مقاله ها

موکریان ــ چکیده: آيا سياستي براي پايان‌دادن به بداخلاقي‌هاي سياسي در کشور وجود ندارد؟ شايد اگر همان روز که احمدي‌نژاد در مناظره و پخش زنده تلويزيوني به آيت‌الله هاشمي و خانواده‌اش اشاره کرد و با ديگران نيز برخورد مشابهي داشت، فرصت غنيمت بود تا جلوي افترازدن‌ها گرفته شود يا اگر موضوع صحت دارد، برخورد قضائي اتفاق بیفتد.

موکریان ــ چکیدە: یکی از شهروندان کرمانشاهی با گوش‌های شکسته و سینه‌ای ستبر که بلیت‌به‌دست و ناامید جلوی در ورودی ورزشگاه ایستاده بود، گفت: «بلیت را چند روز پیش از سایت خریداری کردیم؛ اما این‌طور که پیداست، همه داخل هستند به‌جز آنهایی که بلیت تهیه کرده‌اند».

موکریان ــ چکیدە: به‌طورکلی هنر رقص ریشه ‌آیینی دارد. در تمام جهان و به‌ویژه در شرق که زادگاه آیین‌ها و دین‌های بزرگ است، بدون تردید رقص و سماع پایه و عنصر اصلی است و اولین چیزی که رقصندگان از طریق این حرکات رازورانه جستجو می‌کنند به شیوه‌ای مافوق عادی و به شکل تصویری، رابطه جدید، نیرومند و نمادینی است که با ایزد و جهان ماوراء طبیعت برقرار می‌کنند.

هرگونه توضیح درباره شکل، معنا و کارکرد اجتماعی « هەڵپەڕکێ » نیازمند مقدمه‌ای است کوتاه. بهتر است در آغاز مطلب درباره‌ی بار منفی کلمه رقص و رقصنده در فرهنگ سنتی ایران، اندکی توضیح دهم و یادآوری کنم این برخورد نادرست علاوه بر تعریف و تأثیر فرهنگ بدوی، بیشتر از سیاست صفویه و فرهنگ آن ریشه می‌گیرد. هر کتاب این دوره را که ورق بزنید چیزی جز این نخواهید یافت. مثلاً «شاردن» در سفرنامه مفصلش به اصفهان، آشکارا می‌گوید در زمان اقامتش در شهر اصفهان، به چشم خود دیده است که اگرچه شاه‌عباس شخصاً دارای بهترین گروه‌های رقص و موسیقی بوده است اما متأسفانه همه رقصنده‌ها، نمایشگران، عروسک‌گردانان و تمام کسانی که کار هنر و فرهنگ انجام می‌دادند، بیرون از دایره‌ فرهنگ رسمی قرار داشتند؛ رقصی نیز که هم‌اکنون در ایران به‌طور فردی اجرا می‌شود و اغلب جوانان در جشن‌ها و عروسی‌ها و کلیپ‌ها می‌رقصند (و گاه انسان شرم می‌کند از دیدن آن‌ها، به‌خصوص زمانی که می‌بیند بعضی از مردان از سر جهل و غریزه، رقص‌هایی می‌کنند که بر اساس تحرک و شور و عرضه‌ی بعضی از اندام‌های زنانه برای جلب مشتری است) از همان‌جا می‌آید. در زبان مطربی اصطلاحاً به این رقص «دیناش ناش» می‌گویند که از همزیستی اجباری رقصندگان با روسپی‌ها می‌آید و متعلق به آن دوره‌ی نکبت‌بار است. این ظلمی است که ناروا و اشتباهی به هنر رقص رفته است، زیرا در اصل هنر رقصیدن این‌گونه نبوده است. اساس این شبه رقص که متأسفانه باقی‌مانده آن در بسیاری از محافل مرفه و غیر مرفه شهری هنوز دیده می‌شود و حتی بخش‌هایی از آن به شادکامان و پای‌کوبان «آن‌سوی آب‌ها» هم رسیده است، دقیقاً بر این مبنا و سوابق تاریخی است و این از ریشه، با تعریف و فرهنگ و نشانه‌هایی که ما از رقص کردی می‌شناسیم در تعارض آشکار است: زیرا رقص کردی در اساس مفهوم دیگری دارد که بنده اندکی از معنای آن را در اینجا بازخواهم کرد. امیدوارم از این منظر که نگاه کنیم هرگونه سوءتفاهم نسبت به هنر رقص به‌طور اعم و رقص کردی به‌طور اخص از میان برخیزد. آن‌هایی که از منظر منفی به رقص نگاه می‌کنند فقط جلوه و منظر جسم را می‌بینند و همه می‌دانیم که جسم و روح بسیار به‌هم‌پیوسته‌اند و در رقص این شور و غلیان روح است که جسم را به نشاط و حرکت وامی‌دارد. روان‌پزشکی نیز این را ثابت کرده است. هنگامی‌که شما بیماری یا ناراحتی روانی دارید، اولین بازتاب آن بر روی جسم است که خود را نشان می‌دهد تا روان‌نژندی خود را آشکار کند.

