سوی رسانه‌ها به شهادت این افراد در حادثه تعبیر شد، اما سخنگوی سازمان آتش‌نشانی مدتی بعد، اعلام رسمی شهادت را تکذیب کرد. قالیباف تعداد احتمالی مردم عادی گیرکرده در آوار را حداکثر دو یا سه نفر اعلام کرد. شهردار تهران از شهروندان خواست به شایعات توجه نکنند، اما این نکته که تعداد افراد عادی مدفون در زیر آوار به دو تا سه نفر محدود است، چندان با مشاهدات عینی سازگار نبود. عکاس خبرگزاری فارس که دقایقی پیش از فروریزش ساختمان در آن محل حضور داشته است، گفته بود حدود صد تا صد و پنجاه نفر از مردم عادی در لحظه‌ای که او ساختمان را ترک کرده است، در طبقه اول حضور داشته‌اند و مشاهدات عکاس خبرگزاری ایلنا که تا ده دقیقه پیش از فروریزش در ساختمان حضور داشته است هم چیزی شبیه همین بود.

مسئولان اندک اندک از بهت خارج می‌شدند و انتقادها از وضعیت پیش آمده آغاز می‌شد. اقبال شاکری، رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران در گفتگو با خبرگزاری مهر، به تذکرهایی که در زمینه احتمال بروز این فاجعه ارائه شده بود اشاره کرد و درباره احتمال بروز فاجعه‌های مشابه هشدار داد: «بارها آتش نشانی، اعضای شورای شهر تهران و کارشناسان ایمنی به ناامن بودن این ساختمان تذکر دادند. ساختمان‌های خیابان‌های جمهوری به دلیل انباشت تجهیزات کارگاهی و بارگذاری بیش از حد جمعیت از ناایمن‌ترین نقاط شهر تهران هستند که روزانه جان شمار قابل‌توجهی از جمعیت را که دراین فضاها تردد می‌کنند، تهدید می‌کند. ساختمان پلاسکو همچون ساختمان علاالدین و دیگر بناهای تجاری که نه ایمنی لازم را دارند و نه از تجهیزات امدادی استاندارد برخوردار هستند آمادگی ایجاد بحران‌های شهری را دارند. تا دیر نشده بایست این بناهای خطرناک را پلمپ کنیم.»

رحمت‌الله حافظی عضو دیگر شورای شهر تهران هم با اشاره به اینکه از 140 میلیارد تومان اعتبار مصوب برای آتش‌نشانی تنها 25 میلیارد تومان تامین شده است از ناکارآمد بودن تجهیزات آتش‌نشانی انتقاد کرده بود و مدتی بعد مرتضی طلایی عضو دیگر این شورا در شبکه اجتماعی توئیتر با اشاره به انتقاد بغض‌آلود یکی از آتش‌نشان‌ها در صحنه حادثه که به کمبود تجهیزات اشاره کرده است، گفت: «چه کنم که تمام حقیقت را نمی‌شد به او گفت.»البته ضعف در تجهیزات آتش‌نشانی مدتی بعد از سوی سخنگوی این سازمان تکذیب شد. به گفته ملکی تجهیزات آتش‌نشانی تهران از به‌روزترین تجهیزات در دنیاست.

بامداد روز جمعه

آواربرداری ادامه دارد و شایعات و خبرها و انتظارها هم ادامه دارد. رهبر انقلاب در ساعت بیست‌ودو پیام داده و ابراز اندوه و نگرانی کرده است. دادستان کل کشور هم طی دستوری ویژه دادستان تهران را مسئول بررسی حادثه کرده است. شایعات فراوان است. خبر می‌رسد که صدای ناله از زیر آوارها شنیده شده. شایعه‌ای که تکذیب می‌شود. ساعت سه نیمه‌شب خبر می‌رسد که با اسکن صورت‌گرفته از موتورخانه طبقه منفی دو احتمال زنده بودن دو نفر از آتش‌نشانان افزایش یافته است. در ساعت شش صبح روز جمعه سخنگوی آتش‌نشانی اعلام کرد به احتمال فراوان همکارانمان به شهادت رسیده‌اند. در ساعت هشت صبح، تابلوهای سطح شهر از مردم تهران خواسته بودند که از تردد ضروری در سطح شهر خودداری کنند. این‌بار نمی‌خواستند که مانند روز گذشته تجمع عظیم انسانی مانع انجام وظایف نیروهای امدادی شود. در ساعت 9 صبح، سخنگوی آتش‌نشانی اعلام کرد نیازی به تخریب ساختمان‌های مجاور برای آواربرداری نیست اما در همان ساعت خبر می‌رسید که دیوارهای پاساژ کویتی‌ها در مجاورت ساختمان پلاسکو ترک برداشته است و احتمال دارد فرو بریزد.

ساعت نه و پانزده دقیقه

یکی از آتش‌نشان‌ها به شهادت رسید. این آتش‌نشان از مصدومان پیش از فروریزش بود که دچار شصت درصد سوختگی شده بود. این اولین مرگ تایید شده حادثه پلاسکو است. نام این آتش‌نشان، «بهنام میرزاخانی» بود.

ساعت یازده

شایعات همچنان ادامه دارد. می‌گویند یکی از آتش‌نشان‌ها نجات یافته است. شایعه تکذیب می‌شود. شناسایی مکان دقیق دو آتش‌نشان در زیرآوار هم تکذیب می‌شود. نیروی انتظامی محدودیت ترافیکی در خیابان‌های اطراف محل حادثه را تا دو روز تمدید می‌کند.

ساعت سیزده و سی دقیقه

معاون عملیاتی سازمان آتش‌نشانی اعلام می‌کند آواربرداری عملیاتی بسیار پیچیده است و تاکنون نتیجه محسوسی نداشته است.

ساعت سیزده و سی‌وپنج دقیقه

یک منبع آگاه شایعه مدفون بودن چهار خبرنگار و یک عکاس در آوارهای حادثه پلاسکو را تایید می‌کند. به ادعای این منبع آگاه سه تن از آتش‌نشان‌ها هنوز زنده هستند.

وقایع‌‎نگاری یک حادثه پیش‌بینی‌پذیر

آنچه خواندید وقایع‎‌نگاری یک حادثه پیش‌بینی‌پذیر بود. در دی ماه سال 1376 روزنامه همشهری در گزارشی با تیتر «آتش‌سوزی در کمین کارگاه‌های تولید پوشاک» خواسته بود که مسئولان به سرعت برای این وضع به فکر چاره باشند. در این گزارش تعداد کارگاه‌های تولید پوشاکی که ضوابط ایمنی را رعایت نمی‌کنند دو هزار عدد تخمین زده می‌شود و لزوم تدوین دستورالعمل برای ایمن‌سازی این کارگاه‌ها مورد تاکید قرار می‌گیرد. از جمله ساختمان‌های مورد توجه این گزارش، ساختمان پلاسکو است. ساختمانی مملو از تولیدی پوشاک که درست نوزده سال پس از آن هشدار، فروریخت.

* منبع، روزنامه بهار

 

 

 

 

سها راستاد

 

پالایشگاه نفت کرمانشاه قدیمی‌ترین واحد صنعتی در استان کرمانشاه است و با بیش از 90 سال قدمت با ظرفیت روزانه 2 هزار بشکه نفت به بهره برداری رسیده است. این واحد تولیدی بعد از پالایشگاه آبادان قدیمی‌ترین پالایشگاه کشور است و از لحاظ مواد تولیدی، موقعیت مکانی، تجهیزات و… برای استان اهمیت استراتژیک دارد.خبر واگذاری پالایشگاه نفت کرمانشاه به بخش خصوصی موجب بُهت مردم و نگرانی نمایندگان استان کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی شد که خود را بی خبر از این واگذاری می‌دانستند و با اعلام مخالفت شدید و ابراز نگرانی از این واگذاری خواستار حضور و پاسخگویی رئیس سازمان خصوصی‌سازی در مجلس شورای اسلامی و ورود و بررسی سازمان بازرسی کل کشور به این موضوع شدند.

 

این درحالی است که مزایده واگذاری این پالایشگاه در ماه گذشته انجام گرفته است و پاکت‌های مزایده واگذاری بلوک 60 درصدی سهام پالایش نفت کرمانشاه شامل 80 میلیون و 927 هزار و 160 سهم 20دی ماه امسال در سازمان خصوصی سازی بازگشایی شد که بر این اساس بالاترین مبلغ پیشنهادی برای این بلوک، 2100 میلیارد ریال بود. بلوک 60 درصدی سهام پالایش نفت کرمانشاه به قیمت پایه هر سهم 22 هزار و 183 ریال و ارزش کل پایه یک هزار و 795 میلیارد و 207 میلیون و 1907 هزار و 280 ریال برای این مزایده قیمت گذاری شده بود.  و تاریخ انتشار آگهی نوبت اول و دوم عرضه عمومی سهام این پالایشگاه در 28 آذر و 5 دی ماه 95 در روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسیده است.

 

همچنین یکی از نشریات محلی استان کرمانشاه در تاریخ 17 خرداد 95 در صفحه اول با تیتر بزرگ نوشت:  پالایشگاه نفت کرمانشاه خصوصی می‌شود و با زیر تیتر در کنار رونق نسبی بورس، اعلام شد که امسال برخی از صنایع دولتی باید به بخش خصوصی واگذار شوند که پالایشگاه نفت کرمانشاه یکی از آن‌هاست.

 

عبدالرضا مصری نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی، مشغله 3 ماه کاری به صورت چند شیفت در مجلس درباره بودجه برنامه ششم توسعه را دلیل بی اطلاعی از جزییات این واگذاری اعلام کرد و می‌گوید: مشغله کاری نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی دلیل فرصت‌طلبی عده‌ای برای واگذاری پالایشگاه بوده است و شنیدن این خبر ما را بُهت‌زده کرده است.

حتی قیمت زمین را هم نگرفته‌اند

عبدالرضا مصری نظر خود و مجمع نمایندگان استان را نسبت به واگذاری پالایشگاه نفت کرمانشاه مخالف اعلام می‎کند و می‌گوید: بدون اطلاع نمایندگان استان این اقدام انجام گرفته و ما به شدت با این واگذاری مخالف و خواستار بررسی و پیگیری سازمان بازرسی کل کشور درباره این موضوع هستیم.امیدواریم با تلاش استاندار و دیگر مسئولان اجرایی مانع واگذاری این پالایشگاه به بخش خصوصی باشیم.مصری می‌گوید: پالایشگاه 100 ساله کرمانشاه را متری 50 هزار تومان قیمت‌گذاری کردند. کاری کردند پالایشگاه زیان‌ده شود تا واگذارش کنند.

مصری که اطلاع ندارد پالایشگاه به چه شخص حقیقی یا حقوقی واگذار شده است، معتقد است: اگر بحث واگذاری پالایشگاهی در کشور مطرح باشد پالایشگاه آبادان با توجه به بدهی 2 هزار و 200 میلیارد تومان زیر نظر وزارت نفت است و هنوز واگذار نشده در اولویت برای واگذاری است و اگر زمانی پالایشگاه آبادان را واگذار کردند آن موقع می‌توانند پالایشگاه کرمانشاه را واگذار کنند و به جای اینکه به تعداد واحدهای صنعتی اشتغالزای استان اضافه شود متأسفانه به بهانه‌های مختلف سعی در واگذاری این چند واحد باقیمانده را دارند.

 

مصری معتقد است به جای واگذاری پالایشگاه، باید دولت کار اصلاح آن را انجام دهد و می‌گوید: به پالایشگاه، نفت سبک بدهند که دوباره به سوددهی برسد. تا همین چند روز پیش به پالایشگاه کرمانشاه نفت سنگین می‌دادند که زیان‌دهی داشته باشد و بتوانند به بخش خصوصی واگذارش کنند، ولی باخبر شدیم دو، سه روزی است که به پالایشگاه نفت سبک می‌دهند.

وی می‌گوید: دلیل این واگذاری را زیان‌دهی این پالایشگاه می‌دانند و و این زیان‌دهی به دلیل عدم تغییر تکنولوژی از طرف وزارت نفت وغلط بودن قیمت گذاری نفت است.به گفته مصری قیمت زمین این پالایشگاه حداقل متری 4 تا 5 میلیون تومان است ولی متری 50 هزار تومان قیمت گذاری شده است. افرادی که این پالایشگاه را خریده‌اند اگر زمین و آهن قراضه‌های آنجا را بفروشند، ده‌ها برابر مبلغ پرداختی سود برده‌اند.

