اجتماعی

موکریان – چکیده: ثبت نام کننده باید نام متوفی و تاریخ و ساعت مراسم را در سیستم وارد کند. همین طور معلوم کند می‌خواهد مراسم‌اش در چه سطحی باشد. در ابتدای ثبت نام همه چیز به صورت پیش فرض است و پس از انتخاب نهایی و زدن دکمه «تایید»، متقاضی به صفحه بانک فرستاده می‌شود تا مبلغ مربوطه را به نام شرکت پرداخت کند./ مراسم ویژه مختص کسانی است که می‌خواهند در برگزاری ختم آنلاین سنگ تمام بگذارند. قیمت‌اش 99 هزار تومان است و برگزارکننده بجز نام و نام خانوادگی مرحوم امکان تغییر و تعیین همه موارد را تا پایان روز قبل از مراسم دارد. رنگ پیش زمینه‌ها، رنگ و نوع فونت‌ها، پیام‌ها و فایل شنیداری و عکس مرحوم./ آنهایی که اقوام یا دوستان متعدد در خارج از کشور دارند، با انتخاب این نوع مراسم، می‌توانند پاسخگوی عواطف همه دوستان و آشنایان باشند. تاج‌های گل مجازی که شرکت کنندگان در ختم آنلاین سفارش می‌دهند و هزینه‌اش را آنلاین می‌پردازند، در واقع کمک‌هایی هستند که به حساب موسسات خیریه واریز می‌شود.

محيطبانان در يك عمليات گشت زني سه شكارچي متخلف را دستگير كردند.

به گزارش موكريان، رئیس‌اداره حفاظت محیط زیست دیواندره در گفتگو با ايرنا گفت: ماموران یگان حفاظت این اداره در هنگام عملیات گشت‌زنی در حاشیه منطقه حفاظت شده «چلچمه» و منطقه «سارال» این شهرستان سه شکارچی متخلف را دستگیر کردند.

يك محموله طلا به ارزش دو ميليارد ريال در كرمانشاه كشف و ضبط شد.

به گزارش موكريان فرمانده انتظامی استان کرمانشاه به ايرنا گفت: مأموران انتظامی شهر کرمانشاه هنگام گشت زنی در میدان امام حسین این شهر به يك دستگاه سمند فاقد پلاك برخورد کردند و جهت بررسی موضوع، به راننده دستور توقف دادند.

موکریان ــ اشارە: نرمین با پیراهن بلند چند رنگش، با صورت گندمگون و چشمان مشکی، کم‌ سن‌ و‌ سال است اما این ١١ ‌سال و ترس از شغل اسماعیل گوشه چشمش را چروک انداخته. نگاهش به دیاکو است. پسر ٩ساله‌اش که دوست دارد با اسماعیل به کوهستان برود. « دلم نمی‌خواد کولبر باشه. فقط امیدوارم بزرگ که شد، یک شغل کم‌خطر داشته باشه. همین…

آن‌‌طرف عراق است و سیم خاردار و مین. مردها، چهارشانه، بلند، با انگشتانی درشت و چشمانی منتظر از میان برف خودشان را از روستاهای‌شان به هنگ مرزی پیرانشهر رسانده‌اند تا نام‌شان را روی در آهنی بزرگ پیدا کنند. کارت کولبری‌شان را بگیرند و در انتظار بار، راهی مرز تمرچین شوند. روی در آهنی پر است از برگه و اسم. دانه‌دانه می‌آیند تا اسم‌شان را ببینند. مثل انتظار برای شرکت در آزمون است. با همان دلهره. اسم‌شان که پیدا شود باید پشت‌شان را برای کیلوکیلو بار محکم کنند ، ١٠٠کیلو، ٢٠٠کیلو، ٢٥٠کیلو جنس را می‌گذارند روی گوشت و استخوان‌شان و در میان برفی که این‌جا تمامی ندارد، به دست کسانی می‌رسانند که نمی‌شناسند. «بار اولمه. کارگر ساختمون بودم. الان مدتیه بیکارم. مجبور شدم بیام برای گرفتن کارت کولبری ثبت‌نام کنم.» بار اولی‌ها کم نیستند. چند مرد دیگر هم می‌گویند بار اول است که قرار است کمرشان خم شود زیر جنس‌های به مرز رسیده. خیلی‌ها هم برای تمدید کارت‌شان آمده‌اند. هروقت برگه‌های درون کارت تمام شود، می‌آیند و کارت جدید می‌گیرند. چروک صورت و زمختی پوست‌شان، سن و سال‌شان را مخفی کرده. دو مرد با موهای سفید و شال‌گردنی که تمام صورت‌شان را گرفته،  می‌گویند هشت سالی می‌شود که کارت کولبری می‌دهند و مرز تمرچین هم محل رفت‌وآمد رسمی‌شان شده اما کوهستان‌های مرزی خاطره شب‌روی‌های مردان بسیاری را در ذهن دارد. خاطره جوانی کسانی را که در کوه‌ها و زیر بار جنس‌ها دفن شده است. خاطره جوان‌هایی که از زیوه و کاسورده آمده‌اند. از کهنه لاهیجان و دالاوان. از دامنه کوهستان کانی خدا، آن‌جا که چشمه‌اش همیشه روان است و کوه‌هایش مرزاند.

کمپین دفاع از كولبران با صدور اطلاعيه اي پس از يك هفته به كار خود پايان داد.