موکریان – اشاره: قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات در ایران در سال ۱۳۸۷ به تصویب مجلس شورای اسلامی و در سال ۱۳۸۸ به تأیید نهایی مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید. این قانون در ابتدا با عنوان لایحه آزادی اطلاعات به مجلس شورای اسلامی تقدیم شده بود. این قانون به پیوست آیین نامه‌های اجرایی آن به دستگاه‌های اجرایی و دولتی مشمول قانون ابلاغ شده است. بر اساس آیین نامه ماده 8 این قانون هر شخص حقیقی یا حقوقی ایرانی می‌تواند درخواست خود برای دسترسی به اطلاعات را در برگه (فرم) مخصوصی که به تصویب کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات موضوع ماده (۱۸) قانون می‌رسد، به صورت برخط از طریق درگاه الکترونیک، پیشخوان دولت الکترونیک، پست یا مراجعه حضوری به واحد اطلاع‌رسانی مؤسسه درخواست شونده تسلیم کند. قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات به شهروندان و بویژه اهالی و دست اندرکاران رسانه که «اطلاعات» ابزار کار آن و دسترسی و انتشار اطلاعات شکل دهنده هویت ذاتی شغل آنان است این امکان را می‌دهد که با پشتوانه محکم قانونی، جست‌و‌جوگر و مطالبه گر اطلاعات مورد نیاز خود از مراجع دولتی و اجرایی باشند. با این حال این قانون برای کارآمدی بیشتر نیاز به اصلاحاتی هم دارد که امیرحسین وحدانی، مدرس دانشگاه به آن پرداخته است:

موکریان ــ اشاره: دوران اشغال فرانسه که سراسر جور و ستم، تنهائی، و مرگ و نابودی بود از نظر «سارتر» موجب آن شد که فرانسویان نسبت به‌سرنوشتِ معنویِ انسان در چنان شرائط و اوضاعی دانستگی پیدا کنند، و همراه با آن هر فردی توانست به‌آزادی و مسؤولیت خویش آگاهی یابد و به‌نام انسان‌های دیگر چنان سرنوشتی را نفی کند و به‌جای تسلیم شدن دست به‌قیام و طغیان زند.

آنچه در این صفحات از نظر خوانندگان می‌گذرد، مقاله‌ئی است که «سارتر» در سال ۱۹۴۴ به‌هنگام آزاد شدن فرانسه از اشغال نازی‌ها نوشته بود. وی در این نوشته مفهوم «اشغال» را که فرانسه طی جنگ جهانی دوم چهار سال تمام از آن رنج برد، از دیدگاهی نظری و آرمانی بررسی می‌کند، نگاره‌ئی از واقعیت تجربه شده را انعکاس می‌دهد که برای افراد عادی، در جاهائی که تجربیات مشابهی داشته‌اند هم آشنا و بیگانه می‌نماید، و هم واقعی و تحریف شده به‌نظر می‌رسد.

موكريان – چكيده:بارش برف و بارندگی‌های اخیر که منتج به حوادث تلخی گردید و اتفاق تلخ ساختمان پلاسکو و تصادف قطار و… را شاید بتوان حوادث تلخ نامید، اما هر کدام از اینها می‌تواند ریشه در ضعف یا سوءمدیریت و ناتوانی درکنترل آنها داشته باشد.

موكريان – چكيده: تجربه تاریخی نشان داده که ناسیونالیسم ضد استعماری سخاوتمندترین نسخه ملی گرایی و دارای بیشترین ظرفیت رهایبخشی است. دلیل اصلی آن هم این است که دیگری این ناسیونالیسم، نه موجودیتهای قومی و مذهبی و ملی دیگر، بلکه قدرتی استعماری است که جهان تحت سلطه را به بند کشیده است.


٢١ فوریه روز جهانی زبان مادری است. سازمان یونسکو در آخرین ماههای سده بیستم به منظور پاسداشت تنوع فرهنگی و زبانی جهان این نامگذاری را انجام داد.
فضای فکری که به تحقق این ایده یاری رساند، تحت تاثیر گفتمان چند فرهنگ گرایی قرار داشت که تازه چند صباحی بود که در جهان پس از جنگ سرد نشو و نما یافته بود.
وجه تسمیه این نامگذاری اما کاملا فاقد این ظرافتهای لیبرالیستی است.
برعکس داستان یکی از پیچیده ترین و خشن ترین تحولات ناسیونالیسم در شرق اسلامی است.
٢١ فوریه ١٩٥٢ روزی است که دانشجویان دانشگاه داکا در اعتراضی آرام خواهان رسمیت یافتن زبان بنگالی در کنار زبان اردو در پاکستان شرقی شدند.