 

نگرانی از فروش دستگاه‌ها

مصری با اشاره به کاتالیست‌های این پالایشگاه که در آن مقداری طلای سفید و 44 مخزن وجود دارد از این‌که این مخازن را باز کنند و به فروش برسانند ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید: پالایشگاه دستگاه مولد توربینی و کمپرسورهای توربینی به قیمت ۷۰ میلیارد دارد. همچنین مجهز به ادوات زیادی مانند ماشین آلات پیشرفته آتش‌نشانی و جرثقیل‌های غول پیکر و… است. اگر این تجهیزات از قلم افتاده باشد و روی دستگاه‌ها قیمت گذاری شود و از پالایشگاه خارج شوند و به فروش برسند پالایشگاه بی‌مصرف می‌شود.مصری می‌گوید: واگذاری‌های پیشین نظیر واگذاری کارخانه کشمیر با حدود 40 سال سابقه کار و نساجی در غرب کشور، با شکست روبه‌رو شدند و به تعطیلی این واحدهای صنعتی انجامیدند و بعد از گذشت مدتی با فروش دستگاه‌های این کارخانه‌ها دیگر اثری از آن‌ها نیست و به تلی از خاک تبدیل شدند و این نشان می‌دهد واگذاری‌های قبلی به بخش خصوصی باعث نابودی در این حوزه شده است و مردم استان خیری از سرنوشت واگذاری به بخش خصوصی ندیده‌اند و از آن سابقه خوشی در ذهن ندارند.به گفته وی حدود 8 سال پیش کارخانه نساجی غرب در کرمانشاه تعطیل شده است و کارکنان آنجا بیکار شده‌اند در صورتی که  اگر تعطیل نمی‌شد می‌توانست برای حدود 500 نفر در استان اشتغال‌زایی  ایجاد کند.

 

واگذاری بدون اطلاع نهادهای نظارتی

احمد صفری دیگر نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی هم با اشاره به اینکه مزایده این شرکت بزرگ بدون اطلاع و نظارت سازمان‌های بازرسی، اطلاعات و مسئولان استان برگزار شده است می‌گوید: مجمع نمایندگان استان در نامه‌ای به رییس‌جمهور، رئیس سازمان خصوصی‌سازی، وزیر اطلاعات و دیگر مسئولان خواستار توقف این مزایده شده‌اند.صفری با بیان اینکه سازمان خصوصی‌سازی بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و اقتصادی استان، پالایشگاه کرمانشاه را به یک شرکت ورشکسته غیر تخصصی فروخته است  می‌گوید: این پالایشگاه با توجه به تأسیسات و تجهیزاتی که دارد فقط از طریق رانت می‌تواند با این قیمت به فروش برسد.

وی معتقد است: پالایشگاه کرمانشاه با شرایط ویژه پرداخت ۱۰ درصد، ۲ سال تنفس و اقساط بلند مدت از همان سود 2 سال، کل هزینه مزایده شده را کسب خواهد کرد.وی با بیان اینکه فقط قیمت یکی از محصولات این پالایشگاه معادل ۲۵۰ کیلوگرم طلای سفید است همانند مصری معتقد است در این واگذاری حتی پول زمین هم اخذ نشده است. او می‌گوید: زمین پالایشگاه کرمانشاه در بهترین نقطه این شهر قرار دارد و قیمت زمین  خالی 90 هکتاری این پالایشگاه خیلی بیشتر از نرخ کارشناسی مزایده این پالایشگاه است.

 

این حرف را رئیس مجمع نمایندگان استان کرمانشاه هم یک‌شنبه بیست‌وششم دی در جلسه شورای اداری کرمانشاه که در فرمانداری این شهر برگزار شد بیان کرده است: قیمتی که برای فروش پالایشگاه کرمانشاه پیشنهاد شده یک هزار و 800 میلیارد ریال است که رقم ناچیزی است.اما جاسم قاسمی در آن سخنان به نکته مهم دیگری هم اشاره کرده است: در صورت واگذاری پالایشگاه کرمانشاه به بخش خصوصی جمعیت زیادی بیکار و به آمار بیکاران استان اضافه می‌شوند.

 

بیکاری بیش از دوهزار نفر در کرمانشاه

مطابق آمارهای موجود، استان کرمانشاه با بیکاری بالای بیست‌درصد، بیشترین میزان بیکار در کشور را به خود اختصاص داده است و بر اساس گفته‌های روز یکشنبه عبدالرضا مصری نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی با واگذاری پالایشگاه کرمانشاه دوهزار نفر به تعداد این بیکاران افزوده می‌شود. عبدالرضا مصری این سخنان را در حالی بیان می‌کند که اکثر واحدهای صنعتی در کرمانشاه تعطیل یا نیمه تعطیل و کم‌درآمد هستند و سال‌هاست مردم استان به امید راه‌اندازی پالایشگاه نفت آناهیتا دل به اشتغال بسته‌اند و خبر این واگذاری و بیکاری که در پی دارد نقطه امید برای اشتغال‌زایی در پالایشگاه آناهیتا را هم در مردم استان کمرنگ کرده است. حشمت الله فلاحت پیشه نماینده مردم اسلام آباد و دالاهو در مجلس شورای اسلامی می‌گوید: دولت درحالی‌که زیر بار انجام پالایشگاه آناهیتا نرفته است پالایشگاه نفت کرمانشاه را واگذار می‌کند.احداث پالایشگاه آناهیتا در استان کرمانشاه، در اواخر سال 85 به تصویب هیأت وزیران رسیده و با وجود امکان اشتغالزایی برای جوانان بیکار استان کرمانشاه و تأمین نیاز مواد نفتی منطقه غرب درکشور و توانایی صادرات نفت بعد از گذشت 10 سال هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.

 

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه معتقد است در واگذاری پالایشگاه کرمانشاه میزان دارایی‌های شرکت را  به‌طور مشکوکی در صورت‌های مالی بسیار ناچیز دیده‌اند. به عنوان مثال انبار کالای پالایشگاه دارای بیش از ۱۳ هزار قلم کالا به ارزش تقریبی ۶۰ میلیارد تومان است که به ما گزارش شده است. این ریز آمار اصلا با آن ۱۸۰ میلیارد تومان  که گزارش شده هم‌خوانی ندارد.

وی اضافه می‌کند: مقایسه این آمار با بندهای موجود جای تعجب دارد به همین دلیل ما به عنوان مجمع نمایندگان خواهان روشنگری جدی در این زمینه هستیم و سازمان خصوصی سازی، وزارت اقتصاد و حتی شخص رئیس جمهور جلوی این کار را بگیرند.وی با تاکید به این‌که در صورت هرگونه واگذاری احتمالی باید حتما قطبیت پالایشگاهی استان کرمانشاه حفظ شود و تغییر کاربری نداشته باشد، می‌گوید: مسئله اساسی تکنسین‌ها و کارگران این پالایشگاه هستند که باید به کار خود ادامه دهند.

 

واگذاری در کمال صحت

اما در پاسخ به این انتقادات، مشاور مدیرکل سازمان خصوصی سازی اعلام کرد: مزایده واگذاری پالایشگاه نفت کرمانشاه در کمال صحت،‌ سلامت، ‌شفافیت و به صورت کاملا قانونی برگزار شده است.سیدجعفر سبحانی یکشنبه بیست‌وششم دی ماه گفته است: اگر گفته می‌شود که این شرکت زیان‌‌ده بوده، ربطی به خریدار جدید ندارد و نباید در اظهارنظرها تعجیل کرد بلکه باید منتظر ماند تا خریدار وارد کار شود سپس قضاوت کنیم.سبحانی در باره اینکه گفته شده خریدار ورشکسته است، عنوان می‌کند: باید از راه استعلام و مسیر قانونی مشخص شود که خریداران از سازمان خصوصی در عمل به تعهدات مالی خود در گذشته ناتوان بوده یا بیشتر از مبلغ خرید بدهی دارند.به گفته وی، پس از انجام مزایده، سازمان خصوصی‌سازی 10 روز فرصت انجام استعلام‌های لازم برای تایید صلاحیت برنده را دارد.

 

قیمت را کارشناس مشخص کرده است

مشاور مدیرکل سازمان خصوصی‌سازی، همچنین درباره انتقاد از پایین بودن قیمت واگذاری شرکت پالایش نفت کرمانشاه اظهار داشت: قیمت‌گذاری سهام این شرکت مانند سایر واگذاری‌ها بر مبنای نظر کارشناسان رسمی دادگستری بوده که شامل کارشناس زمین، ماشین آلات و… بوده است.به گفته او قیمت تعیین شده توسط کارشناسان در هیات عامل بررسی و با حضور مدیران شرکت چکش‌کاری و در نهایت در هیات واگذاری متشکل از وزیر دادگستری، وزیر اقتصاد، رییس اتاق تعاون و اتاق بازرگانی و… با نظارت نمایندگان مجلس تایید می‌شود.وی توضیح داد که به موجب قانون تا پنج سال نظارت بر شرکت واگذار شده به عهده سازمان خصوصی سازی است و هرگونه درخواست تسهیلات، افزایش سرمایه، تغییرات ثبتی و هر اقدام دیگری باید با مجوز سازمان خصوصی سازی باشد و خریدار به حفظ وضعیت اشتغال شرکت متعهد است.سبحانی با اشاره به گزارشی از وضعیت اشتغال بیش از 60 شرکتی که به صورت بلوکی واگذار شده اند، می‌گوید:‌ این شرکت‌ها پیش از واگذاری 122 هزار نیروی کار داشته‌اند اما تعداد شاغلان آن‌ها طی سه تا پنج سال بعد از واگذاری به 133 هزار شاغل رسیده و 10 درصد رشد داشته است.چه خواهد شد؟حال چشمان کارگران و مردم کرمانشاه با نگرانی به آینده‌ای پر از سؤال خیره است. باید منتظر ورود نهادهای نظارتی به ماجرای واگذاری بود یا خصوصی‌سازی به پایان رسیده و کارها روال خود را طی می‌کند؟ آیا این خصوصی‌سازی به معنای اضافه‌شدن درصدی دیگر، به حدود بیست‌درصد بیکاران کرمانشاه است؟ آیا چنان‌که نمایندگان مجلس به‌تلویح می‌گویند فسادی رخ داده است؟ چشمان نگران، برای چنین پرسش‌هایی به‌دنبال پاسخ هستند.

 

 

۰

 

 

 

 

«کانون‌های حمایتی زنان در بیشتر شهرهای ایران وجود ندارد. در بسیاری از كشورها مراكزی به نام خانه‌های امن وجود دارد كه زن خشونت‌دیده تا زمانی كه خطر تهدیدش می‌كند به آنها پناهنده ‌شود ولی در ایران هنوز چنین خانه‌های امنی وجود ندارد كه زنان بتوانند به آن پناهنده شوند».

 

موكريان / کمال حسینی: به تازگی در کوردستان «این سه زن» در آخرین روزهای سرد پاییزی قربانی رفتار خشونت‌آمیز نزدیکان خود شدند و به قتل رسیدند؛ قتل‌ها در شهرستان‌های پاوه، کامیاران و ایلام اتفاق افتاد. ماهیت قاتل‌ها و جزئیات عمل آنها تا حدودی روشن است اما روایت‌‌های جداگانه‌ای از علل و انگیزه قتل‌ها می‌شود. با این حال آنچه در ادامه این گزارش می‌خوانید روایت علل و انگیزه‌های خشونت‌ است که جان زنان در کوردستان را همچنان تهدید می‌کند.

اول دی‌ماه سرهنگ «محمدرضا آمویی» در تشریح خبر قتل دختر ٢٢ ساله‌ی پاوه‌ای می‌گوید: اظهارات شاهدان عینی و بررسی صحنه جرم از خفگی و قتل عمد دختر ٢٢ساله پاوه‌ای توسط یکی از اقوام نزدیکش حکایت دارد.

به گفته‌ی آمویی متهم که عموی مقتول بود، در بازجویی های صورت گرفته به جرم خود اعتراف و انگیزه قتل را اختلافات خانوادگی عنوان کرد.

دراین‌باره معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه با اشاره به اینکه آستانه تحمل افراد به میزان چشمگیری کاهش یافته است، به ایسنا می‌گوید: بسیاری از مردم قادر به کنترل خشم خود نیستند و مواردی را که به راحتی با گفت‌وگو قابل حل است به مشاجره، نزاع و حتی قتل ختم می‌کنند.

