اجتماعی

کۆمەڵێك لە چالاکوانی مەدەنی و مێدیایی کوردستان هاوخەمی خۆیان بۆ بریندارانی رووداوی پلاسکۆ راگەیاند.

بە پێی راپۆرتی ئاژانسی هەواڵنێری موکریان، ١٤ رۆژنامەوان و چالاکی مەدەنی کورد بە بڵاوکردنەوەی پەیامێک بۆ بریندارانی رووداوی پلاسکۆ و بنەماڵەی ئەوان، هاوخەمی خۆیان راگەیاند.

دەقی پەیامی چالاکانی کورد و ناوی واژۆکەران کە چەن خولەک لەوە پێش بۆ موکریان ناردرا بەم شێوەیە:

پلاسکۆ، رووداوێک کە دڵی هەر مرۆڤێکی ئازادی بریندار کرد، رووداوێک کە یەکەمین و دوایین رووداو نابێت و ئێمە هەر چەن وەخت جارێک دەبینن لەم شێوە رووداوگەلە ناخۆشە روو دەدات بەڵام ئەوەی جێی داخ و پەژارە بوو، گیان بەخت کردنی کۆمەڵێک لە ئاتش نشانانی ( ئاورکوژێن ) پاڵەوان و بەهێز بوو، کە عاشقانە لە ناو بڵێسەگەلی ئاگردا سووتان هەتا وانەی خۆبەشی و فیداکاری فێری کۆمەڵگا بکەن.

پلاسکۆ زۆرتر وەک ناوەندێکی بازرگانی لە وڵاتدا دەناسن، جێگەیەک کە هەزاران بنەماڵە لە ناو ئەودا خەریکی کار و تێکۆشان بوون و داوای رۆزیان دەکرد، بەداخەوە ئەم ناوەندە بازرگانییە لەو پەڕی بێ باوەڕیدا ئاگری گرت و لە ناو بڵێسەگەلی ئاگردا سووتا و داڕما (رووخا) و ئەم رووداوە ناخۆش و دڵتەزێنە خەم و پەژارەی لە دڵی مرۆڤگەلی ئازاددا بەجێهێشت. هەتاکوو ئێستەش زۆرێک لە بنەماڵەکان چاو لە رێی گەڕانەوە و رزگار بوونی ئازیزەکانیانن لە ژێر ئاوارەکاندا.

گیانبازی و لەخۆبردوویی هێزەکانی یارمەتیدەری رێکخراوەی ئاتش نشانی بۆ رزگار کردنی برینداربووان و زیان پێ گەیشتووەکانی ئەم رووداوە کەم وێنە بوو و بەم لەخۆبردوویی و پاڵەوانییە پیشانیان دا کە مرۆڤایەتی و ئینسانییەت سنوورێكی نییە.

ئێمەش وەک کۆمەڵێک لە چالاکانی کۆمەڵایەتی و فەرهەنگی و رۆژنامەوانی کوردستان پەیامی هاوخەمی و سەرەخۆشی خۆمان بە بنەماڵەی بریندار بووان و زیان پێ گەیشتووانی ئەم رووداوە رادەگەیێنین.

باڵەکانت

سووتا بوون، بەڵام

هەتا ئەوپەڕی ئاسمانەکان باڵت گرت و فڕیت!

ناوی واژۆکەران:

١- عەبدولمۆئمێن مەردۆخ

٢- د. خالید تەوەکولی

٣- هۆمەر وەلەدبەیگی

٤- سۆهراب جەلالی

٥- فەرۆخ لێقا مۆعتەمێد وەزیری

٦- فەردین کەمانگەر

٧- دلێر ئێسکەندەری

٨- کەماڵ حسەینی

٩- د. فەرزاد حاجی میرزایی

١٠- د. حسەین ئەحمدی نیاز

١١- جەماڵ ئەحمدی ئایین

١٢- شەیدا مەردۆخی

١٣- فلۆریا محەممەدپوور

١٤- سيمين چايچی

جمعی از فعالان مدنی و رسانه ای کوردستان با آسیب دیدگان حادثه “پلاسکو” در تهران ابراز همدردي كردند.

به گزارش آژانس خبري موكريان، ١٤ روزنامه نگار و فعال مدني كورد با انتشار پيامي براي آسيب ديدگان حادثه پلاسكو و خانواده آنها، مراتب همدردي خود را اعلام كردند.

متن پيام فعالان كورد و اسامي امضاكنندگان كه دقايقي پيش براي موكريان ارسال شد به اين شرح است:

شدند آتش، نشان و مظهر ایثار ماندند

و جان بر کف به زیر آتش و آوار ماندند

چه گوید آنکه تقصیری به گردن دارد امروز

به این چشم انتظاران که چنین غمبار ماندند

پلاسکو، حادثه ای که دل هر انسان آزاده ای را به درد آورد حادثه ای که اولین و آخرین نخواهد بود و ما هر از گاهی شاهد وقوع چنین حوادث ناگواری هستیم اما آنچه که ما را متاثر نمود جان باختن تعدادی از آتش نشانان قهرمان، که عاشقانه در میان شعله های اتش، سوختند تا درس ایثار و فداکاری را به جامعه بیاموزند.

