گزارش ویژه

موکریان – او چه باید می‌کرد تا چرخ زندگی به کامش بچرخد؟ چه شرایطی را باید فراهم می‌کرد تا دنیا به کامش شیرین می‌شد؟ «لیسانس ریاضی محض» گرفت و به دنبالش «فوق لیسانس برنامه‌ریزی شهری» را دریافت کرد و حتی توانست در آزمون دکترای سال  ۹۵ رتبه 12 کشوری را کسب کند. از همه این‌ها گذشته ورزشکار است و عضو تیم کشتی شهر مریوان  هم است. یک جوان پایتخت نشین با داشتن هر کدام از این‌ها -و گیریم با کمی چاشنی شانس یا رابطه- طبعاً می‌توانست جایگاهی برای خود دست و پا کند؛ اما کیلومترها دورتر از پایتخت و در شهرستانی مرزی، او با همه این‌ها کاری از پیش نبرده و نتوانسته چرخ روزگار را بر وفق مراد خود بچرخاند. دلمان می‌گیرد وقتی می‌بینیم همه این افتخارات برای جوان 27ساله مریوانی هیچ گشایشی به همراه نداشته و او همچنان مجبور است برای گذران زندگی در کوه های صعب العبور کولبری کند.  ورود اجناس قاچاق از مرز حکایت تلخی است که هرچند وقت یک بار نیز با سقوط مرگبار از کوه های سخت و مرگ چند نفر از این کولبران تلخ‌تر هم می‌شود.  تصویر جوان کولبر 27 ساله که با وجود تحصیلات عالی و کسب رتبه 12 آزمون دکتری برای تأمین هزینه‌های زندگی‌اش کولبری می‌کند، بسرعت برق در فضای مجازی منتشر شد. «باقر احمدی» همراه با ده ها کولبر(که در میان آنها از نوجوان 14، 15 ساله تا پیرمرد 70 ساله دیده می‌شوند) اجناس قاچاق را به گرده می‌گیرد و صخره‌های سخت و بلند را پشت سر می‌گذارد تا نانی به کف آورد.  هر چند  وقتی فهمید قرار نیست تحصیلات و تخصص گره گشای گره کور معیشت و زندگی‌اش باشد، برای تأمین هزینه‌های زندگی به جمع کولبران پیوست.