دو روز بعد امام جمعه پاوه از تریبون نمازجمعه این شهرستان و با طرح این پرسش؛ “چرا قتل یک دختر در یکی از روستاهای پاوه در رسانه‌ها اینقدر سر و صدا کرد؟”، بازتاب گسترده خبر این قتل را مورد انتقاد قرار داد.

چهارم دی‌ماه سرهنگ «علیرضا گوهری» از دستگیری فردی به نام (س – م) خبر دادکه اواسط یک هفته پیش‌تر در یکی از محلات شهر ایلام زن جوانی به نام (ف – ن) را به قتل رسانده بود.

طبق اظهارات رئیس پلیس آگاهی ایلام، مجموعه انتظامی اجازه نخواهد داد افرادی با دست زدن به اعمال غیرقانونی امنیت روانی شهروندان را به مخاطره اندازند و با قدرت و قاطعیت با مجرمان و بر هم زنندگان نظم و امنیت برخورد خواهند کرد.

یکی از فعالان مدنی کوردستان که خشونت علیه زنان را پیگیری می‌کند در رابطه با این قتل‌ها چنین توضیح می‌دهد: دختری ٢٢ ساله‌ در روستای «میرعبدلی» از توابع پالنگان پاوه ٢٩ آذرماه به قتل رسیده و یکی از بستگان وی به اتهام قتل دستگیر شده است.

«پروین ذبیحی» همچنین از قتل دختر جوانی خبر داد که در کنار جاده روستای «ته‌رویزی» از توابع کامیاران پیدا شده و ظاهرا به علت تاریکی هوا جسد مقتول چنان زیر ماشین‌ها له شده که تاکنون موفق به شناسایی آن نشده‌اند.

سومین قتلی که این فعال حوزه‌ی زنان به آن اشاره کرد در ایلام اتفاق افتاد؛ به گفته‌ی ذبیحی زن جوانی که به طرز فجیعی کشته شده بود در خانه‌اش روز سه شنبه ٣٠ آذرماه سال جاری پیدا و دلیل فوت آن خونریزی از ناحیه گردن اعلام می‌شود.

در سراسر دنیا زنان كم و بیش مورد انواع خشونت های جسمی، جنسی و كلامی واقع می‌شوند. ۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمریكایی مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار می‌گیرند و ۱۵ تا ۲۵ درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند. همچنین از هر ۱۰ قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا سایر مردان كشته شده‌اند. در شیلی ۶۳ درصد زنان مورد آزار جسم قرار می‌گیرند. ۴۱ درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودكشی می‌زنند. در بنگلادش بیش از ۵۰ درصد قتل‌ها ناشی از خشونت مردان است و…

یک پژوهشگر اجتماعی در مورد وضعیت ایران می‌گوید “هرگز آمار درست و مشخصی در مورد خشونتی كه در خانه بر زنان اعمال می‌شود منتشر نشده است از طرفی باورهای مردسالار به نوعی این خشونت را طبیعت مرد می‌داند و سعی می‌كند آن را توجیه كند و به زنان جامعه‌ی ما می‌قبولاند كه زن با لباس سفید به خانه بخت برود و هرچه كه بر سرش آید باید تحمل کند و با كفن سفید از آن بیرون بیاید”.

«ثریا قاسم‌خانی» می‌افزاید: خشونت علیه زنان جا و مكان خاصی ندارد. در خانه یا خیابان یا محل كار زنان با انواع خشونت روبرو هستند. در خانه از سوی پدر، همسر و برادر خود مورد كتك و فحاشی قرار می‌گیرند.

به گفته وی “کانون‌های حمایتی زنان در بیشتر شهرهای ایران وجود ندارد. در بسیاری از كشورها مراكزی به نام خانه‌های امن وجود دارد كه زن خشونت‌دیده تا زمانی كه خطر تهدیدش می‌كند به آنها پناهنده ‌شود ولی در ایران هنوز چنین خانه‌های امنی وجود ندارد كه زنان بتوانند به آن پناهنده شوند”.

روز دوشنبه ٦ دی‌ماه خبرگزاری‌ها به نقل از رییس سازمان پزشکی قانونی استان تهران اعلام کردند “در شش ماه اول ۱۳۹۵ بیش از ۱۵۴ هزار مورد مراجعه به پزشکی قانونی ثبت شده که بیشترین آن‌ها مربوط به نزاع بوده است. حدود ۹۵۰۰ مدعی همسرآزاری هم به پزشک قانونی مراجعه کرده‌اند”.

در رابطه با خشونت علیه زنان و همسرآزاری، آمار به روز و دقیقی از استان‌های کوردنشین منتشر نمی‌شود. اما گاهی از لابه‌لای سخنان مسئولان نهادها و دستگاه‌های مربوطه کم و بیش می‌شود به بخشی از این آمارها دست یافت.

مهرماه سال جاری رییس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، کرمانشاه را در ردیف چهارمی بیشترین استان‌های آسیب‌دیده ایران در حوزه «همسرآزاری» خواند و در حوزه «کودک‌آزاری» این استان را در ردیف اول قرار داد. «اسدبیگی» همچنین از کرمانشاه با توجه به نسبت جمعیتی به عنوان سومین استان‌ کشور نام برد که در آن بیشترین «خودکشی» به مرکز اورژانس گزارش شده است.

طبق آمار پزشکی قانونی کشور، استان ایلام با دو هزار و ٥١٣ نفر کمترین آمار مراجعین نزاع در بین استان‌های کشور را داشته‌ است. اما در این استان روزانه به طور متوسط ٣.٥ تا ٤ نفر اقدام به خودکشی می‌کنند که البته ممکن است برخی از این خودکشی‌ها به مرگ منجر نشود.

بیش از ٦٠ درصد خودکشی‌ها در میان زنان و بیشتر آنها به روش خودسوزی انجام می‌گیرد. سن خودسوزی‌‌ به مرز ١١ سال نزدیک شده است.

در این میان «زهرا همتی»، معاون اجتماعی بهزیستی ایلام آذرماه امسال در گفتگو با ایسنا عمده‌ترین خشونت علیه زنان این استان را کلامی و روانی عنوان می‌کند و اشکال این خشونت‌ها را شامل تحقیر، توهین، انتقاد ناروا، بددهنی، تمسخر، فحاشی و تهدید مداوم به طلاق نام می‌برد که به گفته‌ی این روانشناس بالینی، موجب کاهش اعتمادبه‌نفس در زنان می‌شود.

در سنندج مدیرکل پزشکی قانونی می‌گوید: ٦ هزار و ٨٠١ نفر به دلیل نزاع و کشمکش در هفت ماهه امسال به پزشکی قانونی استان مراجعه کرده‌اند. از مجموع مراجعه‌کننده‌ها ٤ هزار و ٩٦٠ نفر مرد و یک‌هزار و ٨٤١ نفر زن بوده است.

در ارومیه هم امسال ١٨ هزار نفر براثر صدمات ناشی از نزاع به پزشکی قانونی مراجعه كرده‌اند. مدیرکل پزشکی قانونی این استان در آخرین اظهارنظر خود که روز چهارشنبه ٨ دی‌ماه، ایرنا منتشر کرد، گفت: آمارها نشان دهنده کاهش آستانه تحمل افراد و ترویج خشونت است.

ثریا قاسم‌خانی، به عنوان پژوهشگر در حوزه اجتماعی این آمارها را نشانه به صدا درآمدن زنگ خطر برای کشور می‌خواند و می‌گوید: این پدیده که نزاع‌های زیادی در کشور اتفاق می‌افتند و به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند، می‌تواند به عنوان زنگ خطری در کنار سایر موارد برای لزوم ریشه‌یابی علل افزایش خشونت در کشور باشد. عللی که اگر در مراحل ابتدایی به آن‌ها رسیدگی شود می‌توان راه‌حل مناسب‌تری برایشان پیدا کرد.

وی می‌افزاید: برخی از تحلیل‌گران اجتماعی زودتر پیش‌بینی کرده بودند که در سال ١٣٩٥ سونامی آسیب‌های اجتماعی کشور را در برخواهد گرفت. آسیب‌هایی که در کنار اعتیاد و نابه‌هنجاری‌های خانوادگی، افزایش خشونت نیز یکی از آن‌ها است. خشونتی که شکل خانگی آن یکی از آمارهای رو به افزایش در کشور است.

این کارشناس، در حوزه زنان، از «تبعیض» به عنوان عامل اصلی خشونت‌، نام می‌برد “خشونت‌ها علیه زنان را می‌توان در تبعیضی یافت كه مانع از برابری زن با مرد در همه سطوح زندگی می‌شود. خشونت هم در تبعیض ریشه دارد و هم به آن دامن می‌زند. تأثیری كه خشونت بر روی زن می‌گذارد بیش از آنكه جسم او را بخراشد روحش را جریحه‌دار می‌كند و به او احساس موجودی بی اراده و منفعل می‌دهد”.

قاسم‌خانی، راه‌اندازی «خانه‌های امن» را تنها راه‌کار عملی می‌داند که به گفته وی می‌تواند به طور اورژانسی از تکرار خشونت خانوادگی علیه زن جلوگیری و از قتل یا خودکشی زنان پیشگیری کند.

ثریا قاسم‌خانی اضافه می‌کند: در ایران چنین مراکزی برای ترمیم جراحت‌های زنان خشونت‌دیده وجود ندارد، مراكزی که هم غیرانتفاعی و تخصصی باشند و هم از طرف دولت تامین امنیت شوند. لذا انباشت جراحات ناشی از خشونت بر زنان و عدم حمایت از آنان گاهی شرایط را برای این قشر چنان سخت و دشوار می‌کند که نتیجه آن یا منجر به خودکشی و یا کشتن آنان می‌شود.

منابع رسمی به طور معمول علت و انگیزه این قنل‌ها را بیشتر اختلافات خانوادگی مطرح می‌کنند. پروین ذبیحی معتقد است “ریشه این اختلافات و خشونت‌های خانوادگی که بیشتر زنان قربانی آنند، «ناموسی» است”.

ذبیحی در تعریف خشونت‌های خانوادگی و ناموسی می‌گوید: خشونت‌های ناموسی بخشی از خشونت‌های سیستماتیک جامعه و واکنش فعالانه برای حفظ و حراست از نظمی اجتماعی است که تعریف آن‌را قشری ساخته‌اند برای مجازات افرادی دیگر، که به نظر آنها، خارج از عرف، دین، سیاست و فرهنگ آن جامعه عمل می‌کنند و می‌خواهند روابط شخصی و مسیر زندگی را خود تعیین کنند.

وی در ادامه می‌افزاید: این انتخاب آنها (زنان) سبب خشونت توسط مردان می‌شود و در واقع مکانیزمی برای کنترل جنسیت و نهادینه شدن واژه‌هایی چون “غیرت” و “شرف” و “ناموس” است تا بتوانند نه فقط زنان بلکه جامعه را کاملا کنترل کنند.

از نظر پروین ذبیحی “زنانی که دوست دارند مسیر زندگی خود را انتخاب کنند و برای خود تصمیم بگیرند از جامعه و خانواده طرد می‌شوند و به بدترین نحو شکنجه خواهند شد”.

ذبیحی نقش نهادهای قانونی نسبت به حمایت زنان در برابر خشونت‌های خانوادگی را کمرنگ می‌بیند و می‌گوید: با این که من خود مخالف اعدام هستم ولی در قانون ما این مجازات (قصاص) برای قتل عمد تعریف شده‌ است و عرف و دین هم از آن پشتیبانی می‌کنند. اما برای کشتن یک قاتل مرد در برابر یک زن باید نصف دیه مرد به خانواده او (قاتل) پرداخت شود تا وی قصاص شود و این تنگنای قانونی است.

ماده سیصد و هشاد و دو قانون مجازات اسلامی اشاره به این دارد “هرگاه زن مسلمانی عمدا کشته شود، حق قصاص ثابت است لکن اگر قاتل، مرد مسلمان باشد، ولی دم باید پیش از قصاص، نصف دیه کامل را به او بپردازد”.

این فعال زن باورهای غلط جامعه را به عنوان یکی دیگر از عومل تاثیرگذار بر مردان و اعمال خشونت آنان علیه زنان برشمرد و گفت: بسیاری از مردان بعد از ارتکاب قتل‌های ناموسی از لحاظ روحی و روانی در عذاب هستند و اظهار ندامت می‌کنند چون فقط به خاطر حرف مردم و سرزنش آنان دست به قتل نزدیکان خود زده‌اند.

ذبیحی روایت یک پدر بعد از کشتن دخترش را از قول وی چنین تعریف می‌کند: تا زمانی که دخترم با مردی در ارتباط بود مردم آن روستا من را در مسجد راه نمی‌دادند و حتی ماشین روستا من را سوار نمی‌کرد. من مجبور بودم او را بکشم.