موکریان ــ اشاره: اینجا بیش از یک دهه است داریم با ماسک زندگی می‌کنیم. کپسول‌های اطفاء حریقمان هم دیگر پودری ندارند. آتش بی‌توجهی هر روز زبانه‌اش و شعله‌هایش بیشتر و بیشتر جنازه‌های باقی مانده را می‌سوزاند و تشخیص هویت‌ها را سخت تر می‌کند. مسولین آوار برداری کی تمام می‌شود؟

نمی دانم از کجای این قصه شروع کنم، از کجای این بمب هسته‌ای که اهواز را ویران کرد، از کجای این آوار خراب شده که همه چیز را زیر خود مدفون کرده است و از بد ماجرا نیروهای امدادی هنوز به فکر آوار برداری از این شهر پر درد نیفتاده‌اند و چند صد هزار نفری زیر آن هر چه بی‌سیم می‌زنند، هر چه پیامک‌های آخر را می‌دهند و هر چه آدرس موتورخانه را می‌دهند باز کسی نیست که برای نجات جانشان آوار برداری را آغاز کند.

 

موکریان ــ اشاره: در حقیقت آن انگیزهاي که موجب شد تا هدایت در بیست و شش سالگی خود را در رود مارن بیندازد، تا بیست و سه سال بعد ــ نوزدهم فروردین 1330ــ که جسدش را در آپارتمان کوچک اجاره اي اش در خیابان شامپیونۀ پاریس در کف سرد آشپزخانهاي انباشته از گازي خفه کننده یافتند همیشه در او زنده بوده است.

در سال 1299 شمسی، که کودتاي سیدضیاءالدین طباطبایی و رضاخان میرپنج حکومت کهنسال قاجاریان را در معرض انقراض قرار داد. صادق هدایت، نوادة شاعر و ادیب معروف رضاقلی هدایت، هجده سال داشت. او تحصیلات دورة ابتدایی و متوسطۀ خود را در مدرسۀ دارالفنون و سن لویی زیر نظر معلمان فرانسوي گذرانده بود و در همان جا با زبان فرانسه، که براي او وسیلۀ اکتساب فرهنگ جهانی بود، آشنا شد. پس از خاتمۀ دورة دوم دبیرستان، چند ماه بعد از به سلطنت رسیدن سردار سپه، به همراه نخستین گروه محصلان اعزامی، به بلژیک (بندرِگان) رفت تا در رشتۀ مهندسی ساختمان و سپس دندانپزشکی تحصیل کند؛ اما یک سال بعد، پس از دوندگی هاي بسیار، سر از پاریس درآورد؛ زیرا ادبیات او را به سوي خود میکشید، و پاریس مرکز فراخ و پرجوش و جلاي ادیبان و هنرمندان بود. هدایت قبل از سفر به اروپا دو جزوه نازك رباعیات خیام و انسان و حیوان را با سرمایۀ شخصی خودش به کمک کتابخانۀ بروخیم چاپ کرده بود، که بعدها هیچگاه مایل نبود آنها را در فهرست آثارش ذکر کند. آنچه او سالها بعد به نام هاي ترانه هاي خیام و فواید گیاهخواري منتشر کرد تفصیل کمابیش پروردة همان جزوهها بود، که گرایش ادبی و طبع و سیرت حساس او را نشان میداد. اما در حقیقت نخستین اثر ادبی او، که در بلژیک نوشته بود و در برلن در مجلۀ ایرانشهر به چاپ رسید، نوشتۀ کوتاهی است با نام مرگ، که چیزي میان طرح قلم انداز یک رساله و قطعۀ ادبی است و تأملات و اشتغال خاطر او را دربارة مرگ بیان میکند. البته شاید دقیقتر این باشد که داستان واره کوتاه زبانِ حالِ یک الاغ در وقت مرگ را، که در مجلۀ وفا (مرداد و شهریور 1303 ) به چاپ رسیده است نخستین اثر ادبی هدایت بدانیم.