به گزارش موكريان، كمپين دفاع از كولبران كه هفته گذشته توسط ٦٠ تن از فعالان مدني و سياسي در كوردستان تشكيل شد، روز يكشنبه با صدور اطلاعيه اي به كار خود پايان داد.

متن اين اطلاعيه به شرح زير در آژانس خبري موكريان منتشر مي شود:

به نام خداوند بخشنده مهربان

مردم بزرگوار و همراهان همیشگی وگرامی

پس از حادثه جانکاه وبه شدت ناگوار سقوط بهمن و جان باختن کولبران زحمتکش در سردشت، ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی واجتماعی بر ان شدیم تا با تشکیل کمپینی به حمایت از ایشان(این نمادهای اشکار محرومیت انسان مدرن) برخیزیم و ندای مظلومیتشان را بگوش مردم،افکار عمومی و مسئولین برسانیم.

در چند روز گذشته شاهد استقبال، حمایت و مشارکت فعال بسیاری از شهروندان فارغ از رنگ ونشان و ملیت ومرز،از کمپین بودیم.

این نشان از درک وشعور بالای مردمی داردکه در مصائب و تنگناها همنوعان خود را فراموش نمیکنند و اماده اند در حد توان خویش برای کاهش رنج ومحنت دیگران به فعالیت بپردازند.

هدف ما از تشکیل این کمپین نه تنها جلب توجه مردم و مسئولین به عمق فاجعه و سرنوشت دردناک کسانی بودکه امروزه( کولبر )نام گرفته اندبلکه در منظری وسیع تر توجه به مناطقی است که بر اثر برنامه های غیر علمی و نگاه گسترده ی امنیتی،توسعه نیافته اند و مردمان ان برای تامین تکه ای نان برای خود وخانواده اشان ناچارند به کارها ە بار کولبری روی اورند و همواره در دامگه حادثه روزگار بسر برند.

همراهان بزرگوار کمپین، مردم شریف

ما ضمن تاکید مجدد بر مطالبات بیانیه اول، اعلام مینماییم که به عنوان فعالان مدنی واجتماعی، همچنان اوضاع منطقه را رصد و بررسی میکنیم و به حمایت شما از خود،افتخار کرده و قدرشناس ان هستیم ،حضور چند هزار نفری و فعال ومطالبه محورانه شما در کمپین نشان داد که از نظر شما کولبران قاچاقچیان مجرمی نیستندکه بدون محاکمه و حضور در دادگاه صالحه به مجازات برسند،بلکه مردمی محروم و مجبور هستندکه قربانی دیدگاه امنیتی،سیاستهای نادرست و تبعیض امیز هستند.

در این برهه از زمان و مستظهر به پشتیبانی قدرتمند شما پایان کمپین را اعلام مینمائیم.

امیدواریم، دست اندرکاران امر، حضور شما را درک کرده و با اجرای سیاستهای تبعیض مثبت و به دور از هرنگاه امنیتی،زندگی توام با رفاه وارامش را برای مردمان محروم این منطقه به ارمغان بیاورند…                                       

                                                                                                            کمپین دفاع از کولبران ۱٦؍۱۱؍۱۳۹۵

۶۰ نفر از فعالان‌مدنی و سیاسی با انتشار نامه‌ای سرگشاده به رئیس‌جمهوری و نمایندگان مجلس ایران، در پی جان باختن تعدادی از کولبران در منطقه «بیوران» از توابع شهرستان سردشت که شامگاه شنبه بر اثر ریزش بهمن اتفاق افتاد، خواستار رسیدگی به وضعیت کولبران در مناطق مرزی کوردستان ایران شدند.

به گزارش موکریان، امضاکنندگان نامه سرگشاده از حسن روحانی و نمایندگان خواسته‌اند “نظر به جایگاه قانونی و حقوقی و مسئولیتی که مردم به شما سپرده‌اند در کوتاه‌مدت اقدامات مثبتی برای حمایت و دلجویی از ‌آسیب‌دیدگان انجام دهید و در درازمدت در جهت توسعه این مناطق و ایجاد مشاغلی که شهروندان بتوانند از حقوق قانونی و شهروندی خویش برخوردار و در کمال آرامش، امنیت و عزت از زندگی سربلندانه‌ای برخوردار باشند، برنامه‌ریزی نمایید”.

آنها همچنین نوشته‌اند که بسیاری از مردم کوردستان، مبنای ارزش‌گذاری مشاغل را “حلال و حرام بودن کالای مورد معامله و نه نتیجه مطلوب یا نامطلوب بودن آن در نظام اقتصادی” می‌دانند و چون “کولبران به عنوان افرادی شریف و زحمتکش در پی کسب معیشت و روزی حلال هستند”، مورد تقدیر مردم می‌باشند.