و حرف آخر این گزارش را پروین ذبیحی زد: “در چنین مواردی فردی که می‌کشد جامعه و آداب و رسوم او را مجبور می‌کند که بکشد، فردی که می‌کشد قاتل نیست بلکه قربانی جامعه مردسالاری است که به او یاد داده است که تو مالک دختر و یا زن و خواهرت هستی پس مجبوری که بکشی و او در کمال دلسنگی او را می‌کشد چون اگر نکشد دیگر جامعه او را نمی‌پذیرد و نمی‌تواند سر خود را بلند کند و غیرت و شرفش له می‌شود!”.

*گزارش با همکاری «کوردستان شاهمرادی» آماده شد.

**گزارش در شماره ٢٨ «دەنگی کوردستان» منتشر شد.


٥٠ زن، مرد و کودک، شب‌ها در گورهاي نصيرآباد می‌خوابند در هر گور یک تا ٤ نفر زندگی می‌کنند.

موكريان – مریم روستایی| گورخواب‌ها برگشته‌اند. هر کدام به داخل یک قبر سر می‌خورند. در تاریکی یا مشغول مواد می‌شوند یا به چه فکر می‌کنند، نمی‌دانیم. سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تکه پتو‌های مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آنها مرگ را زندگی می‌کنند.

خیلی که هوا سرد می‌شود، دنبال چوب می‌گردند برای درست‌کردن آتش و گرم‌شدن در گور‌هایی که پایان زندگیست برای همه، اما برای اینها شده سرآغاز و سرپناه. زن، مرد و کودک؛ کارتن‌خواب‌هایی که در قبر نشسته می‌خوابند.  

«دیگه اینجا چوب هم برای آتیش‌زدن، پیدا نمی‌شه» این را یکی از ميهمان‌های ناخوانده این اتاق‌های تاریک و باریک می‌گوید.

یک ماهی می‌شود که سرما کارتن‌خواب‌ها را راهی کرده تا اطراف و درون گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار ساکن شوند. عده‌ای درون گورستان و در قبرهای از پیش آماده شده و چندین خانواده در اطراف گورستان، در منطقه بلوک‌زنی و زیر کانال در چادر زندگی می‌کنند. در درون گورستان، ٣٠٠ گور از پیش آماده وجود دارد که ٥٠ کارتن‌خواب دست کم ٢٠ گور را اشغال کرده‌اند. در هر گور یک نفر و گاهی هم سه تا چهار نفر زندگی می‌کنند.

 این گورها عموما برای خواب مورد استفاده قرار ‌می‌گیرند و در طول روز و زمانی که افراد برای تهیه پول مواد و غذا ضایعات جمع می‌کنند یا گدایی می‌کنند، خالی هستند؛ اما باید حواسشان به گورشان باشد چرا که از طرف دیگر کارتن‌خواب‌ها مورد سرقت قرار می‌گیرند. به پتوهای پاره و لباس‌های کهنه هم رحم نمی‌کنند.

هیزم‌های سوخته، ظرف‌های یک بار مصرف غذا، پلاستیک و تکه پارچه‌های موجود در بعضی از گورهایی که الان سقف ندارند، نشان‌ می‌دهد که قبلا مورد استفاده یک گروه دیگر بوده است.

گورهای از پیش آماده شده در سمت چپ گورستان، روبه‌روی قبرهایی که در آن تدفین انجام شده و با فاصله کمی از مسیر رفت‌و‌آمد مردم قرار دارند.

یک نفر از سر کنجکاوی گوشه‌ای از پتوی کشیده‌شده روی یکی از گورها را کنار می‌زند تا ببیند درون آن چه خبر است؛ ناگهان با هجوم کارتن‌خواب هایی که در گور خوابند مواجه می‌شود. حسن ناراحت از این‌که چرا خواب بعدازظهرش را بر هم زده‌اند، سرش را از قبر بیرون می‌آورد و با اشاره دست سعی ‌می‌کند فرد کنجکاو را دور کند. آرمان‌ کارتن‌خواب دیگریست که همان نزدیکی در حال قدم‌زدن است و با دیدن این صحنه به‌سرعت به سمت گورها برمی‌گردد. می‌آید تا آن غریبه را از محل زندگی‌شان دور کند. جنگ لفظی که بینشان پیش می‌آید، توجه تعداد بیشتری از مردمی که برای خواندن فاتحه به گورستان آمده‌اند را به این سمت جلب می‌کند. دعوای‌شان بالا می‌گیرد، چند نفر گوشی به دست مشغول عکس گرفتن می‌شوند. آرمان: «عکس نگیر آقا، عکس نگیر. مگه بدبختی هم عکس گرفتن داره؟»

بنر سفیدی که روی یکی دیگر از گور‌ها کشیده شده، کنار زده می‌شود و مردی به‌سرعت خودش را بالا می‌کشد. سن و سالش به‌سختی به ٣٠ سال می‌رسد. سرما پوست روی بینی‌اش را برده و تبدیل به زخم بزرگی کرده است. سردش می‌شود، لبه‌های کلاه بافتنی مشکی‌اش را روی گوشش پایین می‌کشد. به اطرافش نگاه می‌کند ‌می‌گوید: «امنه، خبری نیست». خم می‌شود تا به زن لاغر‌اندام کمک کند که پشت سرش برای بیرون آمدن از گور تلاش می‌کند.

از چند گور آن طرف‌تر صدایی می‌آید: «شهناز، شهناز» اما جوابی نمی‌گیرد. یکی از رهگذرها می‌شنود و بلند صدا می‌زند: «شهناز کیه؟ صداش می‌کنن.»

همان زنی که چند دقیقه قبل، تا شانه داخل گور بود و حالا خودش را بالا کشیده، دست‌های پینه بسته‌اش را با پشت لباس بلند قهوه‌ایش پاک می‌کند و کشدار می‌گوید: «‌هاااااااا؟ میام الان».

عَبِد کنار شهناز ایستاده، داد می‌زنه: «بلندتر بگو اسمشو تا همه بفهمن»، می‌ترسند نامشان را به غریبه‌ها بگویند. فاش‌نشدن اسم‌شان جزیی از هویتشان است.

تمایلی برای حرف‌زدن ندارند. نگاه‌شان هم که می‌کنی رو برمی‌گردانند. بعد از چند سوال درباره وضعیت‌شان، این‌که این‌جا چه‌کار می‌کنند؟ و چرا این‌جا را انتخاب کرده‌اند؟ شهناز می‌گوید: «پنج روز پیش برای تهیه مواد آمدم اینجا، آخه شنیدم این‌جا مواد ارزانتره، یه نفر بهم حلوا داد. دیدم چند نفر بالای گورها نشستن، از اون حلوا بشان دادم، دیدم همزبان منن، تصمیم گرفتم بمانم، شوهرمم قراره بیاد همین‌جا.»

متأهلی؟ بچه داری؟

ها، ٣ تا پسر دارم، پسر بزرگم ١٨ سالشه و یک دوقلوی ١٦ ساله هم دارم.

اهل کجایی؟

٢٠ ساله که از شهرستان به تهران آمدم.

خانواده‌ات کجاهستند؟ ازت خبر دارند؟

پدر و مادر و ٧ برادرم شهرستانند، خبری از سرنوشت من ندارن. نمی‌تونم برگردم، اگه برگردم، چون معتادم حتما منو می‌کشن.

چند وقته معتاد شدی؟

پنج ساله.

چطور معتاد شدی؟

پنج‌ سال پیش من بهترین آشپز بودم؛ برای یک شرکت ارمنی با ١٠٠ تا پرسنل غذا درست می‌کردم، شوهرم سرکار نمی‌رفت، خونه بود و همیشه در حال مصرف مواد بود، من نمی‌دانستم که بخوره (نوعی اعتیاد که از طریق در معرض بوی مواد قرار گرفتن ایجاد می‌شود) معتاد شدم. صبح‌ها سخت از خواب بیدار می‌شدم و سر کار چرت می‌زدم. یه بسته نسکافه خریدم که خوابم بپره، شوهرم دید گفت خاک بر سرت، این چیه خریدی؟ بیا، دوای تو پیش منه، یه چیزی می‌دم که کلا خواب از کله‌ات بپره، بشم شیشه داد کشیدم. بعدش من تا یک هفته نمی‌تانستم بخوابم. وسواس کار کردن گرفته بودم. گفتم مرد خدا ذلیلت کنه، منو ببر دکتر، نمی‌تونم بخوابم. یه چیز دیگه بشم داد گفت اینو بکشی می‌خوابی، هرویین بود، اونو که زدم تا دو روز خواب بودم، انگار مرده بودم. برای آرام شدن، مجبور شدم دوباره بکشم و کم‌کم کارمم از دست دادم.

دانه‌های درشت اشک روی گونه‌های فرو رفته‌اش می‌چکد، نفس عمیقی می‌کشد و انگار به پنج‌سال گذشته برگشته است. حالا تمایل بیشتری دارد که درباره خودش حرف بزند.

چند وقته کارتن‌خوابی؟

«الان سه ساله که کارتن‌خواب شدیم.

پسرات کجا هستند؟

پسرام رفتن خونه عموشان، درس می‌خوانن، زنگ می‌زنم بهشان، اونا فقط گریه می‌کنن، پسر بزرگم میره سرکار؛ اما تا حالا سه بار می‌خواسته خودکشی کنه، می‌گه عمو و زن‌عمو خیلی خوبن اما من دیگه نمی‌توانم بشینم سر سفره‌شان.

می‌خواهد بغضش را قورت بدهد؛ به زور می‌خندد. دندان ندارد. فقط سه دندان خراب و این هم ثمره اعتیاد است. گروهی از زنان و مردان سیاه‌پوش ١٠٠ متر آن‌طرف‌تر عزیزی را به خاک سپرده‌اند. صدای مویه و نوار روضه می‌آید. شهناز سرش را آرام و با افسوس تکان می‌دهد. برای این‌که صدا به صدا برسد، صدایش را بالاتر می‌برد.

«می‌خوام ترک کنم، تو را به خدا، تو را به دین‌تان کمکم کنید که ترک کنم، خسته شدم، خسته شدم از هر روز گدایی‌کردن تو عوارضی. من قبلا می‌آمدم قبرستان، حالم بد می‌شد، بار اولی که منو کشیدن پایین تو قبر تا سه روز مریض بودم و نتونستم بخوابم، اما خب چاره‌ای ندارم، جایی را ندارم که برم.»

چرا نمیری کمپ؟

«چندبار رفتم، اما آن‌جا منو میزنن، موهامو می‌کشن. موهامو ‌می‌تراشن، شلنگ رو گره میزنن و با گره شلنگ ما رو میزنن، هنوزم جای کتک‌هایی که خوردم روی بدنم هست، من دیگه جانی ندارم که کتک بخورم.»

در میان حرف‌هایش یک نفر با دو کیسه پلاستیکی سبز و سفید می‌آید. لباس‌ها و وسایلش را آورده. شهناز تشکر می‌کند: «دردت به جانم.»

حالا جمعیت بیشتری جمع شده، مردها آمده‌اند روی لبه‌های گورها، اما زن‌ها با کمی فاصله روی تپه‌های اطراف این گورهای آماده ایستاده‌اند. یکی از میان جمعیت می‌گوید باید ترک کنید و بروید سرکار!

آرمان می‌گوید: «مشکل ما بی‌مکانیه. ترک هم کنیم دوباره باید بیاییم همین‌جا. کنار بقیه که معتادند. دوباره معتاد می‌شیم.»

«من یکی از اینها را می‌شناسم.» مردی که صاحب یک کارگاه صنعتی است می‌گوید.

«یکی از این‌ کارتن‌خواب‌‌ها که اسمش فرشیده، ٢ سال پیش در کارگاه من کار می‌کرد. اون موقع‌ها نامزد هم داشت. درگیر مواد مخدر شد و دیگه نتونست کار کنه، زندگی‌اش هم از هم پاشید. الانم اینجاست.»

با دست به خرابه‌های پشت گورستان اشاره می‌کند. «الان اونجا داره ضایعات جمع می‌کنه. چطور میشه کمکش کرد؟ به حرف که نمیشه. همه باید قدم بردارند.»

هوا گرگ و میش است، مردم پراکنده می‌شوند. مراسم آن خانواده داغدار هم تمام شده. کمی آن‌طرف‌تر، مردم بی‌توجه به گورخوابان، کنار مزار اموات خودشانند و خیرات‌شان را با هم تقسیم می‌کنند.