 
آرزویی که برآورده نشد

 
باقر احمدی فرزند دوم و تنها پسر خانواده است. در یکی از روستاهای اطراف مریوان به دنیا آمده اما چند سالی است همراه خانواده در محله فرمانداری مریوان زندگی می‌کند. باهوش بود و از کودکی استعداد بسیاری در تحصیل داشت. بسرعت می‌آموخت و در کنار کمک به پدر در کشاورزی، درس را نیز با جدیت و نمره‌های خوب ادامه می‌داد. او از کودکی و موفقیت‌های تحصیلی‌اش این‌ گونه می‌گوید: تنها پسرخانواده بودم و به پدرم در کشاورزی کمک می‌کردم. از دوران ابتدایی علاقه زیادی به ریاضی داشتم و همیشه بهترین نمره‌های کارنامه‌ام نمره ریاضی‌ام بود. با علاقه زیادی که به درس داشتم و توصیه پدرم که می‌گفت باید درس بخوانی تا بتوانی آینده روشنی داشته باشی، تحصیلاتم را تا دیپلم در مریوان ادامه دادم و با توصیه معلم‌ها برای ادامه تحصیل در دانشگاه سنندج رشته ریاضی محض را انتخاب کردم. علاقه زیادی به دنیای بیکران ریاضی داشتم و هرچه از تحصیلم می‌گذشت بیشتر می‌فهمیدم که رشته مورد علاقه‌ام را پیدا کرده‌ام. در ادامه رشته برنامه‌‌ریزی شهری همان چیزی بود که می‌خواستم. همیشه دوست داشتم برای شهرم کاری بتوانم انجام بدهم و مهم ترین نکته برای ساماندهی شهر برنامه‌ ریزی مناسب است. دغدغه همیشگی من ساماندهی شهرم بود. اینکه می‌توانستیم با ایجاد فضای سبز مبلمان شهری را تغییر بدهیم و روح تازه‌ای به کالبد شهر بدهیم. همین علاقه باعث شد تا پس از فارغ‌‌التحصیلی در مقطع کارشناسی برای ادامه تحصیل رشته برنامه‌ ریزی شهری را انتخاب کنم و در دانشگاه باهنر کرمان پذیرفته شدم. با شوق زیاد درس می‌خواندم و تنها آرزویم این بود در جایی مشغول به کار شوم که بتوانم به شهرم خدمت کنم. در این مدت تأمین هزینه‌های تحصیل برای من سخت بود و این هزینه‌ها را گاهی با کمک‌های پدر یا گاهی با کارگری تأمین می‌کردم. در کنار تحصیل چندین مقاله در زمینه مبلمان شهری و فضای سبز نوشتم و آنها را به شهرداری و شورای شهر دادم. سال 95 فارغ‌‌التحصیل شدم و بازهم تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم. در کنکور دکتری شرکت کردم و با کسب رتبه 12 در رشته برنامه‌ ریزی شهری قبول شدم. اما این ابتدای راه بود و باید مرحله مصاحبه را پشت سر می‌گذاشتم. متأسفانه وقتی برای مصاحبه به چند دانشگاه از جمله دو دانشگاه در تهران آمدم اعلام کردند نمی‌توانند مرا بپذیرند. اولویت اول آنها دانشجویان خودشان بود و با اعمال سلیقه اجازه ندادند تا تحصیلاتم را ادامه بدهم.
وی از روزهای سخت پس از فارغ‌‌التحصیلی گفت و ادامه داد: مرحله سخت زندگی من آغاز شد. دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم، اما با وجود کسب رتبه خوب هیچ دانشگاهی مرا نپذیرفت. از طرف دیگر برای تأمین هزینه‌های زندگی دنبال کار بودم اما هرجا که رفتم با در بسته مواجه شدم. به شهرداری و فرمانداری مراجعه کردم اما با وجود تحصیلات مرتبط آنها اعلام کردند نیروی کار نیاز ندارند. به استانداری مراجعه کردم ولی آنها گفتند نمی‌توانند نیرو جذب کنند. این وضعیت تنها برای من نبود و بسیاری از جوانان کردستان به همین دلیل بیکار هستند. متأسفانه درحالی که برخی در دستگاه‌های دولتی چند شغله هستند بسیاری از جوانان از بیکاری رنج می‌برند. بیکاری با روحیه یک جوان کرد سازگاری ندارد و به همین دلیل برخی از آنها به ناچار مسافرکشی یا کارهای متفرقه می‌کنند و برخی دیگر نیز با کولبری هزینه‌های زندگی‌شان را تأمین می‌کنند. من هم مدتی بیکار بودم اما دیگر نمی‌توانستم به این وضعیت ادامه بدهم، همین بود که از 9 ماه قبل به جمع کولبرها اضافه شدم. آن روزها به دلیل علاقه‌ای که به کشتی داشتم وارد این ورزش شدم و کشتی می‌گرفتم و به دلیل فیزیک بدنی خوبی که داشتم مربی‌ام آینده خوبی را به من وعده می‌داد اما مجبور شدم ورزش را هم رها کنم.