آژانس خبری موکریان متن کامل نامه و اسامی امضاکنندگان آنرا به شرح زیر منتشر می‌کند:

‌بنام خداوند مهربان روزی‌رسان

ریاست محترم جمهور
نمایندگان محترم مجلس
با اهدای سلام و تحیت
همانگونه که مستحضرید حلقه دیگری به زنجیره تلفات انسانی یکی از محرومترین اقشار جامعه ما یعنی کولبران افزوده شد.
قطعا به سبب در اختیار داشتن منابع مختلف رسانه‌ای و گزارش‌های رسمی و غیررسمی، از وضعیت معیشتی مرزنشینان کورد بویژه کولبران مطلع هستید.
واژه‌ای که چندین سال است برای همگان نامانوس نمی‌باشد، اما پرسشی که در اذهان مردمان این دیار مطرح است آیا مسئولان و مدیران از رنجی که این شهروندان برای تامین حداقلی نیازهای اساسی زندگی خود متحمل می‌شوند اگاه هستند؟!
قبل از هر چیز باید گفت؛ در بین قاچاقچی که تنها در فکر اندوختن مال وسرمایه با هر وسیله ممکن و افراد کولبر که از روی ناچاری متحمل سخت‌ترین، پرزحمت‌ترین و خطرناک‌ترین کار برای امرار معاش خود و خانواده‌شان هستند تفاوت بسیار است، لذا می‌توان گفت کولبری شغل نیست و صرفا تلاشی است برای زیستن، اما نه زندگی مرفهانه بلکه تحمل محنت‌های فراوان همراه با قناعت و زندگی روز مرگی…
این زحمتکشان گمنام از روی طمع یا جاه‌طلبی به این کار پرزحمت روی نیاورده‌اند بلکه برای قوام یک زندگی بخور و نمیر، مجبورند شبانه‌روز کوله‌بارهای سنگین و طاقت‌فرسا را در فضایی پرمخاطره بر دوش بکشند و گاهی هم در این راه جان خود را از دست دهند.
امضاکنندگان این نامه نظر به درک شرایط و وضعیت ناگوار این عزیزان که بازتاب داخلی و خارجی آن می‌تواند تاثیر ناگواری بر وجهه کشور و ملت ما داشته باشد ذکر نکات ذیل را جهت اقدامات لازم از سوی مسئولین مربوطه ضروری می‌دانند، باشد که این شهروندان مانند دیگر هموطنان از امکانات کشور بهره‌مند و برای تامین یک زندگی معمولی ناچار نشوند از جان خود هزینه بگذارند.
۱- اولین نکته که در تفاوت بین دو واژه قاچاق و عمل کولبری بایستی بدان توجه شود جنبه فرهنگی این مسئله در نزد مردم کوردستان است، درک وتعریف مردم کوردستان که کولبران نیز بخشی از آن هستند از قاچاق تا حد زیادی با تعریف قانونی آن متفاوت است،یعنی درک و ذهنیت مشترک وجود ندارد، در نگاه مردم کورد به ویژه مرزنشینان از زمان‌های دور خرید و فروش مواد مخدر و کالا و مواد مضر بحال فرد و جامعه و نامشروع از مصادیق قاچاق بشمار می‌آیند.
می‌توان گفت؛ بسیاری از مردم کوردستان، مشاغل را بر اساس حلال و حرام بودن کالای مورد معامله و نه بر اساس نتیجه مطلوب یا نامطلوب بودن آن در نظام اقتصادی ارزش‌گذاری می‌کنند، و در این راستا قاچاقچیان مواد مخدر و … امثال آنان را مطرود و منفور و در مقابل کولبران که به عنوان افرادی شریف و زحمتکش در پی کسب معیشت و روزی حلال هستند مورد تقدیر مردم می‌باشند، فقدان ذهنیت و تعریف مشترک در بین مردم و مسئولین و عدم اعمال اراده در حل مشکلات اساسی و تاریخی که ناشی از تفاوت‌های مرکزنشینی و خارج از مرکز است مزید بر علت شده و این تفاوت دیدگاه چه در جنبه حقوقی و فرهنگی بدون استفاده از نظرات و دیدگاه‌های صاحب‌نظران راه حلی برای آن ممکن نمی‌باشد. خوشبختانه چه در نصوص دینی مانند سوره قریش و چه در قانون اساسی دستورالعمل‌های لازم ارائه شده است.
۲- همانگونه که در قانون اساسی آمده یکی از وظایف دولت ایجاد اشتغال برای همه ملت است، در اصل ۲۸ قانون اساسی آمده است، دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال بکار با شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد کند، در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز اشتغال مورد توجه قرار گرفته است و در ماده ۲۳ آمده است که هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خود را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه خود را دارا باشد و سزاوار حمایت در مقابل بیکاری است.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا مطابق قانون اساسی ایران یا اعلامیه حقوق بشر امکانات کار و اشتغال برای شهروندان کورد فراهم آمده است؟ آیا در برخورداری از اشتغال مورد حمایت هستند؟ آیا از شرایط کاری منصفانه برخورداند؟ آیا امکان انتخاب شغل وجود دارد یا اکثر مردم از سر ناچاری و بالاجبار به مشاغل سخت و طاقت‌فرسائی چون کولبری روی می‌آورند؟ مقایسه آماری در مناطق مختلف کوردستان با دیگر مناطق برخوردار نشان می‌دهدکه کولبری یک انتخاب نیست بلکه یک اجبار است و اگر انتخاب شغل دیگری در کوردستان امکان‌پذیر بود بدون تردید اکثریت کولبران به این حرفه طاقت‌فرسا روی نمی‌آوردند؟ علاوه بر آن مقایسه شاخص‌های توسعه اقتصادی کوردستان با دیگر مناطق کشور، از وجود نابرابری در امر سرمایه‌گذاری و عدم توجه دولت به این مناطق حکایت دارد.
ریاست محترم جمهور و نمایندگان محترم شورای اسلامی می‌توانید اخبار مربوط به مناطق مرزی را به دقت مرور کنید که با کولبران چگونه برخورد می‌شود؟ لذا نظر به جایگاه قانونی و حقوقی و مسئولیتی که مردم به شما سپرده‌اند و نیز با توجه به تاکید صریح و دقیق مقام رهبری بر این نکته که منظور ایشان از مبارزه با قاچاق کالا مقابله با کولبران ضعیفی نیست که در بعضی مناطق کالاهای کم ارزش وارد می‌کنند، استدعا می‌شود که در کوتاه‌مدت اقدامات مثبتی برای حمایت و دلجویی از ‌آسیب‌دیدگان، هم‌چنانکه به نیکی در حادثه دلخراش ساختمان پلاسکو انجام شد انجام دهید و در درازمدت در جهت توسعه این مناطق و ایجاد مشاغلی که شهروندان بتوانند از حقوق قانونی و شهروندی خویش برخوردار و در کمال آرامش، امنیت و عزت از زندگی سربلندانه‌ای برخوردار باشند،برنامه‌ریزی نمایید.