صدای اذان در گورستان می‌پیچد. با تاریک شدن هوا، کم‌کم سر و کله بقیه‌کارتن‌خواب‌ها پیدا می‌شود. خسته از پرسه‌زنی روزانه، با قامت‌های خمیده و سرهای کج شده، توبره‌ای را با خود می‌کشند و به میان جمعیت می‌روند تا این‌جا هم پولی، چیزی عایدشان شود. انتخابشان بیشتر زنان است. به‌خصوص زنانی که دست یک بچه در دستشان است. دست دراز می‌کنند. جان بچه را قسم می‌دهند و می‌گویند: «پول یه نون به من بدید.» اکثریت بی‌جواب رد می‌شوند. یکی از مردها می‌گوید: «پول ندارم اما نانوایی نزدیک است. بیا برویم برات نان بگیرم.»

نگهبان دم در گورستان از روزها و شب‌هایی که با این گورخواب‌ها می‌گذراند، حرف‌هایی دارد:  

«یک ماهی هست‌ کارتن‌خواب‌ها، به‌خصوص شب‌ها، در بعضی از این قبرها شب را به صبح می‌رسانند. آن اوایل که آمدند اینجا، بیرون‌شان کردیم اما هم تعدادشان زیاد است هم جای دیگری ندارند که بروند. دیوار گورستان کوتاه است، بیرون‌شان هم کنیم از دیوار می‌آیند. نیروی انتظامی هم که می‌آید، متفرق می‌شوند. تعدادی‌شان را هم گرفته‌اند و برده‌اند کمپ. خیلی‌هاشان از کمپ فرار می‌کنند و دوباره برمی‌گردند.»

همه‌شان معتادند؟

«تقریبا همه معتادند. دو زن و یک بچه ٨ ساله هم هست که آنها هم معتادند. روبه‌روی گورستان، چند صد متر آن‌طرف‌تر در «بلوک‌زنی» هم یک پیرزن همراه ٢ پسر و یک عروس و نوه‌اش در چادر زندگی می‌کنند. خود پیرزن و یکی از پسرهایش معتادند. باز هم هستند، کمی آن طرف‌تر زیر کانال یک زن و مرد هستند که از شهرستان آمده‌اند. آنها هم در چادر زندگی می‌کنند اما معتاد نیستند.»

برخورد مردم باهاشون چطوره؟

«اینجا منطقه فقیرنشینیه. مردم انقد از این کارتن‌خواب‌ها دیدن که انگار واکسینه شدند و بی‌تفاوت. ولی بعضی‌ها هم برای کمک ‌می‌آیند مثل گروه یاشار تبریزی که شب یلدا برای ساکنان گورها و چادرنشین‌های اطراف گورستان غذا و میوه آورده بودن، اما‌ کارتن‌خواب‌ها نیومدن.»

زنی‌ با روسری یشمی، یکی از‌ کارتن‌خواب‌هایی که تازه از بیرون برگشته به گورستان، حرف‌های نگهبان را شنید و گفت: «آره، چند شب پیش غذا آوردن. اینا می‌خوان گولمون بزنن و ببرنمون کمپ. من از ترسم تا ٣ نصفه‌شب تو بیابون‌های اطراف بودم. کی می‌خواد به ما کمک کنه؟ مردم ما رو که می‌بینن اذیتمون می‌کنن. ما رو با سنگ می‌زنن. مگه ما غریبه‌ایم؟ ما همون آدم‌هایی هستیم که تا چند‌سال پیش سر سفره‌های هم بودیم.»

یاشار تبریزی، مدیر گروهی که کمپین شب یلدا را شکل داده، می‌گوید: « قصد داریم کار خود را ادامه ‌دهیم.»

شروع کمپین از کجا بود؟

کار ما از صفحات مجازی شروع شد. من ٢٠ روز پیش از حضور‌ کارتن‌خواب‌ها در گورستان مطلع شدم و با کمک دوستانی که نمی‌شناختیم همدیگر را، اما به بنده اعتماد کردند مبلغی را جمع‌آوری و برای شب یلدا مقداری غذا و میوه فراهم کردیم. متاسفانه ‌کارتن‌خواب‌ها از ترس خیلی‌هاشان نیامدند، یا آمدند غذا را گرفتند و رفتند.

با چه هدفی این کار را ادامه می‌دهید؟

هدفمان ایجاد همکاری و همیاری بین خیریه‌هاست برای کمک به این مردم بی‌خانمان. در بین این کارتن‌خواب‌ها زن هست، بچه هست. خیلی‌هاشان معتاد نیستند و از فقر به گورستان پناه آورده‌اند.

بچه در بین‌کارتن‌خواب‌ها؟

بله، علی هشت‌ساله و معتاد است. بعضی شب‌ها را در گورستان سپری می‌کند. برای برقراری ارتباط با او و ایجاد انگیزه با کمک دوستان برایش یک مقدار لباس گرم خریدیم. خودش تمایل دارد که ترک کند. می‌خواهیم ازش حمایت کنیم که این اتفاق بیفتد.

برنامه‌های‌تان چیست؟

ما با چند موسسه خیریه مذاکراتی را انجام دادیم و موسساتی مثل جمعیت امام‌علی، موسسه مهرانه زنجان، خانه کودکان کوشا و همچنین وزارت آموزش و پرورش قبول کردند که از ما حمایت کنند.

دوباره جمعیت گورستان را ترک کرده و تاریکی همه جا را فرا گرفته، مثل هر شب. بنرهای پاره، تکه‌پتو‌های مندرس و تخته‌‌چوب‌های نیمه‌سوخته را برمی‌دارند. سقف اتاق‌های دوطبقه‌ای که یک متر و نیم ارتفاع دارند. فرششان کارتن‌پاره است و تختشان زمین سفت و سرد. نه چراغی، نه وسیله‌ای. فقط پتو و لباس کهنه. همین.

*منبع: شهروند


موكريان: گزارش: صدور منشور حقوق شهروندی، از جمله وقایع خبرساز روزشمار دولت تدبیر و امید است. گرچه در ابتدا و در آستانه ارائه پیش‌نویس اولیه این منشور، گمانه‌زنی‌های سیاسی و موضع‌گیری‌های جناحی خیلی محلی از اعراب نداشت و بررسی آن بیشتر در سطوح دانشگاهی قابل رصد بود؛ اما، در آستانه به‌اتمام‌رسیدن کار دولت، صدور منشور حقوق شهروندی از سوی روحانی به صحنه کارزار بیانات موافق و مخالف جناح‌ها و شخصیت‌های سیاسی مبدل گشته است.

از یک سو، نیروهای راست سنتی قرار دارند که ملاحظات و نگرانی‌هایی را در باب ناسازگاری منشور حقوق شهروندی با مبانی اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده‌اند. همچنین، سازگاری منشور حقوق شهروندی با اصل چهار قانون اساسی (اسلامی‌بودن کلیه قوانین و مقررات) نیز یکی دیگر از نگرانی‌های گروه مذکور است. آیت‌الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بیاناتی ابراز کرد: «در جلسه شورای نگهبان نیز تأکید کردم که اگر این منشور، لایحه است، باید به مجلس برود و آن‌گاه در شورای نگهبان بررسی شود و اگر مصوبه دولت است، باید طبق قانون به رئیس مجلس بدهند تا بررسی شود که مفاد آن برخلاف قانون اساسی نباشد». همچنین، نیروهای راست سنتی، مسئله را به تجربه مدیریتی و سیاسی دولت تدبیر و امید مرتبط نموده و معتقد‌ند که عملکرد دولت طی این سه سال، حاکی از نقض اصول ادعایی خود در منشور حقوق شهروندی است. محمدحسن قدیری‌ابیانه، کارشناس عالی امور استراتژیک و سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در استرالیا و مکزیک، ابراز می‌کند که: «بیت‌المال متعلق به همه مردم است و ملت حق دارند بدانند مسئولان چقدر برداشت می‌کنند و براساس منشور حقوق شهروندی، حق شهروندان است که به‌صورت برابر و با شفافیت کامل از اطلاعات اقتصادی مطلع شوند. ولی وقتی مسئله حقوق‌های نجومی مطرح شد، شاهد برخورد جدی از سوی دولت با متخلفان نبوده‌ایم. شفافیت حقوق دولتمردان و مبارزه با فساد جزء حقوق مسلم شهروندان است که در منشور رئیس‌جمهور اشاره‌ای به این موضوع نشده است». امام‌جمعه الیگودرز در تریبون نماز جمعه اعلام کرده است: «رئیس‌جمهور در سه سال گذشته ٤٩ بار به منتقدان توهین کرده و اولین و بزرگ‌ترین ناقض حقوق شهروندی است».

مجتبی ذوالنور نماینده قم در مجلس شورای اسلامی در نمازجمعه تهران هم اعلام کرد: «خواص کورِراه ارتباط مردم با رهبری هستند و بزرگراه‌های این ارتباط باورهای دینی مردم است. پس اگر خواص نقش خود را به‌خوبی ایفا نکنند، مردم منتظر آنها نمی‌مانند و اگر این نگاه را ادامه دهیم، فتنه‌گران هیچ‌وقت موفق نخواهند شد». درواقع، این جریان معتقد است روابط میان مردم و رهبری نسبتی قدسی و مذهبی است؛ این در حالی است که نسبت میان مردم و رئیس‌جمهور از جنس شهروندی است. آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی هم بر آن است که: «حقوق بشر و حقوق شهروندی به معنایی که در غرب تعریف شده، با روح اسلام و قانون اساسی و حرکت امام (ره)، کاملا مخالف است… اسلام، هرگز یک یهودی و مسلمان را مساوی نمی‌داند، هرچند حقوقی را برای یهودی هم در نظر می‌گیرد، اما این به معنای تساوی آنها در همه حقوق نیست. گاه عده‌ای نام شهروند درجه دوم بر آن می‌گذارند. هر اسمی می‌خواهند بگذارند، اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهد». درواقع، از نظر ایشان بنیاد حقوق شهروندی با مبانی اسلام ناسازگار است. حقوق شهروندی غربی است و با مشی امام خمینی (ره) و قانون اساسی مباینت دارد. عدم برابری معتقدان به دیگر ادیان و فِرَق با مسلمانان به لحاظ حقوقی نیز، از نظر مبنایی با اصل برابری که یکی از مبانی حقوق بشر و حقوق شهروندی مدرن است، تناقض دارد.

 اما در مقابل جناح راست، عناصر منسوب به جناح چپ نیز به لحاظ نظری و استراتژیک، صدور منشور حقوق شهروندی را مورد توجه قرار داده‌اند. در میان جناح چپ، دو گرایش عمده قابل شناسایی است؛ گرایش‌های چپ سنتی و منسوبان به جریان اعتدال دو گرایش عمده چپ سنتی‌اند. این جریان بیش از بیش تلاش می‌کنند سازگاری حقوق شهروندی با مبانی اسلام و قانون اساسی، به‌ویژه فصل حقوق ملت، را اثبات و توجیه کنند. محمدعلی نجفی، مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور، ازجمله فعالان این جریان است که در دفاع از منشور حقوق شهروندی بیان می‌کند: «در زمینه حقوق شهروندی ما می‌خواهیم یک جامعه‌ای داشته باشیم که کسی با زور و پول نتواند حقوق مردم را زیر پا بگذارد و در مرحله اول مردم باید با حقوق خود آشنا شوند. نبود این منشور از نظر داخلی جزء نواقص کشور بود.

در عرصه بین‌الملل نیز از ابتدای انقلاب تاکنون یکی از تبلیغات دشمنان این است که آنها به حقوق بشر و حقوق شهروندی پایبند نیستند درحالی‌که این منشور مخالفان نظام را خلع سلاح کرد». اما درنهایت، جریان چپ رادیکال در نقطه دیگر این کارزار ایستاده است که اتفاقا صدور منشور حقوق شهروندی با کیفیات موجود، مورد نقد و جرح آن است. جریان چپ رادیکال معتقد است مفاد منشور حقوق شهروندی، مدعای جدیدی نیست و ارمغان نویی را به ساحت نظام حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران اضافه نمی‌کند؛ بلکه بايد بر سازوکارها و ابزارهای اجرائی‌سازی آن تأکید شود. به نظر آنان، منشور حقوق شهروندی، بازتابی از باب حقوق ملتِ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که تکرار مجدد آن، دَردی از حقوق شهروندی در ایران دوا نمی‌کند. احمد پورنجاتی، نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس ششم، با زبانی نومیدانه اذعان مي‌كند: «بی‌تعارف می‌گویم: حتی اگر برای استیفا و تحقق یکی از مواردی که در این منشور آورده‌اید، برنامه اجرائی مشخص خود را اعلام کنید و آن را به نتیجه برسانید، کاری کرده‌اید. وگرنه، نه! شش ماه زمان هم نیاز ندارد. همین فردا آغاز کنید».