موکریان ــ اشاره: هدایت در کار خود شکست خورد. همان شکستی که به قول بکت وجه مشخصه هنرمند بودن است و فقط هنرمند جرات تجربه آن را دارد. یکی از نکات مهم این است که هدایت قبل از خودکشی دست‌نوشته‌های رمان خودش را پاره می‌کند و تاکید می‌کند دیگر نمی‌خواهم به فارسی بنویسم در حالی که ۶ ماه قبل از خودکشی به م.فرزانه می‌گوید تازه یاد گرفتم چگونه باید نوشت و.. شکست ما را به کلیت زبان و عرصه نمادین یعنی با هویت خودمان، با میل خودمان، با ناخودآگاه خودمان روبرو می‌کند.

به نظرم هدایت صرفا یک نویسنده نیست، بلکه به نحوی سایه سنگین شبح و یا بهتر بگویم اشباحش هنوز هم بر دوش ما و بر دوش فرهنگ ماست. پس از این همه سال، هم برای روشنفکران و هنرمندان و هم در چشم مردم عادی، هدایت نوعی نماد اصلی هنرمندی و روشنفکری محسوب می‌شود و حتی سرکوب ایدئولوژیک و خروارها تهمت و افترا هم نتوانسته است این سایه را در واقع محو و یا حتی کم رنگ کند و بر عکس امروزه شبح هدایت افق نمادین فرهنگی ما را به شکل گسترده‌ای در بر گرفته است. اما دلیل این قدرت نمادین چیست؟

200px-Hedayat113

موکریان ــ اشاره: در جوامعی که یک گروه قومی ـ مذهبی با تبعیض سازمان یافته در دسترسی به منابع اقتصادی و سیاسی مواجه می شود، در اقدامی دفاعی در لاک هویتی خویش می رود.

نطق پیش از دستور هادی بهادری نماینده ارومیه رخدادی قابل تامل است.
کلام و جامه امروز بهادری بیشتر برازنده نمایشی سیاسی بود.
مجلس شورای اسلامی سنتهای سیاسی اینچنینی کم ندارد. نمایندگان کرد ادوار بویژه در این زمینه پیشتازند.
به صورت سنتی معمولا ضعیف ترین و غیرفعالترین نمایندگان کرد سالی یکبار لباس کردی پوشیده و با ایراد نطقی آتشین تلاش می کنند توجه موکلانشان را بدست بیاورند.

موکریان ــ اشارە: ناظری که ٢٩ بهمن‌١٣٢٨ در شهر کرمانشاه به دنیا آمده است، بهتر از هرکسی می‌داند تاریخ این منطقه از ایران، نشیب و فرازهای زیادی داشته و هنرمندانش نیز در کنار اهل سیاست در رواج و رشد هویت و زبان‌شان، جهدها کرده‌اند.

شاهرخ تویسرکانی : سال‌ها پیش (٢٠٠٧ میلادی) پس از اهدای اولین نشان شوالیه موسیقی از طرف دولت فرانسه به استاد شهرام ناظری و بازگشتش به ایران، در یک شب بارانی راه افتادم و از کوچه‌های تودرتوی شهر ‌گذشتم تا برسم به خانه‌اش در تپه‌های ولنجک که برف روی بامش نشسته بود. کوه‌هایی بلندی که در گردوغبار روزهای آلوده تهران اصلا پیدا نیستند، دیوار کشیده‌اند دورتادور آن خانه و از پنجره‌های اتاقش کوه‌های برفی چنان نزدیک‌اند که حس می‌کنیم اگر دست‌مان را از پنجره بیرون ببریم، می‌توانیم یک مشت برف از روی آن قله‌های نزدیک برداریم. آقای پاواروتی ایران، حالا بعد از دریافت دو نشان بزرگ و معتبر جهانی (نشان شوالیه فرانسه و نشان میراث فرهنگی آمریکا در همان سال) آن‌هم به فاصله یک ماه، بیشتر از قبل به شهرت جهانی رسیده است. باورم شد که جهان نیز قدر صدای او را دانسته و با این اتفاق‌ها، ارزش واقعی صدای او که اشعار مولانا را سال‌هاست با آن لحن حماسی‌اش می‌خواند، بیش از پیش بر همگان روشن شده است. همان سال که در جهان به نام «سال مولانا» نامیده شده بود، بهانه‌ای شد برای تقدیرها و به‌بارنشستن‌ها!  ناظری پس از این اتفاق، به‌جای آنکه‌‌ نفسی از سر آسودگی بکشد و باور کند دِینش را به موسیقی اصیل ایرانی ادا کرده است، احساس می‌کند مسئولیتش سنگین‌تر شده و این انتخاب‌ها مدام به او گوشزد می‌کند باید کار دیگری کرد از جنس دیگری! تا قدر واقعی این فرهنگ و موسیقی ناب بیشتر از گذشته بر جهانیان معلوم شود. بعد از مولانا، او چند سالی است به سراغ اشعار فردوسی رفته تا باز‌هم جست‌و‌جو و خلق کند تا به ایستایی و سکون نرسد. او ‌دنبال نقطه تلاقی‌هاست، «لحظه آشتی فرهنگ‌ها!» و پسرش حافظ می‌خواهد با دانسته‌هایش از موسیقی شرق و علمی که از موسیقی غرب آموخته است، این نقطه‌های تلاقی را پررنگ‌تر کند تا به آنچه پدر سال‌ها در جست‌‌وجویش بوده و آرمان‌هایی که خودش در سر دارد، رنگ و بوی تازه‌تری بخشد.