پلاسکو را بیشتر با عنوان مرکزی تجاری در کشور می شناسند، مکانی که هزاران خانوار در این مکان مشغول فعالیت بودند و ارتزاق می کردند و متاسفانه این بنای تجاری در کمال ناباوری در میان شعله های آتش سوخت و فرو ریخت و این حادثه ناگوار تاسف و تاثر و اندوه را در دل انسانهای آزاده نهاد و هنوز بسیاری از خانواده ها چشم انتظار بازگشت و نجات عزیزان خود از زیر آوارها هستند.

جان فشانی و از خودگذشتگی نیروهای امدادی سازمان آتش نشانی برای نجات آسب دیدگان و مصدومان این حادثه در نوع خود کم نظیر بود و با این قهرمانی، نشان دادند که انسانیت مرزی ندارد.

ما نیز جمعی از فعالان اجتماعی و فرهنگی و روزنامه‌نگاران کردستانی پیام همدردی و تسلیت خود را باخانواده های آسیب دیدگان در این حادثه عرض مینمایم.

بالهایت 

سوخته بود اما

 تا اوج آسمانها پرکشیدی

اسامي امضاكنندگان:

١- عبدالمومن مردوخ

٢- دکتر خالد توکلی

٣- هومه ر ولدبیگی

٤- سهراب جلالی

٥- فرخ لقا معتمد وزیری

٦- فردین کمانگر

٧- دلیراسکندری

٨- کمال حسینی

٩- دکتر فرزاد حاجی میرزایی

١٠- دکتر حسین احمدی نیاز

١١- جمال احمدی آیین

١٢- شیدا مردوخی

١٣- فلوریا محمدپور

١٤- سيمين چايچي

موكريان – اشاره: درحالی که سالیانه بین ٤ تا ٥ هزار نفر در تهران به علت آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند، مسولین سیاسی و شهرداری مشغول جنگ و رقابت سیاسی هستند. 

آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکوی تهران به قدری اسفناک بود که از آن باید به عنوان یک تراژدی دردناک یاد کرد. این تراژدی از آن سو برای ساکنین تهران غمناک است که دریافتند این کلان شهر عظیم، بسیار شکننده و ضعیف است، شهری بد قواره و بی در و پیکر با انبوهی از سیمان و آهن فرسوده.

درد تهران زیاد است و یکی و دو تا نیست. از ترافیک های خسته کننده تا آلودگی هوا، از سازه های بی برنامه تا ساختمانهای فاقد ایمنی، از برج های ناسازگار در اطراف این شهر تا مجتمع های تجاری ناهمگون، از گورخوابی تا کودکان کار، از ناهنجاری های اجتماعی تا خشونت های رفتاری و… همه ی این آلام نشان از چند چیز می تواند باشد از یک سو تهران فاقد یک مدیریت شهری منظم و دقیق است. شهرداری این شهر بودجه ی هزاران میلیاردی دارد ولی از حداقل تجهیزات بروز و نوین آتش نشانی و خدمات شهری خالی است به نحوی که بولدوزر هایی که مشغول آوار برداری پلاسکو بودند، بسیار نامناسب و ضعیف بودند به گونه ای که روند آواربرداری را می تواند با مشکل مواجه کند. از دیگر سو به علت حاکمیت جریان های سیاسی بر شهرداری در ادوار گذشته تا به امروز، اجرای قانون در این نهاد عظيم شهری همواره با مشکل مواجه بوده به نحوی که در حادثه ی پلاسکو شهردار و اعضای شورای شهر کرارا اعلام کردند که چندین بار به مسولین و ساکنین پلاسکو اخطار فقدان ایمنی این ساختمان را اعلان کرده اند! اما نکته اینجاست که بند ١٤؟ماده ی ٥٥ قانون شهرداری ها تصریحا شهرداری را ملزم و متعهد به برخورد با خاطیان نموده است. اين قانون بیان می دارد:

” اتخاذ تدابیر موثر و اقدام لازم برای حفظ شهر از خطر و حریق و همچنین رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و خطرناک واقع در معابر عمومی و کوچه ها و اماکن عمومی و دالانهای عمومی و خصوصی و پر کردن و پوشاندن چاهها و چاله های واقع در معابر و جلوگیری از گذاشتن هر نوع اشیا در بالکنها و ایوانهای مشرف و مجاور به معابر عمومی که افتادن آنها موجب خطر برای عابرین است و جلوگیری از ناودانها و دودکشهای ساختمان که باعث زحمت و خسارات ساکنین شهرها باشد”.