امضاکنندگان؛

1- دکتر عبدالله رمضان زاده
2- اسماعیل مفتی‌زاده
3- دکتر جلال جلالیزاده
4- دکتر خالد توکلی
5- دکتر صلاح‌الدین خدیو
6- سید محسن رضوی
7- دکتر سید هاشم هدایتی
8- دکتر رئوف کریمی
9- حسن امینی
10- هادی ادب
11- دکتر عبدالله ابریشمی
12- اجلال قوامی
13- دکتر علی شمس برهان
14- مهندس حامد فرازی
15- دکتر باقر پیری
16- عیسی خان حاتمی
17- دکتر بهروز زارعی
18- دکتر سهراب زنگنه
19- دکتر کمال آزادمنش
20- دکتر علی اشرافی
21- دکتر اسعد یوسفی
22- دکتر هدایت صبوری
23- مهندس صلاح عباسی
24- احمد حبیبی
25- مسعود کوردپور
26- دکتر لطیف صفری
27- فرهاد امین‌پور
28- مهندس عبدالرضا موسوی اجاق
29- سید مسعود حسینی
30- دکتر محمدآزاد جلالی زاده
31- رمضان یوسفی
32- سید یدالله سبحانی
33- دکتر عثمان عزیزی
34- محسن نیکخواه
35- مظهر نوری
36- ابراهیم مردوخی
37- حمزه یوسفی
38- امجد قسیمی
39- مهندس کریم حسین‌زاده
40- مهندس باقر ضیائی
41- دکتر غلامحسین کریمی
42- دکتر احمد نعمتی
43- دکتر پیمان قدمی
44- دکتر جمال مشتاق
45- امیر سجادی
46- دکتر محمدعلی کوشا
47- دکتر جلیل صحرایی
48- دکتر علی آقاصادقی
49- فریدون سپری
50- کتایون محمودی
51- حمید مهدوی
52- موسی امیدی
53- حسین احمدی‌نیاز
54- امیر عبداله‌زاده
55- کمال حسینی
56- جمال دانشمند
57- بختیار خوشنام
58- عثمان مزین
59- دلیر اسکندری
60- ژیانا اسکندری

کۆمەڵێك لە چالاکوانی مەدەنی و مێدیایی کوردستان هاوخەمی خۆیان بۆ بریندارانی رووداوی پلاسکۆ راگەیاند.

بە پێی راپۆرتی ئاژانسی هەواڵنێری موکریان، ١٤ رۆژنامەوان و چالاکی مەدەنی کورد بە بڵاوکردنەوەی پەیامێک بۆ بریندارانی رووداوی پلاسکۆ و بنەماڵەی ئەوان، هاوخەمی خۆیان راگەیاند.

دەقی پەیامی چالاکانی کورد و ناوی واژۆکەران کە چەن خولەک لەوە پێش بۆ موکریان ناردرا بەم شێوەیە:

پلاسکۆ، رووداوێک کە دڵی هەر مرۆڤێکی ئازادی بریندار کرد، رووداوێک کە یەکەمین و دوایین رووداو نابێت و ئێمە هەر چەن وەخت جارێک دەبینن لەم شێوە رووداوگەلە ناخۆشە روو دەدات بەڵام ئەوەی جێی داخ و پەژارە بوو، گیان بەخت کردنی کۆمەڵێک لە ئاتش نشانانی ( ئاورکوژێن ) پاڵەوان و بەهێز بوو، کە عاشقانە لە ناو بڵێسەگەلی ئاگردا سووتان هەتا وانەی خۆبەشی و فیداکاری فێری کۆمەڵگا بکەن.

پلاسکۆ زۆرتر وەک ناوەندێکی بازرگانی لە وڵاتدا دەناسن، جێگەیەک کە هەزاران بنەماڵە لە ناو ئەودا خەریکی کار و تێکۆشان بوون و داوای رۆزیان دەکرد، بەداخەوە ئەم ناوەندە بازرگانییە لەو پەڕی بێ باوەڕیدا ئاگری گرت و لە ناو بڵێسەگەلی ئاگردا سووتا و داڕما (رووخا) و ئەم رووداوە ناخۆش و دڵتەزێنە خەم و پەژارەی لە دڵی مرۆڤگەلی ئازاددا بەجێهێشت. هەتاکوو ئێستەش زۆرێک لە بنەماڵەکان چاو لە رێی گەڕانەوە و رزگار بوونی ئازیزەکانیانن لە ژێر ئاوارەکاندا.

