سیاسی

موكريان – اشاره: مدیران ما دارای خصیصه های منطقه گرایی و خاص گرایی هستند. به صورت ساده یعنی هر کس هوای منطقه خود را دارد. استانهای ترک نشین شاکی هستند که اصفهانیها و یزدیها و کرمانیها حضور بیشتری در راس دیوان سالاری دارند. نکته مهمی است ولی کردها که اصلا حضور ندارند چه؟ چه خواهد شد؟ یک تحلیل این است که ممکن است در کردستان داستان انتحابات سال ٧٢ تکرار شود.

موسم انتخابات است. پرسش اساسی این است که جایگاه روحانی در میان کردها که دوره قبل پرشورترین حامیانش بودند کجاست؟پرشورترین حامیان اغراق نیست. میانگین رای کردها به دولت تدبیر و امید هشتاد درصد بود. این نسبت خیلی از میانگین پنجاه درصدی در سایر نقاط بالاتر است.

اگر کردها و اهل سنت با همان میانگین کشوری رای می دادند، انتخابات به دور دوم می رفت و چه بسا نتیجه متفاوت می شد. چرا ما اینگونه یکپارچه از رییس جمهور حمایت کردیم؟ به دو دلیل؛ قول اجرای بی کم و کاست قانون اساسی و بیانیه شماره سه اقوام و مذاهب و به فرجام رساندن پرونده هسته ای. بنابراین پای قراردادی مشخص با رییس جمهور رفتیم.

بعدا چه شد؟ بخاطر برجام از دولت تقدیر می کنیم و آن را نقطه عطفی در بازگشت عقلانیت به سیاست خارجی می دانیم. اما مورد دیگر قرارداد چه؟ در اینجا لازم است یادی از مناظرات عهد مشروطه بکنیم.

محافظه کاران مخالف انتخابات در عهد مشروطه بیشتر نگران ایجاد شائبه شرعی و ضایع شدن حقوق مردم هنگام قراردادی کردن سیاست بودند. اینجا اینگونه نیست. وکیل، موکل و موضوع قرارداد مشخص اند.

بیانیه شماره سه چندین بند دارد. بند دو و سه که ناظر به شایسته گزینی در مناصب و مدیریتهای میانی و کلان، بی توجه به قومیت و مذهب است، مورد نظر این بحث است. چرا که بخش اعظم آن جزو اختیارات و تکالیف استانداریهاست و ما اینجا میزبان استاندار محترم آذربایجان غربی هستیم.

بی هیچ اغراقی آنچه که در سه سال گذشته در این استان اتفاق افتاده، نسبت چندانی با روح ضد تبعیض و برابری طلب بیانیه شماره سه ندارد. در شورایی که قرار است استان را به توسعه متوازن و شهروند مدار برساند، حضور کردها رقمی نزدیک صفر است.

یک تجربه عینی را ذکر می کنم. قبل از سفر ریاست محترم جمهوری به استان، دکتر آشنا رییس مرکز تحقیقات استراتژیک تلاش کرد، اتاق فکر وابسته به این نهاد را در استان با مشارکت نخبگان کرد و اهل سنت ترمیم و احیا نماید. چند جلسه هم برگزار شد، در نهایت سنگ اندازیها مانع شد و نیت خیرش به جایی نرسید.

چه کسی ضرر می کند؟ نظام، دولت، ملت، کرد و ترک و فارس و بلوچ و عرب و … همه از تنگ نظری و قوم گرایی ضرر می کنند. صراحتا عرض می کنم این نشانه خوبی نیست که مردم دولت فعلی را با دولت قبل مقایسه کنند.

تقریبا همه از کژکاریهای دولت قبلی در زمینه سیاست خارجی و داخلی و وفادار نبودنش به اسناد بالادستی و برنامه های توسعه می گویند ولی در عین حال اعتراف می کنند که در سطح استانی نگاه قومی آن از دولت فعلی کم رنگ تر و رقیق تر بود. 

ممکن است بگویند که تقسیم مناصب و پستها بر اساس شایسته سالاری است، حرف درستی است اما هیچ عقل سلیمی هم قبول نمی کند که کردها پنج تا آدم شایسته برای تصدی مدیریتهای استانی نداشته باشند.