 
لقمه نانی به قیمت جان

 
نیمه‌های شب سکوت کوهستان با صدای نفس‌های کولبرانی که مسیر سنگلاخی را بالا می‌آیند شکسته می‌شود. فریاد افتادن یکی از آنها از بالای صخره‌ای بلند صدایی است که گوش‌ها به آن عادت کرده است. ترس از کمین نیروهای مرزبانی و نرسیدن محموله به مقصد همراه همیشگی آنها است. باقر از این ترس‌ها و لحظات تلخی که هر بار با افتادن یکی از کولبرها تجربه می‌کند این‌گونه می‌گوید: در منطقه اورامانات بسیاری از جوانان که مثل من بیکار هستند کولبری می‌کنند. در میان آنها نوجوان 14، 15ساله تا پیرمرد 90ساله به چشم می‌خورند و هر یک به توانایی جسم‌شان بار را بر دوش گرفته و مسیر کوهستان را طی می‌کنند. بیشتر اجناسی که حمل می‌کنیم کفش، کنترل تلویزیون و پوشاک و منسوجات است و بعد از گذشتن از مرز کوهستانی آنها را به صاحبان بار تحویل می‌دهیم.
برای هر کیلو بار 5 هزار تومان می‌گیریم با عبور از مرز وارد خاک عراق شده و بار را به پشت می‌بندیم و مسیر کوهستانی و صخره‌های بلند را در پیش می‌گیریم تا وارد خاک ایران شویم. در این میان گاهی اوقات در کمین نیروهای مرزبانی گرفتار می‌شویم و باید محموله را تا پاسگاه که در ارتفاع قرار دارد حمل کنیم و به مأموران تحویل بدهیم. هیچ ضمانتی برای محموله‌های قاچاق وجود ندارد و اگر در کمین مأموران گرفتار شویم باید بار قاچاق را به آنها تحویل بدهیم تا آنها ما را رها کنند. معمولاً محموله‌هایی که تا 30 کیلوگرم وزن دارند را حمل می‌کنم تا بتوانم از مسیر باریک کوهستانی عبور کنم. کار ما از نیمه‌های شب آغاز می‌شود و پس از عبور از کوهستان ظهر محموله‌ها را به صاحبان آنها در خاک ایران تحویل می‌دهیم. بارها شاهد سقوط کولبران و مرگ دلخراش آنها بودم. امسال 5نفر از کولبرها از کوه پرت شدند و کشته شدند و یک نفر از آنها نیز با تیری که خورد، مجروح شد.
وی ادامه داد: دراینجا کولبرها به قیمت جان خودشان نان بر سر سفره می‌برند و این واقعیت تلخی است که وجود دارد. خانواده‌ام بارها با کار من مخالفت کرده‌اند اما چاره‌ای ندارم. یکی از روزها وقتی همه کولبرها از کوه بالا می رفتیم از خودم و آنها عکسی به یادگار گرفتم و آن را برای پسردایی‌ام فرستادم. چند روز بعد در کنال تلگرام مریوان عکس خودم را دیدم و متوجه شدم پسردایی‌ام این عکس را در این کانال قرار داده است.
پس از انتشار این عکس بود که بسیاری متوجه شدند من فارغ‌‌التحصیل کارشناسی ارشد هستم و در کنکور دکتری نیز پذیرفته شده بودم. برخی می‌گفتند ممکن است انتشار این عکس برای من دردسرساز شود اما این موضوع برای من اهمیتی ندارد زیرا کولبری واقعیت تلخی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. نمی‌خواهم به این فکر کنم که با وجود تحصیلات عالی نمی‌توانم برای شهرم و مردمم مفید باشم.

 

 

٭ایران

موکریان ــ دارهاي قالي را رها کردند و شال‌هاي رنگارنگ کُردي را پيچيدند دور کمرشان تا مثل بيست و چند روز گذشته در اعتراض به بيکاري همسرانشان در مقابل معدن تجمع کنند. اميدشان اين بود که شايد کارفرما بالاخره صداي خانواده‌هاي کارگران بيکار‌شده را بشنود و فکري به حال آنها کند.

 

موکریان ــ اشاره: کولبری این‌روزها شبه‌شغل در دسترس مردمان مرزنشین غرب کشور است. با این حال روایت و سخنان نماینده اسلام‌آباد غرب پرده از ماجرای عجیبی برمی‌دارد. اینکه قاچاقچیان دفترچه مرزی کولبران را ٢٠‌ هزار تومان می‌خرند و با مجوز آن کامیون کامیون کالا وارد می‌کنند. جمع دفترچه کولبران یک روستا شاید برای آنها رقم ناچیزی شود اما دلالی پس ماجرا رقمی انبوه را برای قاچاقچیان رقم می‌زند. 

موکریان ــ هنوز زخمهای فاز اول پارک جنگلی قلە ایمام شهرستان مریوان التیام نیافتە است کە در فاصله ی 1 کیلومتری شهر کانی دینار در جنگلهای بکر “تپە بناوان” چند روزی است ماشین آلات شهرداری دوبارە مشغول تخریب جنگلها هستند.