(به‌ بیانووی کۆچی دوایی مامۆستا ڕه‌سووڵ ڕه‌ش ئه‌حمه‌دی)

 

موکریان – ئاماژە: به‌ر له‌ هه‌موو شتێك پیویست به‌ ئاماژه‌ کردنه‌ سه‌ردێڕی ئه‌و کورته‌ وتاره‌ به‌ ده‌سکاریه‌که‌وه‌ له کتێبێك وه‌رگیراوه‌ به‌ نێوی (سیاسیانی ئه‌دیب) که‌ به‌رهه‌می وتوێژێکی فه‌ره‌یدوون پێنجوێنی له‌گه‌ڵ کاك سه‌لاح موهته‌دیه‌ و له‌ ساڵی ٢٠٠٤ له‌ سلێمانی بڵاو بۆته‌وه‌ . وا دیاره‌ ئه‌و سه‌ردێڕه‌ له‌ قسه‌کانی کاك سه‌لاح وه‌رگیراوه‌.‌ ‌   

   

   مامۆستا ڕه‌سووڵ ڕه‌ش ئه‌حمه‌دی (هه‌ڵوه‌دا) شاعیر و نووسه‌ری مه‌هابادی له‌ ڕێکه‌وتی ٢٥ ڕێبەندانی ٩٥، ساردترین ڕۆژی ڕێبه‌ندانی ئه‌و ساڵ له‌شی گه‌رمی سارد بۆوه‌ و یه‌ک ڕۆژ دواتر له‌ ڕێوره‌سمێکی شیاو دا به‌شداری به‌رچاوی خه‌ڵک و هاوڕێیان و به‌رپرسانی شار و پشتگری بێ وێنه‌ی ده‌نگ و ره‌نگی مه‌هاباد له‌ گردی شاعیران و ناودارانی شار به‌ خاك سپێردرا.    

   ئه‌و به‌ڕێزه‌ ئه‌گه‌رچی تازه‌ به‌ خاکی سارد سپێردراوه‌ به‌ڵام به‌ قه‌ولی خۆی له‌مێژ بوو به‌ هۆی نه‌خۆشی بڕست بڕی سه‌ره‌تانه‌وه‌ ماڵ ئاوایی له‌ ژیان کردبوو و له‌شی لێ ببوو به‌بار. 

 مامۆستا هه‌ڵوه‌دا به‌ درێژایی ژیانی بێ وچان حه‌ولی ناسین و ناساندنی خۆی و خه‌ڵکه‌که‌ی دا و له‌و پێ و پێوه‌ندیه‌ دا‌ چه‌ندین شوێنه‌واری به‌ نرخی له‌ شێعر و په‌خشان و فۆلکلۆر و چیرۆک و شانۆنامه‌ خوڵقاند. 

  شاعیری کۆچ کردوومان به‌ کۆمه‌ڵه‌ شێعری (ژیان و خه‌بات) له‌ که‌ش و هه‌وای کراوه‌ی گه‌رمه‌ی ڕاپه‌ڕینی ١٣٥٧ دا پێی ده‌ گۆڕه‌پانی بڵاو کردنه‌وه‌ی‌ بیر و هزر نا و تا ئه‌و کاته‌ چاوی لێکنا بێوچان ئه‌و ڕچه‌یه‌ی کوتا و به‌شێك له‌ به‌رهه‌مه‌کانی قه‌ڵه‌مه‌که‌ی بڵاو کرده‌وه‌. ئه‌و له‌ تریبوونی جۆراوجۆر ڕا رووی له‌ به‌رده‌نگانی ده‌کرد و خۆ و بیر و بۆچوونی بۆ ده‌خستنه‌ ڕوو. له‌ ده‌نگ و ڕه‌نگی مه‌هاباد به‌ چیرۆک و ته‌نز، له‌ بڵاوه‌ کراوه‌ و کۆڕ و کۆمه‌ڵه‌ ئه‌ده‌بیه‌کان دا به‌ شێعر و په‌خشان و … خه‌ڵکی ده‌دواند. هه‌ر به‌و هۆیانه‌وه‌ هه‌ڵوه‌دا ببوو به‌ سیمایه‌کی ئاشنا له‌ ناو شاری مه‌هاباد و خه‌ڵکی کوردستان دا.