همچنين در تبصره اين قانون آمده است: “در کلیه موارد مربوط به رفع خطر از بناها و غیره و رفع مزاحمت های مندرج در ماده فوق، شهرداری پس از کسب نظر مامور فنی خود، به مالکین یا صاحبان اماکن یا صاحبان ادوات منصوب ابلاغ مهلت دار مناسبی صادر مینماید و اگر دستور شهرداری در مهلت معین به موقع اجرا گذاشته نشود، شهرداری راسا با مراقبت مامورین خود اقدام به رفع خطر یا مزاحمت خواهد نمود و هزینه مصروف را به اضافه صدی پانزده خسارت از طرف دریافت خواهد کرد.

مقررات فوق شامل کلیه اماکن عمومی مانند سینماها، گرمابه ها، مهمانخانه ها، دکاکین، قهوه خانه ها، کافه و رستورانها، پاساژها و امثال آن که محل رفت و آمد و مراجعه عمومی است نیز می باشد”.

 این در حالی است که شهرداری دارای واحد اجراییات است و توان اجرای تصمیمات را دارد اما ملاحظات و مماشات مانع آن بوده است. واقعیت مسئله این است که جان و مال شهروندان تهرانی نباید مورد مماشات قرار گیرد. وقتی قانون تصریح دارد چرا شهرداری تهران، مسولین ك، استانداری و فرمانداری این شهر در برابر این حجم وسیع از معضلات شهر تهران کوتاهی می کنند.

یکی از مسولین قبلا اعلام کرده بود که بیشتر آسانسورهای موجود فاقد استاندارد است. خوب نکته اینجاست که شماها چکار می کنید و چرا مانع نمی شوید؟ وقتی شما دیدید که پلاسکو فاقد ایمنی است چرا مانع نشدید؟ صرف مکاتبه و اعلام کردن رافع مسولیت نیست .چرا شهرداری و دستگاههای دولتی قانون را اجرا نمی کنند.

شهر تهران نیازمند یک مدیریت منسجم و مقتدر است. در دولت احمدی نژاد به علت اختلافی که با شهردار وقت تهران داشت، دولت به تعهدات خود برای پرداخت بودجه ی گسترش و تکمیل مترو و وسایل حمل و نقل عمومی خودداری می کرد.در این دولت هم کرارا شهرداری از عدم ایفای تعهد دولت در این زمینه صحبت کرده است. واقعیت این است که دود این اختلافات و رقابت های سیاسی به چشم مردم تهران می رود. واقعا جای شرمساری است درحالی که سالیانه بین ٤ تا ٥ هزار نفر در تهران به علت آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند، مسولین سیاسی و شهرداری مشغول جنگ و رقابت سیاسی هستند. تراژدی پلاسکو زنگ خطری بود که تهران و تهرانیان در خطر هر نوع حادثه هستند. دیگر بس است مردم دیگر تحمل مصیبت و بدبختی ندارند بلکه نیازمند رفاه و آسایش هستند. درد پلاسکو در خاطره ی مردم باقی می ماند.

*حسین احمدی نیاز، حقوقدان


موكريان – چكيده: الان هم به نظر ما توی اصفهان خیلی احترام به خبرنگار نجف‌آبادی گذاشته و گفته‌اند این خبرنگارها خیلی عاقل و دانا هستند، اگر آنها را این‌طوری کنیم، حساب کار می‌آید دست اسیدپاش‌های اصفهان و خودشان می‌روند در افق گم می‌شوند.