 

موکریان ــ کولبری، متداول ترین شغل غیررسمی در غرب کشور است و این روزها تصاویری در فضای مجازی می‌بینیم که عمق فاجعه را بیش از پیش آشکار می‌کند؛ این تصاویر یک پدیده اجتماعی تلخ را به نمایش می‌گذارند، پدیده‌ای به نام کولبران تحصیل‌کرده.

موکریان ــ درمناطق آزاد «تجاري و صنعتي» علاوه‌بر صادرات و واردات، سرمايه‌گذاري نيز انجام مي‌شود.كولبران به‌صورت قانوني و رسمي جزو كارمندان مناطق آزاد محسوب مي‌شوند.

موکریان – طلاق پديده اي است که بر تمامي جوانب جمعيت يک جامعه اثر می‌گذارد، زيرا از طرفي بر کميت جمعيت اثر می‌نهد، واحد مشروع و اساسي توليد مثل يعني خانواده از هم می‌پاشد، از طرف ديگر بر کيفيت جمعيت نيز اثر می‌گذارد. زيرا موجب می‌شود فرزندانی محروم از نعمت‌های خانواده تحويل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی يک جامعه‌اند. بنابراين آسيب اجتماعی ناشی از اين اقدام نه تنها متوجه اعضا خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آينده می‌شود. به واسطه همین امر، سازمان ثبت احوال در کنار درج دو واقعه مرگ و میر و ولادت به ثبت آمار ازدواج و طلاق‌های جاری سالانه می‌پردازد و این آمارها به عنوان منبع بررسی‌های کارشناسی توسط صاحب نظران و محققان مورد بهره‌برداری واقع می‌شوند.
بر اساس این آمار، شاهد افزایش ۲٪ طلاق و کاهش ۱۳.٥٪ ازدواج در سال ۹٤ بوده‌ایم. تعداد ۱٦۷٥۳ ازدواج و ٤۰۰۹ طلاق در استان ثبت شده است که از این آمار، تعداد ۳۱۷۷ طلاق مربوط به مناطق شهری و تعداد ۸۳۲ طلاق مربوط به مناطق روستایی می‌باشد. به نقل از اداره ثبت احوال استان کردستان، میانگین سن ازدواج در مردان ۲۸.۳۳ و در زنان ۲۳.۸۸ می‌باشد. همچنین میانگین سن طلاق در مردان ۳۳.۷٤ و در زنان ۲۳.۷٦ می‌باشد. میانگین طول مدت ازدواج در کشور ۸.۳ و در استان ٦.۱ می‌باشد.
لازم به ذکر است که بر اساس آمار، کمترین طلاق در شهرستان سروآباد با تعداد ۹٤، و بیشترین طلاق در شهرستان سنندج با تعداد ۱۲۲۹ انجام شده است.
که از این میزان، تعداد ۳۰ مرد و ٥٦۷ زن، افراد کمتر از ۱۹ سال هستند.
همچنین می‌توان گفت امید به زندگی در مردان بالای ٥۰ سال بیشتر از زنان می‌باشد که آمار ازدواج در این سن به تعداد ٤۹٥ مرد و ۱٦۹ زن ثبت شده است. بر اساس آمار بالای طلاق، هر چه ديدگاه ما در زمينه بررسي طلاق فنی‌تر باشد احتمال کاهش بحران و يافتن راه حل‌های منطقي و مؤثر براي آن، بيشتر خواهد بود. طلاق و علت‌های بروز آن و راهکارهای پیشگیری از آن، موضوعي است که با منوچهر رعدی کارشناس مسئول معاونت پیشگیری بهزیستی استان، دکتر امید مرادی و دکتر هادی نقدی متخصصین مشاوره خانواده ترتيب داده‌ايم که از ديده می‌گذرانيد.
رعدی با بیان اینکه طلاق عارضه‌ای است که هم علت و هم معلول بسیاری از مشکلات در جامعه است، افزود: “خانواده مانند سلول‌های زنده جامعه‌ است. با مرگ هر سلول، سیستم ایمنی جامعه ضعیف می‌شود و درنتیجه جامعه آسیب‌پذیرتر می‌شود. با توجه به اینکه بررسی شرایط و معیارهای ازدواج، کلیدی‌ترین مساله در ازدواج است، میتوان به مسائلی از قبیل خیانت، مشکلات اقتصادی و بیکاری، دخالت اطرافیان، عدم شناخت لازم در ازدواج، ازدواج‌های اجباری در سن کم، الگوبرداری‌های اشتباه و… به عنوان عمده‌ترین دلایل طلاق اشاره کرد”.