 ناسنامه‌ی تاکه‌ که‌سی و بنه‌ماڵه‌یی و ئه‌ده‌بی هه‌ڵوه‌دا به‌ڵدراوه‌یی له‌به‌رده‌ستی هۆگران دا هه‌یه‌ و ئه‌وه‌ی تا ئێره‌ له‌و نووسراوه‌یه‌ دا هاتووه‌ بۆ پاراستنی سونه‌ته‌کانی نووسینه‌، ئه‌گینا ئه‌و ئه‌وه‌نده‌ ناسراوه‌ که‌ حه‌وجێ به‌و وه‌بیر هێنانه‌وه‌یه‌ نه‌بێ. ئامانجی ئه‌و نووسینه‌ پێشکه‌ش کردنی ناسنامه‌یه‌کی بچووکی به‌ره‌یی (نه‌سلی)یه‌ له‌و به‌ڕێزه‌. به‌ واتایه‌کی تر ئامانج کۆمه‌ڵ ناسی ئه‌و که‌سایه‌تیه‌یه‌. 

  هه‌روه‌ك باسکراوه‌، ڕه‌ش ئه‌حمه‌دی مامۆستای قوتابخانه‌ بووه‌ و له‌ زۆر شوێنی ئێران، له‌ گوند و شار وانه‌ی وتووه‌ته‌وه‌. ئه‌و له‌ ده‌یی په‌نجا دا پێی ده‌ ئیدارەی په‌روه‌رده‌ فێرکردن ناوه‌.

   له‌ ده‌یی چل و په‌نجا دا به‌شێك له‌ ده‌سگای په‌روه‌رده‌ و فێر کردنی ئێران به‌ تایبه‌تی مامۆستایانی قوتابخانه‌ و قوتابیان ده‌ورێکی زێڕینیان له‌ مێژووی ئێران دا ده‌گێڕا. ئه‌و ده‌وره‌ زێڕینه‌ زیاتر خۆی له‌ ئه‌ده‌بیات دا به‌ تایبه‌تی ئه‌ده‌بیاتی مناڵان و ژێر ده‌ستان دا ده‌دیته‌وه‌. به‌ چه‌شنێك ده‌کرێ کۆی ئه‌و تێکۆشانه‌ وه‌ك ئاماڵ ڕه‌وتێکی ئه‌ده‌بی نێو بێنین. سه‌مه‌دی بێهڕه‌نگی و عه‌لی ئه‌شڕه‌فی ده‌رویشیان وه‌ك به‌رچاوترین پێشڕه‌وانی ئه‌و ڕه‌وته‌ ده‌ناسرێن .

  ئه‌و ڕه‌وته‌ په‌خشانی هه‌ڵکشاو (فاخر)ی فارسی تاڕاده‌ی ده‌رك و تێگه‌یشتنی چینه‌کانی ژێرووی کۆمه‌ڵ له‌ دێ و له‌ شار داشکاند. کۆکردنه‌وه‌ی فۆلکلۆر و ئه‌ده‌ب و هونه‌ری زاره‌کی کرده‌ یه‌کێك له‌ به‌رنامه‌ سه‌ره‌کیه‌کانی تێکۆشه‌رانی ئه‌و بواره‌. گونده‌کانی کرده‌ مه‌کۆی مامۆستایانی خاوه‌ن هه‌ڵوێست و په‌یوه‌ست به‌ ره‌وتی چریکی. له‌ ڕاستی دا هه‌ڵسووڕاوانی ئه‌و سه‌رده‌م دێیان وه‌ك مه‌دره‌سه‌یه‌ک بۆ به‌ که‌ماڵ گه‌یشتن چاو لێده‌کرد. که‌ڕامه‌تی دانیشیان ئۆلگووی سیاسی ئه‌و به‌ره‌یه‌ بوو.‌  