سایت خبری تابناک اصفهان گزارش داده در اصفهان یک خبرنگار نجف‌آبادی به اتهام اینکه در تنظیم یک خبر به‌جای هشت دستگاه، نوشته ۳۰ دستگاه موتورسیکلت متخلف توقیف شده‌اند، به اتهام «انتشار کذب یک خبر درباره توقیف موتورسیکلت‌های متخلف» با شکایت نیروی انتظامی ٤٠ ضربه شلاق خورده. شاید شما فکر کنید ما الان می‌خواهیم بگوییم چرا خبرنگارجماعت را ۴۰ ضربه شلاق زدید؟ و قصد داریم در مظلومیت کار خبرنگاری و روزنامه‌نگاری داد سخن در بدهیم و طوری حرف بزنیم که به پاراگراف دوم نرسیده، اشک شما را دربیاوریم و دلتان برای خبرنگاران بسوزد که یا شلاق می‌خورند یا توی مجلس سیلی یا آب‌خنک، اما اشتباه می‌کنید. ما قصد نداریم از این حرف‌ها بزنیم و اتفاقا قصد داریم از اقدام هوشمندانه نیروی انتظامی در طرح شکایت از خبرنگار نجف‌آبادی و همچنین از اقدام شایسته در اعمال ۴۰ ضربه شلاق، تقدیر و تشکر کنیم. دمتان گرم. عرض می‌کنم چرا. اقدام این عزیزان در اصفهان، درواقع در تأیید و تکریم و تقویت جایگاه خبرنگاری و امر شفافیت و گردش آزاد اطلاعات است. چرا؟ ببینید ما وقتی بچه بودیم و توی خانه بچه‌ها شلوغی می‌کردند، بابای ما می‌آمد می‌خواباند توی گوش ما. می‌گفتیم چرا؟ می‌گفت تو بزرگ‌تر و عاقل‌تر از اینهایی، تو را می‌زنم که اینها، هم حساب کار بیاید دستشان، هم بفهمند وقتی توی عاقل و بزرگ‌تر کتک بخوری، آنها هم حتما می‌خورند. وقتی هم می‌رفتیم توی کوچه و توپ‌بازی می‌کردیم، همسایه‌ها می‌آمدند گوش ما را از بین آن‌همه بچه می‌گرفتند و می‌‌کشیدند و دوتا لگد هم می‌زدند به کمر ما. چرا؟ چون ما بزرگ‌تر و عاقل‌تر از بچه‌های کوچه بودیم و این‌طوری حساب کار می‌آمد دست آنها. بعد که رفتیم مدرسه، قانون بود همه موهاشان را از ته و با نمره چهار ماشین کنند. ما روزی دوبار ماشین می‌کردیم. منتها سر صف ناظم ما را می‌کشید بیرون و ما را فلک می‌کرد و می‌گفت میدون دوم، این‌طوری حساب کار می‌آید دست بچه‌ها، چون تو عاقل‌تر از همه‌ای. اتفاقا توی مترو هم یک‌بار خفاش شب سوار شده بود و داشت بین مردم می‌خفاشید، آن‌طرف‌تر هم دونفر داشتند جیب مردم را می‌زدند، این مأمورهای مترو آمدند و به ما پس‌گردنی زدند و گفتند تو قیافت عاقل است، این‌طوری حساب کار دست خفاش شب و جیب‌برهای مترو می‌آید که با کسی شوخی نداریم. الان هم به نظر ما توی اصفهان خیلی احترام به خبرنگار نجف‌آبادی گذاشته و گفته‌اند این خبرنگارها خیلی عاقل و دانا هستند، اگر آنها را این‌طوری کنیم، حساب کار می‌آید دست اسیدپاش‌های اصفهان و خودشان می‌روند در افق گم می‌شوند.

وصیت: سوفیا… من خیلی‌وقت‌ها می‌خواهم نوشتن در روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاری را ببوسم و بگذارم کنار و بروم دکل نفتی غیب کنم. چون دردسرش کمتر است. قربان تو؛ عاشق بی‌دکل تو؛ میدون دوم.

*پوريا عالمي، طنزنويس شرق

دەستەی نووسەرانی ئاژانسی هەواڵنێری موکریان بە بۆنەی کۆچی دوایی دایکی عەبباس جەماڵی، پارێزەری کۆمەڵێک له بیرمەندان، بەندکراوانی سیاسی، چالاکانی مەدەنی و رۆژنامەوانانی کورد پەیامێکی سەرەخۆشی بڵاو کردەوە.

هەواڵنێری موکریان ـ دەقی پەیامی سەرەخۆشییەکە:

دۆست و هاوڕێ ئازیز

بەڕێز عەبباس جەماڵی

بە داخ و کەسەرێکی زۆرەوە، بە بۆنەی کۆچی داویی خاتوو حەبیبە جەماڵی، دایکی بەڕێزتان، سەرەخۆشی خۆمان بە ئێوە و سەرجەم بنەماڵەی جەماڵی رادەگەیێنین و یاد و بیرەوەری ئەو خۆشەویستە رێز لێدەگرین و لەگەڵ ئێوە و سەرجەم منداڵانانی ئەو بەرێزە خۆمان بە خەمخوار و هاوبەشی خەمەکانتان دەزانین و ئاواتی سەبووریتان دەخوازین.

رۆحی دایکی خوا لێخۆشبووتان شاد و تەمەن درێژی و لەش ساخی بۆ سەرجەم بەجێماوانی بێت.

دەستەی نووسەرانی ئاژانسی هەواڵنێری موکریان

پێنشەممە ٢٣ی بەفرانباری ١٣٩٥ی هەتاوی

اعضاي تحريريه آژانس خبري موكريان به مناسبت درگذشت مادر گرامي عباس جمالي، وكيل مدافع تعدادي از دگرانديشان، زندانيان سياسي، فعالان مدني و روزنامه نگاران كورد پیام تسليتي منتشر كردند.

خبرگزاري موكريان – متن پيام تسليت به شرح زير مي باشد:

دوست و همكار محترم

جناب عباس جمالي

با كمال تأسف و تألم درگذشت “بانو حبيبه جمالي” مادر گراميتان را به شما و خانواده جمالي بزرگ تسليت عرض نموده، ياد و خاطره آن عزيز را گرامي مي داريم و خود را با شما و ديگر فرزندان ايشان در این غم و اندوه، شریک دانسته و برايتان صبر آرزومنديم. روح آن مرحومه شاد و عمر طولانی و سلامت برای بازماندگان باشد.

اعضاي تحريريه آژانس خبري موكريان

پنجشنبه ٢٣ بهمن ماه ١٣٩٥ خورشيدي

خانواده سنندجي، قاتل تنها فرزندشان را بدون هيچ چشمداشتي، پاي چوبه دار بخشيدند. 