همچنین دکتر مرادی طلاق را نتیجه عوامل بسیاری از جمله عدم شناخت افراد در زمان ازدواج، عدم درک ماهین ازدواج و زندگی مشترک، عدم شناخت ویژگی‌های اجتماعی لازم برای زندگی مشترک معرفی کرد. و عنوان کرد: “تاثیرات طلاق بسته به مسائل فرهنگی اجتماع و مراحل ازدواج متفاوت می‌باشد. گاهی با زوج‌هایی روبرو می‌شویم که دارای فرزند هستن. در مسئله طلاق، خارج از تاثیرات مادی و اجتماعی، فرزند دچار معضلات شدید می‌شود. فرزند در مدت طلاق، تحت نظر تربیت متعارض قرار می‌گیرد، مهارت‌های لازم را برای زندگی بعدی پیدا نمی‌کند و الگوی مخرب و منفی تربیتی برای او ایجاد می‌شود. در نتیجه فردی ناسالم به جامعه تحمیل می‌شود که ازدواج نسل بعد را دچار مشکلات مشابه می‌کند. طبیعتا هرچه تعداد افراد اینچنین بیشتر باشد، تاثیر نقش منفی خانواده را بر اجتماع بیشتر مشاهده می‌کنیم”.
در گذشته طلاق امری قبیح و مایه سرشکستگی خانواده‌ها بود، در حالی که امروزه یکی از اتفاقات هر چند ناخوشایند اما تقریباً عادی در خانواده‌هاست. دلیل این نگاه متفاوت، تغییر در نوع نگرش مردم جامعه و در ادامه تغییر در ارزش‌ها و هنجارهای افراد جامعه است.
دکتر نقدی طلاق را جدای از دلایل خانوادگی، اجتماعی، مسائل فرهنگی، علل روانشناختی، نتیجه مساله تغییر ارزش‌ها و آگاهی‌ها عنوان کرد. همچنین افزود: “آگاهی از دو سو زمینه‌ساز طلاق می‌باشد: اول شامل افرادی است که به حقوق خود آگاه نیستند. مهارت‌های حل مساله و مهارت‌های زناشویی را نمی‌شناسند. دوم، افرادی هستند که اتفاقا بسیار آگاه هستند. به خودآگاهی‌ای می‌رسند که تحمل بسیاری از مسائل مانند گذشته برایشان راحت نیست. با نزدیکتر شدن بیشتر زوجین، تمایزات و تفاوت‌های بیشتری نمایان می‌شود. آگاهی، باعث ایجاد دنیای ارزشی می‌شود. دنیای ارزشی میزان سازگاری را از طریق نگاه ما به خود، به جامعه، به رابطه و به لذت خوشبختی، تحت تاثیر قرار می‌دهد. زمانی كه در چهارچوب ارزش‌ها صحبت می‌کنیم، با مساله فردیت یافتگی روبرو هستیم. که تاکید بر نیازهای خود، تاکید بر لذت طلبی، ارزش
نبودن مساله ایثار در روابط زناشویی، مانند کلیدی‌ترین محور تغییرات خود را نشان می‌دهد. ارزش‌ها، ارزش‌هایی فردمدارانه و لذت‌جویانه است. تمرکز بیشتر بر نیازهای خود می‌باشد و کمتر در قید کنترل‌های اجتماعی هستند و این کنترل‌ها نمی‌تواند مهاری برای نگهداری زوج در کنار هم باشد”.
آسیب های اجتماعی بعد از طلاق موضوعی نگران کننده است که هنوز تحقیقاتی برای شناسایی دقیق این مشکل آغاز نشده است.
رعدی در رابطه اثرات طلاق بر اجتماع عنوان کرد: “در مساله طلاق، فرد مطلقه وارد شرایط جدید و متفاوت باگذشته می‌شود و در نوعی تعارض قرار می‌گیرد. روبه‌رو شدن فرد با مساله طلاق، باعث ایجاد حس تقصیر، افسردگی، پرخاشگری، تصمیم به ازدواج دوباره، ناامیدی، دید منفی به جنس مخالف و… می‌شود. طلاق همچنین باعث پسرفت اجتماعی، دور شدن جامعه از اهداف بلندمدت خود و تحمیل هزینه‌های اضافه بر جامعه می‌شود”.