*منبع: داتيكان

مباني ديني حقوق و تکالیف شهروندی در گفتگو با كارشناسان و به همت جمعي از فعالان مدني شهرستان سردشت، بررسي شد.

به گزارش موكريان، روز پنجشنبه دوم ديماه ٩٥، ميزگردي براي “واكاوي حقوق و تكاليف شهروندي از نگاه دين اسلام” با حضور فعالان مدني شهرستان سردشت و با شركت كارشناسان؛ “محی الدین محمدخانی”، دکتری روانشناسی تربیتی و “جلیل بهرامی نیا”، کارشناس ارشد تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی و “دلیر عباسی”، کارشناس ارشد فلسفه اخلاق، برگزار شد.

“عثمان عباسي”، پژوهشگر اجتماعي و فعال مدني پيش از اجراي ميزگردِ واكاويِ حقوق و تكاليف شهروندي، با اشاره به مصادیق شهروندی در وحی و سنت نبوی و نیز علم و تجربه بشری، هدف از برگزاري ميزگرد را تحول در رفتار شهروندان مسلمان اعم از شهروند عادی و مسئول، مطابق با اصول بنیادین شهروندی و نیز منبعث از سجایای اخلاقی پيامبر اسلام و دستاوردهای بشر امروز عنوان كرد.

كارشناسان در پنل اول برداشت خود از شهروند و حقوق شهروندی و منشور حقوق شهروندی با الهام از کلام وحی و سنت نبوی و نیز علم و تجربه بشری را ارائه دادند و سپس به تحلیل، واکاوی و تشریح تمایز شهرنشین و شهروند، پیشنیه تاریخی شهروندی، مفهوم شهروندی، مؤلفه هاي شهروند از منظر قرآن و سنت، جایگاه مفهوم شهروندی در کوردستان و ایران، بررسی تطبیقی مفهوم شهروندی ایران و اروپا، رابطه عقیده، باور و شهروندی، شبهات وارده بر حقوق فردی زن در اسلام و پاسخ نسبی به آن شبهات پرداختند.

حقوق و تکالیف انسانی در طول تاریخ، ظرفیت دین در تربیت شهروند، نقش الگو در شهروندسازی، راهکارهای عملی تحقق حقوق شهروندی، تفاوت ساختارهای حقوقی شهروندی در جوامع اسلامی و اروپایی، دلایل عدم تحقق مفاد و نبود قوانین شهروندی و مشکلات استیفای حقوق و ایفای تکالیف شهروندی و نیز راهکارهای تحقق حقوق و تکالیف شهروندی در ایران با تلنگري بر منشور جدید رونمایی شده توسط رییس جمهوری، سرفصل موضوعاتي بود كه هر سه كارشناس در پنل دوم درباره آنها بحث و گفتگو كردند.

بسته شهروندي كه حاوی کتابی در باب مناقب شخصیت آشتی مدار پيامبر اسلام و منشور حقوق شهروندی بود، در خاتمه اين ميزگرد به مهمانان اهدا شد.

فاطيما فردوس: با من ببين؛ ترس از چشم‌هايشان جاري بود، کتاب‌هاي درسي‌‌شان با کتاب شمال‌شهري‌ها توفيري نداشت. گرم مي‌شدند به زور زياد‌بودن در يک کلاس کوچک، درس مي‌خواندند به اميد آينده‌اي که گليم دست‌دومشان را از گل بيرون بکشند. گريه مي‌کردند: الف! بلند مي‌خواندند: بابا انار دارد! با اينکه از جيب پدر بيشتر از هرکسی خبر داشتند.

اعتراض کارگران مهابادي به عدم پرداخت دستمزد و حق بيمه يك سال و نيم، با وجود سرماي شديد هوا در چادرها ادامه دارد.

به گزارش آژانس خبري موكريان تعدادي از کارگران مجتمع کشت و صنعت مهاباد، روز چهارشنبه يكم ديماه، در تماس‌ با اين خبرگزاري از ادامه اعتراض صنفی خود مقابل درب این مجتمع خبر دادند.

کارگران معترض گفتند که حدود يك سال و نيم است دستمزد و حق بیمه دريافت نكرده اند به اين خاطر اعتراض آنها تا به نتيجه نرسد با وجود سرماي شديد هوا در چادر‌ها ادامه مي يابد.

در تجمع اعتراضي امروز كه حدود ۵۰ نفر از کارگران كشت و صنعت شرکت داشتند، گفتند: هر کدام از ما حدود ۲۰ سال سابقه کار داریم ولی اكنون در تامين نان شب خانواده هايمان مانده ايم.

کارگران از اداره کار مهاباد هم ناراضي بودند و می‌گویند: با وجود مراجعات مکرر، این اداره هم در برابر خواسته هاي ما پاسخگو نیست.

حرف آخر کارگران اين بود: درست است که کشور درگير مشکلات اقتصادی است، اما نباید بار همه این مشکلات بر دوش ما باشد.

يكی از كارگران با اشاره به ماده ۱۲ قانون کار و لزوم حفظ حق و حقوق کارگران به هنگام تغییر در وضع مالکیت واحدهاي توليد گفت: اگر همين ماده قانونی رعایت می‌شد، ما کارگران امروز مشکلی نداشتیم.

برابر ماده ١٢ اين قانون هر نوع تغيير حقوقي در وضع مالكيت واحدهاي توليدي، در رابطه با قرارداد كارگراني كه قراردادشان قطعيت يافته است موثر نمي‌باشد و مالك يا كارفرماي جديد، ملزم به رعايت تعهدات و حقوق كارفرماي سابق خواهد بود.

برخلاف گفته های مسئولان که مشکلات کارگران کشت و صنعت حل شده؛ این مشکلات همچنان پابرجاست و این کارگران از خرداد ٩٤ فقط مبالغی به عنوان علی‌الحساب دریافت کرده‌اند و مطالبات مزدی آنها تاكنون پرداخت نشده است.

کارگران كشت و صنعت مهاباد در حال حاضر بیش از بیست روز است که مقابل درب اصلی این مجتمع و کنار جاده اصلی چادر مي زنند و به اعتراض خود ادامه داده اند.

موكريان – شاخه‌وان قادری: در ادامه سلسله مباحث هفتگی گروه تلگرامی‌تریبون همدلی، به مناسبت روز دانشجو گفت‌وگویی با محور«جنبش دانشجویی- دیروز، امروز و فردا» با حضور دو مهمان و کارشناس؛ عباس عبدی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی و عبدالعزیز مولودی، تحلیل‌گر و فعال سیاسی و با اجراي عثمان عباسی کارشناس ارشد پژوهشگری و فعال مدنی برگزار شد که متن این گفت و گو را در ادامه می‌خوانید. 

فاکتورهای جنبش دانشجویی کدام موارد هستند؟ این جنبش را در چند دوره می‌توان تحلیل کرد؟

عبدی: تعیین فاکتورهای اصلی جنبش دانشجویی بستگی به این دارد که درباره چه دوره‌ای از این جنبش صحبت کنیم، ولی در مجموع می‌توان جوان بودن، مجرد بودن، آرمان گرا بودن، در قدرت نبودن را مولفه‌های اصلی دانست، که باعث می‌شود ویژگی‌های جنبش دانشجویی از جنبش اجتماعی بزرگ‌تر تا حدی متمایز شود.

ولی این امر به معنای تفاوت مطلق جنبش دانشجویی با جنبش اصلی اجتماعی و بزرگ‌تر نیست. جنبش دانشجویی فقط زمانی می‌تواند موفق شود که بتواند پیوند عمیقی با جنبش اجتماعی برقرار کند، البته تفاوت‌هایی هم با آن دارد که می‌تواند مکمل این جنبش باشد.

مولودی: ضمن تایید بیانات مهندس عبدی از ویژگی‌های دیگر جنبش دانشجویی می‌توان به منتقد بودن جنبش دانشجویی در یک بستر اجتماعی و سیاسی مناسب برای چنین رویکردی اشاره کرد.

ظهور و بروز رهبران جنبش دانشجویی تحت چه عواملی اتفاق افتاد و چه شخصیت‌هایی در این جنبش ایفای نقش کردند؟

عبدی: جنبش دانشجویی عموما در غیاب حرکت سیاسی- مدنی شکل می‌گیرد و قدرتمند می‌شود. اگر در جامعه‌ای حرکت مدنی، سیاسی وجود داشته باشد جنبش دانشجویی آن قدر قوی نخواهد بود. همچنین در مقاطعی که حرکت سیاسی به بن بست برسد در این حالت نیز دانشجویان وارد می‌شوند و تحولی را ایجاد می‌کند. مصداق آن جنبش دانشجویی دهه ٦٠ میلادی در اروپا، که بسان یک جرقه عمل کرد و تحولی را در اروپا ایجاد کرد و سپس خاموش شد. 

مولودی: جنبش دانشجویی در ایران به طور کلی زیرمجموعه جنبش چپ قرار می‌گیرد و از ابتدا از این جنبش بهره گرفت، با توجه به سیر اعزام دانشجویان به خارج کشور و تحت تاثیر قرار گرفتن آن‌ها در فضاهای دانشجویی و دانشگاهی در کشورهای غربی، انتظار می‌رفت که از نظر نقد شرایط و ساختار حکومتی، بر کشور خودشان تاثیرگذاری داشته باشند. البته مواجهه با جنبش دانشجویی در ایران از ابتدا سرکوبگرانه بود و این جنبش نه تنها در موضع نقادانه، بلکه اپوزیسیون قرار گرفت.

آیا می‌توانیم مفهوم هویت دانشجویی را به عنوان یک هویت مشخص به رسمیت بشناسیم؟ اساساً این هویت دارای چه مشخصه‌هایی می‌تواند باشد؟

عبدی: با نظر آقای مولودی موافقم که ریشه و گرایش اصلی جنبش دانشجویی از جنبش چپ نشات گرفته و دلیل آن هم این بوده که در فضای آن زمان جنبش‌های چپ غلبه داشتند. در حال حاضر و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به نظر نمی‌رسد که این گرایش غالب باشد هرچند که کماکان حضور دارد. 

به هر حال آرمان‌گرایی جزء مشخصه‌های جنبش دانشجویی است و این آرمان‌گرایی در جنبش‌های راست و چپ به اشکال مختلفی خود را نشان می‌دهد و اینکه الان ببینیم کدام یک از این دو وجه جنبش قوی‌تر هستند، نیازمند یک مطالعه میدانی است.

مولودی: هویت دانشجویی هویتی شناخته شده است و چنانکه آقای عبدی هم اشاره کردند، دانشجویان در غیاب جنبش اجتماعی قدرتمند فعال می‌شوند. اما چون دوره دانشجویی از نظر زمانی محدود است، طبیعی است که این هویت هم تابعی از آن خواهد بود. معمولا دانشجویان تنها به صفت دانشجویی یعنی تحصیل و تحقیق و در شرایطی حساسیت اجتماعی و سیاسی شناخته می‌شوند.

نقش جنبش‌های دانشجویی در چینش مدنی و حکومتی چه بوده و کارکرد آن را در ادوار گذشته و امروز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

عبدی: جنبش دانشجویی بیش از این که نقش تعیین کننده داشته باشد نقش مکمل و حمایتی یکی از جناح‌ها را داشته است. در طول زمان هیچ وقتی این طور نبوده که خودش بتواند مستقل یک چیزی را ایجاد کند و آن را به پیش ببرد. برمبنای این اصل که چه نوع جنبش و حرکتی در جامعه ایفای نقش کرده، نقش جنبش دانشجویی تقویت بخش آرمان‌گرایانه این جنبش‌ها بوده است.

مولودی: جنبش دانشجویی با توجه به اینکه دانشجویان در محیط دانشگاه به سر می‌برند، ناظر بر آشنایی و تشخیص مشکلات و کمبودها و مخصوصا نقش حکومت در ایجاد یا تقویت آنها بوده است. از این‌رو دانشجویان هم واقع بینانه با مسائل روبرو می‌شوند هم آرمان‌گرایانه در صدد تغییرات هستند.

دانشجویان همواره آمادگی آن را داشته‌اند که به صورت عمل‌گرایانه به حل و فصل مشکلات و مسائل کمک کنند.