 هه‌ڵبه‌ت شیاوی باسه‌ ئه‌و ڕه‌وته‌ هه‌ر له‌ به‌ستێنی ئه‌ده‌بیات دا نه‌مایه‌وه‌ و ڕه‌گ ئاژۆی کرده‌ بوره‌کانی سیاسه‌ت و کۆمه‌ڵایه‌تیش . مامۆستایان وه‌ك توێژێکی جێی متمانه‌ و پێشڕه‌و و پێشکه‌وتووی خاوه‌ن هه‌ڵوێستی سیاسی ده‌ناسران . چریکه‌ فیدایه‌کان که‌ له‌ سه‌ر ده‌ستی حیزبی تووده‌ ڕا هه‌ستابوونه‌وه‌ و ڕه‌خنه‌یان له‌ سڕی و بێ هه‌ڵوێستی ئه‌و حیزبه‌ له‌ حاست ناته‌بایه‌کانی کۆمه‌ڵگا هه‌بوو له‌و پێتانسێله‌ که‌لکیان وه‌رده‌گرت. په‌یوه‌ندیه‌کی دوو لایه‌نه‌یان له‌گه‌ڵ ئه‌و هێزه‌ ئینسانیه‌ هه‌بوو. له‌ چریکه‌کان بیسراوه‌ ڕووداوی سیاکه‌ل له‌ ژێر کاریگه‌ری ماسیه‌ڕه‌شه‌ بچکۆڵه‌که‌ی سه‌مه‌د دا ئه‌نجام دراوه‌.  

  له‌ کش و هه‌وایه‌کی ئاوادا بوو سه‌رگوڵی هێزه‌ ئینسانیه‌کانی کۆمه‌ڵگا روویان له‌ ده‌سگای په‌روه‌رده‌ و فێرکردن و پیشه‌ی مامۆستایی قوتابخانه‌ کرد.

   ئه‌و ڕه‌وته‌ به‌ وه‌دوا که‌وتنه‌وه‌ له‌ ده‌یه‌ی په‌نجا دا به‌ره‌ به‌ به‌ره‌ رووی له‌ کوردستان کرد. له‌و قۆناغه‌ مێژوویه‌ دا زۆر لاوی قه‌ڵه‌م دۆستی کورد به‌ره‌ورووی ئه‌و شه‌پۆله‌ بوون، یه‌ك له‌وان کاك ڕه‌سووڵ ڕه‌ش ئه‌حمه‌دی بوو. که‌ ئه‌و کات له‌ مه‌ریوان سپای دانیش بوو و له‌گه‌ڵ مامۆستا شه‌ریف ئاشنا ببوو.

چیرۆکه‌ شێعری قوتابخانه‌ی شه‌ریف به‌رهه‌می ئه‌و قۆناغه‌یه‌. له‌ کۆتایی ئه‌و ده‌یه‌یه‌ دا سه‌ر ئه‌نجام بزووتنه‌وه‌ی خه‌ڵکانی ئێران ڕاپه‌ڕینێکی وای لێکه‌وته‌وه‌ که‌ ئاڵوگۆڕێکی فه‌ره‌ لایه‌نه‌ی به‌سه‌ر ژیانی کۆمه‌ڵگا دا هێنا و ته‌واوی ره‌وه‌ته‌ و ڕه‌هه‌نده‌ فه‌رهه‌نگی و سیاسیه‌کانی وه‌بن خۆی دا. به‌ڵام ئه‌و ڕه‌وته‌ له‌ کوردستان په‌ک نه‌که‌وت و له‌ درێژه‌ دا کۆمه‌ڵێك که‌سایه‌تی ئه‌ده‌بی به‌ر چاوی خسته‌ روو که‌ ده‌کرێ کۆناوی موعه‌لیمانی ئه‌دیبیان له‌سه‌ر دا بنێین. زۆری نه‌خایاند موعه‌لیمانی ئه‌دیب هاتنه‌ په‌نا سیاسیانی ئه‌دیب. 

  له‌ قۆناغێك له‌ میژووی کوردستان دا لێك هه‌ڵاواردنی سنووره‌کانی سیاسه‌ت و ئه‌ده‌بیات زۆر زه‌حمه‌ت بوو. سیاسه‌ت عه‌ینی ئه‌ده‌بیات و ئه‌ده‌بیات عه‌ینی سیاسه‌ت بوو. موعه‌لیمانی ئه‌دیب جگه‌ له‌ ئه‌زموونه‌ نوێیه‌که‌ی خۆیان چوونه‌وه‌ سه‌ر سامانه‌ ئه‌ده‌بیه‌که‌ی سیاسیانی ئه‌دیب و پشت ئه‌ستوورتر له‌ جاران درێژه‌یان به‌ تێکۆشانی خۆیان دا. له‌ ده‌یه‌ی شه‌ست دا سیاسیانی ئه‌دیب جێگای خۆیان بۆ موعه‌لیمانی ئه‌دیب به‌جێهێشت. هه‌ڵبه‌ت موعه‌لیمانی ئه‌دیبیش تابشتی ڕه‌خنه‌ی پۆست مۆدێڕنیسته‌کانیان نه‌هێنا و به‌ر له‌وه‌ی به‌ ته‌مه‌ن پیر بن به ‌ڕه‌وت پیریان به‌سه‌ر داسه‌پا و له‌ ده‌ور که‌وتن.