گیانبازی و لەخۆبردوویی هێزەکانی یارمەتیدەری رێکخراوەی ئاتش نشانی بۆ رزگار کردنی برینداربووان و زیان پێ گەیشتووەکانی ئەم رووداوە کەم وێنە بوو و بەم لەخۆبردوویی و پاڵەوانییە پیشانیان دا کە مرۆڤایەتی و ئینسانییەت سنوورێكی نییە.

ئێمەش وەک کۆمەڵێک لە چالاکانی کۆمەڵایەتی و فەرهەنگی و رۆژنامەوانی کوردستان پەیامی هاوخەمی و سەرەخۆشی خۆمان بە بنەماڵەی بریندار بووان و زیان پێ گەیشتووانی ئەم رووداوە رادەگەیێنین.

باڵەکانت

سووتا بوون، بەڵام

هەتا ئەوپەڕی ئاسمانەکان باڵت گرت و فڕیت!

ناوی واژۆکەران:

١- عەبدولمۆئمێن مەردۆخ

٢- د. خالید تەوەکولی

٣- هۆمەر وەلەدبەیگی

٤- سۆهراب جەلالی

٥- فەرۆخ لێقا مۆعتەمێد وەزیری

٦- فەردین کەمانگەر

٧- دلێر ئێسکەندەری

٨- کەماڵ حسەینی

٩- د. فەرزاد حاجی میرزایی

١٠- د. حسەین ئەحمدی نیاز

١١- جەماڵ ئەحمدی ئایین

١٢- شەیدا مەردۆخی

١٣- فلۆریا محەممەدپوور

١٤- سيمين چايچی

جمعی از فعالان مدنی و رسانه ای کوردستان با آسیب دیدگان حادثه “پلاسکو” در تهران ابراز همدردي كردند.

به گزارش آژانس خبري موكريان، ١٤ روزنامه نگار و فعال مدني كورد با انتشار پيامي براي آسيب ديدگان حادثه پلاسكو و خانواده آنها، مراتب همدردي خود را اعلام كردند.

متن پيام فعالان كورد و اسامي امضاكنندگان كه دقايقي پيش براي موكريان ارسال شد به اين شرح است:

شدند آتش، نشان و مظهر ایثار ماندند

و جان بر کف به زیر آتش و آوار ماندند

چه گوید آنکه تقصیری به گردن دارد امروز

به این چشم انتظاران که چنین غمبار ماندند

پلاسکو، حادثه ای که دل هر انسان آزاده ای را به درد آورد حادثه ای که اولین و آخرین نخواهد بود و ما هر از گاهی شاهد وقوع چنین حوادث ناگواری هستیم اما آنچه که ما را متاثر نمود جان باختن تعدادی از آتش نشانان قهرمان، که عاشقانه در میان شعله های اتش، سوختند تا درس ایثار و فداکاری را به جامعه بیاموزند.

پلاسکو را بیشتر با عنوان مرکزی تجاری در کشور می شناسند، مکانی که هزاران خانوار در این مکان مشغول فعالیت بودند و ارتزاق می کردند و متاسفانه این بنای تجاری در کمال ناباوری در میان شعله های آتش سوخت و فرو ریخت و این حادثه ناگوار تاسف و تاثر و اندوه را در دل انسانهای آزاده نهاد و هنوز بسیاری از خانواده ها چشم انتظار بازگشت و نجات عزیزان خود از زیر آوارها هستند.

جان فشانی و از خودگذشتگی نیروهای امدادی سازمان آتش نشانی برای نجات آسب دیدگان و مصدومان این حادثه در نوع خود کم نظیر بود و با این قهرمانی، نشان دادند که انسانیت مرزی ندارد.

ما نیز جمعی از فعالان اجتماعی و فرهنگی و روزنامه‌نگاران کردستانی پیام همدردی و تسلیت خود را باخانواده های آسیب دیدگان در این حادثه عرض مینمایم.

بالهایت 

سوخته بود اما

 تا اوج آسمانها پرکشیدی

اسامي امضاكنندگان:

١- عبدالمومن مردوخ

٢- دکتر خالد توکلی

٣- هومه ر ولدبیگی

٤- سهراب جلالی

٥- فرخ لقا معتمد وزیری

٦- فردین کمانگر

٧- دلیراسکندری

٨- کمال حسینی

٩- دکتر فرزاد حاجی میرزایی

١٠- دکتر حسین احمدی نیاز

١١- جمال احمدی آیین

١٢- شیدا مردوخی

١٣- فلوریا محمدپور

١٤- سيمين چايچي

موكريان – اشاره: درحالی که سالیانه بین ٤ تا ٥ هزار نفر در تهران به علت آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند، مسولین سیاسی و شهرداری مشغول جنگ و رقابت سیاسی هستند. 

آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکوی تهران به قدری اسفناک بود که از آن باید به عنوان یک تراژدی دردناک یاد کرد. این تراژدی از آن سو برای ساکنین تهران غمناک است که دریافتند این کلان شهر عظیم، بسیار شکننده و ضعیف است، شهری بد قواره و بی در و پیکر با انبوهی از سیمان و آهن فرسوده.