به گزارش موكريان، صبح امروز يكشنبه ١٢ ديماه ٩٥ پنجمین گذشت از اجراي حکم قصاص، امسال در کوردستان، توسط خانواده ای اتفاق افتاد که قاتل، تنها فرزندشان را در یک درگیری كودكانه، از آنان گرفته بود.

«هيمن اورامي نژاد» صبح امروز ١٢ ديماه با طناب دار برگردن، منتظر کشیدن صندلی از زیر پایش بود، اما توسط پدر و مادر مقتول «پويا ابوالقاسمي» بخشیده شد.

دوم اسفند سال ٩٠ در خیابان صفری سنندج ٢ نوجوان ١٧ ساله باهم درگير شدند که در آن قاتل با چاقویی هم سن خود را از پای در آورد.

هيمن كه الان ٢٢ سال سن دارد بعد از اين بخشش، علاوه بر تشکر و قدردانی از خانواده مقتول و ابراز پشیمانی از وقوع قتل، گفت: هیچ وقت خاطره خوش این بخشش را از یاد نمی برند.

فعالان مدني سنندج در ادامە ی تلاش برای بخشش قصاص، پس از مدتها تلاش و رایزنی، تحت عنوان «كمپین بخشش» در جلب رضايت خانواده ابوالقاسمي نقش مهمی داشتند.

اعضای شورای مردمی کمپین بخشش عبارتند از:

١- سیمین چایچی

٢- سهراب جلالی

٣- فایق تاشان

٤- فرخ لقا معتمدوزیری

٥- مطفرصالح نیا

٦- مختارزارعی

٧- دلیراسکتدری

«سازمان عفو بین الملل» هم در فرودین ماه سال جاری طی بیانیه‌ای نسبت به اعدام قریب الوقوع هیمن اورامی نژاد هشدار داد و خواستار توقف این حکم شد.

ژینگەپارێزانی وڵات له شاری بۆکان، بۆ گەیاندنی خۆراک بە پەلەوەرەكان جێدانيان لەم شاره بۆ هەڵواسين.

بە پێی راپۆرتی موکریان، ئەنجومەنی ژینگەپارێزیی وڵات له شاری بۆکان، رۆژی ١٠ی بەفرانباری ٩٥ له هەڵمەتێک بۆ گەیاندنی خۆراک بەو پەلەوەرانەی که لەم وەرزەدا تووشی قەیرانی خۆراک هاتوون، به هەڵواسینی جێدان و بڵاڤۆک یارمەتییان کردن.

ژینگەپارێزان له ناو شاری بۆکان به مەبەستی دابین کردنی خۆراکی هەندێک له پەلەوەرەکان و هەروەها بۆ ڕاکێشانی سەرنجی خەڵک بۆ ئەم لایەنه وەک فەرهەنگسازییەک درێژەیان به چالاکییەکانی خۆیان دا.

ئەنجومەنی وڵات ئەم جێدانانەی هەڵواسیوە و داوا له خەڵکی شاری بۆکان دەکات تا به هەر شێوەیەک بۆیان دەگونجێ ئەم جێدانانه پڕ بکەنەوە یان له سەربان و حەوشەی ماڵی خۆیان دانەوێڵه بۆ ئەم پەلەوەرانه دا بکەن.

چالاکوانانی وڵات داوایان لە ھاوشاریان کردووە پاشماوەی ئەو خواردنەی خۆیان که بۆ ئاژەڵان و پەلەوەران به کار دێت له بەر دەرگا دانێن؛ ڕەنگه بتوانین به پێی مرۆڤ بوونی خۆمان گیانی گیانلەبەرێک له برسیایەتی ڕزگار بکەین.

جوان ٢٢ ساله اي با حلق آويز كردن خود در منزل، اقدام به خودكشي كرد.

به گزارش موكريان، هنوز چند دقيقه اي از نخستين دقايق بامداد پنجشنبه ٩ ديماه نگذشته بود كه “عباس.ع”، در روستايي كوچك در ٢٠ كيلومتري دهگلان به نام “بەكراوا” خود را با طناب آويزان كرد.

عباس كه مي خواست ازدواج كند، يك اتفاق ناگوار، به گفته يكي از نزديكان وي، زندگي اين جوان را به طناب دار گره زد.

او به موكريان مي گويد: در ماه رمضان امسال، عباس در يك حادثه رانندگي كه منجر به فوت يك زن مي گردد، به پرداخت ديه كامل او محكوم مي شود.

تلاش ها براي گرفتن رضايت از خانواده زن متوفي نتيجه اي در برنداشت، و ناتواني خانواده عباس براي تأمين مبلغ ديه به دليل فقر مالي، جوان دم بخت را به كام مرگ فرو مي برد.

كارشناسان علوم اجتماعي، فقر و بيكاري را يكي از عوامل اصلي پديده رو به افزايش خودكشي در كوردستان برمي شمارند.