همچنین دکتر نقدی در رابطه با آثار طلاق بر فرزندان و جامعه عنوان کرد: “طلاق برای زوجین دارای فرزند، مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند. تعارضات والدین قبل از طلاق و تاثیر آن بر کودک، مساله عدم ارزشمندی، مساله حمایت و وجود حامی، اعتمادبه‌نفس در ارتباطات، مشکل در ایجاد رابطه با والدین دیگر کودکان، مشکل در ارتباط برقرار کردن با خانواده‌های والد، عدم احساس جایگاه مناسب و… از آثار مخرب طلاق بر فرزندان می‌باشد. همچنین به دلیل کاهش کنترل فرزندان از جانب خانواده و عدم مدیریت رفتاری فرزندان، کمبود احساس احترام به خود، فقر مالی فرزندان طلاق، می‌توان گفت که فرزندان طلاق به نسبت دیگر کودکان، بیشتر درگیر مسائل بزه‌کارانه می‌شوند”.
دکتر مرادی در رابطه با طلاق و نقش مشاورین در کاهش و پیشگیری از آن عنوان کرد: “مشاور طلاق سعی در کاهش و انصراف زوجین از تصمیم طلاق و انجام فرآیندهای درمانی بعدی است. بحث طلاق اگر مانند سرطان در جامعه درنظر گرفته شود، زمانی که به دامنه آخر می‌رسد و هیجانات افزایش می‌یابد، قطع ارتباط صورت گرفته و زوجین مدت‌ها قبل به طلاق فکر کرده‌اند، در حالت بدخیم قرار می‌گیرد و مشاوره در کاهش آمار طلاق موفقیت‌آمیز نمی‌باشد اما افراد نقش خود را در فرآیند طلاق می‌شناسند و برای رفع مشکلات فردی در ازدواج بعدی تلاش می‌کنند”.
روند افزایش طلاق در کشور ما طی سال‌های اخیر سیر صعودی داشته و هر ساله آمار نگران‌کننده‌ای از میزان طلاق منتشر می‌شود. به همین دلیل، طرح‌های مختلفی از سوی مسئولان دستگاه‌های مرتبط برای مهار روند فزآینده طلاق ارایه شده است که بسیاری از این طرح‌ها به ارایه خدمات مشاوره و روانشناختی قبل و بعد از ازدواج اشاره دارند.
رعدی در این زمینه اشاره کرد: “دولت در راستای آسیب‌های ناشی از طلاق، اقدام به آموزش زوجین درصدد ازدواج در گروه‌های سنی مشخص شده به عنوان گروه هدف، توسط سازمان بهزیستی کرده است.
البته انتظار می‌رود دولت با تقویت ان.جی.او های مردم نهاد، و حمایت مالی، روحی و روانی از زنان مطلقه و فرزندان طلاق، به عنوان افراد آسیب‌پذیرتر و در جهت کاهش آسیب‌های این معضل، اقدامات جدی‌تری انجام دهد”.
دکتر نقدی ضمن اشاره به مساله پیشگیری از ازدواج‌های نامناسب به عنوان راهکار کاهش طلاق، افزود: “برگزاری دوره‌های مهارت‌های حل مساله، حل تعارض، مهارت‌های کنترل خشم، جهت سازمان‌دهی خانواده و شکل‌دهی سازمان خانواده، تمرکز بر ازدواج‌ها و اجباری کردن مشاوره قبل از ازدواج، می‌تواند در روند کاهش آمار طلاق تاثیرگذار باشد.
همچنین به دلیل اینکه بیشترین طلاق‌ها در پنج سال اول ازدواج صورت میگیرد، توصیه میکنم در این مدت تولد اتفاق نیافتد”.
دکتر نقدی همچنین ضمن تشکر از وزارت ورزش و جوانان کشور و استان برای ایجاد جلسات مشاوره قبل از ازدواج افزود: “متاسفانه بیشتر کسانی که در حوزه مشاوره خانواده فعالیت دارند، تحصیل کرده در رشته مشاوره خانواده نیستند. مشاوره قبل از ازدواج بحث پیشگیری و راهنمایی است نه بحثی مداخله‌ای”.