ممکن است عده ای بگویند که این مساله اهمیت ندارد. دقیقا بر عکس است. ورود به مدیریتهای استانی دروازه ورود به حیات سیاسی و اقتصادی کشور است. اگر نخبگان کرد و اهل سنت نباشند، مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی تهران اطلاعات و تحلیلهای دست اول و سلیم و علمی را از کجا بگیرند؟

چرا خودمان، خودمان را روایت نکنیم؟ این مساله همچنین ربط وثیقی با داستان توسعه در ایران دارد.

خوب یا بد مدیران ما دارای خصیصه های منطقه گرایی و خاص گرایی هستند. به صورت ساده یعنی هر کس هوای منطقه خود را دارد. استانهای ترک نشین شاکی هستند که اصفهانیها و یزدیها و کرمانیها حضور بیشتری در راس دیوان سالاری دارند. نکته مهمی است ولی کردها که اصلا حضور ندارند چه؟ چه خواهد شد؟ یک تحلیل این است که ممکن است در کردستان داستان انتحابات سال ٧٢ تکرار شود.

در سال ١٣٧٢ کردها که احساس می کردند، در حاشیه روندهای سیاسی و اقتصادی مملکت قرار گرفته اند، به دولت آیت الله هاشمی نه گفتند و آغازگر مشارکتهای معنادار و مدنی در انتخابات شدند. رییس جمهور وقت درصدد جبران و دلجویی برآمد و مجموعه اقدامات مشخصی در استان کردستان آغاز و انجام شد.

این تجدید نظرها البته فقط به استان کردستان محدود ماند و آذربایجان غربی را در بر نگرفت. در حالیکه کردهای این استان هم با همان منطق استان کردستان رای داده و هاشمی در اینجا با ١٣٠٠٠ رای ناپلئونی توانست رقیبش را شکست دهد. شاید دولت اصلا از وضعیت اینجا خبردار نشد. این تحول مهم و سلبی از چشم اتاقهای فکر بدور ماند. اینجاست که می گویم کردها خودشان باید در مدیریتها باشند و میانجی منطقه و مرکز شوند.

در پایان دوباره از جایگاه نامطلوب دولت در این خطه ابراز نگرانی می کنم. خیلی دیر شده ولی زمان کاملا از دست نرفته است. برای نمونه یکی از اقدامات ضروری و عاجل اصلاح وضعیت جذب نیرو در پتروشیمی مهاباد است. پتروشیمی طرحی ملی است که در شرایط تحریم و عسر و تنگدستی به هدف محرومیت زدایی از غرب کشور اجرا شده است. شایسته نیست که این نشان توسعه با تنگ نظری به نماد تبعیض تبدیل شود. اصلاح و یا عدم اصلاح این مساله رابطه مستقیمی با جایگاه رییس جمهور در افکار عمومی و انتخابات آتی دارد.

امام جمعه محترم هم که داستان به ثمن بخس فروختن کشت و صنعت را گفتند و رییس محترم شورا هم نکات مهم و دردمندانه ای بیان کردند. همینها اگر مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد، تحولات مثبتی اتفاق می افتد.

می ماند در پایان بگویم که هرچه گفته شد از نگاه دلسوزی و دغدغه مندی برای منافع ملی و وحدت ملی است. این نگاه فراتر از شیعه و سنی و کرد و ترک و فارس است. این نگاه معطوف به رقم زدن آینده ای آزاد و برابر و توسعه یافته برای نوباوگان و فرزندان این مرز و بوم است.

*منبع: شارنامه، سخنان دكترصلاح خديو در جلسە استاندار آذربایجان غربی با فعالان سیاسی، مدنی و اقتصادی مهاباد

موكريان – چكيده: کردستان در سال ١٣٧٢ با مراجعه به صندوق‌های رأی و اعتراض از طریق آن به نحوی از انحا نقش پیشتازی در انتخابات دوم خرداد ایفا کرد. پس از آن اعتراض، هاشمی نیز به زیرکی دریافت که سازندگی بدون توجه لازم به آزادی سیاسی و فرهنگی به سرانجام نمی‌رسد، لذا به تدریج در مسیری گام نهاد که بیش از پیش وی را از اقتدارگرایان دور می‌ساخت.