🔻تشييع جنازه جواني كه دست به خودكشي زد/ لەيلاخ، بەكراوا

رییس تیم جراحان دانش‌آموزان شین‌آبادی از عدم تزریق بودجه لازم برای جراحی این دانش‌آموزان ابراز تاسف کرد.

به گزارش موكريان، محمد جواد فاطمی؛ رییس تیم جراحان دانش‌آموزان حادثه‌دیده شین‌آبادی در خصوص وضعیت این دانش‌آموزان، گفت: طبق گفته مسئولان وزارت بهداشت قرار بود؛ تجهیزاتی برای جراحی دانش‌آموزان شین‌آبادی فراهم شود تا این دانش‌آموزان در بیمارستان حضرت فاطمه جراحی شوند و در غیر این صورت اعزام این دانش‌آموزان در دستور کار قرار می‌گرفت.

فاطمی در گفتو با ايلنا با اشاره به آخرین پیگیری‌ها در خصوص مهیا کردن تجهیزات در بیمارستان حضرت فاطمه بیان کرد: دانش‌آموزان شین‌آبادی دائما توسط تیم پزشکی معاینه می‌شوند و وضعیت آنها خوب است، ولی متاسفانه بودجه لازم برای جراحی آنها تزریق نشده است.

وی در این خصوص ادامه داد: تجهیزات قرار است؛ برای جراحی این دانش‌آمزان حادثه‌دیده آماده شود، ولی تاکنون خبری از بودجه‌ای که باید به این کار اختصاص می‌دادند و همچنین تجهیزات مورد نیاز برای جراحی نیست. ما نمی‌دانیم که این تجهیزات چه زمانی فراهم می‌شود. همه این عوامل به وزارت بهداشت بستگی دارد.

رییس تیم جراحان دانش‌آموزان شین‌آبادی در پاسخ به این سوال که بهتر است؛ این دانش‌آموزان در ایران جراحی یا به خارج از کشور اعزام شوند، گفت: اگر تجهیزات عمل جراحی در داخل کشور تهیه شود، این دانش‌آموزان را خودمان در بهترین شرایط جراحی می‌کنیم.

وی در خاتمه خاطرنشان کرد: بايد پیشگیری‌های لازم در مدارس صورت بگیرد تا در آینده هیچ دانش‌آموزی نسوزد.

روند خودكشي هاي سقز، با خودكشي دختري ١٩ساله در محله صالح آباد اين شهرستان ادامه پيدا كرد.

به گزارش موكريان، دختر جواني به نام (س.م) روز چهارشنبه ٨ ديماه در محله صالح آباد سقز از طريق حلق آويز كردن به زندگي خود پايان داد.

منابع محلي به موكريان گفتند از ابتداي سال جاري تاكنون دست كم  ١٦ مورد خودكشي در شهرستان سقز اتفاق افتاده است.

‌در نسشت امروز جامعه شناسان و روانشناسان سقزی با فرماندار ویژه سقز، راهکارهای کاهش پدیده خودکشی در این شهر مطرح و مورد بررسی قرار گرفت.

خردادماه سال جاري فرمانداري ويژه اين شهرستان نشستي با حضور جامعه شناسان و روانشناسان سقزي به منظور يافتن راهکارهای کاهش آسیب‌های اجتماعی برگزار كرد.

علی اکبر ورمقانی از جامعه شناسان و روانشناسان خواست تا نسبت به انجام تحقیقات پیرامون علت افزايش پديده خودكشي در سقز و تدوین راهکارهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت اقدام کنند.

فرماندار سقز در اين نشست اعتیاد، بیکاری، مسایل عاطفی، بی توجهی خانواده‌ها و ناکامی در تحصیل را از عوامل ظاهری بحث پدیده‌هایی همچون خودکشی، طلاق و اعتیاد در اين شهرستان برشمرد.

خانواده سرباز مريواني ضمن قدرداني از همدردي و همراهي مردم و مسئولين، جزئيات حادثه پادگان عجبشير و مصدوميت فرزند خود را كه براي نجات توله سگي بر روي مين رفت، تعريف كردند.

به گزارش موكريان، خانواده سرباز محمد باختر جزئيات حادثه اي را كه در پادگان عجبشير بر اثر انفجار مين منجر به قطع پاي فرزندشان شد چنين تعريف مي كنند:

سگ مي رود محمد نه

“سید محمد باختر ۱۹ ساله و دوازده ماه خدمت سرباز وظیفه در تاریخ ٢٧ آذر ١٣٩۵، ساعت ١۴:٣٠، پس از اتمام نوبت نگهبانی خود و تحویل پست در مسیر بازگشت به آسایشگاه پادگان عجب شیر، متوجه زوزه و ناراحتی توله سگی بر اثر گیر افتادن میان سیم های خاردار پادگان می شود، محمد همچون هر انسان مهربان و با وجدانی نسبت به نجات حیوان زبان بسته از بین سیم های خاردار احساس مسئولیت نموده و در اقدام اول خود سعی می نماید سگ را نجات بدهد. سرباز که برای نجات سگ یک پایش را آن طرف سیم خاردار (بیرون پادگان) گذاشته و پس از نجات سگ به محض بلند کردن پای خود به عزم برگشت به آسایشگاه و شادمان از انجام کاری نیک، از زیر پایش صدای مهیبی بلند می شود و دنیا برایش خون و آتش می شود”.