 

 

٭شرق

موکریان – با گذشت سال 95 با آن همه سختی و مشقتی که برای ملت ایران به همراه داشت کسی فکرش را هم نمی‌کرد که 96 با سیل و شمار کشته شدگان به همراه باشد اما آنچه که مشخص است سالی که نکوست از بهارش پیداست.

 

 

موکریان ــ کمال حسینی: اکنون خشونت عریان در شهرهای شخم خورده شرناخ و نصیبین، کودکان بی‌جان جنگ، زنان زخم خورده ایزدی، ویرانه‌های حلب و موصل، بوران مرگ کولبر مرز و مین‌زده‌ مریوان و سردشت، خُشکیدن سه‌گانه‌ی امنیت، آزادی و رفاه در پی بی‌تدبیری‌ مداوم و تورم پلشتی‌های جنگ در خاورمیانه کنونی نه تنها مایه آزار نیست، بلکه به بخش وجودی زندگی روزمره کوردها تبدیل شده است. و از این بسی بیشتر؛ احساس یگانگیِ ساکنان جغرافیای نفرین شده خاورمیانه با جنگ و ناآرامی نه تنها اذهان را به سمت گونه‌ای از کرختی و انفعالی راه برده است که؛ آن را بخشی از تقدیر مقدر خود قلمداد می‌کند. سوال‌هایی از این دست که؛ آیا ترسیم نقشه خاورمیانه بر بستر خاکستر ویرانه‌های امپراتوری عثمانی عامل اصلی این تاخر تاریخی خشونت عریان بوده یا ذهنیت ساکنان آن، یا مدل دولت-ملت‌هایی که رهآورد تجویز استعمار بودند، در عین حال که می‌توانند بارقه‌هایی از حقیقت را در خود مستتر دارند، اما ناظر به نگاه پیشینی به تاریخ و سیاست می‌باشند. نمی‌توان از فرهنگ بنیادگرایانه و متصلب در ذهنیت فرهنگی-تاریخی سخن نگفت، نمی‌توان از بذرهای نفرت پیشین سخن نگفت، و نیز نمی‌توان مدل سرکوبگرانه و عاری از روح تسامح و پذیرش دموکراتیک دولت را از قلم انداخت.
اما چگونه می‌توان وضعیت کنونی را آنگونه که هست، با نگاهی معطوف به آینده، توضیح داد؟ سوریه و عراق به عنوان کانون تعیین‌کننده نقشه آینده خاورمیانه، خود در چنبره سیاست‌های جهانی و اقلیمی گرفتار آمده‌اند، بده بستان قدرت‌ها در اوکراین می‌تواند به نبردی در حلب خاتمه بخشد یا استقرار موشک در بخشی از خاک اروپا، به اقدامی مشابه در عراق یا سوریه منجر شود. در تصویری دیگر؛ روح عدم پذیرش تاریخی ِمیان سنی‌ها و شیعیان به بهترین وجه خود را در پیدایش داعش و داعش‌هایی که در آینده نیز متولد می‌شوند، متبلور کرده و کوردها نیز در این میانه می‌رود که تاریخ تراژیک خود را اینباره مجددا با سیمایی کُمیک مجددا تکرار کنند. این تصویر یادآور همان چرخه معیوبی است که در تمام طول تاریخ مدرن خاورمیانه و کوردها، همواره تکرار شده است. این چشم‌انداز یاس‌آلود باعث شد برای شماره آخر ده‌نگی کوردستان در سال 1395 تلاش کنیم تا؛ در گفت‌وگو با آرمان سلیمی/ پژوهشگر مسائل خاورمیانه، افشین غلامی/ وقایع‌نگار جنگ و نوید قادری/ دانش‌آموخته روابط بین‌الملل، تحلیل و چشم‌انداز روشنی از حال و آینده کوردها در خاورمیانه پیش‌روی شما نمایان سازیم:

موکریان ــ  (کولبران بیمه مى شوند) این خبر سراسر تناقض را مى‌خوانم، دوباره مى‌خوانم تا بفهمم دقیقا نمایندگان مجلس در پى چه هستند؟ تکلیفت با این تیتر و خبر معلوم نیست، خوشحال می شوی که کولبران مرزهایت بیمه مى‌شوند؟ دربرابر سرما؟ در برابر بهمن؟ در برابر بارهاى هزار کیلویى؟ دقیقا در برابر چه بیمه مى‌شوند؟ بیمه کدام دردشان را درمان مى‌کند؟ از دوش کدامشان بارهاى قاچاق را برمى‌دارد؟ نوجوانى و جوانى کدامشان را باز مى‌گرداند؟ اصلا تعریف شغلى این «کولبر» چیست که بتوانیم برایش بیمه رد کنیم؟ اصلا کولبر را چه به بیمه؟ برف و کوهستان با او مهربانتر است تا کاغذهاى اداره تامین اجتماعى. راستى قرار است کولبران را تامین اجتماعى بیمه کند؟ یعنى قرار است اگر زنده ماندند از بوران و بهمن و بار، بازنشستگى بگیرند؟ داستان بیمه کولبران دقیقا مانند این است که خاکستر سوخته پلاسکو را بیمه کنیم. نوشدارو براى سهراب! نمک‌پاشى بر استخوان لاى زخم، آخر کولبر را چه به بیمه؟ بیمه شاید در مرکز پایتخت حق اولیه هر کارکنندەاى باشد اما از مرکز که دور مى‌شوى جزو امکانات لوکسى دستەبندى مى شود که حتى تلفظ درستش هم سخت می‌شود گاهى. درد کولبرها با بیمه درمان نمى شود،همانطور که ماکت پدر هم نمى‌تواند درمان درد فرزند آتش‌نشان باشد.

موكريان – (برگردان به فارسي فرياد شكاري*): کمیساریای عالی حقوق بشر روز جمعه ١٠ مارس گزارشی در مورد ادعاهای مربوط به تخریب گسترده، کشتار و دیگر نقض های حقوق بشری انجام شده از جولای ٢٠١٥ تا دسامبر ٢٠١٦ در جنوب شرقی تركيه (کردستان) منتشر کرد که از طریق عملیات های امنیتی دولت ترکیه انجام گرفته و در آن حدود ٣٠ شهرک و شهرهای مجاور آن ها متاثر شده اند و بین ٣٥٠ هزار تا نیم میلیون نفر که اکثریت آن ها کُرد می باشند، آواره شده اند.

موکریان ــ محمد كه از صحرا برگشت دل توي دلش نبود كه باز هم مي‌تواند «ژيكال» را ببيند يا نه. پيغام داده بودند كه حال زنش خوب نيست. اين بود كه برادرش جاي او ايستاد تا محمد به روستا برگردد. چوپان بود. ٨٠٠ راس گوسفند را ٩ ماه آزگار در كوه و صحرا مي‌چراند. يك روز در ماه مي‌توانست پايين بيايد و خانواده‌اش را ببيند. حالا ١٥ روز نشده آمده بود ببيند چه بر سر زنش آمده. پاييز بود و باران سيل‌آسا امان نمي‌داد. در خانه را كه باز كرد مادرش سراسيمه دويد طرفش كه اهالي او را برده‌اند بيمارستان. ژيكال بعد از سه روز دل‌درد و تب و لرز شديد وقتي به بيمارستان پيرانشهر رسيده بود دكترها گفته بودند آپانديسش پاره شده و بايد عمل شود. آفتاب ديگر پشت كوه‌هاي كلالين پايين رفته بود. باد سردي كه از قله كوه بلند شده بود محكم توي صورتش خورد. «دست خالي كه نمي‌شود. ماندم تا با پول بروم.» اين را مادر محمد گفته بود. معلوم نبود قطره‌هاي باران بود يا اشك؛ اما قطره قطره از روي گونه‌اش سر مي‌خوردند پايين… .

bigtheme
all right reserved for Mukrian news Agency Designed by Mukrian IT Team Powered by Wordpress - 2014 - 2016