درد تهران زیاد است و یکی و دو تا نیست. از ترافیک های خسته کننده تا آلودگی هوا، از سازه های بی برنامه تا ساختمانهای فاقد ایمنی، از برج های ناسازگار در اطراف این شهر تا مجتمع های تجاری ناهمگون، از گورخوابی تا کودکان کار، از ناهنجاری های اجتماعی تا خشونت های رفتاری و… همه ی این آلام نشان از چند چیز می تواند باشد از یک سو تهران فاقد یک مدیریت شهری منظم و دقیق است. شهرداری این شهر بودجه ی هزاران میلیاردی دارد ولی از حداقل تجهیزات بروز و نوین آتش نشانی و خدمات شهری خالی است به نحوی که بولدوزر هایی که مشغول آوار برداری پلاسکو بودند، بسیار نامناسب و ضعیف بودند به گونه ای که روند آواربرداری را می تواند با مشکل مواجه کند. از دیگر سو به علت حاکمیت جریان های سیاسی بر شهرداری در ادوار گذشته تا به امروز، اجرای قانون در این نهاد عظيم شهری همواره با مشکل مواجه بوده به نحوی که در حادثه ی پلاسکو شهردار و اعضای شورای شهر کرارا اعلام کردند که چندین بار به مسولین و ساکنین پلاسکو اخطار فقدان ایمنی این ساختمان را اعلان کرده اند! اما نکته اینجاست که بند ١٤؟ماده ی ٥٥ قانون شهرداری ها تصریحا شهرداری را ملزم و متعهد به برخورد با خاطیان نموده است. اين قانون بیان می دارد:

” اتخاذ تدابیر موثر و اقدام لازم برای حفظ شهر از خطر و حریق و همچنین رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و خطرناک واقع در معابر عمومی و کوچه ها و اماکن عمومی و دالانهای عمومی و خصوصی و پر کردن و پوشاندن چاهها و چاله های واقع در معابر و جلوگیری از گذاشتن هر نوع اشیا در بالکنها و ایوانهای مشرف و مجاور به معابر عمومی که افتادن آنها موجب خطر برای عابرین است و جلوگیری از ناودانها و دودکشهای ساختمان که باعث زحمت و خسارات ساکنین شهرها باشد”.

همچنين در تبصره اين قانون آمده است: “در کلیه موارد مربوط به رفع خطر از بناها و غیره و رفع مزاحمت های مندرج در ماده فوق، شهرداری پس از کسب نظر مامور فنی خود، به مالکین یا صاحبان اماکن یا صاحبان ادوات منصوب ابلاغ مهلت دار مناسبی صادر مینماید و اگر دستور شهرداری در مهلت معین به موقع اجرا گذاشته نشود، شهرداری راسا با مراقبت مامورین خود اقدام به رفع خطر یا مزاحمت خواهد نمود و هزینه مصروف را به اضافه صدی پانزده خسارت از طرف دریافت خواهد کرد.

مقررات فوق شامل کلیه اماکن عمومی مانند سینماها، گرمابه ها، مهمانخانه ها، دکاکین، قهوه خانه ها، کافه و رستورانها، پاساژها و امثال آن که محل رفت و آمد و مراجعه عمومی است نیز می باشد”.

 این در حالی است که شهرداری دارای واحد اجراییات است و توان اجرای تصمیمات را دارد اما ملاحظات و مماشات مانع آن بوده است. واقعیت مسئله این است که جان و مال شهروندان تهرانی نباید مورد مماشات قرار گیرد. وقتی قانون تصریح دارد چرا شهرداری تهران، مسولین ك، استانداری و فرمانداری این شهر در برابر این حجم وسیع از معضلات شهر تهران کوتاهی می کنند.

یکی از مسولین قبلا اعلام کرده بود که بیشتر آسانسورهای موجود فاقد استاندارد است. خوب نکته اینجاست که شماها چکار می کنید و چرا مانع نمی شوید؟ وقتی شما دیدید که پلاسکو فاقد ایمنی است چرا مانع نشدید؟ صرف مکاتبه و اعلام کردن رافع مسولیت نیست .چرا شهرداری و دستگاههای دولتی قانون را اجرا نمی کنند.

شهر تهران نیازمند یک مدیریت منسجم و مقتدر است. در دولت احمدی نژاد به علت اختلافی که با شهردار وقت تهران داشت، دولت به تعهدات خود برای پرداخت بودجه ی گسترش و تکمیل مترو و وسایل حمل و نقل عمومی خودداری می کرد.در این دولت هم کرارا شهرداری از عدم ایفای تعهد دولت در این زمینه صحبت کرده است. واقعیت این است که دود این اختلافات و رقابت های سیاسی به چشم مردم تهران می رود. واقعا جای شرمساری است درحالی که سالیانه بین ٤ تا ٥ هزار نفر در تهران به علت آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند، مسولین سیاسی و شهرداری مشغول جنگ و رقابت سیاسی هستند. تراژدی پلاسکو زنگ خطری بود که تهران و تهرانیان در خطر هر نوع حادثه هستند. دیگر بس است مردم دیگر تحمل مصیبت و بدبختی ندارند بلکه نیازمند رفاه و آسایش هستند. درد پلاسکو در خاطره ی مردم باقی می ماند.

*حسین احمدی نیاز، حقوقدان


موكريان – چكيده: الان هم به نظر ما توی اصفهان خیلی احترام به خبرنگار نجف‌آبادی گذاشته و گفته‌اند این خبرنگارها خیلی عاقل و دانا هستند، اگر آنها را این‌طوری کنیم، حساب کار می‌آید دست اسیدپاش‌های اصفهان و خودشان می‌روند در افق گم می‌شوند.