   موعه‌لیمانی ئه‌دیب ئێستا له‌ دوا قۆناغه‌کانی ته‌مه‌نیان دان پیویسته‌ هه‌م وه‌ك که‌سایه‌تی و هه‌م وه‌ك ڕه‌وت ڕێزیان لێبگیرێ و کار و به‌رهه‌مه‌کانیان شڕۆڤه‌ی سه‌رده‌میانه‌ بکرێ.

*سه‌عدوون مازووجی، چالاکی سیاسی

موكريان ـ اشارە: جایزه آقای کلهر یا نامزدشدن آقای فرهادی برای اسکار فیلم خارجی، به نوعی حقانیت ما را در عرصه‌های فکری و فرهنگی نمایان می‌کند. بنابراین به این جایزه باید از زاویه منافع ملی هم نگریست که ارزش‌های ایران و ایرانی را در دنیا ترویج و تبلیغ می‌کند.

بی‌هیچ تردیدی این جایزه مهم‌ترین جایزه جهانی در تاریخ موسیقی برای ایران به شمار می‌رود که در حیطه موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی به دست می‌آید، آن هم برای موزیسینی که در این سنت ‌موسیقایی بالید، برآمد، رشد کرد و عرصه‌های جهانی را هم درنوردید. برای آنهایی که در یکی، دو روز گذشته پرسش‌هایی را از روی حسن‌نیت یا از باب حسادت و کم‌انگاشت جایزه، در ذهن بیان یا در شبکه‌های اجتماعی پراکنده کردند، آنهایی که به اغراق و مبالغه دچار شدند و گمان کردند این جایزه تنها به آقای کلهر داده شده است و حتی در جایی عنوان گروه آقای کلهر را ذکر کردند، آنهایی که اطلاعات غیرموثق را پراکندند، یک توضیح ضروری است. برابر اخباری که در سایت جایزه گرمی آمده است، این جایزه در ردیف ۵۴ و در بخش بهترین موسیقی جهانی به یویوما و گروه جاده ابریشم داده شده است. تأکید بر یویوما و برابرنهادن گروه جاده ابریشم با او نشان می‌دهد که اگر در نزد داوران جایزه گرمی، کار یویوما به‌عنوان سرپرست گروه ارزشمند بوده، به همان اندازه نیز کار اعضای این گروه نیز ارزش داشته است. آقای کلهر نیز از اعضای باسابقه و برجسته این گروه به شمار می‌رود. این بخش ماجرا برخی را خرسند می‌کند که عموما از توفیق دیگران آزرده‌خاطر می‌شوند، اما آنها نباید چندان خوشحال باشند، چراکه همین اندازه توفیق (نوازنده‌ای ایرانی در گروهی قرار بگیرد که جایزه گرمی نصیب آن گروه شود) نیز تاکنون و در تاریخ موسیقی ایران نظیر نداشته و نخستین‌بار است که رخ می‌دهد. ضمن آنکه نقش آقای کلهر در این گروه مثل هافبک وسط یا بازیکن خط حمله ثابت در بازی فوتبال است. او عضو حاشیه‌ای این گروه نبود و سازش هم سازی زینتی نبوده و نیست. هم خود آقای کلهر نوازنده‌ای باظرفیت و تواناست و هم سازش یکی از پرظرفیت‌ترین سازهای موسیقی ایرانی است که هم حس‌وحالی ویژه و منحصربه‌فرد به مخاطب می‌بخشد و هم قابلیت هماهنگی با سایر سازهای گروه و ترکیبات مختلف آهنگ‌سازی در گونه‌های مختلف موسیقایی را دارد.

موکریان ــ اشارە: در تعاریفی که از این واژه شده، رجال را علمی می‌دانند که از سند و احوال راویان بحث می‌کند تا دریابد که روایت آنان قابل‌قبول هست یا نه. این راویان را «رجال حدیث» نامیده‌اند. با تعریفی دیگر، علم رجال علمی است که برای شناسایی راویان احادیث و صفات آنها تدوین شده که الزاما و فقط راویان مرد موردنظر نیست.

اصل ١١٥ قانون اساسی می‌گوید: «رئیس‌جمهور باید از بین رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر می‌باشند انتخاب شود: ایرانی‌الاصل، تابع ایران، مدیر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری ‌اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور».قید کلمه «رجال» در این اصل شبهاتی را ایجاد کرده که شاید منظور قانون‌گذار فقط مردان هستند و زنان با دارا‌بودن شرایط مذکور حق برخورداری از این حق را ندارند.

bigtheme
all right reserved for Mukrian news Agency Designed by Mukrian IT Team Powered by Wordpress - 2014 - 2016