چه عواملی باعث افول یا توفیق جنبش‌های دانشجویی در طول تاریخ این فعالیت‌ها بوده است؟

عبدی: پاسخ به این سوال زمان زیادی را می‌طلبد، ولی علت اصلی ضعف جنبش‌های دانشجویی مرتبط با عواملی است که آن را ایجاد می‌کند، فقدان نهادهای مدنی و حزبی، فساد، فشار و اختناقی که در حکومت‌ها وجود دارد از مهم‌ترین دلایل تقویت نهادهای دانشجویی است. 

مولودی: این در‌اندازه زیادی به تعامل حکومت با دانشجویان از یک سو و انسجام درونی جنبش از سوی دیگر بر می‌گردد. یعنی در سطحی از تعامل دمکراتیک حکومت با جنبش، امکان پیشروی آن فراهم شده و در غیر این صورت با تنش و سرکوب مواجه شده است. در کنار اینها نقش احزاب سیاسی را نیز باید در نظر گرفت که معمولا از جنبش دانشجویی برای تحقق آرمان‌های حزبی استفاده کرده‌اند.

نظام‌های سیاسی باید جنبش‌های دانشجویی را جدی‌تر از این بگیرند. چطور می‌توان جنبش دانشجویی را به سمتی سوق داد که چنین صبغه‌ای داشته باشد و برای جامعه هم مفید باشد و هم به قشر پیشرو تبدیل شود؟

عبدی: به نظر من این سوال واجد یک پارادوکس است. اگر سیستم‌های سیاسی عاقلانه و دموکراتیک رفتار می‌کردند، اصولا با جنبش دانشجویی به معنای مصطلحش مواجه نمی‌شدند بلکه بیشتر با عرصه عمومی سیاست مواجه می‌شوند. 

مولودی: همه نظام‌های سیاسی طبیعتاً مسئله دانشجو و دانشگاه و جنبش دانشجویی را جدی می‌گیرند و این بستگی به ساختارهای سیاسی و بسترهای اعمال قدرت آن‌ها دارد. نوع نگرش به جنبش دانشجویی هم متفاوت است؛ به این معنا که در سیستم‌های دموکراتیک، جنبش دانشجویی عمدتا به لحاظ صنفی فعال است و کمتر به لحاظ اجتماعی و سیاسی برای کل جامعه می‌تواند نقش فعالی داشته باشد. در نظام‌های سخت‌گیرانه‌تر سیاسی، نوع نگاه به جنبش دانشجویی متفاوت است؛ در این شرایط با ظن و گمان با جنبش دانشجویی و دانشگاه و نقش آن در جامعه نگریسته می‌شود و تلاش‌های آنان بیشتر در جهت کنترل جنبش و مفاهیمی است که آن‌ها در این چارچوب با آن کار می‌کنند. 

مهم‌ترین دلایل ضرورت سیاسی بودن و لزوم مشارکت سیاسی دانشجو را در چه مواردی می‌دانید؟

عبدی: سیاسی بودن برای صفت دانشجو یک عارضه برای جامعه است و نه یک ضرورت! در واقع دانشجو می‌تواند سیاسی باشد، ولی به عنوان یک شهروند نه به عنوان یک مجموعه دانشجو، چون وظیفه دانشجو درس خواندن است. بنابراین جنبش دانشجویی در جوامعی شکل می‌گیرد که یک نوع ناهنجاری سیاسی در آن وجود دارد و این جنبش‌ها می‌آیند که این ناهنجاری‌ها را در این جوامع جبران کنند و آن‌ها را پوشش دهند.

مولودی: مشارکت سیاسی دانشجویان چنان که اشاره شد بیشتر به فضا و شرایطی برمی‌گردد که در جامعه وجود دارد. وقتی که بسترهای دموکراتیک فراهم نیست، طبیعتا جنبش‌های دانشجویی زمینه بروز پیدا می‌کند بنابراین حضور مشارکت سیاسی شاید به این معنا مطرح نباشد. وقتی که این مسئله ضرورت پیدا می‌کند که جامعه به لحاظ سیاسی با نوعی گسست روبرو است.

کارکردهای اجتماعی دانشگاه بعنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های ساختار فرهنگی کشور چه مواردی می‌توانند باشند؟

عبدی: واقعیت این است که دانشگاه باید کارکرد اصلی خود را که تولید دانش است داشته باشد. اگر در کنار تولید دانش به بخش‌های دیگر هم بپردازد ایرادی ندارد، ولی اگر دانشگاه نتواند وظیفه اصلی‌اش را انجام دهد آن کارکردهای دیگرش فاقد فایده خواهد بود و دردی از جامعه را درمان نمی‌کند، اما به هر حال دانشگاه یک محیط پویایی است که پس از تولید دانش می‌تواند به حوزه سیاست، فرهنگ، هنر، ادبیات، روشنفکری و سایر حوزه‌های دیگر بپردازد.

مولودی: دانشگاه‌ها همواره بستر آگاهی در جوامع بوده‌اند و اولین قشری که در این رابطه در معرض این آگاهی قرار گرفته‌اند قشر دانشجو هستند.

از این نظر است که یک نوع حساسیت به این قشر وجود داشته و از این رهگذر دانشجویان به سمت و سوی فعالیت‌های سیاسی سوق داده شده‌اند. در کنار این، از مهم‌ترین کارکردهای دانشگاه، وجه علمی و فرهنگی آن است که در دانشگاه فضای فکری و شخصیت دانشجو تحت تاثیر قرار می‌گیرد و انعکاس بعدی آن برای جامعه خواهد بود.

نظرتان در باره فعالیت‌های جنبش دانشجویی و رابطه آن با فعالیت‌های حزبی چیست؟ آیا موافق هستید که جنبش‌های دانشجویی الحاقیه‌هایی از فعالیت‌های حزبی بوده‌اند و خودشان مستقل عمل نکرده‌اند؟

عبدی: برای جنبش دانشجویی یک عارضه بزرگی است که به احزاب وصل شود. جنبش دانشجویی باید فراتر از مسائل حزبی به موضوعاتی بپردازد که احزاب یا حکومت‌ها درباره حل آنها به بن‌بست رسیده‌اند. اما هر دانشجویی می‌تواند برای فعالیت حزبی و سیاسی وارد احزابی شود که خود را نزدیک به آن‌ها می‌بیند. ضمناً از این نظر اشکالی ندارد که احزاب شاخه‌های دانشجویی داشته باشند، ولی باید فرق میان شاخه دانشجویی و جنبش دانشجویی را کاملا حفظ کنند.

مولودی: «جنبش دانشجویی» از عنوانش مشخص است که فاقد سلسله مراتب تشکیلاتی است که احزاب دارند، مخصوصاً اهدافی که احزاب سیاسی برای تصرف قدرت دارند.

احزاب ایرانی در داخل کشور شاخه‌های دانشجویی داشته‌اند و از این طریق خواسته‌اند دانشجویان را وارد بدنه و ساختار حزبی خودشان کنند. در این شرایط دانشجویان دیگر آن صبغه جنبشی را از دست می‌دهند، در داخل احزاب نهادینه می‌شوند. بنابراین یک بخش آسیب‌زایی در این رابطه وجود دارد و شاید بخشی از مشکل جنبش اجتماعی در دوره اصلاحات به این مشکل برمی‌گردد. در دوره اصلاحات دانشجویان با تمام توان به حمایت از آن پرداختند، اما جریانات اصلاح‌طلب نتوانستند در پاسخ به آن، حمایت لازم را از دانشجویان به عمل آورند.

آیا مبارزه با فساد در شرایط فعلی می‌تواند به مسئله ملی و گفتمان جنبش دانشجویی تبدیل شود؟آیا جنبش ضد فساد، بر مسئله دموکراسی خواهی تقدم دارد یا مکمل آن است؟

عبدی: به نظرم مبارزه با فساد به جنبش دموکراسی‌خواهی بسیار کمک می‌کند و دلیلی ندارد که این دو را از هم جدا کرد. بنابراین مبارزه با فساد یک رویکرد فراحزبی است و می‌تواند جزء برنامه‌ها و اهداف یک جنبش اصیل دانشجویی قرار بگیرد.

مولودی: مبارزه با فساد با طرح موضوع آن در دانشگاه‌ها را شاید نتوان به عنوان بخشی از وظیفه دانشجویان توصیف کرد. البته تبیین آن توسط دانشگاه و انعکاس اجتماعی آن در مطبوعات می‌تواند عامل فشاری بر حکومت برای اقدام باشد.

در اواسط دهه هشتاد، جنبش دانشجویی به سه شاخه تحکیم، چپ‌ها و کردها تقسیم شد، بعضی‌ها معتقدند که در شرایط فعلی دوباره این مسئله تکرار می‌شود. آیا شما موافقید؟

عبدی: وقتی ما می‌گوییم یک جنبش اجتماعی به شاخه‌های متعدد تقسیم می‌شود بدان معناست که چیزی به نام جنبش اجتماعی وجود ندارد، بلکه این خرده جنبش‌ها و خرده احزاب سیاسی هستند که خودشان را در قالب یکی از آن شاخه‌ها بازتولید کرده‌اند. در زمان قبل از انقلاب علی‌رغم این که دانشجویان مذهبی و چپ بودند، ولی همه آنها با وجود تمایزات فکری در مراسم و برنامه‌ها به نسبت مشترکی حضور داشتند و در دل جنبش دانشجویی وحدت نظر داشتند. به همین دلیل است که من معتقدم در دهه گذشته چیزی به نام جنبش دانشجویی با آن معنای اصیلش نداشتیم.

مولودی: در دهه هشتاد جنبش دانشجویی یک مجموعه کلی از فعالیت دانشجویان را در برمی‌گرفت. هم جنبش تحکیم با گرایش‌های متفاوتش و هم جنبش دانشجویان کُرد در کنار آن مطرح بودند. با این تفاوت که علاوه بر حمایت دانشجویان کرد از جنبش دانشجویی سراسری کشور، برخی از خواست‌های متفاوت‌شان را نیز که در واقع مربوط به مسائل کردها بود، بیان کردند. حتی در دوره آقای خاتمی، دانشجویان کُرد خواسته‌ها و مطالباتی را مطرح کردند که به عنوان بخشی از خواست‌های جنبش دانشجویی در کشور مطرح شد.

با توجه به شرایط فعلی به نظر شما گرایش‌های حرکت‌های دانشجویی در مقایسه با طیف‌های فکری که در گذشته داشت، به کدام سمت و سو تمایل پیدا می‌کند؟

عبدی: برداشت کلی من این است که ما در آینده نزدیک یک جریان دانشجویی فراگیر که غالب طیف‌ها و گرایش‌ها را بتواند پوشش دهد و یک وحدت نظری میان مطالبات و خواسته‌ها و آرمان‌های دانشجویی ایجاد کند نخواهیم داشت و این تشتت فکری در آینده نزدیک همچنان ادامه خواهد داشت. علتش در این است که ابتدا باید این اتفاق در عرصه عمومی شکل بگیرد و بعد در جنبش دانشجویی بتواند بازتابی داشته باشد.

مولودی: در شرایط فعلی جنبش اجتماعی در ضعیف‌ترین وجه خود به سر می‌برند و در کنار غیبت جنبش اجتماعی در جامعه ایران، جنبش دانشجویی هم با مشکلات و چالش‌های عدیده‌ای مواجه است. به نظر می‌رسد تا زمانی که در جامعه تغییراتی به وقوع نپیوندد و در حوزه‌های مدنی و سیاسی، احزابی که به دنبال تغییر و تحول هستند نتوانند آن وظایفی که بر عهده دارند عمل کنند، این رکود همچنان تداوم خواهد داشت و هیچ نتایج خوشایندی برای آینده جامعه تلقی نمی‌شود.

استادان بزرگوار ضمن ارائه پیشنهادها و راهکاری خود برای فعالیت‌های دانشجویی در هر قالبی که برایشان تعریف کنیم آخرین نکات ناگفته خود را بیان فرمایند…

عبدی: تا به حال بارها گفته‌ام که جنبش دانشجویی بهترین خدمتی که می‌توانند بکنند نقض و رد خویش است!آنان باید در بیرون به شکل‌گیری بهتر جنبش مدنی کمک کنند به میزانی که جنبش مدنی در بیرون قدرتمند باشد ضرورت وجود جنبش دانشجویی تقلیل پیدا می‌کند و کمرنگ می‌شود. البته این به معنای هدف نامطلوبی برای جنبش دانشجویی نیست، مشکل ما این است که چون عرصه عمومی‌مان ضعیف است جنبش دانشجویی شکل می‌گیرد. امروزه در کشورهای توسعه‌یافته جنبش دانشجویی وجودی ندارد.