سایت خبری تابناک اصفهان گزارش داده در اصفهان یک خبرنگار نجف‌آبادی به اتهام اینکه در تنظیم یک خبر به‌جای هشت دستگاه، نوشته ۳۰ دستگاه موتورسیکلت متخلف توقیف شده‌اند، به اتهام «انتشار کذب یک خبر درباره توقیف موتورسیکلت‌های متخلف» با شکایت نیروی انتظامی ٤٠ ضربه شلاق خورده. شاید شما فکر کنید ما الان می‌خواهیم بگوییم چرا خبرنگارجماعت را ۴۰ ضربه شلاق زدید؟ و قصد داریم در مظلومیت کار خبرنگاری و روزنامه‌نگاری داد سخن در بدهیم و طوری حرف بزنیم که به پاراگراف دوم نرسیده، اشک شما را دربیاوریم و دلتان برای خبرنگاران بسوزد که یا شلاق می‌خورند یا توی مجلس سیلی یا آب‌خنک، اما اشتباه می‌کنید. ما قصد نداریم از این حرف‌ها بزنیم و اتفاقا قصد داریم از اقدام هوشمندانه نیروی انتظامی در طرح شکایت از خبرنگار نجف‌آبادی و همچنین از اقدام شایسته در اعمال ۴۰ ضربه شلاق، تقدیر و تشکر کنیم. دمتان گرم. عرض می‌کنم چرا. اقدام این عزیزان در اصفهان، درواقع در تأیید و تکریم و تقویت جایگاه خبرنگاری و امر شفافیت و گردش آزاد اطلاعات است. چرا؟ ببینید ما وقتی بچه بودیم و توی خانه بچه‌ها شلوغی می‌کردند، بابای ما می‌آمد می‌خواباند توی گوش ما. می‌گفتیم چرا؟ می‌گفت تو بزرگ‌تر و عاقل‌تر از اینهایی، تو را می‌زنم که اینها، هم حساب کار بیاید دستشان، هم بفهمند وقتی توی عاقل و بزرگ‌تر کتک بخوری، آنها هم حتما می‌خورند. وقتی هم می‌رفتیم توی کوچه و توپ‌بازی می‌کردیم، همسایه‌ها می‌آمدند گوش ما را از بین آن‌همه بچه می‌گرفتند و می‌‌کشیدند و دوتا لگد هم می‌زدند به کمر ما. چرا؟ چون ما بزرگ‌تر و عاقل‌تر از بچه‌های کوچه بودیم و این‌طوری حساب کار می‌آمد دست آنها. بعد که رفتیم مدرسه، قانون بود همه موهاشان را از ته و با نمره چهار ماشین کنند. ما روزی دوبار ماشین می‌کردیم. منتها سر صف ناظم ما را می‌کشید بیرون و ما را فلک می‌کرد و می‌گفت میدون دوم، این‌طوری حساب کار می‌آید دست بچه‌ها، چون تو عاقل‌تر از همه‌ای. اتفاقا توی مترو هم یک‌بار خفاش شب سوار شده بود و داشت بین مردم می‌خفاشید، آن‌طرف‌تر هم دونفر داشتند جیب مردم را می‌زدند، این مأمورهای مترو آمدند و به ما پس‌گردنی زدند و گفتند تو قیافت عاقل است، این‌طوری حساب کار دست خفاش شب و جیب‌برهای مترو می‌آید که با کسی شوخی نداریم. الان هم به نظر ما توی اصفهان خیلی احترام به خبرنگار نجف‌آبادی گذاشته و گفته‌اند این خبرنگارها خیلی عاقل و دانا هستند، اگر آنها را این‌طوری کنیم، حساب کار می‌آید دست اسیدپاش‌های اصفهان و خودشان می‌روند در افق گم می‌شوند.

وصیت: سوفیا… من خیلی‌وقت‌ها می‌خواهم نوشتن در روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاری را ببوسم و بگذارم کنار و بروم دکل نفتی غیب کنم. چون دردسرش کمتر است. قربان تو؛ عاشق بی‌دکل تو؛ میدون دوم.

*پوريا عالمي، طنزنويس شرق

دەستەی نووسەرانی ئاژانسی هەواڵنێری موکریان بە بۆنەی کۆچی دوایی دایکی عەبباس جەماڵی، پارێزەری کۆمەڵێک له بیرمەندان، بەندکراوانی سیاسی، چالاکانی مەدەنی و رۆژنامەوانانی کورد پەیامێکی سەرەخۆشی بڵاو کردەوە.

هەواڵنێری موکریان ـ دەقی پەیامی سەرەخۆشییەکە:

دۆست و هاوڕێ ئازیز

بەڕێز عەبباس جەماڵی

بە داخ و کەسەرێکی زۆرەوە، بە بۆنەی کۆچی داویی خاتوو حەبیبە جەماڵی، دایکی بەڕێزتان، سەرەخۆشی خۆمان بە ئێوە و سەرجەم بنەماڵەی جەماڵی رادەگەیێنین و یاد و بیرەوەری ئەو خۆشەویستە رێز لێدەگرین و لەگەڵ ئێوە و سەرجەم منداڵانانی ئەو بەرێزە خۆمان بە خەمخوار و هاوبەشی خەمەکانتان دەزانین و ئاواتی سەبووریتان دەخوازین.