براي نجات پايش دير شده بود

“از آنجا که زخم سرباز سطحی نبوده و خون ریزی پایش شدید بوده است دوستان حاضر در محل از انجام کمک لازم به وی عاجز مانده و نسبت به انتقال سرباز فداکار به بیمارستان عجب شیر برای مداوا اقدام می نمایند و سرباز زخمی را راهی بیمارستان عجب شیر می کنند و پس از ورود و مشاهده نوع و شدت زخم پای سرباز و کمبود امکانات لازم در بیمارستان عجب شیر از آنجا به بیمارستان امام رضا منتقل می گردد و این بار ۲ ساعت پس از ورود به بیمارستان امام رضا و بدون هیچ گونه درمان بر روی جراحت سرباز فداکار مجددا به بیمارستان شهدا منتقل می گردد و این بار پس از ورود پرسنل بیمارستان و پزشکان مربوطه با حضور پیش بیمار نسبت به انجام اقدامات لازم اولیه برای جراحت سرباز فداکار اقدام می نمایند. درمان اولیه برای مهار خونریزی جراحت پای سرباز انجام می گیرد و به دلیل شدت جراحات و تاخیر در انجام درمان بر روی پای سرباز خون بدنش تا حد زیادی خالی شده بود از این رو پزشکان حاضر دستور به تزریق خون را صادر می نمایند. پس از انجام عمل های مختلف پای راست سرباز فداکار از زانو قطع گردید”.

با فرزند خود هم درديم

“هم اکنون سرباز فداکار سید محمد باختر در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهدای تبریز بستری می باشد و ما نیز به عنوان خانواده ایشان علی رغم رنگی شدن لذت و شادی نجات یکی از مخلوقات خدا توسط فرزندمان با خون خود و انجام عمل زیبای فرزند دلبند خود که پسندیده خدای بزرگ و همه انسان های با وجدان و منصف می باشد، می بالیم و شادمانه تا همیشه با فرزند خود هم دلی و هم دردی می نماییم”.

ملت سرباز فداكار را تنها نگذاشتند

“همچنین جای دارد تا از لطف و مهربانی همه دوستان و نزدیکان و همه ملت ایران که هر کدام به نوعی در این زمان ما را تنها نگذاشته اند و با تمام وجود از سرباز فداکار خود حمایت کردند و از راه دور و نزدیک و هرکدام به نوعی از طرق مختلف ما را همراهی نمودند سپاسگزاریم”.

قدردان زحمات همه هستيم

“از فرمانده پادگان عجب شیر و ارگان های مربوطه و نمایندگان تبریز و مریوان که همکاری های لازم را با ما به عمل آوردند و همچنین همه ی مردم شریف مریوان، اعضای دلسوز انجمن سبز چیا علل خصوص آقای کمال راستخانە که مسافت مریوان تا تبریز را با دوچرخە برای ملاقات فرزند ما و همشهری خودش پیمود و امام جمعه و ادارات مختلف و مردم عزیز روستا های اطراف، که با تمام وجود سرباز فداکار و فرزند خود سید محمد باختر و خانواده او را مورد لطف و مهربانی خود قرار دادند و سنگ صبور روزهای سخت ما شدند کمال تشکر و قدر دانی را داریم و قدر دان زحمات تمام بزرگواران و دست بوس تک تک آنها می باشیم و همچنان محتاج و چشم انتظار دعای خیر همه عزیزان می باشیم تا درمان و بهبود کامل عزیزمان”.

خانوادە سید محمد باختر/ سوم دی ماه ١٣٩۵

🔻تصوير حامیان حقوق حیوانات و فعالان محیط زیست؛ كه روز جمعه در بیمارستان تبریز ضمن عيادت از محمد باختر، به سرباز مريواني اداي احترام كردند.

دوچرخه سوار عضو انجمن چيا، مسافت مريوان تا تبريز را براي اداي احترام به سربازي كه نجات يك سگ منجر به از دست دادن پايش شد، ركاب مي زند.

به گزارش موكريان، «کمال راستخانه» عضو انجمن سبز چیا امروز يكم ديماه، پيمودن مسير ٤٠٠ كيلومتري مریوان به تبریز را براي اداي احترام به سرباز «محمد باختر» با دوچرخه آغاز كرد.

راستخانه هدف از اين حركت نمادين را قدرداني از فداكاري سرباز همشهري اش كه به خاطر نجات يك سگ در منطقه پادگان عجب شير پايش بر روي مين رفت، عنوان كرد.

وي هم اكنون به شهرستان سقز رسيده و امشب را در اين شهر استراحت مي كند تا فردا صبح راهش را به سمت تبريز ادامه دهد.

محمد باختر سرباز مریوانی اهل روستای هانە شیخان، دو روز پيش در پادگان عجب‌شیر متوجه گرفتار شدن یک سگ در گوشه پادگان شد.