بنابراین امیدوارم با قوی شدن عرصه عمومی دانشجویان بتوانند به عنوان یک شهروند فعالیت داشته باشند، ولی به صفت دانشجویی، موافق فعالیت مجموعه‌ای با صفت خاص دانشجویی نیستم، مگر در حوزه‌هایی که به بن‌بست اجتماعی می‌رسیم و حضور آنان برای شکست این بن‌بست نیازمند باشد.

مولودی: به نظر من گفت و گو در این زمینه انتهایی ندارد. باید امیدوار بود که گذشت زمان فضاهایی را در حوزه مدنی و سیاسی کشور باز کند، در این شرایط می‌توان برای ظهور مجدد جنبش اجتماعی، اقشار مختلف و مخصوصاً جنبش دانشجویی برای تحقق آرمان‌ها و اهداف دموکراتیک در کشور مجالی فراهم شود.

*روزنامه هم دلي


زهرا علي اكبري/ توسعه يا توسعه‌نيافتگي، سوال اينجاست. پس از اجراي ١٠ برنامه پنج ساله توسعه در ايران معاصر بحث بايد بر سر توسعه باشد يا توسعه‌نيافتگي؟ چرا ايران هنوز توسعه‌يافته نيست. اينها سوالاتي است كه در آستانه ارايه برنامه ششم توسعه از سوي دولت به مجلس، نقل محافل كارشناسي است. در اينكه توسعه‌نيافته‌ايم و فرصت‌هايي را از دست داده‌ايم همه متفقند اما در تبيين دلايل توسعه‌نيافتگي ايران و آنچه بايد در دستور كار قرار گيرد، نظرات متفاوت است.

سمیرا حسینی| آمینه دامن لباس زنانه سرمه‌ای با گل‌های نارنجی‌اش را در شلوار مردانه کردی مشکی که به پا دارد پنهان می‌کند. بار قاچاقش ۴۰۰عدد نان است که لایه پارچه‌ای زخیم می‌گذاردشان و طنابی که آن نزدیکی ا‌ست  را دورش می‌پیچد و آن را به دوش می‌کشد. شال مشکی را جلو می‌کشد تا موهای جوگندمی‌اش کمتر خودنمایی کند، بند کفش‌هایش را محکم می‌کند و  روانه روستای ته‌ویله در عراق می‌شود.

طی هفته های گذشته بیش از 10 نفر با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» در کشور اعدام شدند. حکم زندانیان محکوم به اعدام با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» در ندامتگاه مرکزی کرج، زندان مرکزی مهاباد، زندان مرکزی رشت(لاکان)، زندان قروه(کردستان) و زندان ارومیه اجرا شد.

سرانجام طرح یک فوریت مجازات جایگزین اعدام برای مجرمان مواد مخدر تصویب شد. حالا با تأیید کلیات این طرح، باید منتظر تصویب نهایی آن در صحن علنی مجلس ماند تا شاید ۵‌هزار محکومی که به گفته سخنگوی کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس، از قبل از ‌سال ٩٠ منتظر اجرای حکم اعدامشان هستند، تعیین تکلیف شوند. آنها سه ماه دیگر را هم باید منتظر باشند، چرا که به گفته دبیر کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس، حداقل سه ماه طول می‌کشد تا کمیسیون قضائی و مرکز پژوهش‌های مجلس، طرح را بررسی کنند و آن را برای تصویب نهایی، به صحن علنی دهند. جلیل رحیمی جهان‌آبادی می‌گوید که با توجه به تصویب کلیات این طرح، بعید به نظر می‌رسد طرح تصویب نهایی نشود.

 

به گزارش خبرگزاری موکریان ، در طرح مجازات جایگزین اعدام برای مجرمان مواد مخدر آمده که مجازات اعدام تنها برای «قاچاقچیان خطرناک و مسلح مواد مخدر» اعمال می‌شود و سایر زندانیان با اتهامات مربوط به مواد مخدر به حبس‌های طولانی با شرایط سخت، محکوم می‌شوند.

خردادماه امسال بود که با روی کار آمدن مجلس دهم، اعضای کمیسیون حقوقی و قضائی، دست به کار شدند و طرحی که از مجلس قبلی روی زمین مانده بود را بار دیگر به جریان انداختند. حالا پس از گذشت نزدیک به ۶ ماه، بعد از کش و قوس‌های فراوان این کمیسیون با ستاد مبارزه با مواد مخدر، دستگاه قضائی و نیروی انتظامی، درنهایت روز گذشته کلیات آن تصویب شد تا بررسی‌ها بر سر جزییات آن آغاز شود.

۱۴۷ نماینده به این طرح رأی موافق، ۲۱ نفر رأی مخالف و چهار نفر رأی ممتنع دادند. در این رأی‌گیری ١٩۵ نماینده مجلس شرکت کردند. اگر این طرح تصویب نهایی شود، ماده‌ای به‌عنوان ماده ۴۶ به قانون مبارزه با مواد مخدر الحاق می‌شود که براساس آن مرتکبان جرایم مرتبط با مواد مخدر در مواردی مفسد فی‌الارض شناخته می‌شوند و در سایر موارد که اعدام و حبس ابد در نظر گرفته شده، به بیش از ٢۵‌ تا ٣٠‌ سال حبس درجه یک محکوم می‌شوند.

براساس این طرح، در مواردی که مباشر جرم یا حداقل یکی از شرکا هنگام ارتکاب جرم، سلاح گرم همراه داشته یا سلاح گرم یا سرد کشیده باشد یا در مواردی که مرتکب بر اساس ماده ۱۸ این قانون یا ماده ۱۳۰ قانون مجازات اسلامی سردسته گروه مجرمانه سازمان‌یافته باشد یا در مواردی که مرتکب سابقه محکومیت به اعدام یا ۱۰‌سال حبس یا بیش از آن یا گذراندن حداقل ۵‌سال حبس به علت ارتکاب جرایم موضوع قانون مواد مخدر را داشته باشد یا در زمینه ساخت، تولید یا وارد کردن مواد موضوع ماده ۸ این قانون به کشور، فعالیت کرده باشد، به‌عنوان مفسد فی‌الارض شناخته می‌شود.

همچنین بر اساس تبصره ذیل این ماده واحده در مورد جرایم موضوع این قانون که حبس بیش از دو ‌سال دارد، مرتکب الزاما باید حداقل مجازات قانونی را طی کند و کمتر از این مدت، به جز تبصره ماده ۳۸ این قانون، ‌مشمول معافیت، تخفیف، تبدیل، آزادی مشروط، مرخصی از زندان و سایر نهادهای ارفاقی نخواهد شد. در صورتی که حکم به مجازات بیش از حداقل مجازات قانونی باشد، دادگاه می‌تواند بخشی از مجازات حبس را پس از گذراندن حداقل مجازات قانونی به مدت ۱۰ تا ۱۵‌سال تعلیق کند و این قانون شامل دارندگان محکومیت قطعی فعلی هم می‌شود.

عزت‌الله یوسفیان‌ملا از اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، یکی از کسانی است که طرح مجازات‌های جایگزین در پرونده‌های مواد مخدر را طراحی کرده است. او روز گذشته در جریان تصویب این طرح گفت: «با توجه به نزدیکی کشور به کانون‌های تولید انواع مخدر و گستردگی روزافزون تولید و مصرف این مواد، قاچاقچیان زیادی مشمول قانون مجازات اعدام می شوند، این د رحالیست که  آسیب‌های اجتماعی جدی بیشتری برای خانواده‌های این محکومان در جامعه به وجود می‌آید.» او ادامه داد: «بسیاری از محکومان افرادی هستند که به خاطر فقر مالی و مشکلات معیشت زندگی مورد سوءاستفاده مافیای مواد مخدر قرار گرفتند. از این‌رو، با توجه به این‌که مجازات اعدام برای قاچاقچیان و حمل‌کننده‌های مواد مخدر به صورت کمی لحاظ شده که باعث گرفتار شدن حمل‌کننده‌ها شده و از دسترسی قانون به قاچاقچیان باندی جلوگیری می‌کند و با توجه به مجوز ماده ۴۵ قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر مصوب پنجم آذرماه ‌سال ٨٩ مجمع تشخیص مصلحت نظام، تغییر حکم اعدام به حبس ابد به جز موارد مسلحانه پیشنهاد می‌شود.»

۵‌هزار مجرم در نوبت اعدام هستند

براساس این گزارش حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس هم به‌عنوان موافق این طرح می‌گوید: «درحال حاضر پنج‌هزار نفر در نوبت اعدام هستند که برخی مربوط به قبل از ‌سال ۹۰ و برخی تا ‌سال ۹۴ محکوم شده‌اند و ۹۰‌درصد اعدامی‌ها قاچاقچیان هستند؛ درحالی‌که برخی از آنها قاچاقچیان اصلی نبوده‌اند.» او ادامه داد: «بیش از ۹۰‌درصد این افراد برای بار نخست حامل مواد مخدر بوده‌اند که سن آنها هم بین ۲۰ تا ۳۰‌سال است، درحالی‌که قاچاقچی بین‌المللی در آن طرف مرز نشسته و طراحی می‌کند.»

مهرداد لاهوتی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه، از مخالفان تصویب این طرح بود. او می‌گوید: «اگر مجازات اعدام حذف شود، حکم تبعات فراوانی را به دنبال خواهد داشت؛ این در حالی است که آسیب‌های اجتماعی فراوانی هم برای خانواده‌های این افراد به وجود می‌آید.»

هنوز مذاکرات بر سر جزییات ادامه دارد

با همه اینها جلیل رحیمی ‌جهان‌آبادی، دبیر کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس، نسبت به تصویب نهایی این طرح خوشبین است. او به «شهروند» گفت: «این طرح را ١۵٠ نفر از نمایندگان مجلس امضا کرده بودند. قبلا این موضوع در مجلس نهم مطرح شده بود، اما با شروع فعالیت مجلس دهم، کمیسیون حقوقی و قضائی بار دیگر آن را به جریان انداخت. طی این روند هم طرح مشابهی که قبلا در مجلس مورد بحث قرار گرفته بود، در طرح جدید ادغام شد و حالا هم طرح یک فوریت آن به تصویب رسید و منتظر تصویب نهایی آن هستیم.»

دبیر کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس بعید می‌داند این طرح در صحن علنی مجلس تصویب نشود: «با توجه به این‌که این طرح رأی موافق ٧۵‌درصد نمایندگان را به همراه داشت، به نظر می‌رسد در صحن علنی مجلس هم تصویب شود و مخالفتی با آن نشود.» به گفته رحیمی، روز گذشته تنها کلیات و فوریت این طرح تصویب شد و هنوز بر سر جزییات آن بحث‌هایی وجود دارد: «ما هنوز با ستاد مبارزه با مواد مخدر، نیروی انتظامی و قوه قضائیه بر سر جزییات این طرح مذاکراتی داریم و قرار است تا زمانی که طرح به‌طور نهایی تصویب شود، این جزییات هم بررسی شود.» او تأکید کرد: «این طرح اکنون در اختیار کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس قرار گرفته تا با مرکز پژوهش‌های مجلس بررسی‌های لازم درباره آن صورت گیرد و سپس به صحن علنی مجلس داده شود. این روند هم دو تا سه ماه طول می‌کشد.»

بر اساس اعلام رحیمی، در صورتی که این طرح به صورت نهایی تصویب شود، دیگر مجازات اعدام تنها برای «قاچاقچیان و باندهای مسلح مواد مخدر» اجرا می‌شود و کسانی که حمل‌کننده جزئی مواد مخدر هستند یا آنهایی که در شرایط خاصی ناچار به قاچاق شده‌اند، به حبس‌ ابد یا حبس با شرایط سخت محکوم می‌شوند.

 

 

یکی از دختران شین‌آبادی گفت که نزدیک به دو سال است هزینه‌ای بابت درمان ما به بیمارستان‌ها پرداخت نمی‌شود. ما هرهفته به تهران می‌آییم اما روند درمان بسیار کند پیش می‌رود و مثل بیماران عادی با ما برخورد می‌کنند. حتی وعده دادند ما را برای ادامه درمان به خارج از کشور می‌فرستند اما این وعده هم عملی نشد. همه خواسته من این است که یا ما را به خارج بفرستند یا هزینه درمانمان را بدهند تا زودتر خوب شویم.

bigtheme
all right reserved for Mukrian news Agency Designed by Mukrian IT Team Powered by Wordpress - 2014 - 2016