رۆحی دایکی خوا لێخۆشبووتان شاد و تەمەن درێژی و لەش ساخی بۆ سەرجەم بەجێماوانی بێت.

دەستەی نووسەرانی ئاژانسی هەواڵنێری موکریان

پێنشەممە ٢٣ی بەفرانباری ١٣٩٥ی هەتاوی

اعضاي تحريريه آژانس خبري موكريان به مناسبت درگذشت مادر گرامي عباس جمالي، وكيل مدافع تعدادي از دگرانديشان، زندانيان سياسي، فعالان مدني و روزنامه نگاران كورد پیام تسليتي منتشر كردند.

خبرگزاري موكريان – متن پيام تسليت به شرح زير مي باشد:

دوست و همكار محترم

جناب عباس جمالي

با كمال تأسف و تألم درگذشت “بانو حبيبه جمالي” مادر گراميتان را به شما و خانواده جمالي بزرگ تسليت عرض نموده، ياد و خاطره آن عزيز را گرامي مي داريم و خود را با شما و ديگر فرزندان ايشان در این غم و اندوه، شریک دانسته و برايتان صبر آرزومنديم. روح آن مرحومه شاد و عمر طولانی و سلامت برای بازماندگان باشد.

اعضاي تحريريه آژانس خبري موكريان

پنجشنبه ٢٣ بهمن ماه ١٣٩٥ خورشيدي

خانواده سنندجي، قاتل تنها فرزندشان را بدون هيچ چشمداشتي، پاي چوبه دار بخشيدند. 

به گزارش موكريان، صبح امروز يكشنبه ١٢ ديماه ٩٥ پنجمین گذشت از اجراي حکم قصاص، امسال در کوردستان، توسط خانواده ای اتفاق افتاد که قاتل، تنها فرزندشان را در یک درگیری كودكانه، از آنان گرفته بود.

«هيمن اورامي نژاد» صبح امروز ١٢ ديماه با طناب دار برگردن، منتظر کشیدن صندلی از زیر پایش بود، اما توسط پدر و مادر مقتول «پويا ابوالقاسمي» بخشیده شد.

دوم اسفند سال ٩٠ در خیابان صفری سنندج ٢ نوجوان ١٧ ساله باهم درگير شدند که در آن قاتل با چاقویی هم سن خود را از پای در آورد.

هيمن كه الان ٢٢ سال سن دارد بعد از اين بخشش، علاوه بر تشکر و قدردانی از خانواده مقتول و ابراز پشیمانی از وقوع قتل، گفت: هیچ وقت خاطره خوش این بخشش را از یاد نمی برند.

فعالان مدني سنندج در ادامە ی تلاش برای بخشش قصاص، پس از مدتها تلاش و رایزنی، تحت عنوان «كمپین بخشش» در جلب رضايت خانواده ابوالقاسمي نقش مهمی داشتند.

اعضای شورای مردمی کمپین بخشش عبارتند از:

١- سیمین چایچی

٢- سهراب جلالی

٣- فایق تاشان

٤- فرخ لقا معتمدوزیری

٥- مطفرصالح نیا

٦- مختارزارعی

٧- دلیراسکتدری

«سازمان عفو بین الملل» هم در فرودین ماه سال جاری طی بیانیه‌ای نسبت به اعدام قریب الوقوع هیمن اورامی نژاد هشدار داد و خواستار توقف این حکم شد.

ژینگەپارێزانی وڵات له شاری بۆکان، بۆ گەیاندنی خۆراک بە پەلەوەرەكان جێدانيان لەم شاره بۆ هەڵواسين.

بە پێی راپۆرتی موکریان، ئەنجومەنی ژینگەپارێزیی وڵات له شاری بۆکان، رۆژی ١٠ی بەفرانباری ٩٥ له هەڵمەتێک بۆ گەیاندنی خۆراک بەو پەلەوەرانەی که لەم وەرزەدا تووشی قەیرانی خۆراک هاتوون، به هەڵواسینی جێدان و بڵاڤۆک یارمەتییان کردن.

ژینگەپارێزان له ناو شاری بۆکان به مەبەستی دابین کردنی خۆراکی هەندێک له پەلەوەرەکان و هەروەها بۆ ڕاکێشانی سەرنجی خەڵک بۆ ئەم لایەنه وەک فەرهەنگسازییەک درێژەیان به چالاکییەکانی خۆیان دا.

ئەنجومەنی وڵات ئەم جێدانانەی هەڵواسیوە و داوا له خەڵکی شاری بۆکان دەکات تا به هەر شێوەیەک بۆیان دەگونجێ ئەم جێدانانه پڕ بکەنەوە یان له سەربان و حەوشەی ماڵی خۆیان دانەوێڵه بۆ ئەم پەلەوەرانه دا بکەن.

چالاکوانانی وڵات داوایان لە ھاوشاریان کردووە پاشماوەی ئەو خواردنەی خۆیان که بۆ ئاژەڵان و پەلەوەران به کار دێت له بەر دەرگا دانێن؛ ڕەنگه بتوانین به پێی مرۆڤ بوونی خۆمان گیانی گیانلەبەرێک له برسیایەتی ڕزگار بکەین.

bigtheme
all right reserved for Mukrian news Agency Designed by Mukrian IT Team Powered by Wordpress - 2014 - 2016