 

١. نوشتن در مورد شخصیت پیچیده و چندبعدی هاشمی رفسنجانی دشوار است، از آن دشوارتر، سکوت در مورد سیاستمداری است که بیش از نیم قرن در اوج فضای سیاسی ایران، فعالیت و اثرگذاری منحصر به فردی داشته است. تردیدی نیست آنچه برای هاشمی در اولویت بود، حفظ نظام بود، همواره تلاش می‌کرد در این راستا فعالیت داشته باشد و مانع از آن باشد که از ناحیه بحران‌های مختلف، گزندی به آن وارد شود. 

اما، در حقیقت آنچه وی را از دیگران بیشتر متمایز می‌ساخت راهکارهایی بود که برای خروج از بحران، تداوم اقتدار و موقعیت قدرتمند نظام جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده و در عمل درپیش گرفته بود. در این راهکارها، علاوه بر وفاداری به آرمان‌های انقلاب اسلامی، توسعه و سازندگی اقتصادی کشور، حداقلی از آزادی‌ سیاسی و گشایش فرهنگی نیز به چشم می‌خورد. همین امر موجب شده بود که تا حدی شخصیتی فراجناحی داشته باشد و بخش‌هایی از اقشار و طبقات مرفه جامعه که دل در گرو توسعه اقتصادی همراه با آزادی سیاسی و فرهنگی داشتند همواره مدافع هاشمی باشند؛ در مقابل، از یک سو چپ‌گرایان داخل حکومت به بهانه حمایت از اقشار پایین‌دست و حاشیه و از سوی دیگر اصولگرایان تندرو، هر کدام به نوعی، دل خوشی از برنامه‌ها و اقدامات ایشان نداشتند و نسبت به آن معترض بودند.

٢. اعتراض نسبت به عملکرد هاشمی، شاید اولین بار به صورت جدی و محسوس از کردستان آغاز شد. در انتخابات سال ١٣٧٢ که هاشمی برای بار دوم، عزم خود را برای نشستن مجدد بر کرسی ریاست جمهوری جزم کرده بود؛ تنها در استان کردستان حائز اکثریت آرا نشد. این امر، حداقل دو دلیل عمده داشت:‍ اول این که بعد از جنگ، معادلات و رقابت‌های سیاسی درون حاکمیت شفاف‌تر، مطالبات و سبک زندگی مردم دچار تغییراتی گشته، رهبران بخشی از احزاب اپوزیسیون در اروپا ترور شده و خشونت هزینه‌های فراوانی بر مردم کردستان تحمیل کرده بود. اما نارضایتی و احساس نابرابری در میان مردم همچنان تداوم داشت. دلیل دوم این بود که توسعه‌نیافتگی و بی‌توجهی به کردها و کردستان در دور اول ریاست جمهوری ایشان، عملاً این استان و مردم کرد را به حاشیه و پیرامون رانده بود، لذا نصیب چندان از نگرش خوش‌بینانه‌ای نسبت به برنامه‌های سازندگی و گشایش‌های اندک و حداقلی سیاسی و فرهنگی دولت وجود نداشت. در این وضعیت، انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٧٢ فرصت مناسبی برای مردم کردستان فراهم آورد تا به صورت کاملاً مدنی اعتراض خود را علنی نمایند و صدای اعتراضی خود را به گوش مسئولین و در رأس آنها رئیس‌جمهور برسانند. 

واکنش هاشمی – صرف‌نظر از نتایج و پیامدهای آن برای کردستان – نسبت به اعتراض مدنی مردم کردستان در نوع خود جالب بود. بلافاصله استانداری بومی با اختیارات گسترده و وعده‌های فراوان به استان کردستان فرستاد که در مقیاسی کوچکتر همان سیاست‌های سازندگی وی را اجرا نماید. کندشدن تیغ گزینش برای ورود جوانان کرد به دانشگاهها، سرمایه‌گذاری در برخی از طرح‌های عمرانی مانند پارک آبیدر و اجرای برنامه‌های فرهنگی در راستای تکریم و توجه به فرهنگ و مشاهیر کرد از جمله برنامه‌هایی بود که در کردستان به مرحله اجرا درآمدند. اما به دلایلی که ذکر آن در این مقاله نمی‌گنجد این برنامه‌ها – اگرچه منافع و مزایای نسبتاً خوبی برای مردم کردستان در پی داشت – نه تنها تغییر چشمگیری در جایگاه پیرامونی و حاشیه‌ای کردستان ایجاد نکرد بلکه مسائلی اجتماعی چون اعتیاد نیز رواج یافت. 