این سرباز برای نجات جان سگ وارد عمل شد اما در هنگام خارج کردن سگ از محل گرفتار شده، یک مین منفجر شد.

انفجار مین پای سرباز باختر را گرفت و به علت شدت جراحات در بخش سی‌.سی‌.یو بیمارستان تبريز بستری شد.

در آستانه هفته وحدت پیکرە زن ایل قرەپاپاق توسط شهرداری نقدە در میدان وحدت این شهر نصب شد.

به گزارش موکریان، در آستانه هفته وحدت و ضرورت همدلى احاد مردم با گرايشات مختلف سياسى، مذهبى و قومى و لزوم اتحاد ملى در بستر موزائيكى اقوام و اديان ايرانى و درك زيبايي هاى اين تنوع كه فرصتى براى توسعه و زيست مسالمت آميز فراهم مي آورد، مسولان و مديران شهرداري نقده با ناديده گرفتن تفاوت هاي قومي و مذهبي اين شهرستان، سال هاست سهم کوردها از پیکرە و نامگذاری خیابان ها و میادین شهری را به فراموشي سپرده اند.

این اقدام در حالی صورت می گیرد که دست كم نیمی از خانوارهاي ساكن این شهرستان کورد هستند و در مورد فرهنگ و زبان آنان از طرف شهرداری همچنان بي عدالتي صورت مي گيرد.

سال گذشته همزمان با آغاز هفتە وحدت المانی غیر مرتبط در میدان اوراز (معلم) نصب گردید در حالی که نصب پیکرە محمد اوراز، كوهنورد پرآوازه كورد، در این میدان به تصویب شورای شهر رسیدە بود اما اين مصوبه بدون ارايه توضيحي براي شهروندان، بايگاني شد.

موكريان به عنوان رسانه اي بي طرف، به دور از حب و بغض و خاصه خرجي هاي رايج، ادامه چنين اقداماتي را در شهرهايي چون نقده با تنوع فرهنگي، مذهبي، قومي و زباني، در تقابل با اهداف انقلاب و دور شدن از آرمان هاي آن تلقي مي كند.

موكريان : سوفیا… سوفیا… عشق من… تو بگو من به کدام ساز این جماعت برقصم؟ عاشق تو؛ میدون دوم.

اگر بروی توی روزنامه بنویسی، می‌گویند: سانسور را پذیرفتی.

اگر توی اینترنت چیزی بنویسی، می‌گویند: پشت کامپیوتر نشستن که نشد فعالیت.

اگر شعار بدهی، می‌گویند: اینها همه‌اش شوآف است و می‌خواهی دیده شوی.

اگر پا شوی بروی جلو مجلس و سکوت کنی، می‌گویند: داری به جامعه هزینه تحمیل می‌کنی.

اگر بنشینی خانه و کاری نکنی، می‌گویند: ترسو هستی و مسئولیت اجتماعی نداری.

اگر با آن‌وری‌ها مصاحبه کنی، می‌گویند: تن دادی.

اگر با این‌وری‌ها مصاحبه کنی، می‌گویند: وا دادی.

اگر جریان حاکم را نقد کنی، می‌گویند: از جریان رقیب پول گرفتی.

اگر جریان رقیب را نقد کنی، می‌گویند: از جریان حاکم پول گرفتی.

اگر درس بخوانی، می‌گویند: آخرش که چی؟

اگر کتاب بنویسی، می‌گویند: خب که چی؟

اگر عاشقانه بنویسی، می‌گویند: اسکل هستی و از واقعیات جامعه دوری.

اگر واقع‌گرایانه بنویسی، می‌گویند: قالتاق هستی و چشمت به جوایز خارجی است.

اگر کافه راه بیندازی، می‌گویند: شاسکول هستی و کاری به توده و طبقه کارگری و کودکان کار نداری.

اگر بروی از کودکان کار فیلم بگیری، می‌گویند: شامورته‌بازی درمی‌آوری و داری فیلم بازی می‌کنی.

اگر هر کاری کنی، می‌گویند: حتما از خودشان است که نمی‌گیرندش.

اگر بگیرندت، می‌گویند: زندان هم شده شوخی، همه را می‌گیرند.

اگر زودتر آزاد بشوی، می‌گویند: حتما خودت را فروختی.

اگر تا آخرش صبر کنی، می‌گویند: خودقهرمان‌پنداری داری.

اگر زندگی کنی، می‌‌گویند: چرا نمی‌میری ما راحت شویم؟

اگر بمیری، می‌گویند: تقصیر خودش بود که مرد. راحت شد.

وصیت

سوفیا… سوفیا… عشق من… تو بگو من به کدام ساز این جماعت برقصم؟ عاشق تو؛ میدون دوم.

*پوريا عالمي، طنزنويس

**منبع: روزنامه شرق

bigtheme
all right reserved for Mukrian news Agency Designed by Mukrian IT Team Powered by Wordpress - 2014 - 2016