٣. کردستان در سال ١٣٧٢ با مراجعه به صندوق‌های رأی و اعتراض از طریق آن به نحوی از انحا نقش پیشتازی در انتخابات دوم خرداد ایفا کرد. پس از آن اعتراض، هاشمی نیز به زیرکی دریافت که سازندگی بدون توجه لازم به آزادی سیاسی و فرهنگی به سرانجام نمی‌رسد، لذا به تدریج در مسیری گام نهاد که بیش از پیش وی را از اقتدارگرایان دور می‌ساخت، اما همچنان در برنامه‌های خویش بهای بیشتری به آزادی و نقش مردم در امر سیاسی می‌داد. 

این امر موجب شده بود که در سال‌های اخیر مردم و اقشار حاشیه و پیرامون جامعه، امیدواری بیشتری نسبت به نقش مثبت هاشمی در اصلاح امور داشته باشند و شاید اگر در انتخابات مجلس ششم و سال‌های پس از آن، اصلاح‌طلبان تعامل سنجیده‌تری با ایشان می‌داشتند، اکنون هم اصلاح‌طلبان حال و روز خوشتری داشتند و هم هاشمی با خیالی آسوده‌تر با این دنیای فانی وداع می‌گفت.

*هفته‌نامه ده‌نگی کوردستان، سرمقاله شماره ٢٩

**خالد توكلي، فعال سياسي

علي مطهري در مورد پرونده شنود در دفتر خود گفت: وزارت اطلاعات اعلام کرد که این پرونده مربوط به دولت قبل بوده و عامل آن اخراج شده است.

به گزارش موكريان به نقل از خانه ملت، نایب‌رئیس دوم مجلس ضمن بیان اینکه پرونده آمران لغو سخنرانی در مشهد در قوه قضائیه در حال بررسی است، گفت: «وزارت اطلاعات اعلام کرد نصب دستگاه شنود در دفترم مربوط به وزارت اطلاعات دولت سابق بوده است و کسی هم که عامل این موضوع بوده، همان زمان اخراج شده است؛ بنابراین نیاز به پیگیری بیشتر نیست».

به گفته مطهری: «پرونده آمران لغو سخنرانی در مشهد در قوه قضائیه در حال بررسی است، گزارش کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس درباره این موضوع نیز در حال آماده‌شدن است و به‌زودی ارائه می‌شود؛ اما گزارش برهم‌خوردن سخنرانی در شیراز پیش از این ارائه و تمام شد».

او همچنین گفته «فیلتر توییتر و فیس‌بوک می‌تواند برداشته شود و قوه قضائیه اجازه ورود به این موضوع را ندارد. در زمینه قانون ممنوعیت ماهواره نیز بهتر است دوباره بازنگری لازم صورت گیرد. فیلتر توییتر و فیس‌بوک پس از ناآرامی‌های سال ۸۸ اتفاق افتاد و چنین تصمیمی برای همان دوره است و دیگر مشکلی بابت استفاده از این شبکه‌ها وجود ندارد. ضمن آنکه دفتر رهبری و بسیاری از اعضای کابینه و مقام‌های کشور در این شبکه عضویت دارند. البته راه‌حل اساسی این است که شبکه ملی اطلاعات و شبکه‌های اجتماعی داخلی زودتر راه‌اندازی شوند».

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواستار رسیدگی به مطالبات دو تن از زندانیان سیاسی (آقايان آرش صادقي و سعيد شريعتي) و دستور سریع برای جلوگیری از به خطر افتادن جان آنها به خاطر اعتصاب غذا شد.

به گزارش موكريان، الیاس حضرتی در نامه خطاب به آیت الله آملی لاریجانی كه ايسنا آنرا منتشر كرد، نوشت:

«ریاست محترم قوه قضاییه

جناب آیت الله آملی لاریجانی

با سلام و احترام

همچنان که مطلعید قانون جرم سیاسی بسیار دیرهنگام به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و متاسفانه هنوز درباره هیچ کسی هم اجرایی نشده است. نتیجه چنین عملکردی این است که اکنون کسانی که در واقع مجرم سیاسی محسوب می‌شوند به عنوان متهم امنیتی محاکمه شده و در زندان به سر می‌برند. این افراد مطابق قانون اساسی از حقوق مسلم خودشان محروم شده‌اند و اکنون در شرایطی در زندان به سر می‌برند که حق آنان ضایع شده است. برای جبران این حق ضایع شده مناسب است که محاکمات آنان تجدید شده و در مجازات آنان تخفیف اعمال شود.

متاسفانه بی‌توجهی به مطالبات قانونی این زندانیان منجر به این شده است که برخی از آنان دست به اعتصاب غذا بزنند تا درخواست آنان شنیده شود؛ یعنی با به خطر انداختن جان و سلامتی خود به وضعیت موجود اعتراض کرده‌اند.

از آنجا که قوه قضاییه و مسئولان زندان ضامن حفظ سلامتی زندانیان هستند بجاست دستور مقتضی برای رسیدگی به مطالبات دو تن از زندانیان سیاسی که دست به اعتصاب غذا زده‌اند (آقایان آرش صادقی و علی شریعتی) صادر شود تا آسیبی به آنان وارد نشود و اگر حقی از آنان ضایع شده، اعاده گردد.

طبعا برای جمهوری اسلامی شایسته نیست که به خاطر تعداد انگشت شمار زندانی سیاسی، در سطح جهانی متهم به نقض حقوق بشر و حقوق زندانیان شده و تصویر نامناسبی از آن برای جهانیان ترسیم شود.

اینجانب به عنوان نماینده مردم شریف در مجلس شورای اسلامی وظیفه خود دانستم این امر را به حضرتعالی متذکر شوم تا با دستور صریح و سریع شما در این زمینه اقدام مناسب صورت بگیرد و جان دو تن از زندانیان به خاطر اعتصاب غذای ناچاری آنان به خطر نیفتد.

خداوند مفاسد امور مسلمین را اصلاح کند و خادمان به اسلام و مردم و نظام اسلامی را محفوظ بدارد.

الیاس حضرتی»

*الياس حضرتي، نماينده فعلي مردم تهران در مجلس، صاحب امتياز و مديرمسول روزنامه هاي اعتماد و تعادل

رئيس جمهوري كورد عراق و رئيس اقليم كوردستان ضمن تروريستي خواندن انفجارهاي كويه آنرا محكوم كردند.

به گزارش موكريان، هريك از روساي جمهور عراق و حكومت اقليم كوردستان در پيام هاي جداگانه اي ضمن تروريستي خواندن انفجارهاي شب يلداي كويه، آنرا محكوم و از مسولان امنيتي خواستند عاملين اين انفجارها را شناسايي و تحويل قانون دهند.

اين دو مقام كورد و عراقي در پيام هاي خود به خانوده كشته شده ها تسليت و براي مجروحين اين حادثه آرزوي سلامتي كردند.

روز گذشته پيكر كشته هاي انفجار شب يلداي كويه با حضور خانواده آنان و اعضاي احزاب سياسي كورد تشييع شد.

شامگاه روز سه شنبه سي ام آذرماه به دنبال دو انفجار پياپي در نزديكي دفتر سياسي حزب دموكرات كردستان (حدك)، پنج پيشمرگ اين حزب و دو تن از مأموران امنيتي اقليم كوردستان عراق كشته شدند.

علي قويطاسي و وهاب ميرخضري و ارسلان عباس نيا اهل مهاباد، سالار باقري اهل بوكان، ناصر كريمي، عدنان عبدالله اهل اربيل و سنگر ستار اسامي كشته هاي شب يلدا در كوه سنجق (كويه) بودند.

دو تن از پيشمرگ هاي حدك و يك مأمور امنيتي اقليم به علت جراحات ناشي از انفجار هنوز در بيمارستان بستري هستند.

مسولان احزاب كورد ايراني طي اظهارنظرهاي جداگانه اي ايران را مسول اين انفجارها مي دانند. از جمله خالد عزيزي دبيركل حدك با اشاره به سخنان تهديدآميز مقامات و فرماندهان نظامي ايران  در ماه هاي اخير نسبت به تحركات احزاب كوردي در داخل كوردستان ايران طي سال جاري، اعلام كرد؛ “آدرس عاملين اين انفجارها تهران است”.

هوشيار زيباري، وزير خارجه سابق عراق هم لحظاتي پس از انفجارهاي كويه در يك پيام توئيتري انگشت اتهام را به سوي سپاه نشانه رفت.

اين درحالي است كه هنوز مسولان امنيتي اقليم كوردستان به نتيجه مشخصي در تحقيقات خود براي شناسايي عاملين انفجارهاي شب يلدا نرسيده اند و هيچگونه اظهارنظري در اين باره ارائه نكرده اند.

عليرغم اينكه مدارك يا شواهد مستندي دال بر دست داشتن عوامل ايران در اين حادثه به دست نيامده اما مقامات جمهوري اسلامي ايران تاكنون در تأييد و يا رد ادعاهاي احزاب كورد، سكوت كرده اند.

موحسین بیگلەری، نوێنەری شارەکانی سەقز و بانە لە مەجلیسی شوورای ئیسلامی ئێران ڕایگەیاند؛ وادەوبەڵێنەکانی حکومەتی یازدەهەم سەبارەت بە پارێزگای سنە تاکوو ئێستا جێبەجێی نەکراون و داواکارین کە حکومەتی حەسەن رۆحانی لە دەرفەتێک کە ماوە بۆ جێبەجێ کردنی بەڵێنەکانی هەوڵی زیاتر بدات.

بە پێی ڕاپۆرتی موکریان، موحسین بیگلەری لە دانیشتنی هاوبەش لە نێوان کەسایەتییە سوننە مەزەهەبەکان لەگەڵ حەسەن روحانی گوتی: بێگومان بەشێکی زۆر لە دەنگەکانی سەرۆک ‌کۆمار هی ناوچەکانی کوردستان و خەڵکی سوننی مەزهەبی ئەو ناوچە بوو. ئەویش دەگەڕێتەوە بۆ بەیاننامە دە خاڵییەکەی سەرۆک‌کۆمار کە لە سەردەمی بانگەشەی هەڵبژاردندا ڕایگەیاندبوو، لە حکومەتی ئەودا گرینگی و بایەخی زیاتر بە پرسی نەتەوەیی و کەمینە ئاینییەکان دەدرێ و ڕوانگەی ئەمنیەتی لە سەر کوردستان لادەچێت، بەلام تا ئێستا لەم بارەوە هیچ هەوڵی جیددی نەدراوە… .

نوێنەری شارەکانی سەقزو بانە لە دریژەی قسەکانی‌دا ڕایگەیاند: کێشە وگرفتەکانی کوردستان و کەڵک وەرنەگرتن لە بژاردە کوردەکان لە کابینەی حکومەت لە کاتێک‌دایە کە ئێمە چاوەڕوانی ئەوەمان دەکرد هەر لەیەکەم ساڵی هاتنە سەرکاری حکومەتی یازدەهەمدا بە کردەوە ئەو وادە وبەڵێنانە بچێتە بواری جێبەجێی کردنەوە.

ناوبراو هەورەها وتی: لە ئاستی دابینکردنی مووچە بۆ گەشەی پارێزگەی سنە، گرینگی بەم پارێزگایە نەدراوەو هەلومەرجی ئەو پارێزگایە لە باری رێگەوبانەوە وەکوو ساڵانی پێشوو ماوەتەوە و رێژەی قوربانیانی رووداوی هاتوچۆ لە پارێزگای سنە لە زیادبوون دایە. هەروەها لە بەشی هێڵی ئاسنین، پارێزگای سنە هیچی وەبەرنەکەوتووەو، فرۆکەخانەی سەقزیش پێویستی بە گرینگی دان و تەرخان کردنی بودجەی تایبەتە.

بیگلەری نوینەری شارەکانی سەقز و بانە لە درێژەی قسەکانی‌دا کێشەو گرفتی بوارەکانی دیکەی لە شارەکانی پارێزگای سنە بەتایبەتی لە بواری زانکۆکان، رێگەوبان، نەخۆشخانەکان و هەروەها هەبوونی هەڵاواردن بە بەراورد لەگەڵ پارێزگاکانی دیکەی ئێران بە وردی خستە بەرباس.

«٢٠ سال د‌ر توجه به مسائل اجتماعي كشور تاخير د‌اريم.» اين جمله‌اي بود‌ كه عبد‌الرضا رحماني فضلي، وزير كشور، روز پنج شنبه و د‌ر بيست و پنجمين اجلاس سراسري نماز به زبان آورد‌. وزير كشور د‌ر حالي تاخير د‌ولت‌هاي وقت د‌ر توجه به مسائل اجتماعي كشور را زير سوال برد‌ه كه بررسي فرصت سوزي د‌ر اين بازه زماني با وجود‌ فراهم بود‌ن زمينه مساعد‌ براي توانمند‌‌سازي جمعيت هد‌ف د‌ر مقابل آسيب‌هاي نوپد‌يد‌ به سبب رشد‌ اقتصاد‌ي و توسعه سياسي و فرهنگي كشور، مي‌تواند‌ د‌ر ريشه‌يابي رشد‌ تصاعد‌ي آسيب‌هاي اجتماعي طي سال‌هاي گذشته موثر باشد‌.

کارگران مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد از روز جمعه هفته گذشته تاکنون در اعتراض به عدم دریافت کامل مزد و مزایای مزدی، سنوات و مشکلات بیمه‌ای مقابل این مجتمع صنعتی تجمع صنفی مسالمت‌آمیز برگزار کرده‌اند.

اقلیم کردستان تیم اعزام کومله کمونیست به روژئاوا را بازداشت کرد.

به گزارش موكريان، وریا ناظری، مهدی حسینی، هیرش نەوەره، آرمان پویا و مهدی مولانایی از اعضاي تيم اعزامي كومله شاخه كوردستان حزب كمونيست ايران، در حوالی مرز زاخو، توسط نیروهای حزب دمکرات کوردستان (پارتی)، دستگیر و به مدت چهار روز در بازداشت بودند.

پس از آن سيدابراهیم علیزاده، دبيركل كومله كمونيستي از مسئولین ارشد اقليم کوردستان می خواهد موجبات آزادی این پنج نفر را فراهم آورند.

افراد بازداشتي پس از گذشت ٤ روز با ميانجيگري اتحادیه میهنی کوردستان و با پیگیری های دبيركل حزبشان به اردوگاه محل استقرار خود (زرگویز) بازگشتند.

میزگرد جنبش دانشجویی و گره کور مبارزه با فساد، اقتصادی توسط کانون اندیشه دانشجویی مسلمان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در محل آمفی تئاتر این دانشکده ظهر روز دوشنبه با حضور رحمت الله حافظی رئیس کمیسیون سلامت و عضو شورای شهر تهران و محمود صادقی رئیس فراکسیون شفاف سازی اقتصاد و سلامت به مناسبت روز دانشجو برگزار شد.

 

* دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک اجازه ورود دوربین و خبرنگار صدا و سیما را به سخنرانی صادقی و حافظی ندادند و آنها را بیرون کردند.

 

حافظی: آقایان دچار خود نظام پنداری شدند

سخنان رحمت الله حافظی در دانشگاه پلی تکنیک /گزارش تویتیری ناهید مولوی

فرماندار دهگلان از اداره کل نوسازی مدارس استان کردستان بر عدم نظارت کافی و مطلوب بر پروژه ها در این شهرستان انتقاد کرد و گفت: 30 درصد از مدارس دهگلان تخریبی هستند.

به گزارش خبرگزاری موکریان ،  یحیی نظری فرماندار دهگلان در گفت و گو با خبرنگاران ،  از عدم نظارت کافی و مطلوب اداره کل نوسازی مدارس کردستان بر پروژه ها در شهرستان دهگلان انتقاد کرد و اظهار داشت: متأسفانه در اجرای این پروژه ها نظارت و دقت لازم صورت نمی گیرد و به عنوان نمونه، پروژه خوابگاه بلدستی سال 89 اجرا شد اما الان هم قابل بهره برداری نیست.
فرماندار دهگلان خواستار نظارت جدی در اجرای پروژه ها شد و گفت: تعمیر و بازسازی مدسه 9 کلاسه شهید تعریف همچنان اجرا نشده است.
وی با بیان اینکه 30 درصد مدارس در شهرستان دهگلان تخریبی هستند گفت: سیستم حرارت مرکزی نیز در 48 روستای این شهرستان اجرایی نشده است.

 

وی در ادامه با اشاره به مقوله ورزش و جوانان دهگلان گفت: جوانان شهرستان دهگلان همچنان چشم به راه افتتاح پروژه های ورزشی هستند.
نظری با اشاره به یکی از مشکلات موجود در حوزه ورزش دهگلان گفت: بهره برداری از پروژه مجتمع ورزشی شهید علیزاده دهگلان در پیچ و خم اختلافات بین دستگاهها همچنان در بلاتکلیفی است.
وی در ادامه  گفت: با توجه به اینکه زمین چمن موجود در این مجتمع، تنها زمین چمن شهرستان دهگلان با 63 هزار نفر جمعیت است لذا راه اندازی این زمین چمن برای دهگلان ضرورت دارد.
وی با انتقاد از طولانی شدن زمان بهره برداری از استخر این مجتمع اظهار امیدواری کرد که با حل مشکلات موجود، این مجتمع در 22 بهمن امسال افتتاح شود.
فرماندار دهگلان همچنین به نبود امکانات ورزشی در شهر بلبان آباد اشاره کرد و خواستار توجه بیشتر استان به این موضوع شد.
فرماندار دهگلان با اشاره به عدم بهداشتی بودن آب شرب دهگلان بر لزوم تکمیل پروژه تصفیه خانه دهگلان تاکید و گفت: با توجه به اینکه به طور مستقیم آب شرب به منبع آبی دهگلان تزریق می شود و به علت تزریق مستقیم، آب شرب دهگلان بهداشتی نیست و شن و ماسه در آن وجود دارد.
وی با اشاره  بر اینکه یکی از ملزومات شهر دهگلان، تکمیل پروژه تصفیه خانه است گفت: قراردادی برای تکمیل تصفیه خانه با اعتباری بالغ بر 60 میلیارد ریال اعتبار منعقد شده است که تلاش می شود در کمترین زمان ممکن به بهره برداری برسد.
نظری گفت: یکی دیگر از مشکلات حوزه آب و فاضلاب شهری در شهرستان دهگلان که مزمن شده است، عدم اجرای طرح  فاضلاب شهری در شهرک امین آباد است که سالهاست همچنان مردم این شهرک را آزار می دهد و تبدیل به یک معضل شده است.
فرماندار دهگلان وضعیت آب روستاها را نسبت به سنوات قبل، مثبت ارزیابی کرد و گفت: 3 مجتمع روستاهای “آلی پینک” ، “هلیز آباد” و “ابراهیم آباد” حدود 15 روستا را برای تأمین آب شرب تحت پوشش قرار می دهند و مشکل عمده در تآمین آب شرب این روستا ها حفر چاه های آب است.
فرماندار دهگلان در ادامه گفت:  تا پایان سال جاری حفر چاه برای این 15 روستا نهایی خواهد شد.
یحیی نظری با قدردانی از مدیر کل بنیاد مسکن به خاطر استقرار اداره ثبت اسناد در شهرستان دهگلان گفت: استقرار این اداره یکی از ضروریات شهرستان دهگلان بود که خوشبختانه با پیگیری های لازم این امر محقق شد.
نظری با توضیح در خصوص اجرای طرح هادی در روستاهای دهگلان گفت: اجرای طرح هادی در دو روستای کروندان و بلدستی و قسمتی از روستای سرنجیانه باقی مانده است که باید انجام گیرد.
فرماندار دهگلان  یکی از مشکلات موجود در روستاها را زمینهای الحاقی به روستاها عنوان کرد که در آن ساخت و ساز صورت گرفته است و گفت: تخریب این منازل مسکونی بازتاب خوبی در جامعه نخواهد داشت و باید برای حل آن چاره ای اندیشید.

bigtheme
all right reserved for Mukrian news Agency Designed by Mukrian IT Team Powered by Wordpress - 2014 - 2016